کاهش صادرات نفت تنگه هرمز از 15/5 میلیون بشکه به 2/9 میلیون بشکه
دولت آمریکا با انواع ترفندها ظرف یک ماه گذشته تلاش کرد که قیمت نفت را زیر ۸۰ دلار ببرد و اینگونه وانمود کند که تنگه هرمز باز است و فقط ایران تحت محاصره است.
اما قیمت نقدی نفت اکنون به ۱۵۴ دلار رسیده و قیمت آتی نفت برنت هم دیروز به ۱۰۹ دلار رسید. در همین حال، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در گزارش ماهانه بازار نفت خود هشدار داد محدودیت در عرضه گازوئیل ممکن است تا سال آینده ادامه یابد. کاهش شدید ذخایر برخلاف روند معمول فصلی، با محدودیت تولید پیش از اوج تقاضای زمستانی همزمان شده است. توافق با روسیه هم حریف گرانی ناشی از جنگ با ایران نمیشود.
جیل شلزینگر، خبرنگار شبکه CBS News، در گزارشی گفت: با وجود توافق سوختی با روسیه، قیمت گازوئیل در آمریکا همچنان تحت فشار خواهد بود؛ چراکه از آغاز جنگ با ایران، قیمت این سوخت
۶۷ درصد افزایش یافته است. تا زمانی که جنگ ادامه دارد، قیمت انرژی بالا میماند و تورم همچنان به خانوادههای آمریکایی فشار وارد میکند.
تنگه باز است؛ این هم سندش!
دیروز یک کشتی کانتینربری با ۲۵۰۰ کانتینر به مین دریایی اصابت کرده و در کریدور جنوبی تنگه هرمز غرق شد. کشتی «GFS PRIDE» متعلق به امارات متحده عربی است که طی ۱۰ روز گذشته با سامانه شناسایی خودکار (AIS) خاموش در حال حرکت بود.
همزمان با این رویداد مهم، روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد: برخورد با کشتیهای متخلف در تنگه هرمز به بالاترین شدت خود رسیده است. بهحدی که تنها در روز یکشنبه ۶ کشتی مورد حمله قرار گرفته است؛ درحالیکه در دو هفته منتهی به ۱۱ اکتبر، ۲۴ کشتی مورد اصابت قرار گرفتند. به گفته کپلر، محمولههای نفتی از طریق هرمز در ۱۱ اکتبر به ۲.۹ میلیون بشکه کاهش یافت که کمترین حجم روزانه در این ماه است.
این گزارش در حالی منتشر شده که ترامپ هر روز در چند نوبت ادعا میکند تنگه هرمز باز
است.
کاهش انتقال نفت از 5/15 میلیون
به 9/2 میلیون بشکه
جک پراندلی، تحلیلگر بازارهای جهانی، در همین زمینه نوشت: ترافیک کشتیرانی در تنگه هرمز بار دیگر کاهش یافت؛ حملات به بالاترین سطح در دوران جنگ رسید. طی دو هفته، دستکم ۲۴ کشتی در اطراف تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتهاند. تنها در روز ۱۱ اکتبر، شش کشتی هدف قرار گرفتند: پنج نفتکش و یک کشتی کانتینربر. جریان صادرات بهسرعت معکوس شد.
براساس دادههای شرکت کپلر، میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز در ماه سپتامبر به ۱۵.۵ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که به سطح پیش از جنگ، یعنی ۱۷ تا ۲۰ میلیون بشکه در روز، نزدیک بود. اما در ۱۱ اکتبر، این رقم به ۲.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرد و میانگین هفتروزه هم ۴۳ درصد پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار گرفت.
چرا نیازی به انسداد کامل تنگه نیست؟
پراندلی میافزاید: آمار تردد کشتیها هم همین روند را نشان میدهد: براساس دادههای مرکز پشتیبانی و هماهنگی دریایی آمریکا، طی سه روز، بهطور متوسط روزانه ۲۹ کشتی از تنگه عبور کردهاند؛ درحالیکه میانگین تاریخی روزانه ۱۳۸ کشتی است. مرکز اطلاعات مشترک دریایی سطح تهدید علیه کشتیرانی تجاری را شدید ارزیابی کرده؛ دومین سطح خطر در رتبهبندی این مرکز. حملات برای کاهش صادرات، لزوماً نباید باعث بسته شدن تنگه شوند. هر حمله، هزینه بیمه خطرات جنگی را افزایش میدهد، استخدام خدمه را دشوارتر میکند و تمایل مالکان کشتیها به تردد در منطقه را کاهش میدهد.
