کد خبر: ۳۴۰۰۳۲
تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۶
نگاهی به جلوه‌های ایثار و فداکاری و تلاش بی‌وقفه پرستاران-بخش نخست

پرستاری به رسم زینب کبری(س)

سیده یاسمن رودباری

پرستار گفت: «عرض کردم: آقا! در راهی قدم گذاشته‌ام که روا نیست در آن عجول باشم و بی‌صبر؛ اما اگر بخواهید عصاره انسانیت را در پرتو معارف اسلامی، در یک جمله برایم بفرمایید، چه می‌گویید؟»
لبخندی ملیح بر لب نشاند و فرمود: «با همه مهربان باش.»
همین یک جمله، شاید کوتاه‌ترین روایت از بلندای انسانیت باشد؛ چراکه خلاصه دین و قرآن در همان «بسم‌الله الرحمن الرحیم» نهفته است: «رحمان باش با همه آفریده‌های خدا و رحیم باش با مؤمنان.»
و چه زیباست دینی که آغاز کلامش با «رحمت» است و مقصد انسان را نیز به مهربانی می‌رساند.
فردا، جمعه، سالروز ولادت باسعادت حضرت زینب کبری(س)، سرپرست و صبور کاروان کربلا، روز پرستار نامیده شده است که حتماً این هم‌نشینی تصادفی نیست؛ زیرا زینب (علیهاالسلام) در کربلا، تجسم کامل پرستاری به معنای واقعی کلمه بود. او در روزگاری که همه‌چیز فرو می‌ریخت، نه‌فقط از جسم زخمی و بیمار مراقبت کرد، بلکه از روح شکسته، از حافظه جمعی و از پیامی که می‌رفت زیر خاکستر خون گم شود، پرستاری و مراقبت کرد. پرستاری او یک وظیفه ساده نبود؛ ترکیبی بود از علم، صبر، شجاعت، عاطفه، مسئولیت و حضور و انتقال پیام به آیندگان.
امروز نیز پرستاران در بیمارستان‌ها، اورژانس‌ها، بخش‌های ویژه، اتاق‌های عمل و خطوط مقدم سلامت، همان مسیر را به شکلی دیگر می‌پیمایند. آنان نیز فقط دارو نمی‌دهند؛ امید می‌دهند. فقط پانسمان نمی‌کنند؛ التیام می‌بخشند. فقط علائم حیاتی را ثبت نمی‌کنند؛ انسانیت را مراقبت می‌کنند.
هر ساله در روز پرستار، در حالی از تلاش و فداکاری پرستاران تقدیر می‌شود که بخش مهمی از مطالبات این گروه همچنان پابرجاست؛ کمبود نیروی انسانی، فشار کاری، پایین بودن دریافتی متناسب با سختی کار، تأخیر در پرداخت مطالبات، مشکلات مالیاتی و نبود تناسب میان مسئولیت‌های پرستاران و جایگاه آن‌ها در ساختار تصمیم‌گیری، بخشی از چالش‌هایی است که فعالان این حوزه مطرح می‌کنند.
در این سلسله گزارش‌ها به نقش مهم پرستاران و مشکلات امروزی آنان می‌پردازیم. همراه ما در این گزارش باشید.
مهم‌ترین مشکل امروز پرستاری
دکتر قاسم ابوطالبی، رئیس شورای عالی سازمان نظام پرستاری کشور، مهم‌ترین مشکل امروز پرستاری را مطالبات انباشته‌ای می‌داند که طی سال‌های گذشته پاسخ مناسبی دریافت نکرده‌اند و اکنون به یک بحران تبدیل شده‌اند.
او می‌گوید: «مسئله اصلی در حوزه نیروی انسانی، کمبود پرستار آموزش‌دیده نیست؛ بلکه مشکل در جذب و نگهداشت نیرو قرار دارد.» به گفته ابوطالبی، بیش از ۲۰۰ دانشکده پرستاری در کشور فعال است و سالانه حدود ۱۸ تا ۱۹ هزار نیروی پرستاری آموزش می‌بیند، اما بخشی از این نیروها وارد چرخه استخدام نمی‌شوند و بخشی از نیروهای شاغل نیز به دلایل مختلف از این حرفه فاصله می‌گیرند.
