روزه سکوت مدعیان اصلاحات در برابر ظلم «علیاف» به دختران آذربایجان
جمهوری آذربایجان، کشوری در قفقاز جنوبی، از نظر ترکیب مذهبی یکی از جوامع قابل توجه در جهان اسلام است. بر اساس بسیاری از آمارها، بیش از ۹۵ درصد جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل میدهند و اکثریت قاطع آنان شیعه هستند.
با این حال، ساختار سیاسی این کشور سکولار است و دولت باکو در سالهای اخیر به دلیل همکاریهای راهبردی، امنیتی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی عمله نتانیاهو شناخته میشود. همین ترکیب، یعنی اکثریت شیعی در جامعه و دولت سکولار و غربگرا، زمینهساز یکی از مهمترین تناقضهای حقوق بشری در منطقه یعنی محدودیت پوشش شرعی دختران دانشآموز شده است.
در سالهای اخیر، وزارت آموزش آذربایجان با استناد به اصل سکولاریسم، مقرراتی برای پوشش مدارس تصویب کرده که عملاً حجاب را برای دانشآموزان دختر محدود میکند. هرچند مسئولان این کشور معمولاً از واژه «ممنوعیت حجاب» استفاده نمیکنند و آن را «قاعده لباس مدارس» مینامند، اما گزارشهای میدانی نشان میدهد که بسیاری از دانشآموزان محجبه از ورود به کلاسها بازماندهاند یا تحت فشار مدیران و معلمان قرار گرفتهاند تا حجاب خود را بردارند.
این وضعیت اعتراضات مردمی را در باکو، ماساللی و برخی شهرهای دیگر برانگیخته است. شعار «حجاب مانع آموزش نیست» به نمادی از مقاومت خانوادههای مسلمان در برابر این سیاست تبدیل شده است. نکته مهم آن است که این محدودیت نه از سوی یک جریان افراطی ضداسلامی، بلکه از سوی دولتی اعمال میشود که خود را دوست و متحد غرب معرفی میکند.
پرسش اصلی اینجاست؛ چرا مدعیان اصلاحات و جریان غربگرا و مدعیان دفاع از حقوق زنان در ایران، که در قبال مسائل مرتبط با حجاب در داخل کشور صدای انتقادشان بلند است و آن را به مسئلهای جهانی تبدیل میکنند، در برابر محدودیت حجاب در آذربایجان سکوت اختیار کردهاند؟ این سکوت در حالی است که همان افراد و رسانهها معمولاً در برابر هر خبر کوچکی درباره حجاب در ایران واکنش سریع نشان میدهند.
به نظر میرسد بخشی از این سکوت ریشه در ملاحظات سیاسی دارد؛ آذربایجان برای برخی جریانهای اپوزیسیون ایرانی، متحد راهبردی در برابر جمهوری اسلامی تلقی میشود و بنابراین نقد رفتار آن به مثابه تضعیف جبهه خودی تعبیر میشود. بخش دیگر به ایدئولوژی سکولار و غربگرا بازمیگردد که حجاب را نه یک حق مذهبی، بلکه نمادی از عقبماندگی میداند؛ از این منظر، محدودیت حجاب در آذربایجان یا فرانسه نه نقض حقوق بشر، بلکه «اجرای سکولاریسم» تفسیر میشود.
آنچه در آذربایجان، فرانسه و افغانستان میگذرد، سه جلوه از یک واقعیت واحد است؛ نقض حق آموزش و آزادی مذهبی دختران. کسی که واقعاً دغدغه حقوق زنان را دارد، نمیتواند در برابر رنج دختران محجبه آذربایجانی سکوت کند و همزمان برای زنان افغانستان بیانیه صادر کند. استاندارد دوگانه، نه تنها به عدالت آسیب میزند، بلکه اعتبار مدعیان حقوق بشر را نیز از بین میبرد. انتظار میرود جریانهای مدعی حقوق زنان، به جای سکوت سیاسی، همان صدایی را که برای زنان افغانستان بلند میکنند، برای همه زنان مسلمان در سراسر جهان، از باکو تا پاریس، بهکار گیرند.