کشتیهای کمتر یعنی انتقال نفت کمتر؛ حتی اگر میدانهای نفتی و پایانههای صادراتی همچنان فعال باشند. نکته مهم این است که آیا نفتکشهای بارگیریشده همچنان از خلیج فارس خارج میشوند و آیا شرکتهای بیمه محدودیتهایی برای پوشش بیمهای اعمال میکنند یا خیر. به نظر میرسد بهبود آمار صادرات در ماه گذشته و رسیدن آن به ۱۵.۵ میلیون بشکه در روز، شکنندهتر از آن چیزی بوده که تصور میشد.
افزایش فشار ایران بر آمریکا برای شکستن محاصره
خبرگزاری رویترز گزارش داد: ایران از حدود ۱۰ روز پیش تاکتیکهای جدیدی را برای هدف قرار دادن کشتیهای ناقض محدودیتهای دریایی ایران آغاز کرده و قصد دارد دامنه عملیات خود را به خارج از تنگه هرمز، از جمله دریای عمان و آبهای ساحلی قطر و امارات گسترش دهد. هدف از این راهبرد، حفظ قیمت بالای نفت و ناکام گذاشتن تلاشهای دولت ترامپ برای کاهش قیمت انرژی پیش از انتخابات میاندورهای
۳ نوامبر آمریکا است. یک مقام نظامی آمریکایی تأیید کرده که ایران برای شناسایی اهداف احتمالی از دیدهبانهای غیرمسلح مستقر در قایقهای کوچک استفاده میکند. مقامهای ایرانی از احتمال حرکت بهسوی مسدودسازی کامل تنگه هرمز برای کشتیهای ناقض محدودیتها خبر دادهاند. بر اساس دادههای منابع امنیت دریایی، حملات به کشتیهای تجاری در روزهای اخیر به بالاترین سطح از آغاز جنگ رسیده است.
ایران کم اما کوبنده شلیک میکند
ژنرال پترائوس، رئیس پیشین سازمان سیا که فرماندهی سنتکام را هم در کارنامه دارد، در نشست «مجمع امنیتی ورشو» گفت پهپادهای ایران، مشکلات قابلتوجهی برای آمریکا ایجاد کردهاند.
او افزود: اوکراین روزانه از ۱۰ هزار پهپاد استفاده میکند. فکر نمیکنم ایرانیها این تعداد پهپاد استفاده کرده باشند؛ بااینحال همین میزان استفاده از پهپادهای ایرانی نیز بهاندازه کافی مشکلساز بوده است.
دیوید پترائوس قبلاً هم گفته بود که پایگاههای آمریکا در منطقه در پی حملات تلافیجویانه موشکی ـ پهپادی ایران، بیاستفاده شدهاند.
تسلط ایران بر جنگ، ترامپ را از پا درمیآورد
پاتریشیا مارینز، کارشناس نظامی برزیلی، درباره یکی از ابعاد مهم جنگ اخیر گفت: این یک جنگ معمولی نیست. این جنگی علیه قلب نظام پترودلار است.
در همین حال، لورا روزن، خبرنگار آمریکایی، در شبکه ایکس نوشت: ناتوانی ترامپ در پایان دادن به جنگ ایران، او را بهشدت خشمگین کرده، اما در عین حال، به شکلی عجیب، دچار فلجشدگی و ناتوانی در عمل کرده است. یکی از مشاورانش گفته است: ترامپ عادت دارد انگشتانش را به هم بزند و تمام دنیا، جمهوریخواهان، رهبران جهان و رسانهها فوراً به فرمان او به خط شوند؛ و حالا اینکه ایران به حرفش گوش نمیدهد، او را از شدت خشم دارد از پا درمیآورد.
ضربات ایران، آمریکا را مجبور به
تخلیه پایگاهها کرد
از سوی دیگر، «فارین پالیسی» (نشریه تخصصی سیاست خارجی در آمریکا) گزارش داد: واشنگتن بعد از جنگ ایران، به یک استراتژی جدید در مورد پایگاههای نظامی نیاز دارد. مدل دههها پیش، تغییر کرده است. برای یک نسل، ایالات متحده به پایگاههای نظامی بزرگ در سراسر خلیج فارس تکیه کرده بود تا قدرت خود را اعمال کند، با این اطمینان که این پایگاهها از دسترس هستند و ایران، با وجود زرادخانه موشکی رو به رشد خود، ریسک حمله مداوم به آنها را نخواهد کرد. جنگ با ایران، این فرضیه را برهم زد، زیرا موشکها و پهپادهای ایرانی بارها به این پایگاهها حمله کردند و ارتش آمریکا را مجبور کردند تا تأسیساتی را که دهههاست اداره میکند، تخلیه کند.
