جنگ مسلحانه بین دو قبیله هندی بر سر قتل یک زن!
سرویس خارجی-
درگیری مسلحانه و البته ریشهدار میان قبایل کوکی و ناگا در ایالت مانیپور هند با کشته شدن یک زن کوکی آغاز شد و خیلی زود به مرگ دستکم ۹ نفر و آتشسوزی دهها خانه منجر شد!
به گزارش منابع خبری معتبر از جمله شینهوا و رسانههای هندی، دور جدید خشونتهای قومی در ایالت مانیپور هند از شب جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵ (۹ اکتبر ۲۰۲۶) با کشته شدن یک زن کوکی (بر اساس گزارشهای مختلف ۲۲ یا ۴۲ ساله و مادر پنج فرزند) به ضرب گلوله افراد مسلح ناشناس در روستای چاساد منطقه کامجونگ آغاز شد. این حادثه به تبادل آتش میان گروههای مسلح کوکی و ناگا انجامید که تا صبح شنبه ادامه یافت و به سرعت به مناطق کانگپوکپی و اوخرول گسترش پیدا کرد. در جریان این درگیریها دستکم ۹ نفر (شامل شش ناگا، دو کوکی و یک نفر از جامعه گورکا) کشته شدند و حدود ۱۴ خانه متعلق به هر دو طرف به آتش کشیده شد. مقامات امنیتی هند نیروهای کمکی از جمله یگانهای سیآرپیاف، آسام رایفلمز و کماندوی پلیس مانیپور را به مناطق درگیر اعزام کرده و محدودیتهایی از جمله منع تجمع و مقررات منع رفتوآمد اعمال نمودهاند. یومنام خمچاند سینگ، سروزیر مانیپور، ضمن محکوم کردن خشونتها و درخواست خویشتنداری از همه طرفها، خواستار اقدامات فوری برای بازگرداندن صلح و نظم شد. این حوادث در حالی رخ داده که تنشهای قومی در مانیپور همچنان ادامه دارد و مقامات در حال بررسی علت دقیق حوادث و تلاش برای جلوگیری از گسترش بیشتر خشونتهای تلافیجویانه هستند.
گفتنی است، ریشههای اختلافات میان جوامع کوکی و ناگا در مانیپور به دههها پیش بازمیگردد و عمدتاً حول محور ادعاهای سرزمینی، هویت قومی و رقابتهای سیاسی شکل گرفته است. ناگاها بخشهای شمالی تپههای مانیپور را سرزمین اجدادی خود میدانند و آن را بخشی از «ناگالیم» (سرزمین بزرگ ناگا) میشمارند، در حالی که کوکیها نیز ادعاهای مشابهی بر بخشهایی از همان مناطق دارند و خواهان تشکیل «کوکیلند» یا منطقه خودمختار هستند. این رقابت در دهه ۱۹۵۰ با تلاش ناگاها برای یکدستسازی جمعیتی مناطق تپهای شدت گرفت و به اوج خونین خود در سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۷ شمسی (۱۹۹۲–۱۹۹۸ میلادی) رسید، دورهای که بیش از هزار نفر کشته و دهها هزار نفر آواره شدند و صدها روستا ویران گشت. عوامل دیگری مانند مالیاتستانی گروههای مسلح ناگا از ساکنان کوکی، اختلاف بر سر کنترل مسیرهای تجاری مرزی با میانمار، سیاستهای استعماری انگلیس در جداسازی اداری تپهها و دره، و همچنین فعالیت گروههای شورشی مانند اناسسیان (آیام) به تداوم این تنشها دامن زده است. هرچند خشونتهای عمده آن دوره پایان یافت، اما اختلافات ارضی و بیاعتمادی عمیق همچنان حلنشده باقی مانده و در سالهای اخیر، بهویژه پس از درگیریهای ۲۰۲۳ میان میتئیها و کوکیها، دوباره شعلهور شده است.
