مینهای دریایی ابزار تنبیه نفتکشهای متخلف
تحولات اخیر نظامی در تنگههرمز نشان میدهد برخلاف لفاظیهای ترامپ، اعمال حاکمیت روی این تنگه استراتژیک بهطور کامل اعمال شده است و نیروهای مسلح ایران شناورهای متخلف از قوانین ایران را تنبیه میکنند.
با نگاهی به روزهای پرالتهاب درگیریها در منطقه، خلیج فارس و بهطور ویژه تنگه هرمز، به یک میدان رزم فعال و صحنه نمایش قدرت نظامی ایران و اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شدهاند. تحولات میدانی هفتههای اخیر نشان میدهد که نیروهای مسلح ایران، وارد مرحله اجرای عملیاتی قوانین سختگیرانه خود در راستای مدیریت تنگه هرمز شدهاند.
در این کارزار پیچیده، ترکیبی از تسلیحات پنهانکار، اشراف اطلاعاتی و تسلط حقوقی، معادلات امنیتی و اقتصادی واشنگتن و متحدانش را در منطقه با چالشی بیسابقه مواجه کرده است.
مینهای هوشمند و انهدام توهمِ مسیرهای جایگزین
تحرکات اخیر در آبهای جنوبی نشاندهنده یک تغییر تاکتیکی عمده در برخورد با شناورهای متخلف است. سپاه با تعیین قواعد درگیری جدید، رسماً اعلام کرده است که خاموش کردن سامانههای ناوبری و شناسایی (AIS) توسط هر شناوری در این محدوده، به منزله یک اقدام متخاصم تلقی شده و پاسخی قاطع دریافت خواهد کرد.
اما آنچه در لایههای پنهان این نبرد جریان دارد، فعال شدن شبکه مینهای دریایی هوشمند در برابر شناورهای غولپیکر است. برخورد سومین سوپرنفتکش با مین دریایی و اصابت و آتشسوزی یک کشتی حامل گاز مایع، حاوی پیامهای عملیاتی دقیقی است. تسلیحات بهکاررفته در این منطقه، مینهای پیشرفتهای هستند که در بستر دریا مستقر شده و مجهز به حسگرهای ترکیبی صوتی (آکوستیک)، مغناطیسی و فشاریاند. این حسگرها به محض تطابق امضای شناورِ هدف (تغییرات میدان مغناطیسی ناشی از عبور بدنه فولادی عظیم و صدای منحصربهفرد پروانهها) با بانک اطلاعاتی خود، چاشنی را فعال میکنند. انفجار ناشی از این مینها در زیر خط آب و دقیقاً در زیر سازه اصلی رخ میدهد که به شکستن کمر شناور و فلج شدن کامل آن میانجامد.
نکته محوری در این میان، انهدام طرحِ سالهای اخیر غرب برای استفاده از مسیرهای جایگزین است. ائتلاف غربی با سرمایهگذاری روی خطوط لوله و محورهای عمانی و جنوبی، تصور میکرد میتواند تنگه هرمز را دور بزند، اما مینریزی هوشمند و هدفمند در این مسیرهای دوربرگردان نشان داد که شعاع عملیاتی و بازدارندگی ایران فراتر از دهانه هرمز است. این اقدام اثبات کرد که هیچ مسیر امنی برای خنثیسازی اهرم فشار ایران وجود ندارد و برخلاف ادعاهای مقامات آمریکایی، تنگه هرمز تحت حاکمیت ملی ایران و نیروهای مسلح قرار دارد.
تنگه هرمز، هرگز یک آبراه بینالمللی نبوده است
برای درک مشروعیت این اقدامات میدانی، باید به لایههای حقوقی و بنیادین حاکمیت ملی بازگشت. پراپاگاندای رسانهای، همواره تلاش کرده است تا تنگه هرمز را یک آبراه کاملاً بینالمللی با حق عبور و مرور بیقید و شرط جلوه دهد؛ گزارهای که از منظر حقوق بینالملل دریاها کاملاً مردود است.
بر اساس ماده ۳ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها هر دولت ساحلی حق دارد دریای سرزمینی خود را تا حداکثر ۱۲ مایل دریایی (حدود ۲۲ کیلومتر) تعیین کند. با توجه به اینکه عرض باریکترین نقطه تنگه هرمز تنها ۲۱ مایل دریایی است، حریم ۱۲ مایلی ایران از شمال و حریم ۱۲مایلی عمان از جنوب، در میانه این تنگه بهطور کامل با یکدیگر همپوشانی پیدا میکنند. نتیجه حقوقی و نظامی این مختصات جغرافیایی یک واقعیت انکارناپذیر است: در کل محدوده تنگه هرمز، حتی یک سانتیمتر آبهای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی وجود ندارد. تمامی پهنه آبی، بستر، زیربستر و فضای هوایی این تنگه، جزئی لاینفک از خاک و دریای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران (و عمان) محسوب میشود.
اگرچه کنوانسیون حقوق دریاها مفهومی به نام حق عبور ترانزیتی را برای تنگههای بینالمللی به رسمیت شناخته است، اما ماده ۳۴ همین کنوانسیون با صراحت تأکید میکند که رژیم عبور از تنگهها، وضعیت حقوقی آبها و حاکمیت یا صلاحیت دولتهای ساحلی بر آن آبها، فضای هوایی، بستر و زیربستر را به هیچ وجه تحت تأثیر قرار نمیدهد. به بیان دقیقتر، اعطای حق عبورِ صرف به کشتیها، نافی مالکیت و حاکمیت ایران بر بستر این دریا نیست و کف تنگه هرمز، از منظر حقوقی تفاوتی با خاک سرزمین اصلی ایران در استان هرمزگان ندارد. بنابراین، هرگونه اعمال قانون، بازرسی و برخورد با شناورهایی که امنیت ملی کشور ساحلی را به خطر میاندازند، حق ذاتی و مشروع جمهوری اسلامی ایران در قلمرو سرزمینی خود است.
