کد خبر: ۳۴۰۱۷۸
تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۴
روایتی از سردمداران غربی

کتابی در توصیف یک سوسک

کتاب «سوسک» نوشته ایان راسل مک‌یوون، روایتی از حاکمانی است که نه از روی ناآگاهی یا خطای محاسباتی، بلکه با نیتی قبلی و برای تأمین منافع شخصی یا گروهی، کشور خود را به ورطه نابودی می‌کشند. این کتاب که فضای اصلی آن در بحبوحه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت) شکل گرفته است، صرفاً به دنبال تغییر مسیر آن رویداد نبوده، بلکه می‌خواهد بیان کند در غرب، سیاست‌گذاران چگونه زندگی انسان‌ها را قربانی منافع خود می‌کنند.
ایده اصلی این کتاب یادآور داستان «مسخ»، نوشته فرانتس کافکاست. در واقع، در این کتاب، برعکس داستان کافکا که یک انسان به سوسک تبدیل می‌شود، تبدیل شدن یک سوسک به انسان نمایش داده شده است تا با نوشتاری طنز به مخاطب نشان دهد چگونه رفتاری در شأن یک سوسک در انسان‌های دنیای واقعی متداول است.
در نوشته مک‌یوون، نویسنده انگلیسی، دموکراسی غربی بهترین بستر برای رویش استبداد نوین است؛ جایی که یک سوسک می‌تواند اهداف سوسک‌ها را به‌راحتی عملی کند. او در قامت شخصیت «جیم سمز» و امثال او، تصویری از سیاستمداران خودکامه‌ای ترسیم می‌کند که تنها منفعت خود را می‌جویند و در این راه، افکار عمومی نمی‌تواند جلوی بیراهه رفتن کشور را بگیرد، بلکه حتی به این مسیر سرعت هم می‌بخشد؛ تفاوتی ندارد که چیزی که مردم باید بخواهند چقدر پوچ و مضحک باشد، مهم این است که برای سردمداران مفید باشد تا مردم را به سمت آن سوق دهند. شاید جیمز سمز، شخصیت اصلی داستان، سوسکی که انسان شده است، امروزه بیشتر از هر چیزی در ذهن‌ها دونالد ترامپ را تداعی کند؛ کسی که به خاطر منافع خاص خود، جنگ‌ها را آغاز می‌کند یا علی‌رغم خطری که ادامه جنگ برای منافع کشورش دارد، حاضر به خاتمه دادن به آن نمی‌شود. علاوه بر این، جیمز سمز نماد افرادی است که منافعشان را به نابودی انسان‌های دیگر گره می‌زنند؛ یعنی این افراد تنها دنبال منافع خود نیستند، بلکه نفع خودشان را دقیقاً در به‌هم ریختن دنیا می‌بینند.
این رمان در پشت داستان سرگرم‌کننده‌ای که دارد، از قالب تمثیل استفاده می‌کند تا حقایق سیاست غرب را نمایش دهد و مخاطب را با پشت‌پرده وقایع آشنا سازد.
در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:
پس از آن بود که شنیده شد یکی از دیپلمات‌های جوان به همکار خود گفته است: «نمی‌فهمم چرا بلند شدن و براش دست زدن. اونم انقدر بلند و طولانی».
همراهش که از او سن و سال بیشتری داشت، گفت: «چون تک‌تک حرفاش اونا رو منزجر می‌کرد».
دور از عقل نبود که مطبوعات بریتانیا سخنرانی او را پیروزمندانه نامیدند.

captcha