شهیده دکتر نصرت افتخاری الگویی برای زن مسلمان تمدنساز و زمینهساز ظهور
دکتر مهدی جبرائیلی تبریزی
بعضی انسانها با عنوان و مسئولیت خود شناخته میشوند، اما بعضی دیگر با معنایی که به مسئولیت میبخشند، در حافظه تاریخ ماندگار میشوند. شهیده دکتر نصرت افتخاری از بانوانی بود که مسئولیت فرهنگی و اجتماعی را به عرصه حضور در میان مردم و رسیدگی به مسائل آنان پیوند زد.
او تجسم عینی زن مسلمان ایرانی بود که با پیوند «تخصص علمی» و «خدمت میدانی»، الگویی تمدنساز از زن مسلمان ارائه میداد. او نشان داد زن ایرانی در عین پاسداشت هویت دینی و نقش مادری، میتواند در پیچیدهترین عرصههای اجتماعی و امنیتی نیز نقشآفرین باشد.
اما برای فهم معنای زندگی و شهادت چنین بانویی، نباید تنها به عنوان سازمانی یا لحظه شهادتش بسنده کرد. باید پرسید: چه نسبتی میان خدمت او، هویت زن مسلمان ایرانی، تمدنسازی اسلامی و آرمان زمینهسازی ظهور وجود دارد؟
زن مسلمان؛ از حضور در جامعه تا ساختن تمدن
تمدنسازی پیش از آنکه در بناهای بلند، فناوریهای پیشرفته و ساختارهای اقتصادی جلوه کند، در ساختن انسان و ساماندادن به روابط انسانی آغاز میشود. تمدن ماندگار، تمدنی است که در آن علم با اخلاق، قدرت با مسئولیت، پیشرفت با عدالت و امنیت با کرامت انسانی همراه باشد.
نقش زن مسلمان در تمدنسازی، فراتر از یک وظیفه محدود است. بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب، این مسیر در سه گامدتعریف میشود:
خودسازی و تعالی فردی:
زن منتظر پیش از هر چیز باید با «تهذیب نفس» و بازیابی هویت الهی خویش، زمینههای درونی ظهور را فراهم کند. شهادت شهیده افتخاری در همین مسیر تعالی بود؛ او با کسب بالاترین مدارج علمی و در عین حال حفظ تعهد دینی، نشان داد زن مسلمان میتواند در اوج تخصص و مسئولیت اجتماعی، به قلههای معنوی نیز دست یابد.
جامعهسازی و تربیت نسل منتظر:
مهمترین رسالت زن در عصر غیبت، تربیت نسلی است که؛ امام زمان (عج) را بشناسد و در زمره یاران حقیقیاش قرار گیرد. این تربیت از کانون خانواده آغاز میشود و به جامعه گسترش مییابد. شهیده افتخاری علاوهبر تربیت پنج فرزند، بهعنوان مدرس دانشگاه، به دانشجویان خود در «فضای اقتصاد دیجیتال» آموزش میداد تا خودکفا شوند. این دقیقاً همان «کادرسازی» برای آینده است که زمینهساز ظهور تلقی میشود.
تمدنسازی و کنشگری اجتماعی:
زن مسلمان با حضور مقتدرانه در عرصههای اجتماعی، میتواند الگویی برای دختران و زنان مسلمان باشد و فرهنگ انتظار را در جامعه رواج دهد. شهیده افتخاری ثابت کرد که امنیت پایدار در عمق پیوند با مردم و گرهگشایی از زندگی آنان ریشه دارد. او در میان اهل سنت استان نیز محبوب بود که نشاندهنده نقش زن مسلمان در تقویت وحدت و همبستگی اجتماعی بهعنوان پیشزمینهای برای جامعه مهدوی است.
در روایات نیز جایگاه زن در حکومت جهانی امام زمان (عج) والا توصیف شده است؛ بهگونهای که تعدادی از یاران ویژه حضرت، از زنان خواهند بود. این جایگاه رفیع، نشاندهنده آن است که نقش زن مسلمان در تمدنسازی و زمینهسازی ظهور، نه حاشیهای، بلکه رکنی و غیرقابل جایگزین است.