فاصله پرستار و تخت؛ عددی که از کمبود نیرو می‌گوید
ابوطالبی نسبت استاندارد پرستار به تخت را حدود ۱.۸ پرستار به ازای هر تخت عنوان می‌کند، اما می‌گوید متوسط این نسبت در کشور حدود ۰.۹ است. به گفته ابوطالبی، در برخی مناطق جنوبی و شرقی کشور وضعیت نامناسب‌تر است و این نسبت حتی به ۰.۴ تا ۰.۵ پرستار به ازای هر تخت می‌رسد.
ابوطالبی توضیح می‌دهد: «این فاصله باعث می‌شود فشار کاری میان پرستاران موجود توزیع شود و فرصت رسیدگی کافی به بیماران کاهش پیدا کند؛ مسئله‌ای که به گفته وی، در نهایت می‌تواند کیفیت مراقبت و ایمنی بیمار را تحت تأثیر قرار دهد.»
پرستار هست، اما ماندگار نیست
رئیس شورای عالی سازمان نظام پرستاری با اشاره به آخرین آزمون استخدامی بیان می‌کند: «حدود ۱۰ هزار و ۲۶۰ پرستار در این آزمون ظرفیت استخدامی دارند، اما حدود ۹۸۰ ظرفیت خالی می‌ماند.»
این موضوع نشان می‌دهد که مسئله فقط ایجاد ظرفیت استخدامی نیست و شرایط شغلی نیز باید به‌گونه‌ای باشد که پرستار پس از ورود به سیستم، در آن باقی بماند.
ابوطالبی برای سال ۱۴۰۴ نیز از خروج بخش قابل‌توجهی از نیروهای پرستاری سخن می‌گوید. به گفته او، حدود یک‌هزار و ۶۰۰ نفر بازنشسته می‌شوند، حدود 
۲هزار و ۳۰۰ نفر توقف طرح دارند و حدود یک‌هزار و ۷۰۰ نفر ترک شغل می‌کنند. او همچنین از حدود ۷۰۰ استعفای رسمی پذیرفته‌شده و حدود ۳۰۰ مورد مهاجرت رسمی خبر می‌دهد و تأکید می‌کند که مواردی مانند مرخصی بدون حقوق در این آمار لحاظ نمی‌شود.
او این اعداد را نشانه دشوار شدن ماندگاری نیروی پرستاری می‌داند و تأکید می‌کند که خروج نیرو، فشار بیشتری بر پرستاران باقی‌مانده وارد می‌کند.
۲۲۰ هزار پرستار در میدان خدمت
ابوطالبی تعداد پرستاران شاغل را حدود ۲۲۰ هزار نفر اعلام می‌کند که حدود ۱۵۸ هزار نفر از آن‌ها در بخش دولتی فعالیت دارند. وی تصریح می‌کند: «با وجود این تعداد نیروی شاغل، توزیع پرستاران متناسب با نیاز مراکز درمانی نیست و برخی مناطق، به‌ویژه مناطق جنوبی و شرقی، با کمبود بیشتری مواجه هستند.»
به گفته ابوطالبی، پرستاری یکی از مشاغل سخت است، اما بسیاری از امتیازات مرتبط با سختی کار در سال‌های اخیر عمومیت پیدا کرده‌اند و شرایط ویژه پرستاران به‌اندازه کافی دیده نمی‌شود.
او به تفاوت ساعات و شرایط کاری پرستاران با کارکنان اداری اشاره می‌کند و می‌گوید: «پرستار در روز تعطیل، شرایط آلودگی هوا، گرما و سرما، ماه رمضان، بحران و جنگ نیز باید در محل خدمت حاضر باشد.»
تعرفه‌ای که ماه‌ها برایش به انتظار می‌مانند
یکی از مطالبات مهم جامعه پرستاری، پرداخت به‌موقع تعرفه‌هاست. ابوطالبی می‌گوید: «پرداخت تعرفه پرستاری در برخی موارد ۶ تا ۷ ماه عقب می‌افتد و در بعضی استان‌ها این تأخیر به ۱۰ تا ۱۲ ماه نیز می‌رسد.»
