ارتباطات مخابراتی
به خاشقجی پیشنهاد دادم که یک شرکت مشترک تأسیس کنیم که این سه پروژه مشترک را با هم هماهنگ و مدیریت کند: کارخانه لوله، شبکه ارتباطی جدید خودمختار و تأسیساتی برای آب شیرین و انرژی در غزه. با هم توافق کردیم که شرکت سهامی تأسیس کنیم که نصف سهام آن در دست ما باشد و نصف دیگر آن در دست فلسطینیها و سرمایهگذاران دیگر. ارزیابی ما اینگونه بود که طرحی از این نوع با سرمایهگذاری بیش از صد میلیون دلار ادامه بیابد که بخشی از آن بهعنوان کمکهای بشردوستانه است. دو شرکت ژاپنی «نیشو ایوی» و «فادکو» علاقه خود را به این موضوع نشان دادند. مقامات ارشد فلسطینی نیز با آنها به صورت مسالمتآمیز ارتباط گرفتند. تخمین زدم برای جمعآوری مبالغی که نیاز داریم، مشکلی نخواهیم داشت.
۹ سپتامبر ۱۹۹۳ تایمز در لندن مقالهای منتشر کرد که در آن به پیشرفت بورس اسرائیل اشاره کرده و در مورد احتمال تبدیل اسرائیل به «سنگاپور خاورمیانه» سخن گفته بود. این روزنامه با تأکید بر امید زیاد برای ایجاد صلح و عصر اقتصادی جدید، به طراحان شخصی که دولتها را در این مسیر سوق دادند، عدنان خاشقجی و یعقوب نیمرودی، نیز اشاره کرد؛ «عدنان خاشقجی قصد دارد کارخانه بزرگ تولید لوله در مرز اسرائیل- غزه بسازد و نیمرودی زائران مسلمان را از لیبی به مکانهای مقدس در اورشلیم بیاورد.» در این مقاله عربستان سعودی و امارات بهعنوان حامیان مشتاق صلح در خاورمیانه ذکر شدند و همچنین اتحادیه اروپا که طرح کمک به حکومت خودگردان فلسطینی را ارائه کرد که در چارچوب آن حدود چهارصد میلیون پوند به این منطقه واریز خواهد شد.
خاشقجی بهطور کامل درگیر این موضوع شده بود. در مقالاتی که در هرالد تریبیون (۱۰/۹/۹۳) و معاریو (۱۵/۱۰/۹۳) چاپ شد، او جهانبینی خود را نشان داد که براساس آن صلح باید جامع، منصفانه، دائمی و سودآور باشد و فقط بخش خصوصی میتواند با همکاری بخش اقتصادی، از این جهت که این امر به سرمایهگذاران و مکانهای سرمایه گذاری بستگی دارد، در حفظ صلح موفق شود. اکتبر ۱۹۹۳ بعد از امضای قرارداد اسلو، خاشقجی نامههای قدردانی پر از احساسی برای نخستوزیر اسحاق رابین و وزیرخارجه شیمون پرز فرستاد و شجاعت آنها و امیدی را که برای دو ملت در خاور میانه ایجاد کردند، ستود. وزیر امور خارجه پرز در نامهای به او پاسخ داد و کمکهای مورد انتظار از خاشقجی برای تحقق قرارداد اسلو، از طریق طرح توسعه و سرمایهگذاری در پروژههای اقتصادی در منطقه را یادآور شد.
چند پروژه مهم در دستور کار قرار گرفتند: ساخت یک بندر شناور در غزه، تأسیس کارخانه آبشیرینکن توسط نیروگاهی در غزه، پروژه ارتباطات مخابراتی، پروژه ساخت واحدهای ساختمانی بهصورت مستقل، ساخت کارخانه لوله در مرز غزه- اسرائیل و غیره. طرح مشترک خاشقجی و من با تیتر برجسته در روزنامه معتبر والاستریتژورنال اروپا، چاپ شده بود. این روزنامه در فوریه ۱۹۹۴ گزارشی درباره طرحهایی که با سرمایهگذاری حدود پانصد میلیون دلار مورد توافق قرار گرفته بودند، نوشت.