شهیده افتخاری با شهادت خود در مسیر خدمت به محرومان، این حقیقت را به اثبات رساند که زن مسلمان ایرانی میتواند همزمان مادر باشد، عالم باشد، مدیر باشد و مجاهد؛ و این همان الگوی تمدنسازی است که زمینه را برای ظهور منجی عالم بشریت فراهم میکند.
زن مسلمان ایرانی میتواند در همه این عرصهها نقشآفرین باشد؛ در خانواده، با تربیت نسلی آگاه و مسئول؛ در دانشگاه، با تولید علم و اندیشه؛ در مدیریت، با تعهد و شایستگی؛ و در جامعه، با مشارکت در حل مسائل مردم و گسترش فرهنگ همبستگی.
زندگی و مسئولیت اجتماعی شهیده نصرت افتخاری، از این منظر، یادآور این حقیقت است که زن مسلمان میتواند در عرصههای حرفهای و اجتماعی حضور مؤثر داشته باشد و در عین حال، ارزشهای اخلاقی و انسانی را محور فعالیت خود قرار دهد. حضور او در حوزه فرهنگی و اجتماعی و تلاش برای ارتباط با مردم مناطق کمبرخوردار، نمونهای از پیوند میان مسئولیت حرفهای و خدمت اجتماعی بود.
تمدن اسلامی به زنانی نیاز دارد که نه صرفاً مصرفکننده دستاوردهای تمدنی، بلکه تولیدکننده علم، فرهنگ، همبستگی و امید باشند؛ زنانی که درد جامعه را بشناسند و برای کاهش آن، دانش و توانایی خود را به کار گیرند.
خدمت به مردم؛ تجلی عملی ایمان
قرآن کریم، نیکی را در مجموعهای از باورها و رفتارهای مسئولانه معرفی میکند و در آیه ۱۷۷ سوره بقره، پس از بیان ابعاد ایمان، از بخشش مال به خویشاوندان، یتیمان، نیازمندان و در راه ماندگان سخن میگوید. این نگاه قرآنی نشان میدهد که ایمان حقیقی، از اعتقاد قلبی فراتر میرود با امتداد یافتگی اجتماعی در رفتار اجتماعی انسان جلوه مییابد.
از همین منظر، خدمت به مردم را باید یکی از عرصههای مهم تحقق ایمان دانست. هنگامی که مسئولیت اداری به حضور در میان مردم، شنیدن مشکلات آنان و تلاش برای حل مسائلشان تبدیل میشود، مدیریت از یک جایگاه سازمانی فراتر میرود و به نوعی امانتداری اجتماعی بدل میشود.
شهیده افتخاری در مسیر انجام مسئولیت فرهنگی و اجتماعی خود، بهویژه در ارتباط با مناطق کمبرخوردار و مسائل مردم، فعالیت میکرد. اهمیت این الگو در آن است که خدمترسانی را نباید امری حاشیهای در مدیریت دانست؛ خدمت به مردم، بهخصوص گروههایی که دسترسی دشوارتری به امکانات دارند، بخشی از مسئولیت اخلاقی و اجتماعی مدیران است.
از همبستگی اجتماعی تا اقتدار تمدنی
جامعهای که در آن اقوام، مذاهب و گروههای اجتماعی بتوانند با حفظ هویت خود در کنار یکدیگر زندگی کنند، از سرمایه اجتماعی ارزشمندی برخوردار است. اعتماد، گفتوگو، احترام متقابل و احساس تعلق مشترک، پایههای استواری جامعه را شکل میدهند.
در جامعه متنوعی مانند سیستان و بلوچستان، این مسئله اهمیت ویژهای دارد. دال کانونی فعالیتهای شهیده افتخاری، تقویت ارتباطات فرهنگی و اجتماعی و پیوند میان اقوام و مذاهب بود.
از این منظر، تلاش برای نزدیککردن دلها و کاهش فاصلههای اجتماعی، تنها یک فعالیت اجرائی نیست؛ بلکه اقدامی در جهت تقویت بنیانهای تمدنی جامعه است.
