75 درصد عوامل افزایش تورم ربطی به جنگ ندارد
کارشناس اقتصادی گفت: به اعتقاد من، بیش از حدود ۲۵ درصد تورم، ناشی از عوامل فشار خارجی اعم از تحریم، محاصره یا جنگ نظامی است.
حسین درودیان در گفتوگو با ایرنا، با اشاره به سهم فشارهای خارجی در تورم قابلتوجه است، اظهار کرد: به اعتقاد من، بخش بزرگی از تورم، یعنی بیش از حدود ۲۵ درصد، ناشی از عوامل فشار خارجی اعم از تحریم، محاصره یا جنگ نظامی است.
او در پاسخ به این پرسش که با توجه به تورم و رشد نقدینگی بالا، آیا میتوان انتظار داشت نرخ ارز در بلندمدت به ثبات برسد و برای حفظ ارزش پول ملی چه اقداماتی ضرورت دارد، افزود: در شرایط فعلی، رشد نقدینگی به آن اندازهای که گاهی مطرح میشود، بالا نیست؛ دستکم اگر آن را با ابعاد اقتصاد و شرایطی که کشور در آن قرار دارد مقایسه کنیم، نمیتوان بهسادگی گفت رشد نقدینگی عامل اصلی نوسانات اخیر است.
درودیان در پاسخ به پرسشی درباره ادعای ترامپ مبنی بر نزدیک شدن اقتصاد ایران به فروپاشی و راهکارهای جلوگیری از تحقق چنین وضعیتی اظهار کرد: در کوتاهمدت، راهی که پیشروی ایران قرار دارد، مقاومت در برابر فشارها و نشان دادن این واقعیت است که با وجود دشواریها، فروپاشی اتفاق نیفتاده است. برنامه آمریکا این است که ایران را به سمت فروپاشی اقتصادی سوق دهد و برای تحقق این هدف، از هر ابزاری که در اختیار دارد یا در اختیار داشته است، استفاده میکند.
نقش سیاستها در افزایش تورم
گفتنی است؛ غربگرایان و برخی اعضای دولت در حالی، جنگ را عامل تورم و مشکلات دیگر اعلام میکنند که مردم وضعیت تورم، قیمت ارز و دیگر شاخصهای اقتصادی در قبل از جنگ و نقش سیاستهای دولت در آن همچون حذف ارز ترجیحی را از یاد نبردهاند. حذف ارز ترجیحی هم به بازنگشتن ارز حاصل از صادرات از سوی صادرکنندگان ارتباط داده شد.
حتی افزایش قیمت دلار از 180 هزار به قیمتهای کنونی با برخی اظهارات مقامات ارشد دولت مبنی بر ارز نداریم و نمیتوانیم نفت بفروشیم؛ رخ داد که بعد معلوم شد؛ اشتباه است اما قیمتها به قبل، بازنگشت.
تورم 20 درصد در جنگ 8 ساله
همچنین در حالی دو جنگ 12 و 40 روزه عامل اصلی تورم اعلام میشود که میانگین تورم ایران در جنگ هشت ساله، زیر 20 درصد بود. به گزارش خبرگزاری تسنیم، بررسی روند تورم اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی و مقایسه آن با سالهای اخیر نشان میدهد که میانگین تورم سالانه کشور در دوره هشتساله جنگ، کمتر از 20 درصد بود؛ در حالی که میانگین تورم در حدود یک دهه اخیر به محدوده 40 درصد رسیده است.
تورم سالانه ایران در فاصله سالهای 1359 تا 1367، یعنی دوران جنگ تحمیلی، در سطحی بهمراتب پایینتر از روند تورم در سالهای 1396 تا 1405 قرار داشته است. در این چارچوب، حتی در شرایط جنگ، ناامنیهای داخلی و محدودیتهای اقتصادی، امکان کنترل تورم در سطوح پایینتر فراهم شده بود.
البته کنترل تورم در دهه 60 به معنای برخورداری اقتصاد ایران از شرایط مطلوب نبود؛ بهطوری که برخی فرماندهان، مسئولان و کارشناسان؛ گفتند که دولت وقت در اواخر جنگ، حمایت مطلوبی از جبههها نداشت اما کنترل تورم با مداخله دولتی و سیاستهای متمرکز، رخ داده بود.
توجه به شرایط جنگی
یکی از نکات مطرحشده در مقایسه دو دوره، نقش ساختار اقتصاد و میزان مداخله دولت در مدیریت منابع و بازارهاست. در اقتصاد دهه 60، دولت با تمرکز بیشتر بر تخصیص منابع و مدیریت کالاهای اساسی، تلاش میکرد از افزایش شدید قیمتها جلوگیری کند.
یکی دیگر از محورهای این مقایسه، ضرورت توجه به اقتضائات اقتصاد در شرایط جنگ است. در چنین شرایطی، دولتها معمولاً ناگزیرند اولویتهای اقتصادی خود را تغییر دهند و سیاستهایی متناسب با محدودیتهای عرضه، اختلال در تجارت و نیازهای ضروری جامعه اتخاذ کنند.
در اقتصاد جنگی، سیاستهایی مانند مدیریت متمرکز منابع، اولویتبندی کالاهای ضروری، تنظیم جریان تجارت و حمایت از بخشهای راهبردی میتوانند نقش مهمی در عبور از بحران ایفا کنند. از این منظر، اجرای نسخههای متعارف اقتصاد بازار بدون توجه به شرایط اضطراری و محدودیتهای ناشی از جنگ، لزوماً پاسخگوی نیازهای اقتصاد نخواهد بود.
مقایسه تورم ایران در دوران جنگ تحمیلی با وضعیت سالهای اخیر، این پرسش را مطرح میکند که چرا اقتصاد یک کشور در شرایط جنگی میتواند تورم پایینتری را تجربه کند، اما در دورهای دیگر با وجود تفاوت شرایط، با تورم بالا و مستمر مواجه شود. تجربه جنگ تحمیلی نشان میدهد که حتی در شرایط دشوار نیز نحوه مدیریت اقتصاد میتواند بر مسیر تورم اثرگذار باشد.