برای من و خاشقجی روشن بود که این طرحها باید در نوار غزه متمرکز باشند، یکی از پرازدحامترین مناطق در جهان: نزدیک به یک میلیون نفر آواره که پنجاه سال است در این ساحل باریک در فقر بدون منابع طبیعی، منابع آبی و مالکیت زمین زندگی میکنند.1 غزه متقاضی این طرحهای اقتصادی بود و ما میخواستیم این روندها را رهبری کنیم. در پایان آگوست شروع به تدوین ایدههای اولیه برای پروژه جدید در زمینه ارتباطات مخابراتی در مناطق مستقل کردیم. در نوار غزه و کرانه باختری هیچ زیرساخت ارتباطی مستقلی به جز چند خط تلفن وجود نداشت. سال ۱۹۹۳ در منطقه خودگردان فلسطین حدود دو میلیون نفر زندگی میکردند و حدود هفتادوپنج هزار خط تلفن در اختیار آنها بود، حدود سه تلفن برای هر صد نفر. در مقایسه با اسرائیل، این نسبت در همان سال حدود سیوپنج خط تلفن برای هر صد نفر بود. امکان ایجاد سیستم ارتباطی مستقل در کرانه باختری و غزه در چارچوب بحث درباره استقلال آن نیز مطرح شد. براساس محاسباتی که انجام دادیم پتانسیل افزایش آن خیلی زیاد بود. معتقد بودیم که در آینده نزدیک حدود سیصد هزار خط تلفن جدید به مناطق مستقل اختصاص داده خواهد شد. چنین افزایشی مستلزم سرمایهگذاری حدود نیم میلیارد دلار بود. در این پروژه ارتباطات را بهعنوان اهرمی برای رشد پرشتاب اقتصادی میدانستیم. هر کارآفرین امروزه میداند که راه رشد سریع از مسیر ایجاد زیرساخت مدرن میگذرد. چنین زیرساختی برای بنیان سرمایهگذاریهای دیگر استفاده میشود، اشتغال برای صدها خانواده ایجاد میکند و فعالیتهای اقتصادی و ارتقای سطح زندگی را سرعت میبخشد.
مطابق با برنامههای تجاری که تدوین کرده بودیم، برنامه این بود که این پروژه توسط چند سرمایهگذار شروع به کار کند. خاشقجی قرار بود سرمایهگذار خارجی و گروه نیمرودی سرمایهگذار اسرائیلی باشد و سرمایهگذاران فلسطینی هم به ما بپیوندند. به خاشقجی پیشنهاد دادم که یک شرکت مشترک به نام «K.N اینترنشنال تلکام»، زیر شاخه شرکت «K.N توسعه خاورمیانه» تأسیس کنیم. سهام این شرکت بین من و خاشقجی (پنجاه درصد برای هردوی ما) با سایر شرکا شامل فلسطینیها از غزه و کرانه باختری (پنجاه درصد) تقسیم خواهد شد. قرار شد که اجرای این پروژه را شرکت «بزک» اسرائیل برعهده بگیرد، زیرا به نظر ما نهاد مناسبی برای این موضوع به نظر میرسید. در آن روزها «بزک» در میان جریان توسعه در تمام سیستمها در مناطق اسرائیل بود. این شرکت، برای رشد پیشبینیشده در نتیجه تحولات سیاسی آماده شده بود و نیز برای این احتمال که از آن خواسته شود به علت داشتن تجارب ارزشمندش برای ایجاد شرکت ارتباطی در این مناطق کمک کند. با «موشه هبا» رئیس هیئتمدیره بزک ملاقات کردم و برنامههایمان را به او ارائه کردم، او علاقه زیادی به این همکاری نشان داد.
بعد از این که موافقت او را گرفتم و دریافتم که به این موضوع توجه دارد، دنبال فرد متخصصی گشتم که در رأس این پروژه قرار بگیرد.
پینوشت:
1. م: نیمرودی در اینجا به غزه به عنوان «پرازدحامترین منطقه جهان» و حضور یک میلیون آواره در این منطقه اشاره میکند اما هیچ اشارهای به علت این اتفاق ندارد. در واقع علت ازدحام شدید در این منطقه و آوارگی ساکنان آن؛ اشغالگری رژیم صهیونیستی است. طبق آمار دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (OCHA) که سال 2017 منتشر شد؛ در باریکه غزه از هر 10 نفر، 7 نفر پناهنده هستند چون رژیم صهیونیستی با اشغال خانه و زمینشان در سال 1948 آنها را مجبور به مهاجرت به این منطقه کرده است.