میدانستند این آخرین ملاقات است
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
ساعت دوازده و ربع ظهر جمعه 23 مهر 1361 بود، مسجد جامع کرمانشاه، آقای رستگاری سخنرانی پیش از خطبههای نماز جمعه را ایراد کرده و از منبر پایین آمد و آیتالله حاج شیخ عطاءالله اشرفی اصفهانی نماینده امام و امام جمعه کرمانشاه (که در آن زمان «باختران» خوانده میشد) با مرور دستنوشتههایش، آماده میشد که به منبر رفته و خطبههای نماز جمعه را بخواند.
4 روز تا آغاز ماه محرم سال 1402 هجری قمری مانده بود و خطبه اول آیتالله اشرفی اصفهانی بیشتر درباره محرم بود، ایشان قرار بود در این خطبه به قیام حضرت اباعبداللهالحسین(علیهالسلام) بپردازد و اینکه چگونه سیدالشهداء، «ثارالله شد». اینکه «تربت او سبب شفا و ایمنی از سلطان جائر و غیر او» است. در ادامه هم میخواست «حدیثی درباره فضیلت گریه بر سیدالشهداء» روایت کند.1
آیتالله اشرفی اصفهانی قرار بود در خطبه دوم نماز جمعه مثل همیشه به مسائل روز پرداخته و ابتدا پاسخ بازرگان را بدهد که در آن روزها باز هم علیه انقلاب و نظام اسلامی شبهه افکنی کرده و اهداف و آرمانهای آن را زیر علامت سؤال برده بود. سپس میخواست پاسخ صدام را بدهد که مدعی اصلاح شده بود و بعد از آن به شرطههای سعودی اعتراض کند که در جریان برگزاری مراسم حج، مزاحمتهای بسیاری را برای حجاج ایرانی به بار آورده و برخی از آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند و در آخر خطبه دوم هم قصد داشت به شرفیابی ائمهجمعه سراسر کشور خدمت امام بپردازد.
در همین حال ناگهان فردی خود را از روی نردههای حائل به داخل انداخت و با سر دادن شعارهای ضدانقلابی به سمت آیتالله اشرفی اصفهانی دوید. در یک لحظه محافظ آیتالله اشرفی به خود آمد و آن فرد را از پشت گرفت و از امام جمعه جدا نمود ولی در همین لحظه نارنجکی که او در دست داشت، عمل نمود و فرد مذکور و محافظ به عقب پرتاب شدند. اما چون عمداً روی نارنجک شیاری قرار داده بودند، نارنجک رو به جلو عمل کرد و آیتالله اشرفی را به دیوار پشتش کوبید. اشرفی اصفهانی به حالت سجده بر زمین افتاد و در همان لحظه آسمانی شد. گویی میخواست آخرین نماز و سجدهاش را به هنگام شهادت انجام دهد.2
حضرت امام خمینی(رحمهاللهعلیه) یعنی همان امامی که شهید اشرفی سالیان طولانی در رکابش مجاهدت کرده بود و به ایشان عشق میورزید، در پیامی که در سوگ او فرستادند، نوشتند:
«... چه سعادتمند و خوشبختند آنان که به دنیا و زخارف آن، پشتپا زدند و عمری را به زهد و تقوا گذراندند و آخرین درجات سعادت را در محراب عبادت و در اقامه جمعه با دست یکی از منافقین و منحرفین شقی، فائز و به والاترین شهید محراب که به دست جنایتکاران اشقیالاشقیاء به ملأ اعلا شتافت، ملحق شدند...»3
از همان ابتدا مبلّغ امام بود
آیتالله اشرفی اصفهانی با حضرت امام، دوستی دیرینه داشت. او همسن و سال امام بود و تقریباً همزمان با ایشان، برای تحصیل و طلبگی، وارد حوزه علمیه قم شد. در درسهای آیتاللهالعظمی بروجردی حاضر گردید و همزمان با امام به تدریس در حوزه پرداخت. این دوستی و رفاقت تا آنجا بود که حجتالاسلام محمد اشرفی، فرزند شهید آیتالله اشرفی اصفهانی دربارهاش گفته است:
