ذلت و عزت ظاهری و باطنی
علی پوریا
ذلت و خواری حالت نفسانی و باطنی در نفس انسان است که شخص تحت فشارهای درونی و بیرونی از حالت عزت بیرون میآید و خود را منقاد و مطیع بیچونوچرای دیگری مییابد.
اگر این انقیاد و تذلل درونی، در برابر خدا و ایمان مؤمنان متجلّی شود، عین عزت حقیقی است و شخص در همان حال چنان از این ذلت راضی است و از آن لذت حقیقی باطنی-معنوی میبرد که حاضر نیست آن را با چیز دیگری عوض کند؛ زیرا هرچند که از نظر اهل ظاهر، عبودیت و انقیادی که در مؤمنان به شکل خشوع و خضوع در اموری چون نماز و حج و مانند آنها بروز و ظهور میکند، عین ذلت است، اما برای آنان عین عزت است که در رضایت و خشوع و خضوع باطنی و ظاهری به نمایش میگذارند. البته ممکن است مؤمنان تحت فشار بیرونی چنان در شرایط سخت و سنگینی باشند که از نظر ظاهری ذلت دیده شود، ولی چون تن به ذلیلکننده نمیدهند و با آن مبارزه میکنند، در عزت الهی و ایمانی قرار دارند و چنین ذلت ظاهری تحمیلی از سوی دشمنان به هنگام مبارزه، برای مؤمن عین عزت است، چرا که دل او عزیز است و ایمان، او را عزیز میدارد و جهاد و مبارزهاش نمیگذارد تا تن به ذلت ظاهری و باطنی بدهد.
اما از نظر قرآن، اگر این تذلل بر اثر طغیان و هواهای نفسانی باشد، هرچند که شخص به ظاهر احساس عزت به گناه میکند، ولی او ذلیل و خوار واقعی است و در برابر طاغوت منقاد کامل و برده هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی میشود.
بر اساس آموزههای قرآن، از نظر مفهومی، اخلاقی و عرفانی دو نوع ذلت و خواری وجود دارد که باید میان ذلت در برابر خدا و ذلت در برابر غیرخدا بر اساس مفهومشناسی، مبانی دینی و تحلیل روانشناختی و فلسفی تفاوت بنیادین قائل شد.
عزت حقیقی
قرآن میفرماید: عزت از آنِ خدا و رسول و مؤمنان است: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ (منافقون، آیه ۸)
عرفا ذلت در برابر خدا را «عزت درونی» دانستهاند. ابنعربی در الفتوحاتالمکیه و امام خمینی در چهل حدیث هر دو بر این باورند که وقتی انسان به عبودیت حقیقی برسد، در برابر خدا ذلیل است، ولی همین ذلت او را آزاد از غیر خدا میکند.
در حکمت متعالیه صدرایی نیز دو نوع انقیاد مطرح است: الف) انقیاد اختیاری و عقلانی در برابر مبدأ هستی (خدا)؛
ب) انقیاد قهری و نفسانی در برابر شهوات، مال، یا قدرت. از نظر ایشان، اولی منشأ عزت و دومی منشأ ذلت است. بنابراین آموزههای قرآن تمایز معرفتی میان دو گونه ذلت مطرح میکند؛ یعنی میان ظاهر ذلت و باطن عزت تفکیک قائل میشود؛ چرا که ذلت ظاهری ممکن است در واقع عزت معنوی باشد.
همچنین آموزههای قرآنی، میان ایمان و عزت نفس رابطه و پیوند مستقیم میزند و از نظر عرفانی و الهیاتی روشن است که ذلت بهعنوان راهی برای فنای ارادی در برابر حق است.
با تأمل عرفانی-اخلاقی در آموزههای وحیانی میتوان گفت که ذلت حقیقی در برابر حق، عزت باطنی و به معنای آزادی از غیر خدا است؛ اما ذلت در برابر شهوات، قدرت و گناه، بردگی نفس است.
