کد خبر: ۳۴۰۲۵۷
تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۱
خاطرات «جرد کوشنر» داماد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا- 23

نتایج اولیه انتخابات و کمپین‌های انتخاباتی

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان

در 27 مارس، ایوانکا و من به استقبال فرزند سوم خود رفتیم. از آنجایی که او یک نوزاد سیاسی بود که در دوران نامزدی ریاست‌جمهوری نطفه‌اش بسته شد و به دنیا آمد، نام او را به نام بیست و ششمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، تئودور روزولت‌(1)، رئیس‌جمهور شجاع و تحول آفرین که مانند ترامپ، پرانرژی و هتاک بود، انتخاب کردیم. یک هفته پس از زایمان ایوانکا، پدرش تماس گرفت و از او پرسید که آیا عصر همان روز به یک تجمع در لانگ آیلند(2) می‌آید و او را معرفی می‌کند؟ ترامپ در انتخابات مقدماتی ویسکانسین(3) شکست خورده بود و این ایوانکا بود که همیشه روحیه‌اش را بالا می‌برد. ایوانکا موافقت کرد و حضور او در تجمع- همراه با شتابی که کمپین در حال به‌دست آوردن بود- ترامپ را دوباره تقویت کرد. از آن نقطه به بعد، او در تمام انتخابات مقدماتی باقیمانده پیروز شد.
من و ایوانکا با پدرش در برج ترامپ بودیم که نتایج اولیه ایندیانا(4) در 3 مه اعلام شد. فاکس‌نیوز تیتر فوری را مخابره کرد: کروز در حال کناره‌گیری از رقابت بود. برخلاف همه احتمالات، ترامپ به پیروزی‌ای دست یافته بود که قبلاً یک نامزد جمهوری‌خواه، بدون پیشینه سیاسی یا نظامی به دست نیاورده بود. او همه چیز را به خطر انداخته بود، برای چیزی که به آن اعتقاد داشت مبارزه کرد و شانزده نامزد را شکست داد تا نامزدی جمهوری‌خواهان را به‌دست آورد. ترامپ با هیجان رو به من و ایوانکا کرد: «باور می‌کنی ما این کار را انجام دادیم؟»
هر چه زمان بیشتری را با ترامپ در مسیر انتخابات سپری کردم، بیشتر متوجه شدم که چرا میلیون‌ها نفر احساس می‌کردند که رسیدن به رؤیای آمریکایی سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. من با پدرهمسرم موافق بودم که وضع موجود دیگر بیش از این کارایی ندارد. واشنگتن و طبقه حاکم آن باید متحول شوند. نمی‌خواستم به بیست سال گذشته نگاه کنم و افسوس بخورم که در تلاشی طغیانگرانه برای تغییر آمریکا به‌سمت بهتر شدن شرکت نکردم. بنابراین با ورود کمپین به مرحله انتخابات عمومی، بیش از آنچه پیش‌بینی می‌کردم در اموری از جمله در مورد تصمیمات پرسنلی و مالی، راهبرد تبلیغات دیجیتال ما، و برنامه سفر رئیس‌جمهور درگیر شدم. فهمیدم وقتی ترامپ نگران جزئیات بود، ناامید و حواس پرت می‌شد. زمانی که تیم او عملیات را به خوبی اجرا می‌کرد، او بیشتر روی راهبرد و پیام متمرکز بود. ترامپ شاد، ترامپ برنده بود.
من شروع به کار با «برد پارسکیل» کردم تا توانایی عملیات سایبری خود را ارتقاء دهیم. من با مؤسس یک شرکت فناوری که تعداد بی‌سابقه‌ای از تبلیغات دیجیتالی را تهیه و ارائه کرده بود، ارتباط داشتم و او موافقت کرد که به سن آنتونیو(5) پرواز کند تا با پارسکیل و تیمش ملاقات کند. 