«... در واقع ارتباط این دو بزرگوار به دوران جوانی و تحصیلات شهید محراب در زمان هجرت به قم (از اصفهان) برمیگردد. در زمان فوت شیخ عبدالکریم حائری پدر من و امام با یکدیگر ارتباط داشتند و در دوران مراجع ثلاث و سپس آیتالله بروجردی نیز این دوستی تداوم یافت...»4
از همینرو بود که عطاءالله اشرفی اصفهانی بلافاصله پس از فوت آیتالله بروجردی، به تبلیغ مرجعیت عامه و زعامت حضرت امام پرداخت. خود او درباره تشخیص اعلمیت امام و دعوت به مرجعیت عامه ایشان و تلاش برای سوق دادن مردم به این امر گفته بود:
«...بعد از رحلت آیتالله بروجردی اینجانب برحسب تشخیص خود و تفحص از شخصیتهای بزرگ علمی نجف اشرف و حوزه علمیه قم حضرت امام را شایسته برای مقام مقدس مرجعیت معرفی نمودم و عامه مردم را در امر تقلید به ایشان سوق دادم که این موضوع با مخالفت بعضی و کارشکنی آنان مواجه شد و از سوی ساواک تهدید به تبعید گردیدم. ولی به لطف خداوند بزرگ در راه انجام این امر الهی و وظیفه شرعی موفق شدم...»5
شهید اشرفی که از سال 1335 به خواست آیتالله بروجردی در کرمانشاه مقیم شده و مدیریت مدرسه و حوزه علمیه آن شهر را برعهده گرفته بود، از زمان فوت آیتالله بروجردی و از ابتدای اعلام مرجعیت امام، توسط ایشان بهعنوان نماینده در کرمانشاه منصوب گردید و از آن پس، با سخنرانیها و اعلامیهها و جلسات مختلف، یاد و نام و راه امام را در آن خطه ترویج کرد و برای نهضت امام، شاگرد و رهرو و انقلابی تربیت نمود و در همه فراز و نشیبهای نهضت حضور فعال داشت. از همینروی براساس اسناد منتشره ساواک، همواره از سوی مراکز امنیتی و اطلاعاتی رژیم شاه تحت مراقبت و تعقیب قرار میگرفت.6
نامهنگاریهای دوران تبعید
در طول ایام تبعید امام، بین ایشان و شهید اشرفی اصفهانی نامههای بسیاری رد و بدل شد که اخبار برخی از آنها در اسناد منتشره ساواک آمده است. نامههای فوق حکایت از اعتماد بسیار بالای امام به شهید اشرفی اصفهانی داشت که حتی نمایندگی تامالاختیار خود در امور حسبیه و شرعیه در استان کرمانشاه را با اجازه مطلق به ایشان واگذار نمودند و آیتالله اشرفی نیز در تمام آن سالها، راه و یاد امام و نهضت ایشان را در اذهان و افکار زنده نگاه میداشت.
در تداوم همین مسیر بود که با شهادت آیتالله حاجآقا مصطفی خمینی، فرزند رشید امام، یکی از نخستین مجالس بزرگداشت آن شهید توسط آیتالله اشرفی اصفهانی در مسجد آیتالله بروجردی کرمانشاه با حضور گسترده علمای این شهر و مردم برگزار گردید.
در تمام روزهای اوجگیری نهضت امام طی سالهای 56 و 57، آیتالله اشرفی اصفهانی، پرشور و خستگیناپذیر به سازماندهی مبارزات و آگاهیبخشی به مردم و آمادهسازی خطه کرمانشاه برای انقلاب اسلامی مشغول بود؛ از برگزاری مراسم گرامیداشت شهدای 19 دی قم و 29 بهمن تبریز و... گرفته تا اعتراض به دستگیری علمای کرمانشاه و برگزاری نماز عید فطر و برپایی تظاهرات گسترده مردم در آن روز و تظاهرات روزهای بعد که مزدوران شاه در استان کرمانشاه را خشمگین و در عین حال مضطرب ساخته بود که پایههای رژیم شاه را در آن خطه نیز در حال فروپاشی میدیدند.
