کد خبر: ۳۳۹۸۵۳
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۸

عــاق اولاد

واژه «عقوق» در نگاه نخست، بیشتر با نافرمانی و سرکشی فرزندان نسبت به پدر و مادر گره خورده است، اما پرسش از امکان تحقق این مفهوم در سوی مقابل یعنی عاق شدن والدین نسبت به فرزندان، مسئله‌ای است که کمتر بدان پرداخته و توجه شده است. با توجه به تأکید روایات بر حقوق متقابل والدین و فرزندان، این پرسش مطرح می‌شود که آیا اساساً «عاق فرزند» در منابع معتبر اسلامی ریشه دارد؟ و اگر آری، چه رفتارها و کوتاهی‌هایی از سوی والدین می‌تواند زمینه‌ساز این عنوان باشد؟ در ادامه به بررسی این مسئله براساس منابع روایی پرداخته می‌شود.
عاق فرزند مؤمن
«عقوق» از ماده عقق (عقّ) و در معنای مشهور آن به معنی نافرمانی و سرکشی از پدر و مادر و بریدن از ایشان می‌باشد.(۱) هرچند غالباً مفهوم عاق و عقوق درباره والدین به کار می‌رود اما براساس اخلاق دینی برگرفته از معارف اهل‌بیت (ع)، همان‌طوری که فرزندان به دلیل عدم رعایت حقوق والدین، عاق (نافرمان) آنها می‌شوند، والدین نیز در اثر بی‌توجهی به حقوق فرزندان عاق آنان می‌گردند. در روایات رسیده از حضرات معصومین (ع) بر این نکته تأکید شده است به‌طوری که در منابع روایی متعددی مانند «خصال»، «بحارالانوار» و «من لایحضره الفقیه»، هرچند با اندکی اختلاف، بر عاق فرزندان تصریح شده است. 
در روایتی آمده است، که رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله) در ضمن سفارش‌های خود به امیرالمؤمنین (ع) فرموده است: «یا عَلِیُّ لَعَنَ اللهُ والِدَینِ حَمَلا وَلَدَهُما عَلى عُقُوقِهِما؛ یا عَلِیُّ! یَلزِمُ الوالِدَینِ مِنَ العُقُوقِ لِوَلَدِهِما ما یَلزِمُ الوَلَدَ لَهُما مِن عُقُوقِهِما؛ خدا لعنت کند پدر و مادری را که فرزندان خویش را بد تربیت کنند و موجبات عاق خود را فراهم نمایند. ای علی! همان‌گونه که فرزند عاق والدین می‌شود، والدین نیز عاق فرزند خواهند شد.» (۲) البته در برخی منابع روایی قید صالح بودن فرزند افزوده شده است که می‌تواند تخصیص روایات عام باشد. یعنی اگر فرزند شایسته و نیکوکار باشد، و حقوق او را رعایت نکنند، آنگاه مشمول این وعید می‌شوند.
در روایتی امام صادق (ع) فرموده است: «قالَ رَسُولُ اللَّهِ: یَلْزَمُ الْوَالِدَیْنِ مِنَ الْعُقُوقِ لِوَلَدِهِمَا إِذَا کَانَ الْوَلَدُ صَالِحاً مَا یَلْزَمُ الْوَلَدَ لَهُمَا؛ پیامبر اکرم فرموده است همان‌گونه که فرزند عاق پدر و مادر می‌شود هرگاه حقوق ایشان را به‌جای نیاورد، همین‌طور پدر و مادر نیز عاق فرزند می‌شوند هرگاه نیکوکار باشد و حقوق فرزند را رعایت نکنند.»(۳) اینکه چه عواملی موجب عاق از جانب فرزند می‌شود مورد اشاره مستقیم حضرات معصومین (ع) قرار نگرفته است، با این حال با توجه به روایاتی که در آنها سخن از حقوق فرزندان بر والدین است و نیز روایاتی که در آنها رفتارها و اقدامات نادرست والدین نسبت به فرزندان مورد نکوهش قرار گرفته است، می‌توان عوامل یا زمینه‌های عاق فرزند را شناسایی کرد که در نکات بعدی به چند مورد اشاره می‌شود.