اکنون، پنتاگون در حال بررسی این موضوع است که آیا باید این پایگاهها را بازسازی و تقویت کند یا حضور نیروهای خود را به سمت غرب، از جمله به اردن و اسرائیل، و دورتر از دسترس ایران منتقل کند. هیچیک از این دو رویکرد مناسب نیست. هر دو رویکرد فرض میکنند که اعمال قدرت در خاورمیانه نیازمند پایگاههای بزرگ و دائمی است، درحالیکه جنگ نشان داده است که اینطور نیست.
سامانههای پدافندی آمریکا
در آستانه فروپاشی هستند
فارین پالیسی میافزاید: واشنگتن باید تا حد امکان از دور بعدی درگیری اجتناب کند. چشمانداز صلح پایدار میان ایران و آمریکا تیره است. برنامه هستهای، زرادخانه موشکی و پهپادی و گروههای نیابتی ایران پابرجا ماندهاند و کنترل تنگه هرمز همچنان محل مناقشه است. همزمان، حمایت روسیه و چین به بازسازی سریع توان نظامی ایران کمک میکند، درحالیکه جنگ، آسیبپذیری پایگاههای منطقهای آمریکا و کمبود مهمات دفاعی را آشکار کرده است.
ایران طی هفت ماه توان موشکها و پهپادهایش را به نمایش گذاشته و با مین، شناورهای کوچک و حملات هوایی، عبور از هرمز را تا حد زیادی مختل کرده است.
در دو بازی جنگی با فرض آغاز درگیری تازه در اواخر سال ۲۰۲۷، حمله اسرائیل برای تضعیف دورهای توان نظامی ایران جرقه جنگ جدیدی میشود. در یک سناریوی بازسازیشده، پایگاههای آمریکا و در دیگری، زیرساختهای حیاتی و پایگاههای هوایی اسرائیل هدف قرار گرفتند. موشکهای بالستیک باندهای پرواز را تخریب کردند و پهپادها و موشکهای کروز انبارها، سوخت، هواپیماها و رادارها را زدند. حمله صدها پرتابه به شبکه برق و تأسیسات آبشیرینکن اسرائیل، قطع برق و سهمیهبندی آب را در پی داشت.
سامانههای پدافندی آمریکا در آستانه فروپاشی هستند. حتی با فرض تقویت پدافند پهپادی ائتلاف آمریکا، تکمیل ذخایر موشکهای پاتریوت، تاد، اسام-۳
و اسام-۶ و جابهجایی سریع سامانهها، هر دو بازی جنگی با خسارت گسترده برای طرف آمریکایی همراه شدند؛ فرضی خوشبینانه، زیرا بازسازی ذخایر رهگیر احتمالاً دستکم تا سال ۲۰۲۹ طول میکشد.
جنگ، حمایت از جمهوری اسلامی را
به بالاترین سطح رساند
نشریه آمریکایی در تحلیل دیگری خاطرنشان کرد: جنگ کنونی ایران، نه ۷ ماه پیش آغاز شد و نه در ژوئن ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل فرماندهان و دانشمندان هستهای ایران را هدف گرفت. این رویدادها تنها نقاط عطفِ ازسرگیری جنگی چنددهسالهاند که از زمان جدایی راه واشنگتن و تهران ادامه داشته است؛ جنگی با حاصل جمع صفر که هدفش سقوط نظام ایران است. در ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل با حملهای مشترک آیتالله علی خامنهای، اعضای شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان ارشد را هدف گرفتند تا با یک ضربه، کار دولت ایران را یکسره کنند. اما ایران با حمله به داراییهای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس و بستن تنگه هرمز، گذرگاه حدود یکپنجم نفت جهان، پاسخ داد.
جنگ، اثری معکوس داشته است: لحن ترامپ و نتانیاهو، که بسیاری آن را حمله به هویت ملی میدانند، و ترور رهبر، حمایت از حکومت را به بالاترین سطح در سالهای اخیر رسانده است. تجمع حکومتی «جانفدای ایران» در ۱۸ سپتامبر صدها هزار نفر را به خیابانهای تهران آورد. این جنگ در نوامبر پایان نمییابد و دور بعد ممکن است ویرانگرترین درگیری تاریخ منطقه باشد. رهبرانی که خطوط قرمزشان بارها شکسته شده، شاید ضربهای سختتر وارد کنند.
