زلنسکی: احساس میکنم رئیسجمهور آمریکا به من و اوکراین خیانت کرده است
سرویس سیاسی-
طراحان «اوکراینیزهکردن دیپلماسی ایران» باید پاسخ دهند که چگونه قهرمان آنها، امروز به عبرت تاریخی تبدیل شده است؛ پهلوانپنبهای که همهچیزش را داد، نیمی از معادن کشورش را واگذار کرد، صدها هزار هموطنش را قربانی نمود و در نهایت امروز سرنوشت او در این عبارت تلخ خلاصه شده که «احساس میکنم به من خیانت شده است!»
سرنوشت «ولودیمیر زلنسکی» این روزها به آینه عبرت برای تماشای فرجام «اعتماد به آمریکا» تبدیل شده است. کمدینی که با طناب پوسیده کاخسفید به چاه جنگ رفت و کشورش را ویران کرد، حالا پس از تحقیرهای پیدرپی، اعتراف می کند که به او خیانت شده است! همان «رئیسجمهور در میدانی» که مدعیان اصلاحات برایش تیترهای حماسی میزدند و او را الگوی دیپلماسی میخواندند، پس از دادن باج سنگین و واگذاری ۵0 درصد از معادن کشورش به ترامپ، متوجه شد ترامپ قمارباز او را با «گازوئیل» تاخت زده است!
تو زرد از کار درآمدن این پهلوانپنبه، سیلی سختی بر صورت جریان تسلیم است؛ کسانی که با وجود خروج آمریکا از برجام و دوبار حمله به میز مذاکره، همچنان نادانسته یا آگاهانه نسخه تسلیم تجویز میکنند، اما سرنوشت اوکراین ثابت کرد نتیجه اعتماد به غربیها، چیزی جز تحقیر، غارت ثروت ملی و خیانت نیست!
وقتی دلقک احساس خیانت میکند!
ولودیمیر زلنسکی که روزگاری با وعده تبدیل اوکراین به «جایی بهتر، روشنتر و خوشحالتر» بر کرسی قدرت نشست، اخیراً در مصاحبهای با «پیرس مورگان» مجری و روزنامهنگار مشهور انگلیسی در برنامه «آنسنسورد»، پرده از سرخوردگی و ایزولهشدن خود برداشت. رئیسجمهور اوکراین با لحنی آکنده از یأس، صریحاً به خیانت آمریکا اذعان کرد و گفت: «من احساس میکنم از تعاملات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالاتمتحده با روسیه خیانت دیدهام. البته این موضوع پیچیدهتر از احساسات و عواطف من است.» زلنسکی در پاسخ به این سوال که آیا کییف در حال از دست دادن واشنگتن است، اعتراف کرد: «بله، اما ما نمیتوانیم ضعیف باشیم. حیف است که ما یک شریک قوی را از دست بدهیم. ما کشورمان را نمیفروشیم. ببینید، این مسئله برای ما تجارت نیست؛ این زندگی ما، کشور ما، خانه ما و فرزندان ماست.»
او با ابراز نگرانی شدید از توافقات پنهانی واشنگتن و مسکو افزود: «دردناک است که میبینیم ایالاتمتحده طرف اوکراین را نمیگیرد. اشکالی ندارد که در میانه باشد، اما شما باید در میانه بمانید، نه در سمت اشتباه! من فکر میکنم مشاوران ترامپ اشتباه میکنند. من نمیدانم چه کسی او را به سمت اشتباه سوق میدهد. این سمت درست تاریخ نیست.»
این سرخوردگی عمیق درست زمانی رخ داد که دونالد ترامپ برای مهار تورم سوخت در آستانه انتخابات و کنترل قیمت گازوئیل، تحریمهای سوختی روسیه را لغو و معاملهای بزرگ را با پوتین امضا کرد! ترامپ رسماً اعلام کرد که روسیه در گام نخست بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل و در مراحل بعدی صدها هزار تن دیگر روانه بازارهای آمریکا و جهان خواهد کرد. خزانهداری آمریکا نیز بلافاصله مجوزهای معافیت تحریمی را صادر کرد؛ اقدامی که نشان داد کاخسفید برای «۱۵ ساعت تأمین گازوئیل» و فشار داخلی، حاضر است تمام هزینهها، تحریمها و ادعاهای حمایت از متحد اوکراینی خود را در یک شب چوب حراج بزند.
زلنسکی حتی در واکنش به تحقیرهای اخیر ترامپ که گفته بود زمان انتخاب رئیسجمهور جدیدی در اوکراین فرا رسیده است، نومیدانه تلاش کرد نشان دهد هنوز اختیاراتی دارد و گفت: «نه ترامپ، نه ایلان ماسک و نه هیچکس دیگری در جهان نمیتواند رئیسجمهور اوکراین را انتخاب کند. این مردم اوکراین هستند که میتوانند این کار را انجام دهند... بعضی از افراد بزرگ میخواهند من را تغییر دهند، زیرا من هرگز خاک اوکراین را بهعنوان خاک روسیه قبول نخواهم کرد.»
تاراج ۵۰ درصدی معادن برای هیچ!
تحقیر زلنسکی تنها به دور زدن او در معاملات سوختی ختم نمیشود. کاخسفید پیش از این، صورتحساب کمکهای نظامی و مالی خود به کییف را جلوی روی این دلقکپیشه گذاشت. ترامپ با لحنی کاملاً تاجرانه خواستار واگذاری ۵۰ درصد از درآمد منابع معدنی و عناصر کمیاب اوکراین و همچنین حق وتو در صدور مجوزهای استخراج شد؛ باجی سنگین که زلنسکی ناچار به امضا و واگذاری اجباری آن شد تا نشان دهد تکیه به آمریکا، اول از همه ثروت و هویت ملی را به غارت میبرد.