او درباره افزایش تعرفه نیز توضیح می‌دهد که متوسط تعرفه یک شیفت در سال گذشته حدود ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود و نحوه توزیع منابع و تأخیر در پرداخت، بخش مهمی از مشکل را تشکیل می‌دهد.
سهم پرستاران از سلامت، سهم آن‌ها از تصمیم‌گیری نیست
قاسم ابوطالبی در خصوص حضور مسئولان نظام پرستاری در زمان تصمیم‌گیری‌های کاری می‌گوید: «پرستاران حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد نیروی انسانی نظام سلامت را تشکیل می‌دهند، اما در برخی ساختارهای تصمیم‌گیری، نمایندگی متناسبی ندارند.»
او به نبود حضور پررنگ پرستاران در برخی نهادهای تصمیم‌گیر، مانند شورای عالی بیمه و برخی ساختارهای مدیریتی دانشگاه‌های علوم پزشکی، اشاره می‌کند و معتقد است که همین مسئله باعث می‌شود بخشی از مشکلات این گروه در زمان تصمیم‌گیری درباره منابع و سیاست‌های درمانی به‌اندازه کافی دیده نشود.
به گفته او، مشکل پرستاری فقط کمبود منابع نیست و نحوه توزیع منابع و عدالت در پرداخت نیز اهمیت زیادی دارد.
روایتی از جنس ایستادگی
۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، آشوبگران در خیابان شریعتی شهر رشت، مغازه‌ها را به زور بستند. بانک‌ها را آتش زدند، شیشه‌ها را شکستند، به مسجد حاج مجتهد که مسجدی قدیمی در شهر رشت است و خاطرات بسیاری را به خود دیده بود، حمله بردند. قرآن‌ها را سوزاندند و فقط چهار دیواری و ستون‌هایش باقی ماند! و بعد به درمانگاه امام سجاد(ع) رشت یورش بردند. درمانگاه را هم آتش زدند و فرو ریخت. یک پرستار جوان به نام مرضیه نبوی نیا، تمام بیماران را از ساختمان در حال سوختن نجات داد و خود طعمه آتش شد.
این ایام گذشت، ولی روح خدمت زنده‌تر از همیشه برجاست و امروز هر پرستاری که سرم کودکی را وصل می‌کند، ادامه راه پرستار، مرضیه نبوی‌نیاست.
در نخستین دیدار برای قدردانی از پرستاران، یعنی نبض تپنده امیدمان، به سراغ خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا رفتم؛ بانویی که در پی توطئه‌ها و کینه‌توزی‌های دشمن برای به سرانجام رساندن نقشه‌های شوم خود و تربیت نیروهای داخلی برای ایجاد آشوب و هرج‌ومرج، در روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، مظلومانه به شهادت رسید.
مرضیه، پرستاری فداکار بود؛ از آن دست انسان‌هایی که تنها با دست‌هایشان مرهم نمی‌گذارند، بلکه با جان و ایمانشان در برابر دشمن می‌ایستند.
وقتی گوش جان به روایت مادرش سپردم، سلسله‌ای از نور در دلم روشن شد؛ نه صرفاً از آن رو که مرضیه به شهادت رسیده بود، بلکه به خاطر ایستادگی‌اش؛ به خاطر آن قامت استوار و قلبی که خدمت را تا پای جان معنا کرده بود.
آخرین تصویرش را خودش برگزیده بود؛ تصویری با همان نگاه آشنا و آرامِ خدمت. نه دلشوره مادری در آن موج می‌زد و نه هراس از مرگ. گویی می‌دانست این قاب، پیش از آنکه یادگاری از یک شهید باشد، سند روشن ایستادگی نسلی است که برای حقیقت، شرافت و خدمت، از جان خویش گذشته است.