پهپادهای ایرانی، بمبافکنهای آمریکا را
فراری دادند؟
«آیا پهپادهای ایرانی بمبافکنهای آمریکایی را از RAF Fairford بیرون راندند؟»
نشریه آمریکایی اوپن دموکراسی با طرح پرسش بالا نوشت: اگر ترامپ قصد دارد جنگ علیه ایران را گسترش دهد، پس چرا عقبنشینی شتابزده از بریتانیا انجام شد؟ و این برای این درگیری چه معنایی دارد؟ عقبنشینی ناگهانی آمریکا از پایگاه هوایی فرفورد به نظر میرسد برخلاف اهداف جنگی دونالد ترامپ باشد.
دونالد ترامپ احتمالاً جنگ شکستخورده خود علیه ایران را تشدید خواهد کرد تا از پذیرش شکست جلوگیری کند. پنتاگون افزایش قابلتوجهی در نیروهای دریایی و تفنگداران دریایی خود در خاورمیانه اعلام کرد. پس این سؤال مطرح میشود که چرا پنتاگون تصمیم ناگهانی و غیرمنتظرهای گرفت تا همه ۱۲ بمبافکن استراتژیک B-1B نیروی هوایی آمریکا ـ که برای هر حمله جدید ضروری است ـ را از پایگاه عملیاتی پیشروی خود در فرفورد خارج کند؟
دلایل مختلفی مطرح شد، از جمله بازآرایی بیمعنی پایگاههای آمریکا در خارج از کشور تا ترامپ که گفته بود «تهدیدهایی وجود دارد». دومی محتملترین توضیح است: اطلاعات آمریکا دریافته است که ایران توانایی انجام حمله پهپادی جدی به فرفورد را به دست آورده است، مشابه حملهای که اوکراین در ژوئن سال گذشته به بمبافکنهای استراتژیک روسیه انجام داد و بسیار مؤثر بود.
به یاد داشته باشید که ایرانیها طی هفت ماه گذشته بارها توانستهاند اسرائیلیها و آمریکاییها را غافلگیر کنند. نباید تعجبآور باشد؛ ارتش ایران نزدیک به ۴۰ سال است که برای جنگ با آمریکا آماده میشود.
ابرقدرت نظامی از ترس
مجبور شد هزاران مایل عقبنشینی کند
اوپن دموکراسی میافزاید: جنگ برای آمریکا بسیار بد پیش میرود و باعث افزایش قیمت نفت و گاز در بازارهای جهانی شده است، اما هر پایان مذاکرهشده فعلی عمدتاً بر اساس شرایط تهران خواهد بود، بهطوریکه نیروهای مسلح ایران بارها نشان دادهاند که در پاسخهای برنامهریزیشده به حمله آمریکا و اسرائیل جلوتر از پنتاگون هستند.
احتمالاً این تصور وجود دارد که برای مجبور کردن تهران به هر توافقی که ترامپ با آن موافق باشد، به یک سری حملات هوایی مداوم نیاز خواهد داشت. اینجاست که عقبنشینی از RAF فرفورد اهمیت زیادی دارد، حتی اگر عجیب به نظر برسد که عقبنشینی بمبافکنها از یک پایگاه خارجی میتواند تا این حد برای نتیجه یک جنگ مرتبط باشد.
درحالیکه سه گروه ضربتی ناو هواپیمابر پنتاگون به اندازه کافی در برابر حملات ایران محافظت شدهاند، پایگاههای زمینی آن در یا نزدیک کشورهای متحد خلیج فارس بارها آسیبپذیر بودهاند که این موضوع باعث شرمساری آن شده است.
بهطور خلاصه، عقبنشینی ناگهانی B-1B از پایگاه هوایی فرفورد بهشدت به شانس ترامپ برای پایان جنگ با ایران به شرایط خودش آسیب جدی وارد کرده است. همچنین اهمیت بسیار گستردهتری دارد. در روز یکشنبه ۴ اکتبر ۲۰۲۶، قدرتمندترین نیروی بمبافکن مستقر در خط مقدم تنها ابرقدرت نظامی جهان مجبور شد هزاران مایل از موقعیت خود در یک کشور دوست به قلمرو امن خود در چند ساعت عقبنشینی کند. همین موضوع باید این تاریخ را برای هر دانشجوی خودخواه امنیت بینالمللی به یاد داشته باشد.