آسیبشناسی سینمای کودک؛ از جشنواره تا پرده
تصویر روز-
سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۱۱ تا ۱۶ مهر در اصفهان برگزار شد. این دوره از جشنواره نیز شامل فرازونشیبها و نقاط ضعف و قوتی بود؛ تازهترین تولیدات سینمایی در حوزه کودک و نوجوان در این رویداد رونمایی شدند که جای بحث و تأمل دارند. یکی از مباحث مهم در زمینه سینمای کودک و نوجوان این است که چرا برخلاف دهههای ۶۰ و ۷۰ که آثار کودک، پویا و گرمابخش سالنهای سینما و باعث تشکیل صفهای طولانی و شکستن رکورد فروش بودند، امروز با آثاری در حوزه کودک و نوجوان مواجه میشویم که در سکوت روی پرده میروند و در سکوت به اکران خودشان پایان میدهند! طوری که امروز، در انتهای جدول فروش امسال سینما، نام فیلمهای کودک و نوجوان دیده میشود! در این گزارش، سراغ منتقدان و کارشناسان سینما رفتیم و نظرشان را درباره کموکیف این دوره جشنواره کودکان و نوجوانان و آثار به نمایش درآمده در آن و آسیبشناسی سینمای کودک پرسیدیم.
نظرات صریح و انتقادی یک منتقد!
سیدرضا اورنگ، منتقد و مدرس سینما طبق معمول در مواجهه با پرسش درباره مسائل سینما، با صراحت به انتقاد از مدیران و ساختارهای این عرصه پرداخت.
اورنگ در گفتوگو با کیهان گفت: از زمانی که جشنواره فیلم کودک از جشنواره فیلم فجر مجزا شد بهجای اینکه پیشرفت کند، پسرفت کرد. در دهههای ۶۰ و ۷۰ سینماهایی مثل بلوار و سعدی مخصوص نمایش فیلمهای کودک بودند. اما اکنون چه شده است؟ یکیشان فروخته شده و به دانشگاه واگذارش کردهاند (و فکر کنم اکنون رستوران شده است) و آن یکی هم که مدتهاست تعطیل است؛ همین اتفاق ضعف جشنواره کودک را نشان میدهد؛ اگر جشنواره فیلم کودک مؤثر بود، باید پس از ۳۸ دوره، امروز سینمای کودک ما در اوج میبود؛ اما چرا هر روز نزول میکند و پایینتر میآید؟ مشخص است که سیاستگذاران و مسئولان جشنواره فیلم کودک و اساساً سینمای کودک و نوجوان، هیچ طرح و ایده کارآمدی ندارند. درنتیجه، جشنواره کودکان و نوجوانان هم به یک کار روتین اداری تبدیل شده است؛ به این صورت که به بعضیها بودجه میدهند، فیلمی ساخته میشود، یکسری تشریفات انجام میشود و جشنواره هم تمام میشود. هر سال هم میگویند جشنواره را بررسی میکنیم و نقاط ضعفش را برطرف میسازیم، اما اتفاق تازهای نمیافتد!
وی افزود: نکته مهم این است که مدیرانی که متولی سینما- بهویژه سینمای کودک و نوجوان و فارابی- بودهاند، اساساً شناختی از سینمای کودک ندارند. وقتی به جلسات پیچینگ برگزارشده در این زمینه نگاه میکنیم، این احساس به من دست داد که این افراد اصلاً اینکاره نیستند. حتی برخی از آنها کسانیاند که خودشان بزرگترین آسیب را به جشنواره فیلم کودک زدهاند؛ آقایی که خود چند دوره دبیر بوده و بدترین آسیبها را به جشنواره زده است، در این شورا حضور دارد. آدمی که خودش نتوانسته است کاری کند، چه چیزی برای ارائه دارد؟
این منتقد درباره چرایی استقبال بسیار ضعیف از اغلب فیلمهای کودک هم توضیح داد: یکی از بزرگترین مشکلات این است که به دلیل عدم اکران آثار خارجی در سالنهای سینما امکان رقابت فیلمهای داخلی با آثار جهانی از دست رفته است. من از همان موقع که اکران فیلمهای خارجی در سالنهای سینما ممنوع شد، هشدار دادم که اگر هدف از این ممنوعیت اقتدار سینمای ملی است، درعمل به آن آسیب میزنید؛ و همینطور شد! این آسیب در سینمای کودک هم اتفاق افتاده است؛ عدم اکران فیلمهای کودک یا انیمیشنهای خوب جهانی در سالنهای سینما باعث شد تا ما در این زمینه بهروز نشویم. درنتیجه پُرفروشترین اثر کودک و نوجوان ما (انیمیشن سفینه نجات) ۴۰ میلیارد تومان فروش کرده که با توجه به قیمت بلیت، مخاطب زیادی نیست! در صورتی که پرمخاطبترین فیلمهای ما در دهه ۶۰ و تا اواخر دهه ۷۰ که سینما رونق داشت، آثار کودک و نوجوان بود.
