بازگشت فرانسویهای خشمگین به خیابانها
سرويس خارجي-
دانشآموزان معترض فرانسوی این بار، با حمایت فعال مشهور سوئدی، تلاش میکنند موج اعتراضاتی را که از اواسط ماه پیش آغاز شده است، گسترش دهند.
اعتراضات دانشآموزی در فرانسه، دیروز سهشنبه، با هدف مطالبه بهبود شرایط آموزشی از سر گرفته شد و دانشآموزان تلاش میکنند شور اعتراضاتی را که از اواسط ماه گذشته آغاز شده است حفظ کنند، در حالی که دولت امانوئل مکرون رئیسجمهور این کشور امیدوار است با نزدیک شدن به تعطیلات مدارس از شدت اعتراضات کاسته شود؛ گرتا تونبرگ فعال محیطزیست سوئدی نیز در این اعتراضات شرکت کرد و خبرنگار خبرگزاری فرانسه حضور او را در مقابل یکی از دبیرستانهای منطقه پاریس مشاهده و گزارش کرد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، این اعتراضات در شرایطی برگزار میشود که میان تلاش دانشآموزان برای گسترش دامنه اعتراضات و ارزیابی دولت از فروکش کردن آنها اختلاف وجود دارد و برخی از شرکتکنندگان معتقدند تحرکات روز سهشنبه میتواند نقطه عطفی در روند اعتراضات باشد. اتحادیه دانشآموزی فرانسه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آنها به حرف ما گوش نمیدهند؛ بنابراین با آنها مقابله خواهیم کرد.» در همین حال تشکلهای دانشآموزی دبیرستانها و دانشگاهها همچنان خواستار برگزاری نشستی با سباستین لوکورنو نخستوزیر فرانسه هستند، مطالبهای که طی روزهای گذشته نیز مطرح شده بود. دولت فرانسه جمعه گذشته از کاهش چشمگیر تعداد دبیرستانهایی خبر داده بود که در آنها کلاسها تعطیل شده یا در مقابل ورودی آنها تجمع اعتراضی برگزار شده است و وزارت آموزشوپرورش نیز اعلام کرد که بیش از ۹۶ درصد دبیرستانهای کشور در آن روز باز بودهاند.
دولت امانوئل ماکرون بار دیگر نشان داد که اولویتهایش نه بهبود واقعی نظام آموزشی، بلکه مدیریت رسانهای بحران و خرید زمان تا تعطیلات است؛ در حالی که سالهاست مدارس دولتی فرانسه با کمبود معلم، کلاسهای شلوغ، بودجه ناکافی و نابرابری شدید میان مناطق ثروتمند و محروم دستوپنجه نرم میکنند، مقامات پاریس ترجیح میدهند آمارهای ظاهری «باز بودن ۹۶ درصد مدارس» را برجسته کنند و از رویارویی مستقیم با مطالبات بنیادین دانشآموزان طفره روند. این رویکرد نه تنها اعتماد نسل جوان را نابود کرده، بلکه تصویر فرانسه را بهعنوان مدعی دموکراسی و حقوق بشر در غرب زیر سؤال برده است، دولتی که در صحنه بینالمللی از آزادی بیان سخن میگوید، در داخل کشور صدای دانشآموزان را با سکوت یا سرکوب نرم پاسخ میدهد و از برگزاری نشست واقعی با نمایندگان آنان امتناع میورزد.
موج اعتراضات در سراسر اروپا
پس از شعلهور شدن اعتراضات دانشآموزی در فرانسه، موج مشابهی در چندین کشور اروپایی نیز آغاز شده و در حال گسترش است؛ در بلژیک و هلند و در روزهای گذشته دانشآموزان دبیرستانی با الهام از همتایان فرانسوی خود، تجمعاتی در برابر وزارتخانههای آموزش برگزار کردهاند و خواستار افزایش بودجه مدارس و کاهش فشار امتحانات شدهاند. در اسپانیا و ایتالیا نیز شبکههای دانشآموزی از طریق شبکههای اجتماعی فراخوانهایی برای اعتصاب سراسری منتشر کردهاند و در آلمان، گروههای دانشجویی از شهرهای برلین و هامبورگ اعلام کردهاند که همبستگی خود را با جنبش فرانسه نشان خواهند داد. این تحرکات نشان میدهد که بحران آموزشی و نارضایتی از سیاستهای نئولیبرالی غرب، دیگر محدود به مرزهای فرانسه نیست و میتواند به معضل فراملی برای دولتهای اروپایی تبدیل شود.
در یونان و پرتغال نیز دانشآموزان و دانشجویان با برگزاری راهپیماییهای هماهنگ، سیاستهای ریاضتی دولتهای خود را که به تضعیف بیشتر مدارس دولتی منجر شده محکوم کردهاند و اعلام نمودهاند که الگوی مقاومت فرانسوی را دنبال خواهند کرد؛ در انگلیس نیز اتحادیههای دانشآموزی از لندن تا منچستر هشدار دادهاند که اگر دولتهای اروپایی به مطالبات عدالت آموزشی بیتوجهی کنند، موج اعتصابات مدارس به سرعت از مرزها فراتر خواهد رفت و ثبات سیاسی قاره را با تهدیدی جدی روبهرو خواهد ساخت. این گسترش سریع نشاندهنده آن است که نارضایتی نسل جوان از نظامهای آموزشی فرسوده و نابرابر غرب، به یک آتش زیر خاکستر تبدیل شده که هر لحظه ممکن است سراسر اروپا را دربرگیرد.
ریاکاری غرب در برابر مطالبات عدالتخواهانه
در حالی که رسانههای غربی معمولاً اعتراضات دانشآموزی در کشورهای غیرغربی را با آبوتاب پوشش میدهند و آن را نماد بیداری دموکراتیک میخوانند، برخورد آنها با جنبش جاری در فرانسه و اروپا کاملاً محتاطانه و گاه تحقیرآمیز است؛ دولتهای اروپایی که خود را پرچمدار حقوق بشر معرفی میکنند، حاضر نیستند ناکارآمدی ساختاری نظام آموزشی خود را بپذیرند و بهجای حل ریشهای مشکلات، به وعدههای توخالی و آمارسازی روی آوردهاند. این دوگانگی آشکار، مشروعیت گفتمان غربی درباره آزادی و عدالت را بیش از پیش فرسوده کرده و به دانشآموزان اروپایی ثابت کرده است که تنها راه شنیده شدن صدایشان، تداوم و گسترش اعتراضات مستقل از ساختارهای قدرت است.
این موج اعتراضی نهتنها ناکارآمدی سیاستهای آموزشی فرانسه را برملا کرده، بلکه پرده از تناقض بنیادین گفتمان غربی برداشته است که در آن حقوق بشر و آزادی بیان تنها زمانی تقدیس میشود که در خدمت منافع ژئوپلیتیک قدرتهای اروپایی و آمریکایی باشد؛ دولت ماکرون و متحدانش در بروکسل و واشنگتن که همواره با زبان اخلاق به سایر کشورها درس میدهند، اکنون در برابر نسل جوان خودشان که خواهان عدالت آموزشی و پایان نابرابریهای طبقاتی هستند، سکوت یا تحقیر پیشه کردهاند و این رفتار بیش از هر چیز نشان میدهد که دموکراسی لیبرال غربی در مواجهه با مطالبات واقعی از پایین، به سرعت به ابزار حفظ وضع موجود تبدیل میشود و دیگر توان الهامبخشی حتی برای شهروندان خود را از دست داده است.