از همینروی در حالی که آیتالله اشرفی اصفهانی در یکی از این تظاهرات به تاریخ 11 مهرماه 1357 پیشاپیش مردم حرکت میکرد، مورد هجوم مأموران گارد شاهنشاهی و ساواک قرار گرفت و بر اثر این حمله و هجوم مجروح گردید و پس از آن نیز با حمله مزدوران شاه به منزلش، دستگیر و به کمیته مشترک بهاصطلاح ضدخرابکاری فرستاده شد.
اما این دستگیری و بازداشت نیز نتوانست او را از ادامه راه امام باز دارد و حتی زمانی هم که روحانیون مبارز در اعتراض به بستن فرودگاه مهرآباد توسط رژیم شاه برای ممانعت از ورود امام به ایران، در مسجد دانشگاه تهران متحصن شده بودند، آیتالله اشرفی اصفهانی با فراهم آوردن وسائل نقلیه همراه جمعی از علمای کرمانشاه به تهران آمده و به متحصنین پیوست.
در سنگر نماز جمعه و جبهههای نبرد
شهید اشرفی اصفهانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همچنان تمامعیار در خدمت برقراری و تثبیت نظام تازهتأسیس جمهوری اسلامی قرار داشت و از همان ابتدا به عنوان نماینده امام در استان کرمانشاه و از مهرماه 1358 به امامت جمعه این شهر منصوب گردید که تا لحظه شهادت در این سنگر به حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی اشتغال داشت.
با شروع جنگ تحمیلی صدام، فعالیتهایش را در جهت حمایت از جبههها و رزمندگان اسلام و تقویت روحیه مردم و دعوت آنها به جبههها متمرکز نمود و در تمام خطبههای نماز جمعه به موضوع دفاعمقدس پرداخت. همچنین در پشت جبهه با جمعآوری کمکهای مردمی شامل پول، آذوقه و دیگر مایحتاج رزمندگان از آنها پشتیبانی نمود. خود نیز علیرغم سنّ بالا، بارها و بارها به جبهههای حق علیه باطل شتافت و با ایراد سخنرانیهای شورانگیز، انگیزه مقاومت و شهادت را در رزمندگان جبههها تقویت کرده و به آنها دلگرمی میداد که آخرین بار تنها دو هفته پیش از شهادت، در عملیات مسلم بن عقیل با حضور در قرارگاه فرماندهی عملیات، مراسم دعای توسل را برای رزمندگان برپا کرد.
آخرین دیدار و خداحافظی
روز قبل از شهادت یعنی 22 مهرماه 1361، آیتالله اشرفی اصفهانی در حسینیه جماران همراه سایر ائمه جمعه سراسر کشور به حضور حضرت امام رسیده و با ایشان دیدار کردند. اما حضرت امام در حضور همه آن ائمه جمعه که بسیاری از علمای برجسته کشور بودند، به محض ورود آیتالله عطاءالله اشرفی اصفهانی از جای خود برخاسته و وی را در آغوش گرفتند، عملی که هنگام رفتن وی نیز صورت گرفت. این رفتار امام برای آیتالله اشرفی غیرمترقبه بود، چنانکه همان شب به یکی از نزدیکان خود گفته بود:
«... احتمال میدهم که این آخرین ملاقات من با امام باشد؛ چرا که اینبار امام دو مرتبه با من معانقه (روبوسی) کردند.»7
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- تصاویر آخرین دستنوشتههای آیتالله اشرفی اصفهانی- پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی- 22 مهرماه 1398
2- شهادت آیتالله به روایت محافظش- خبرگزاری دفاع مقدس- 23 مهر 1396
3- پیام به ملت ایران به مناسبت شهادت آقای اشرفی اصفهانی- صحیفه امام- جلد 17- صفحات 49 تا 51
4 -خاطرات فرزند شهید محراب آیتالله اشرفی اصفهانی، پرتال امام خمینی، 23 مهر 1391
5- نقش آیتالله اشرفی اصفهانی در تثبیت مرجعیت امام خمینی در کرمانشاه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 23 مهر 1398
6- یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهید آیتالله عطاءالله اشرفی اصفهانی، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، زمستان 1382.
7- امام(ره) به احترام آیتالله اشرفی اصفهانی از جا برخاست- خبرگزاری دفاع مقدس- بخش انقلاب اسلامی- 23 مهر 1396