امنیت پایدار نیز صرفاً با ابزارهای انتظامی تأمین نمیشود؛ اعتماد عمومی، احساس عدالت، دسترسی به خدمات و اطمینان مردم از شنیدهشدن مطالباتشان، در پایداری آن نقش دارند.
در چنین نگاهی، خدمت به محرومان، احترام به تنوع فرهنگی و تقویت پیوندهای اجتماعی، جلوههایی از مسئولیت تمدنی زن مسلمان هستند. زنی که در میدان عمل برای کاهش فاصله مردم و نهادهای اجتماعی تلاش میکند، در ساختن جامعهای همدلتر و مسئولتر سهم دارد.
زن تمدنساز و افق ظهور
در اندیشه مهدوی، انتظار به معنای امید به تحقق عدالت جهانی است؛ اما این امید، هنگامی با مسئولیت انسانی پیوند میخورد که منتظران در زندگی فردی و اجتماعی خود نیز در مسیر عدالت گام بردارند.
قرآن کریم میفرماید: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» (انبیاء، ۱۰۵).
«و به راستی در زبور، پس از ذکر، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد.»
این آیه افق امید به آیندهای مبتنی بر شایستگی و صلاح را ترسیم میکند. زمینهسازی ظهور را میتوان در چارچوب مسئولیت اخلاقی و اجتماعی منتظران فهم کرد: تربیت انسانهای صالح، گسترش عدالت، مبارزه با تبعیض، تقویت علم و آگاهی و خدمت به مردم.
در این مسیر، زن مسلمان نقشی اساسی دارد. او میتواند با تربیت نسل عدالتخواه، حضور مؤثر در علم و فرهنگ، مشارکت در مدیریت اجتماعی و پاسداری از کرامت انسان، به ساختن جامعهای یاری رساند که ارزشهای عدالت و معنویت در آن جایگاهی واقعی داشته باشند.
زمینهسازی ظهور به معنای ادعای پیشبینی زمان ظهور یا نسبتدادن مستقیم هر فعالیت اجتماعی به تحقق حتمی آن نیست؛ بلکه به معنای آمادهسازی اخلاقی و اجتماعی انسانها برای پذیرش عدالت و مسئولیت است.
از این منظر، یاد شهیده افتخاری میتواند فرصتی برای تأمل در نسبت میان خدمت، عدالت، مسئولیت اجتماعی و انتظار باشد. او در مسیر خدمت به مردم فعالیت میکرد و شهادتش، اهمیت پاسداری از جان و کرامت کسانی را یادآور میشود که برای انجام مسئولیت اجتماعی خود به میدان میروند.
سخن پایانی؛ شهادت، مسئولیت و آینده
شهیده افتخاری را میتوان در حافظه اجتماعی ایران بهعنوان بانویی به یاد آورد که مسئولیت فرهنگی و اجتماعی خود را با حضور در میان مردم و رسیدگی به مسائل آنان پیوند زد. ارزش یادبود او تنها در بیان اندوه از دست دادنش نیست؛ در تداوم راه خدمت، تقویت همبستگی اجتماعی، توجه به محرومان و پرورش نسلی مسئول نیز هست.
زن مسلمان ایرانی، اگر بخواهد در تمدنسازی اسلامی سهمی ماندگار داشته باشد، باید ایمان را به آگاهی، آگاهی را به مسئولیت و مسئولیت را به عمل تبدیل کند. تمدن با شعار ساخته نمیشود؛ با انسانهای شایسته، نهادهای پاسخگو، خانوادههای استوار، دانش سودمند و جامعهای شکل میگیرد که در برابر رنج انسانها بیتفاوت نماند.
زن مسلمان تمدنساز، کسی است که حضور خود را به خدمت، توانایی خود را به مسئولیت و ایمان خود را به تلاش برای ساختن جامعهای عادلانهتر تبدیل میکند؛ جامعهای که امید به ظهور منجی، در آن با کوشش برای اصلاح امروز همراه است.