از نظر قرآن میان ظاهر و باطن همواره پیوندی عمیق است و اینگونه نیست که باطن و امور قلبی و نفسانی و باطنی در ظاهر یا ظاهر در امور باطنی تأثیرگذار نباشد، بلکه تأثیرات متقابل دارند؛ چنانکه خروجی عمل از نظر قرآن به شاکله شخصیتی انسان بستگی دارد: کل یعمل علی شاکلته. (اسراء، آیه ۸۴)
البته باید میان «ذلت تحمیلی» و «ذلت اختیاری» تفکیک قائل شد؛ زیرا میان تحمل ذلت ظاهری در مقاومت علیه ظلم و پذیرش ذلت از روی تسلیم فرق است؛ این تفکیک در قرآن نیز با مفهوم جهاد در راه خدا کاملاً مطابق است، بهویژه در آیه: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ سستی نورزید و اندوهگین نشوید در حالی که شما برترید اگر مؤمنین هستید» (آلعمران: ۱۳۹)؛ یعنی مؤمن در ظاهر ممکن است در رنج باشد، اما در حقیقت عزیز است.
فشار بیرونی علیه مؤمن در منطق مقاومت تأثیر منفی نخواهد داشت و او را از عزت به ذلت نمیکشاند؛ زیرا فشار بیرونی، شخص را «منظلم» و پذیرنده ظلم نمیکند، بلکه اگر هم مظلوم باشد، ولی مقاومت دارد و بر آن است تا عزت خویش را حتی در ظاهر بهدست آورد؛ امیرمؤمنان علی (ع) میفرماید: المؤمن لا یُذلّ نفسه؛ مؤمن خودش را ذلیل نمیسازد. (نهجالبلاغه، حکمت ۳۴)
عوامل ذلت باطنی حقیقی
عزت و ذلت همانند هر امر باطنی و نفسانی چون ایمان و تقوا و کفر و فجور، دارای مراتب و درجات تشکیکی است، از همین رو در آیات قرآن گاه برای مراتب و درجات گوناگون ذلت از واژگان دیگری غیر از ذلت و مشتقات آن استفاده شده است که از جمله آنها میتوان به: هون، خزی، اسفل، عنت، کبت، خذول، داخرین، جاثمین، صاغرین و مشتقات آنها اشاره کرد.
اصولاً حقیقت عزت و ذلت را میبایست در پیوند با خدا تحلیل و تبیین کرد؛ از همین رو عزت در سایه بندگی، ایمان و اسلام و اخلاص و اطاعت تحقق مییابد، چنانکه ذلت در سایه عصیان، کفر، گناه و مانند آنها به وجود میآید. بنابراین، آنچه اساس عزت و ذلت است همان ایمان و کفر است که گاه همراه با عوامل دیگری میشود که موجب تشدید عزت و ذلت در شخص مؤمن و کافر میشود؛ چنانکه ایمان همراه با عمل صالح و تقوا و احسان و مانند آنها عامل تشدید عزت و در برابر کفر همراه با فجور و گناه و مانند آنها موجب تشدید ذلت در کافر میگردد. از همین رو خدا در قرآن، وقتی از عوامل ذلت در دنیا و آخرت سخن به میان میآورد، به عواملی چون: اذبت و آزار خدا و پیامبرش (احزاب، آیه ۵۷)، استکبارورزی در برابر خدا و عبادت و دعا و آیات الهی (غافر، آیه ۶۰؛ احقاف، آیه ۲۰؛ جاثیه، آیات ۸ و ۹)، استکبار و ظلم اجتماعی (اسراء، آیات ۷– ۸۵)، استهزای راه خدا و آیات الهی (لقمان، آیه ۶؛ جاثیه، آیه ۹)، افتراء به خدا (زمر، آیه ۶۰)، انکار لجوجانه معاد (سجده، آیات ۱۰ و ۱۲؛ صافات، آیات ۱۵ تا ۱۸)، باطلگرایی (لقمان، آیه ۶؛ معارج، آیات ۴۲ و ۴۳)، بخلورزی و تشویق به بخل همراه با کفرورزی (بقره، آیه ۹۰؛ نساء، آیه ۳۷)، بداخلاقی و درشتخویی (قلم، آیات ۱۳ و ۱۴)، ترک عمل صالح (تین، آیات ۴ تا ۶)، ترویج سخنان بیهوده بهمنظور گمراهی مردم (لقمان، آیه ۶۹) تعدی و تجاوز از حدود الهی (نساء، آیه ۱۲؛ بقره، آیه ۶۱)، تکذیب پیامبران و آیات الهی و کتب آسمانی (علق، آیات ۱۳ تا ۱۵؛ حج، آیات ۵۶ و ۵۷؛ قمر، آیات ۲ تا ۷)، بیتباری و حرامزادگی (قلم، آیات ۱۳ و ۱۶)، دشمنی با خدا و پیامبرش (توبه، آیه ۶۳)، دوستان ناباب و شیطانی و مغضوب الهی (فرقان، آیات ۲۸ و ۲۹؛ مجادله، آیات ۱۴ تا ۱۶)، زنا (فرقان، آیات ۶۸ و ۶۹)، شرک و پرستش غیرخدا (همان)، آدمکشی (همان)، کتمان نعمتهای الهی (همان)، سخنچینی (توبه، آیات ۶۲ و ۶۳)، ظلم (شوری، آیات ۴۴ و ۴۵)، عیبجویی (قلم، آیات ۱۱ و ۱۶)، فسق (احقاف، آیه ۲۰)، کفر (نحل، آیه ۲۷؛ نساء، آیه ۱۵۱؛ حج، آیات ۵۶ و ۵۷)، گمراهی (اسراء، آیه ۹۷)، گناه و معصیت (نساء، آیه ۱۴؛ دخان، آیات ۴۳ تا ۴۹)، ممانعت از خیر (قلم، آیات ۱۲ و ۱۶)، عصیان خدا (نساء، آیه ۱۴)، آلودگی قلب منافقان (مائده، آیات ۴۱ و ۴۲)، جاسوسی (همان)، تحریفگری (همان)، گوشسپاری به شایعات و دروغ (همان)، حرامخواری (همان)، بیاحترامی به یتیمان و مساکین (فجر، آیات ۱۶ تا ۱۸)، پیمانشکنی (توبه، آیه ۱۳)، توکل بر غیر خدا (آلعمران، آیه ۱۶۰)، محاربه (مائده، آیه ۳۳)، منع از ذکر الله (بقره، آیه ۱۱۴)، مکر و خدعه (انعام، آیات ۱۲۳ و ۱۲۴)، گوسالهپرستی (اعراف، آیه ۱۵۲)، غصب ارث (فجر، آیات ۱۶ و ۱۷)، جنگ داخلی (بقره، آیه ۸۵)، دنیاطلبی (فجر، آیات ۱۶ تا ۲۰) و مانند آنها اشاره میکند که همگی وقتی با کفر میآمیزد، نهتنها شخص را در دنیا گرفتار میکند، بلکه در آخرت به عذاب اخروی دچار کرده و گاه موجب تشدید ذلت در آخرت و دنیا میشود.
بنابراین هرکسی بخواهد از ذلت در امان بماند و به عزت دست یابد باید نخست از کفر و شرک و نفاق دست بردارد و ایمان بیاورد و سپس بهجای کارهای زشت و گناه و عصیان پیشگفته، دنبال تقوا، عمل صالح و احسان در چارچوب دین الهی برود. (تحریم، آیه ۸؛ یونس، آیات ۲۶ و ۹۸؛ تین، آیات ۵ و ۶؛ فصلت، آیات ۱۷ و ۱۸؛ فرقان، آیات ۶۸ تا ۷۱)
البته از نظر قرآن، برخی از افراد گرفتار ذلت دائمی و بیپایان در آخرت هستند. این افراد همان کافران مشرک قاتل افراد بیگناه و زناکار هستند که کفر و شرک را با بدترین و زشتترین کارها جمع کردهاند. (فرقان، آیات ۶۸ و ۶۹)
همچنین بزرگترین و شدیدترین خواری برای کسانی است که گرفتار دشمنی با خدا و پیامبر اکرم (توبه، آیه ۶۳) و عصیان نسبت به خدا و پیامبرش و تجاوزگر به حدود الهی (نساء، آیه ۱۴) هستند که این گروهها، گرفتار خلود و بزرگترین ذلت و خواری در دوزخ میشوند.