سفرهای انتخاباتی
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
صبح روز انتخابات حزبی، نظرسنجی دموین رجیستر1، الگوی درجه یک در آیووا، گزارش داد که ترامپ پنج امتیاز از تد کروز سناتور تگزاس2 جلوتر است. ترامپ از ایوانکا که پسر ما تئودور را ششماهه باردار بود، خواسته بود تا در یکی از بزرگترین محلهای انجمن در این ایالت، در کنار کروز و سناتور کنتاکی، رند پل3، صحبت کند، در حالی که او در محل دیگری سخنرانی میکرد. وقتی به مرکز همایش دابل تری4 در سدار رپیدز5 رسیدیم، جایی که بیش از 2500 رأیدهنده از دهها حوزه گرد هم آمده بودند، همه کمپینهای دیگر غرفههای بزرگی داشتند که توسط گروههایی از داوطلبان اداره میشد. آنها پوسترهای جذابی را به نمایش گذاشته بودند و انبوهی از کالاهای تبلیغاتی را هدیه میدادند. من و ایوانکا نتوانستیم حتی یک کارمند ستاد انتخاباتی ترامپ را در آنجا پیدا کنیم. با لواندوفسکی تماس گرفتم، او قول داد تیمی در راه است، اما از صدای ناامیدانهاش میشنیدم که مطمئن نیست چطور میخواهد این اتفاق بیفتد. از دستیار کمپین که ما را همراهی میکرد، زنی از آریزونا6 به نام استفانی گریشام7، خواستم که طرف دیگر میز ورقبازی خالی را بگیرد. ما آن را به در ورودی بردیم و یک صفحه نمایش موقت راهاندازی کردیم. در حالی که ایوانکا با طرفداران دست میداد و عکس میگرفت، من و گریشام دیوانهوار بهدنبال دستورالعملهای انجمن ویژه سایت میگشتیم، اطلاعاتی که اکثر مردم هنگام آمدن به میز ما درخواست میکردند. این فقدان حرفهای بودن در مهمترین آزمون تا به امروز، نشانه اطمینانبخشی از مدیریت لواندوفسکی نبود.
همانطور که برای ملاقات با سایر اعضای خانواده سوار یک هواپیمای کوچک به مقصد دموین شدیم، نتایج اولیه نشان داد که ترامپ چندین امتیاز از کروز عقب مانده است. ما در پرواز چهل دقیقهای سکوت کردیم انگار که بازی را باخته بودیم. ترامپ علیرغم اینکه بهطور میانگین در ده نظرسنجی روزهای قبل از انتخابات مقدماتی، هفت امتیاز از رقیب خود پیش بود، بیش از سه امتیاز آیووا را از دست داد.
لواندوفسکی میدانست که در زمینی متزلزل قرار دارد و بهجای آوردن استعدادهای موردنیازش برای کمک به موفقیت کمپین ما، به نظر میرسید غیرقابل اعتمادتر و تدافعیتر شده است. من سعی کردم با استخدام بیل استپین8، یک عامل اجرایی باتجربه در کمپین که توسط یکی از معدود دوستان جمهوریخواه من، کن کورسون، سردبیر آبزرور9، توصیه شده بود، به او کمک کنم. استپین اولین فردی سیاسی بود که با او برخورد کردم و فردی منطقی بود. او رویکرد مستقیم خود را برای اجرای یک کمپین توضیح داد: ابتدا، تعیین کنید که فکر میکنید چند نفر رای میدهند و روی عقبه کار کنید تا گروههایی از رأیدهندگان را پیدا کنید که مجموعاً 51 درصد از آن تعداد میشود. سپس، هر کاری که لازم است انجام دهید تا آنها را به پای صندوقهای رای بکشانید.
از آنجایی که لواندوفسکی دائماً با ترامپ سفر میکرد، کمپین بهشدت به فردی مانند استپین برای سازماندهی ستاد و عملیات میدانی نیاز داشت. من ترامپ و لواندوفسکی را برای استخدام او متقاعد کردم. پس از اینکه ترامپ در ابتدا با آوردن او موافقت کرد، لواندوفسکی ادعا کرد که استپین بیش از حد سرشناس و خبرساز خواهد بود و مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.
ترامپ که میدانست نیوهمپشایر میتواند برای او تعیینکننده باشد، یک هفته را به مسافرت شهر به شهر در ایالت گذراند. در آستانه انتخابات، ایلز با من تماس گرفت، او به من گفت که نظرسنجیهای خروجی فاکسنیوز نشان میدهد که ترامپ با بیش از ده امتیاز برنده ایالت است. ما با ترامپ و بقیه کارکنان کمپین انتخاباتی در هتلی قدیمی اقامت داشتیم که لولهکشی آب گرم در وسط اتاقهای خواب داشت.
من و ایوانکا به اتاق ترامپ رفتیم، اتاقی که میدانستیم درست بالای اتاق ما است، زیرا صدای گوشخراش تلویزیون او ما را ساعت چهار صبح بیدار کرده بود. من خبر ایلز را نقل کردم. ترامپ خوشحال شد. نیوهمپشایر اعتقاد ترامپ را مبنی بر اینکه میتواند برنده شود، تأیید کرده بود.
کمتر از دو هفته بعد، ترامپ دوباره در کارولینای جنوبی یک پیروزی بزرگ بهدست آورد. اما مسابقه هنوز به پایان نرسیده بود. ائتلافی متشکل از سیاستمداران جمهوریخواه، کمککنندگان مالی، و تأثیرگذاران رسانهای شروع به راهاندازی یک کمپین تمامعیار برای جلوگیری از برندهشدن نامزد خارج از حزب، در نامزدی جمهوریخواهان کردند.
پینوشتها:
1. Des Moines Register
منبع شماره یک برای اخبار دموین و آیووا، سیاست، تجارت، کشاورزی، ورزش و سرگرمی آیووا است.
2. Texas senator Ted Cruz
3. Kentucky senator Rand Paul
4. DoubleTree
5. Cedar Rapids
6. Arizona
7. Stephanie Grisham
8. Bill Stepien
9. Observer, Ken Kurson