مادرش امروز با همان قاب مانده است؛ قابی که در آن، مرضیه نبوی‌نیا دیگر تنها یک تصویر نیست؛ آینه‌ای است از تمام پرستارانی که با قامتی استوار و همتی بلند، در برابر تاریکی قد برافراشته‌اند و معنای حقیقی ایثار را به تصویر کشیده‌اند. خون مرضیه، چون جوهری از جنس نور، رازی را بر صحیفه زمان نگاشته است؛ رازی که هرگز کهنه نخواهد شد. مادر مرضیه، دخترش را دختری مهربان، آرام، متین و مؤمن توصیف می‌کند؛ دختری که به گفته او، با مردم ارتباط خوبی داشت، در هیئت‌ها شرکت می‌کرد و به مناسک مذهبی پایبند بود.
مرضیه در خانواده‌ای بزرگ شد که به دلیل مأموریت‌های پدر، زندگی در شهرهای مختلف را تجربه کردند. در نهایت، مسیر تحصیلش را ادامه داد و وارد رشته پرستاری شد.
پس از پایان تحصیل، در درمانگاه امام سجاد(ع) رشت، در خیابان نامجو، مشغول به کار شد. مادر می‌گوید دخترش در زمان حادثه ۳۱ ساله، متأهل و مادر یک دختر چهارساله بود؛ کودکی که در زمان گفت‌وگو در سن پیش‌دبستانی قرار دارد.
مادر می‌گوید: «مرضیه آن شب قرار نبود در محل کار باشد، اما شیفت خود را با یکی از همکارانش جابه‌جا کرد و در درمانگاه حضور داشت.»
به روایت مادر، در جریان حادثه‌ای که در ۱۸ دی رخ داد، شرایط در اطراف درمانگاه بحرانی بوده و ساختمان دچار آتش‌سوزی شد. مرضیه در طبقات بالایی ساختمان گرفتار می‌شود و به دلیل دود و آتش جان خود را از دست می‌دهد.
مادر می‌گوید: «همسر مرضیه برای بردن او به محل مراجعه کرد، اما شرایط به‌گونه‌ای بود که امکان خارج کردن او از ساختمان فراهم نشد.»
روایت مادر از آن شب با بغض همراه است. او از دختری می‌گوید که در تمام زندگی تلاش کرد به دیگران کمک کند. از نوه‌اش هم می‌گوید؛ دختری که حالا باید خاطره مادر را از زبان دیگران بشنود. مادر مرضیه می‌گوید: «دلتنگی برای دخترش هر روز همراه اوست و بیماری و شرایط جسمی نیز رفت‌وآمد و حضور بر سر مزار دخترش را برای او دشوار می‌کند.»
او با یادآوری صحبت‌های مرضیه درباره تقدیر و خواست خداوند اشاره می‌کند که دخترش همیشه تأکید می‌کرد: «هرچه خدا بخواهد، همان اتفاق می‌افتد.»
پیکر مرضیه پس از حادثه پیدا شد، اما به روایت مادر، شدت و طولانی بودن آتش‌سوزی به‌اندازه‌ای بود که بخش عمده پیکر قابل‌شناسایی نماند. او اضافه می‌کند: «تنها بخشی از یک دست، به‌واسطه النگویی که بر دست دخترش قرار داشت، امکان شناسایی پیدا کرد.»
مادر از لحظه‌ای می‌گوید که خانواده با پیکر دخترش مواجه شده بود؛ پیکری که ساعت‌ها در آتش می‌سوخت و به گفته او، چیزی جز همان بخش قابل‌شناسایی از دست برای تشخیص هویت باقی نماند. او اشاره می‌کند: «تابوت دخترم بسیار کوچک بود؛ تصویری که برای یک مادر، تلخی از دست دادن فرزند را چند برابر می‌کند.»
حالا آنچه برای خانواده باقی مانده، خاطرات بانوی شهید ۳۱ ساله و تصویری از تابلوی کوچکی است که جای پیکر او را در خود می‌گیرد. حالا او نماد یک پرستار خدمتگزار به میهن شناخته می‌شود که برای نجات جان بیماران از جان خود مایه گذاشت.

captcha