شکست سرکوبی اعتراضات ضد دولت
خبر دیگر آنکه به گزارش روزنامه نیویورک تایمز و سایر منابع خبری، پلیس دهلینو در جریان تجمع اعتراضی ضددولتی ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۸ مهر ۱۴۰۵) معترضان را سرکوب کرد و هزاران نفر را بازداشت نمود. جنبش جوانان «حزب سوسکِ جانتا» فراخوان برگزاری تظاهرات گستردهای را برای درخواست استعفای گیانش کومار، رئیس کمیسیون انتخابات هند، به دلیل اتهام تخلف در بازنگری لیستهای رأیدهندگان صادر کرده است. این اعتراضات که عمدتاً توسط نسل زد هدایت میشود، چالشی متفاوت برای نارندرا مودی، نخستوزیر هند، ایجاد کرده؛ زیرا برخلاف روشهای پیشین او در مهار مخالفان از طریق برچسبزنی، فشار قانونی و محدود کردن رسانهها، معترضان با ثبت و انتشار سریع تصاویر خشونت پلیس از طریق شبکههای اجتماعی و دور زدن محدودیتهای اینترنتی، تصویر مودی را به عنوان رهبر کنترلکننده و دموکرات تضعیف کردهاند. اقدامات امنیتی شدید از جمله ایجاد موانع و استقرار هزاران نیروی امنیتی نیز نتوانسته اعتراضات پراکنده در مناطق مختلف پایتخت را متوقف کند و رهبران جنبش وعده دادهاند پس از آزادی، اقدامات جدیدی سازماندهی کنند. هسته اصلی بحران به تردیدهای فزاینده درباره سلامت انتخابات بازمیگردد؛ بازنگری لیستهای رأیدهندگان در سطح کشور به حذف بیش از ۱۳۰ میلیون نام منجر شده که با اتهامات هرجومرج و محرومسازی عامدانه میلیونها شهروند همراه بوده است. معترضان کومار را که به گفته منتقدان تحت نفوذ مودی منصوب شده، به دستکاری سوابق برای تقویت حزب حاکم متهم میکنند، در حالی که حزب بهاراتیا جاناتا این ادعاها را رد کرده و آن را تلاش مخالفان برای جبران شکستهای انتخاباتی میداند. ناظران معتقدند پذیرش استعفای رئیس کمیسیون ممکن است به عنوان اعتراف ضمنی به مشروعیت زیر سؤالرفته انتخابات تفسیر شود و رد آن نیز به تداوم و تشدید اعتراضات بینجامد. گفتنی است، جنبش «حزب سوسک جانتا» در اوایل سال ۲۰۲۶ به عنوان یک حرکت طنزآمیز و اینترنتی شکل گرفت. جرقه آن از سخنان قاضیالقضات هند، سوریا کانت، در جلسه دادگاه ۱۵ مه زده شد که در آن برخی جوانان بیکار یا کسانی را که با مدارک جعلی وارد حرفهها میشوند، به «سوسک» و «انگل جامعه» تشبیه کرد. این اظهارات در شبکههای اجتماعی به سرعت واکنش گستردهای برانگیخت. روز بعد، آب هیجیپ دیپکه، استراتژیست رسانههای اجتماعی ۳۰ ساله از ماهاراشترا که پیشتر در تیم رسانهای حزب عام آدمی کار کرده و در آن زمان دانشجوی روابط عمومی دانشگاه بوستون بود، با پستی طنزآمیز با عنوان «اگر همه سوسکها با هم جمع شوند چه میشود؟» و ایجاد یک فرم عضویت آنلاین، این جنبش را راهاندازی کرد. آنچه ابتدا یک شوخی اینترنتی و صفحه میم بود، به سرعت به یک پلتفرم مردمی برای بیان نارضایتی نسل زد از بیکاری، نشت سؤالات امتحانی و مسائل آموزشی تبدیل شد و بعدها به اعتراضات خیابانی گسترده علیه نهادهای دولتی گسترش یافت.