وی ادامه داد: مشکل بزرگ سینمای ما این است که چند دهه است افرادی اداری امور را عهدهدار شدهاند که درکی از سینمای واقعی ندارند. این مدیران میتوانند از افرادی که درک و تجربه دارند مشورت و کمک بگیرند. اما متأسفانه برخی مدیران احساس میکنند که اگر از افراد کاربلد و باتجربه کمک بگیرند، خوار میشوند. بنابراین مشکل سینمای کودک اول به مدیران برمیگردد و دوم به عدم رقابت آثار سینمای ما با فیلمهای کودکانه و انیمیشنهای
جهان.
موفقیت در اجرا، ضرورت تحول در سینما!
سیدرضا منتظری، منتقد سینما، روزنامهنگار و کارشناس فرهنگی، با ارزیابی مثبت از نحوه برگزاری سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، تأکید کرد که برگزاری مطلوب جشنواره و مدیریت مناسب آن، زمانی به نتیجه واقعی میرسد که در نهایت به تقویت چرخه تولید و ارتقای کیفیت آثار سینمای کودک و نوجوان منجر شود.
منتظری در گفتوگو با کیهان اظهار داشت: یکی از نکات مثبت جشنواره امسال، کیفیت اجرائی و نظم حاکم بر برگزاری آن بود. به نظرم در بخش اجرا، تلاش قابل قبولی صورت گرفت و جشنواره توانست در چارچوب امکانات و شرایط موجود که کشور همزمان در جنگ نظامی، اقتصادی و رسانهای به سر میبرد، برنامه خود را به شکل مطلوبی پیش ببرد. همچنین دبیری حامد جعفری را باید از نقاط قوت این دوره دانست. او با شناختی که از حوزه کودک و نوجوان دارد، توانست مدیریت مناسبی بر روند برگزاری جشنواره اعمال کند. طبیعتاً هر رویدادی ممکن است با کاستیهایی همراه باشد، اما ارزیابی کلی من از اجرای جشنواره و مدیریت آن مثبت است.
وی افزود: بااینحال، نباید موفقیت در برگزاری یک جشنواره را با موفقیت در وضعیت سینمای کودک یکسان بدانیم. این دو موضوع به یکدیگر مرتبطاند، اما الزاماً معادل هم نیستند. ممکن است جشنوارهای از نظر اجرائی موفق باشد، مهمانان مناسبی داشته باشد، برنامههای متنوعی برگزار کند و فضای رسانهای خوبی ایجاد کند، اما همچنان سینمای کودک کشور با مشکلات جدی در زمینه تولید، کیفیت آثار، جذب مخاطب و استمرار فعالیت فیلمسازان این حوزه مواجه باشد. به اعتقاد من، باید میان ارزیابی عملکرد جشنواره و ارزیابی وضعیت کلی سینمای کودک تمایز قائل شد.
این منتقد سینما با اشاره به ضرورت بازنگری در وضعیت تولیدات سینمای کودک و نوجوان تصریح کرد: واقعیت این است که هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم. سینمای کودک ما ظرفیتهای ارزشمندی دارد و در گذشته نیز آثار ماندگار و جریانسازی در این حوزه تولید شده است؛ آثاری که نهتنها برای کودکان جذاب بودند، بلکه بزرگسالان نیز از تماشای آنها لذت میبردند. مسئله این است که امروز باید از خودمان بپرسیم چه تعداد فیلم داریم که کودکان و نوجوانان با اشتیاق به تماشای آنها بنشینند، با شخصیتهایشان ارتباط برقرار کنند و پس از پایان فیلم نیز درباره آنها حرف بزنند؟
منتظری ادامه داد: کودک امروز با گذشته تفاوت دارد. او در معرض حجم گستردهای از محصولات تصویری، بازیهای رایانهای، انیمیشنها و محتوای دیجیتال قرار گرفته است. بنابراین، نمیتوان صرفاً با تکرار الگوهای قدیمی یا تولید آثاری با رویکردهای آموزشی مستقیم، انتظار داشت که مخاطب کودک با سینمای ایران ارتباط برقرار کند. فیلم کودک باید قصه جذاب، شخصیتپردازی باورپذیر، تخیل، سرگرمی و کیفیت هنری داشته باشد و درعینحال بتواند ارزشهای فرهنگی و انسانی موردنظر خود را به شکلی غیرمستقیم و هنرمندانه منتقل کند. اگر مخاطب نتواند با فیلم ارتباط برقرار کند، حتی مهمترین پیامهای تربیتی نیز به مقصد نخواهند رسید.