عوامل و زمینه‌های عاق فرزند
1. فراهم نکردن زمینه ازدواج:
   زمینه‌سازی برای ازدواج فرزند، یکی از حقوق آنها است. پیامبر اسلام فرمود: «مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ ثَلاثَهٌ: یُحْسِنُ اسْمَهُ، وَیُعَلِّمُهُ الْکِتَابَهَ، وَیُزَوِّجُهُ إِذَا بَلَغَ؛ از حقوق فرزند بر پدرش سه چیز است: نام نیکویی برای او برگزیند، نوشتن را به او بیاموزد و هنگامی که به بلوغ رسید، او را همسر دهد.» (۴) 
تأخیر در ازدواج در صورت تمکن مالی و وجود بستر مناسب، نه‌تنها حق مسلم فرزند را ضایع می‌کند، بلکه او را در معرض آسیب‌های اخلاقی و گناه قرار می‌دهد. ازدواج فرزند در هنگام بلوغ، حقی شرعی است که بر عهده پدر نهاده شده است. اگر پدر با وجود توانایی مالی و وجود بستر مناسب، از تزویج فرزند خودداری کند، نه‌تنها حق فرزند را ضایع کرده، بلکه ممکن است فرزند را به گناه و فساد بکشاند و این سهل‌انگاری، موجب نفرین فرزند و در نتیجه، تحقق عاق والدین (عقوق از طرف فرزند) می‌شود.
2. انتخاب نکردن اسم نیکو:
   نام‌گذاری نیکو یکی از حقوق فرزند است که در روایات به آن تأکید شده است.(۵) اگر پدر نامی زشت، نامناسب یا تحقیرآمیز برای فرزند برگزیند، این کار موجب سرشکستگی، اذیت روانی و کاهش عزت نفس فرزند در جامعه می‌شود. 
چنین رفتاری مصداق تضییع حق فرزند است و چون کودک در بزرگسالی از این بابت رنجیده‌خاطر شود، ممکن است والدین را مورد نفرین قرار دهد.
3. بدرفتاری با فرزند:
   امام زین‌العابدین (ع) درباره حقوق فرزندان فرموده است: «وأمّا حَقُّ وَلَدِکَ... فَاعمَل فی أمرِهِ عَمَلَ مَن یَعلَمُ أنَّهُ مُثابٌ عَلَى الإِحسانِ إلَیهِ، مُعاقَبٌ عَلَى الإِساءَهِ إلَیهِ؛ در کار او، همانند کسی عمل کن که می‌داند برای نیکی کردن به او پاداش می‌گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می‌شود.» (۶) بدرفتاری، اعم از خشونت لفظی مانند فریاد و تحقیر و خشونت جسمی مانند کتک زدن است که باعث ایجاد کینه و نفرین فرزند می‌شود.
4. خوب تربیت نکردن و عدم راهنمایی به سوی خدا:
   در روایتی آمده است: «وأمّا حَقُّ وَلَدِکَ فَأن تَعلَمَ أنَّهُ مِنکَ، و مُضافٌ إلَیکَ فی عاجِلِ الدُّنیا بِخَیرِهِ وَشَرِّهِ، وأَنَّکَ مَسؤولٌ عَمّا وَلِیتَهُ مِن حُسنِ الأَدَبِ وَالدِّلالَهِ عَلى رَبِّهِ، عَزَّ وَجَلَّ، وَالمَعونَهِ عَلى طاعَتِهِ، فَاعمَل فی أمرِهِ عَمَلَ مَن یَعلَمُ أنَّهُ مُثابٌ عَلَى الإِحسانِ إلَیهِ، مُعاقَبٌ عَلَى الإِساءَهِ إلَیهِ؛ درباره فرزند آنچه بر عهده تو است: خوب تربیت کردن او و او را به سوی خداوند عز و جل راهنمایی کردن و به فرمان‌برداری از او (خداوند) یاری کردن است. پس در کار او، همانند کسی عمل کن که می‌داند برای نیکی کردن به او پاداش می‌گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می‌شود.» (۷) 
منظور از راهنمایی به سوی خدا، آموزش اعتقادات صحیح توحیدی و معاد و نیز انس دادن فرزند به عبادت و اخلاق حسنه است تا در مسیر بندگی 
قرار گیرد.