شریانهای دیجیتال در مشت ایران؛
کارت برنده در نبردهای آینده
با تثبیت حاکمیت مطلق بر بستر و زیربستر تنگه هرمز، بُعد دیگری از قدرتنمایی ژئواستراتژیک نمایان میشود که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است: کابلهای فیبر نوری زیردریایی. این کابلها که از بستر این آبراه حیاتی عبور میکنند، ستون فقرات اقتصاد دیجیتال جهان را تشکیل میدهند. مجرای اصلی ترافیک اینترنت بینالملل، همگامسازی مراکز داده ابری شرکتهای چندملیتی و شبکههای پرداخت مالی جهانی نظیر سوئیفت از این مسیر میگذرند.
با استناد به مواد ۲ و ۷۹ کنوانسیون حقوق دریاها، نصب و عبور کابل، یک اشغال فیزیکی و بهرهبرداری از بستر دریاست و مشمول حق عبور ترانزیتی (که مختص شناورهاست) نمیشود. بنابراین، تمامی کابلهای مستقر در بستر تنگه هرمز در قلمرو حاکمیتی ایران قرار دارند. این موضوع، یک کارت بازی بسیار قدرتمند در نبردهای احتمالی آینده است.
بنا به تصریح مقامات ایرانی، در صورت بروز هرگونه درگیری فراگیر و تهدید زیرساختهای حیاتی ایران، این کابلهای زیردریایی، دیتاسنترها و تأسیسات هوش مصنوعی منطقه در تیررس مستقیم قرار خواهند گرفت. اعمال کنترل یا قطع این شریانها، شوکی ویرانگر به اقتصاد دیجیتال غرب و شبکههای مالی جهانی وارد خواهد کرد که جبران آن بهسادگی امکانپذیر نخواهد بود.
چرا بالا نگه داشتن قیمت نفت مهم است؟
در کنار مؤلفههای نظامی و فناورانه، نقش تنگه هرمز در بازار انرژی همچنان یکی از اصلیترین پایههای قدرت ایران است. با وجود تلاشهای مداوم آمریکا برای بیاثر کردن این اهرم، مدیریت مقتدرانه ایران ثابت کرد که اختلال در عبور امن ۲۰ درصد از نفت خام مصرفی جهان، بهسرعت بازارهای جهانی را ملتهب میکند. افزایش قیمت نفت در شرایط تقابل نظامی، یک سلاح کارآمد به نفع ایران است. این افزایش قیمت، فشار اقتصادی مضاعفی بر کشورهای متخاصم وارد کرده و زنجیرهای از تورم و رکود را در صنایع غربی رقم میزند. از منظر راهبردی، هدف از این استراتژی بازیگری سیاسی در عمق خاک دشمن است. افزایش قیمت حاملهای انرژی بهویژه بنزین در آمریکا، مستقیماً به سبد خانوار آمریکایی ضربه میزند و امواج سهمگینی از نارضایتی اجتماعی را ایجاد میکند.
این فشار از پایین، سیاستمداران جنگطلب در واشنگتن را بهشدت در تنگنا قرار داده و هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران را برای آنها غیرقابل تحمل میسازد. ضمن آنکه افزایش بهای انرژی، میتواند پوشش مناسبی برای حفظ درآمدهای ارزی ایران حتی در شرایط کاهش حجم صادرات باشد.
در مجموع، تنگه هرمز تحت اشراف نیروهای مسلح ایران
آنچه امروز در تنگه هرمز و آبهای پیرامونی آن میگذرد، خروجی یک استراتژی چندلایه است که در آن، ابزارهای نظامی پنهانکار (نظیر مینریزی گسترده)، تسلط بیچونوچرا بر مبانی حقوق بینالملل و درک عمیق از نقاط ضعف اقتصاد و فناوری جهانی با یکدیگر تلفیق شدهاند.
این ساختار رزمی سیاسی تاکتیکی که از دهه هفتاد بنیانگذاری شد، سالهاست که برای چنین روزهایی آماده شده بود و توانمندی بالایی در مقابله با اقدامات تنشزا و تروریستی دشمن دارد.
به گزارش خبرگزاری دانشجو، اقدامات اخیر در برخورد با شناورهای متخلف و تثبیت حاکمیت بر بستر دریا، نشان داد که برخلاف لفاظیهای ترامپ و باقی مقامات آمریکایی ایران اهرم فشارهای استراتژیک خود را از دست نداده است. تبدیل کردن تنگه هرمز از یک مسیر ترانزیت انرژی به یک سنگر دفاعی و نقطه فشار دیجیتال و اقتصادی، نشاندهنده بلوغ عملیاتی در دفاع از امنیت ملی است؛ روندی که ثابت میکند هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن حاکمیت ایران بر این شاهرگ حیاتی، با پاسخی چندوجهی، دردناک و فلجکننده در مقیاس جهانی روبهرو خواهد شد و در تنگه هرمز حرف آخر را نه مصاحبههای ترامپ بلکه قدرت آتش نیروهای مسلح میزند.