وی با تأکید بر اینکه سینمای کودک نباید صرفاً به تولید آثار مناسبتی یا محدود به نیازهای مقطعی جشنوارهها تقلیل پیدا کند، گفت: ما به یک برنامه جامع و مستمر برای این سینما نیاز داریم. بنیاد سینمایی فارابی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آموزشوپرورش و دیگر نهادهای مرتبط باید مسئولیت خود را در این زمینه جدیتر دنبال کنند. حمایت از تولید فیلم تنها بخشی از کار است؛ ایجاد امکان اکران، دسترسی کودکان به سالنهای سینما، حمایت از پخش و تبلیغات، شناسایی استعدادهای تازه و فراهمکردن زمینه فعالیت مستمر فیلمسازان نیز اهمیت دارد. نمیتوان انتظار داشت با برگزاری سالانه یک جشنواره، تمام مشکلات این حوزه برطرف
شود.
این روزنامهنگار در ادامه با اشاره به اهمیت جایگاه بینالمللی جشنواره فیلم کودک خاطرنشان کرد: جشنواره نباید فقط محلی برای نمایش تولیدات داخلی و ارزیابی آثار ایرانی باشد. سینمای کودک ظرفیت بالایی برای حضور در عرصه جهانی دارد؛ زیرا زبان تخیل، دوستی، خانواده، عدالت و تجربههای انسانی کودکان، مرزهای جغرافیایی را پشت سر میگذارد. اگر بتوانیم آثاری باکیفیت و متناسب با نیازهای مخاطب امروز تولید کنیم، کودکانِ دیگر کشورها نیز میتوانند مخاطب سینمای ایران باشند. این اتفاق به برنامهریزی، سرمایهگذاری، شناخت بازارهای جهانی و حمایت از حضور بینالمللی فیلمسازان نیاز دارد.
منتظری در پایان گفت: به نظرم باید از برگزاری مطلوب جشنواره و عملکرد مثبت دبیر آن قدردانی کرد، اما در کنار این ارزیابی مثبت، نباید از پرسش اصلی غافل شویم: سهم کودکان و نوجوانان از سینمای ایران چیست؟ جشنواره زمانی به دستاوردی ماندگار تبدیل میشود که آثار باکیفیت بیشتری تولید شوند، کودکان امکان تماشای آنها را داشته باشند و سینمای کودک از یک رویداد سالانه به جریانی زنده، مستمر و اثرگذار در فرهنگ کشور تبدیل شود. موفقیت جشنواره میتواند نقطه شروع این مسیر باشد، نه پایان آن.
حرکت جشنواره؛ رو به جلو
یک کارگردان و منتقد هم از برگزاری این دوره از جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان ابراز رضایت کرد.
صالح دلدم، در گفتوگو با کیهان نظرش درباره سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان را اینگونه بیان کرد: به نظر من جشنواره امسال نسبت به دوره قبل از چند نظر رو به جلو بود؛ اول، از نظر کمی و کیفی فیلمهای این دوره نسبت به دوره قبل و حتی ادوار گذشته رشد داشتند. ارتباط با دنیای کودکان امروز به جای کودکان دهه شصت، کیفیت قصهگویی و شخصیتپردازی، جلوههای بصری، حضور چهرههای مورد علاقه کودکان، در کنار تعدد آثار و تنوع ژانر، حاصل تولیدات کودک این دوره بنیاد فارابی بود. دوم، برگزاری بخش «جایزه ویژه میناب» به یاد کودکان شهید قربانی تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان بهویژه در مدرسه شجرهطیبه میناب قابل تقدیر است. سوم، نمایش فیلمها در سینماهای سراسر کشور همزمان با خانه جشنواره در اصفهان که باعث گستردگی کشوری جشنواره و عدالت در حق کودکان و نوجوان سایر استانها و رفع تبعیض شد. و چهارم، طراحی هنری قابل قبول و استاندارد اقلام تبلیغاتی جشنواره مانند پوستر اصلی و بخش میناب و همچنین پوشش رسانهای و برگزاری آبرومندانه افتتاحیه و اختتامیه که نقش روابط عمومی فارابی در آن پررنگ بود.