5. تبعیض بین فرزندان:
   پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرموده است: «اِعدِلُوا بَینَ أولادِکُم فی النُّحلِ، کَما تُحِبُّونَ أن یَعدِلوا بَینَکُم فِی البِرِّ وَاللُّطفِ؛ میان فرزندانتان، در بخشیدن عدالت ورزید، همان‌گونه که دوست دارید آنان در نیکی و ملاطفت میان شما عدالت ورزند.»(۸)
 مقصود از «بخشیدن» صرفاً هدیه و اموال نیست، بلکه شامل محبت، توجه و برخورد عاطفی یکسان نیز می‌شود؛ زیرا تبعیض موجب حسادت، کینه و قطع رابطه عاطفی فرزندان با یکدیگر و با پدر و مادر می‌شود.
6. واگذاری کار دشوار و خارج از طاقت:
   از حضرت صادق (ع) روایت شده است که حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «رَحِمَ اللّهُ مَن أعانَ وَلَدَهُ عَلى بِرِّهِ. قالَ: قُلتُ: کَیفَ یُعینُهُ عَلى بِرِّهِ؟ قالَ: یَقبَلُ مَیسورَهُ، ویَتَجاوَزُ عَن مَعسورِهِ، ولا یُرهِقُهُ، ولا یَخرَقُ بِهِ حدیث، فَلَیسَ بَینَهُ وبَینَ أن یَصیرَ فی حَدٍّ مِن حُدودِ الکُفرِ إلاّ أن یَدخُلَ فی عُقوقٍ أو قَطیعَهِ رَحِمٍ؛ خدا رحم کند کسی را که فرزند خود را در انجام کارهای نیک 
کمک کند. 
راوی عرض کرد: چگونه فرزند خود را کمک کند؟ فرمود: کار آسانی که از او به عمل می‌آید قبول کند و کاری که بر او دشوار است و نمی‌تواند انجام دهد از او درگذرد و تکلیف‌های دشوار به او نکند و سفاهت و تندی به او ننماید. 
سپس پیغمبر فرمود: بهشت مکان پاکیزه‌ای است که خدا آن را خلق کرده است و پاک قرار داده است و بوی بهشت را خدا پاکیزه کرده است، بوی بهشت از مسافت مسیر دو هزار سال به مشام انسان می‌رسد اما بوی بهشت را آدم عاق و قاطع رحم و آدم لابالی و بی‌پروا از نجاست و آدم احمق 
دریافت نمی‌کند.»(۹) 
کار دشوار و خارج از توان و طاقت فرزند مصداق ظلم به او است و می‌تواند زمینه‌ساز نافرمانی والدین باشد.
7. بخل ورزیدن در امر معاش فرزندان:
   والدینی که با وجود امکانات، در امر معیشت فرزندان خود بخل می‌ورزند، حقوق آنها را رعایت نمی‌کنند و این کار موجب نفرت فرزند از آنها می‌شود. منظور از معاش، تأمین خوراک، پوشاک و هزینه‌های متعارف زندگی است که دریغ آن، زندگی را بر فرزند تنگ کرده و زمینه‌ساز کینه می‌شود. 