این عاقبت تلخ کشوری است که پس از فروپاشی شوروی، سومین قدرت اتمی جهان بود. اما در سال (۱۹۹۴) با طمع تعهدات امنیتی کاخسفید و انگلیس، «معاهده بوداپست» را امضا کرد و تسلیحات هستهای خود را تحویل داد تا در مقابل، غرب امنیتش را تضمین کند! خلع سلاحی که با کف و سوت رسانهها و سیاستمداران فریبخورده اوکراین همراه بود، امروزه این کشور را به ویرانهای آسیبپذیر تبدیل کرده است.
همانطور که «یوری کاستنکو» سیاستمدار معروف اوکراینی در کتاب «اوکراین و خلع سلاح هستهای» مینویسد: «همه ما فریب خوردیم و برای معاهده بوداپست دست زدیم، بنابراین همه ما مقصریم. خلع سلاح با کف و سوت ملت و حمایت رسانهای انجام شد، اما اکنون مشخص شده که آن ارزیابیها کاملاً اشتباه بوده است... گویی اوکراین، عراق دوم شده است.»
نتیجه این اعتماد ناشیانه چیست؟ کارنامهای سیاه با ۱ میلیون کشته و زخمی، ۱۰ میلیون آواره، بیش از
۲ تریلیون دلار خسارت به زیرساختها و از دست رفتن یکپنجم خاک اوکراین؛ اینها همه حاصل فرمانبرداری یک سلبریتی دلقک از نسخههای دیکتهشده غرب است.
روسیاهی برای غربگرایان؛ از تقدیس دلقک تا خلعسلاح وطن
در این میان، نقد رفتاری جریان مدعی اصلاحات و مطبوعات زنجیرهای آنها در داخل کشور، درسهای عمیقتری دربر دارد. با آغاز جنگ اوکراین، رسانههای غربگرا تمامقد وارد میدان شدند تا از یک عنصر دستنشانده، «قهرمان ملی» بسازند. روزنامه حزب اشرافی کارگزاران «سازندگی» چند سال پیش عکس تمامصفحه زلنسکی با لباس نظامی را تیتر زد و او را «رئیسجمهورِ در میدان» نامید.
دیگر جراید این جریان نیز با تیترهای رپرتاژگونهای چون «درس زلنسکی به سیاستمداران پرمدعا»، او را نماد شجاعت، ایستادگی و دیپلماسی هوشمند معرفی میکردند. اما زلنسکی هرگز یک رهبر مستقل نبود. او کمدینی بود که با مهندسی آمریکا و غرب در قالب انقلاب رنگی بر سر کار آمد و با واگذاری پایگاههای نظامی و اطلاعاتی به ناتو در مجاورت مرزهای روسیه، اوکراین را قربانی تجاوزطلبی واشنگتن کرد. چنانکه «جفری ساکس» نظریهپرداز و اقتصاددان برجسته آمریکایی بهصراحت اذعان میکند: «جنگ اوکراین هرگز نباید اتفاق میافتاد. آمریکا جنگ را ساخت و همپیمانانش را تنها گذاشت... من سالها پیش گفتم اوکراین، افغانستانِ اروپا خواهد شد و اکنون این اتفاق افتاده است.»
این همان واقعیتی است که نظریهپردازانی مانند «جان مرشایمر» نیز بارها بر آن تأکید کردهاند. اما جریان رؤیاباف اصلاحات که همواره چشم به دست کدخدا دارد، چشمان خود را بر واقعیت بست. آنها نهتنها زلنسکی را تقدیس کردند، بلکه دقیقاً همان فرمول «اعتماد به آمریکا» و «واگذاری ابزارهای قدرت» را برای ایران نیز تجویز کرده و میکنند.
درس عبرت
تحقیر این روزهای زلنسکی و اعتراف های «احساس خیانت میکنم» او، رسوایی مضاعفی برای جریان سازشکار داخلی است که بارها تجربه خروج آمریکا از برجام و حتی دوبار حمله به میز مذاکره را دیدهاند، اما همچنان بر آستان کاخسفید دخیل میبندند.
زلنسکی، قهرمان پوشالی مدعیان اصلاحات، امروز بهروشنی نشان داد که در منطق منفعتطلبانه آمریکا، متحدان نیابتی چیزی جز گوشت دَم توپ و برگ معامله نیستند. وقتی پای منافع اقتصادی و انتخاباتی واشنگتن در میان باشد، حامیان ظاهری نهتنها نیمی از معادن اوکراین را بابت هزینهها مصادره میکنند، بلکه با دشمنِ اوکراین بر سر چند تن گازوئیل معامله کرده و رهبر نیابتی خود را به حاشیه میرانند.
این سرنوشت، آیینه تمامنمای مسیر سازش است. کاسبان سازش و مدعیان اصلاحات باید این تحقیرهای تاریخی را در کنار ویرانی اوکراین ببینند و بفهمند که با ریسمان پوسیده آمریکا نمیتوان به چاه رفت. طراحان «اوکراینیزهکردن دیپلماسی ایران» باید پاسخ دهند که چگونه قهرمان آنها، امروز به عبرت تاریخی تبدیل شده است؛ پهلوانپنبهای که همهچیزش را داد، نیمی از معادن کشورش را واگذار کرد، صدها هزار هموطنش را قربانی نمود و در نهایت امروز سرنوشت او در این عبارت تلخ خلاصه شده که «احساس میکنم به من خیانت شده است!»