او چند دقیقه زودتر رسید و پاراسکیل را که در اتاق کنفرانس بود و یک جلسه تیمی داشت، خواست. بنیانگذار شرکت فناوری بدون تلف کردن یک دقیقه، یکراست وارد اتاق کنفرانس شد. او از پارسکیل پرسید: «سه طراح برتر تبلیغات شما چه کسانی هستند؟» 
بدون اینکه منتظر جوابی بماند، شروع به دستور دادن به همه افراد حاضر در اتاق کرد که گویی یک گروهبان آموزشی است. یک نفر را فرستاد تا تشک بادی بخرد تا پرسنل به صورت شیفتی، بیست و چهار ساعته شروع به کار کنند. او گفت: «شما فقط صد و پنجاه روز تا پایان کارزار انتخابات فرصت دارید، شما از رقابت بسیار عقب هستید، و از هم اکنون به هر ثانیه نیاز دارید تا به نفر پیشتاز برسید.»
ما یک عملیات به سبک تجّار راه‌اندازی کردیم، که در آن تیم‌های تبلیغاتی با یکدیگر رقابت می‌کنند تا مشارکت و جمع‌آوری کمک‌های مالی برای کمپین را افزایش دهند. برای اجرای عملیات، از‌گری کوبی(6)‌، تأثیرگذارترین کارشناس دیجیتال کمیته ملی جمهوری‌خواه و یکی از معدود افرادی در تشکیلات جمهوری‌خواه که می‌خواست ترامپ پیروز شود، استفاده کردیم. هر روز، تیمی که بهترین بازگشت سرمایه را به دست می‌آورد، پول بیشتری برای خرید سهم بیشتری از تبلیغات در روز بعد دریافت می‌کرد. تیم‌ها همه چیز را آزمایش کردند، از جمله اینکه آیا دکمه «در این‌جا اهدا کنید» باید سبز یا قرمز باشد یا اینکه تبلیغات با عقاب، پرچم آمریکا یا تصویر ترامپ بهتر عمل می‌کند. این محیط بسیار رقابتی نتایج خیره‌کننده‌ای را به همراه داشت. تحت رهبری پارسکیل و کوبی‌، تیم‌های تبلیغاتی بیش از صد هزار ترکیب تبلیغاتی را هر روز آزمایش می‌کردند و داده‌های افکار عمومی را بی‌درنگ جمع‌آوری می‌کردند که چند روز قبل از نظرسنجی انجام می‌شد و به کمپین اطلاع می‌داد که کدام پیام‌ها بیشتر مورد توجه رأی‌دهندگان است. ما به سرعت دیدیم که تبلیغات، زمانی که به جای حمله به سایر نامزدها، بر سیاست‌های طرفدار آمریکای(7) ترامپ، مانند ساختن دیوار، متمرکز بود، بهتر عمل می‌کرد. در مجموع، کمپین ما حدود شش میلیون نوع تبلیغات تولید کرد که بسیار بیشتر از شصت و شش هزار نوع تبلیغاتی کمپین کلینتون بود.
در چهار ماه آخر کمپین، عملیات سایبری ما بیش از 250 میلیون دلار کمک‌های دلاری کوچک جمع‌آوری کرد- رقمی بی‌سابقه- و میلیون‌ها رأی‌دهنده را متقاعد کرد که از ترامپ در این روند حمایت کنند. 
اندرو باسورث(8)، مدیر اجرایی فیس‌بوک که بر تبلیغات این شرکت در طول انتخابات 2016 نظارت داشت، بعداً یادداشتی نوشت که در آن استدلال کرد که ترامپ نه به‌دلیل روسیه یا «اطلاعات نادرست»، بلکه «‌زیرا او بهترین کمپین تبلیغات دیجیتالی را که تا به حال از هر تبلیغ‌کننده‌ای دیده‌ام اجرا کرد. تمام.»
پانوشت‌ها:
1.  Theodore Roosevelt؛ 32‌مین رئیس‌جمهور آمریکا
2.  Long Island
3.  Wisconsin
4.  Indiana
5.  San Antonio
6.  Gary Coby
7. طرفدار آمریکا. امپریالیسم آمریکایی، اصطلاحی که برای توصیف نفوذ گسترده فرهنگی و سیاسی ایالات متحده در خارج از مرزهایش استفاده می‌شود.
8.  Andrew Bosworth

captcha