در روایتی امیرالمؤمنین علی (ع) فرموده است: «جُودُ الرّجُلِ یُحَبّبُهُ إلى أضْدادِهِ، و بُخْلُهُ یُبَغِّضُهُ إلى أولادِهِ؛ بخل ورزیدن پدر نسبت به فرزندانش موجب نفرت آنها از او می‌شود.»(۱۰)
8. ازدواج فرزند با شخص گنهکار و فاسق:
   پیامبر اکرم فرموده است: «مَنْ زَوَّجَ کریمَتَهُ مِن فاسِقٍ نَزَلَ عَلَیهِ کلَّ یوْمٍ الْفَ لَعْنَهً؛ آن که دخترش را به فاسق بدهد، هر روز بر او هزار بار لعن نازل 
می‌شود.» (۱۱) 
در بیان دیگری آمده است: «مَنْ زَوَّجَ کریمَتَهُ مِنْ شارِبِ خَمْرٍ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَه؛ آن که دخترش را به شراب‌خوار بدهد، با وی قطع رحم کرده است.»(۱۲) 
والدین باید تلاش کنند فرد مناسبی را برای فرزندان خود به‌عنوان همسر انتخاب کنند، روشن است که همسر نقش مهمی در زیست اخلاقی و ایمانی همسر و نیز فرزندان دارد.
نتیجه
   «عقوق» مفهومی متقابل و دوطرفه است و تنها مختص به نافرمانی فرزندان از والدین نبوده، بلکه والدین نیز با تضییع حقوق فرزندان خود می‌توانند مصداق عاق شوند و مشمول وعیدهای الهی شوند، به‌ویژه اگر فرزند صالح و نیکوکار باشد. این حقوق شامل موارد متعددی چون فراهم کردن زمینه ازدواج به هنگام بلوغ و تمکن مالی، انتخاب نام نیکو برای جلوگیری از سرشکستگی، پرهیز از بدرفتاری لفظی و جسمی، تربیت صحیح و راهنمایی به سوی خدا، عدالت‌ورزی در محبت و بخشش میان فرزندان، واگذار نکردن کارهای دشوار و خارج از طاقت، بخل نورزیدن در تأمین معاش متعارف و نیز بازداشتن از تزویج فرزند با فرد گنهکار و فاسق است، که هر یک از این کوتاهی‌ها و رفتارهای نادرست می‌تواند زمینه‌ساز کینه، گله‌مندی و نفرین فرزند شده و در نتیجه، والدین را به عاق فرزند 
مبتلا سازد.
   منابع جهت مطالعه بیشتر:
   ۱- ناجی جزایری، سیدهاشم، پدران و مادران رحمت‌شده و پدران و مادران نفرین‌شده، چاپ سوم، قم، دانش، ۱۳۹۰.
   ۲- طبسی، محمدجواد، حقوق فرزندان در مکتب اهل‌بیت (ع)،
قم، بوستان کتاب، ۱۳۹۸.
پی‌نوشت‌ها:
1. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارصار، ق ۱۴۱۴، ج ۱۰، ص ۲۵۶.
2. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، ۱۴۰۳ق، ج ۷۴، ص، ۶۰.
3. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، تحقیق، علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش، ص ۵۵.
   ۴ و ۵. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۲.
4. ابن بابویه، محمدبن علی، من لایحضره الفقیه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق، ج ۲، ص ۶۲۲.
5. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، تحقیق، علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش، ص ۵۶۸.
6. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، شریف الرضی، ۱۳۷۰ش، ج ۱، ص ۴۷۳.
7. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، کافی، مصحح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴ق، ج ۵، ص ۳۳۳، ج ۶، ص ۵۰.
8. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم، مصحح: سیدمهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق، ح ۴۷۲۹.
9. حسین بن محمدتقی نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، بیروت، مؤسسه آل‌البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۴۰۸ق، ج ۵، ص ۲۷۹.
10. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۴ ش، ج ۲۰، ص ۷۹.
  *روح‌الله شهریاری

captcha