کد خبر: ۳۳۹۷۹۰
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۵
«امید و شکست» خاطرات سال‌ها فعالیت اطلاعاتی- امنیتی یعقوب نیمرودی برای اسرائیل- 100

زمان‌های صلح

فصل ۱۶
(۱۹۹۴-۲۰۰۱)
«و آنها شمشیرهای خود را به خیش‌های گاوآهن و نیزه‌های خود را به داس تبدیل خواهند کرد. امتی بر امت دیگر شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ را نخواهند آموخت.»1
سال‌های جوانی و میانسالی‌ام در جنگ گذشت. به عنوان یک جوان در پالماخ داوطلب شدم، در واحد سربازان مخفی خدمت کردم و در دهه پنجاه به‌عنوان یک افسر اطلاعات به کار خود ادامه دادم، به عنوان نماینده موساد و به عنوان وابسته نظامی ارتش اسرائیل در ایران در دهه شصت و یکی از رابطان نظامی، اقتصادی و سیاسی بین دو کشور بودم. اما همیشه در رؤیای برقراری صلح بودم2 و به بعد از آن فکر می‌کردم. می‌دانستم که چنین روزی خواهد آمد و آن وقت تاجرانی صاحب‌نظر جای افسران نظامی را خواهند گرفت. همیشه به آینده فکر می‌کردم و سعی می‌کردم تصور کنم وقتی که صلح خاورمیانه را فرا بگیرد چه اتفاقی خواهد افتاد.
ارتباط گرمی که با عدنان خاشقجی برقرار کرده بودم به من کمک کرد که برای این روز برنامه‌ریزی کنم. خاشقجی دوباره در مورد روزهایی که در آنها به نظر می‌رسید یک رؤیا باشد صحبت کرد. من تحت تأثیر طرح او قرار گرفتم. او وقتی که در دهه هفتاد در مورد امکان توسعه غزه صحبت می‌کرد، مرا هیجان‌زده می‌کرد. به لطف او فهمیدم که دیگر آن زمان رسیده است، اینها دیگر فقط یک رؤیا نیستند، بلکه پیش‌بینی وضعیت فعلی است که دیر یا زود محقق می‌شود.
آگوست سال ۱۹۹۳ اطلاعیه‌هایی درمورد مذاکرات پنهانی اسرائیل با فلسطینی‌ها منتشر شد.3 با تمام وجود اعتقاد داشتم که ما در قبال فرزندان و نسل بعدی خود در مورد توافقاتی که با فلسطینی‌ها انجام می‌دهیم تا شاید صلح برقرار شود، مسئولیم. گفت‌وگوهای طولانی با خاشقجی در مورد امکان برقراری صلح داشتم. در آن دوره او در لیبی زندگی می‌کرد و با همکاری یک شرکت بزرگ ایتالیایی کارخانه‌ای برای تولید لوله‌های نفت و آب تأسیس کرده بود. او در ارتباط مستقیم با رهبر این کشور، ژنرال معمر قذافی بود. این ارتباط به این دلیل مستقیم بود که قذافی عاشق نبیله دختر خاشقجی شده بود و می‌خواست با او ازدواج کند.
در یکی از گفت‌وگوهایی که بین ما صورت گرفت درباره این موضوع صحبت کردیم که چگونه می‌توانیم به پیشبرد صلح کمک کنیم. خاشقجی پیشنهاد داد که به تونس سفر و با یاسر عرفات ملاقات کند. از این پیشنهاد هیجان‌زده شدم. به او گفتم: «رفتن پیش او فرصتی است برای ما تا صداقت او را در ادعاهایش بیازماییم. این طور که من می‌بینم آن روز دور نیست و آنها خودمختار خواهند شد. علاوه‌بر این اکنون آنها به تجار خارجی و کارآفرینانی نیاز دارند که می‌دانند چگونه نیرو و سرمایه‌شان را در کشوری که در آستانه تشکیل‌شدن است، سرمایه‌گذاری کنند.»
خاشقجی رفت و درخواست کرد با عرفات ملاقات کند. روابط بین این دو خیلی خوب نبود. خاشقجی تعریف می‌کرد که عرفات او را به خاطر ارتباطش با اسرائیلی‌ها خائن خطاب می‌کند. با این وجود رئیس سازمان آزدی‌بخش فلسطین موافقت کرد در تونس با او ملاقات کند. بعدها خاشقجی این دیدار را این‌گونه تعریف کرد:
«عرفات من را در دفترش پذیرفت در حالی که یک لباس معمولی زیتونی‌رنگ پوشیده بود و یک تپانچه به کمر بسته بود. او مرا در آغوش گرفت و بوسید و من به سمت او رفتم. لباسم را باز کرده و سینه‌ام را نمایان کردم: تو فکر می‌کنی من خائنم چون با اسرائیلی‌ها معامله می‌کنم. اگر این‌طور است اکنون من در مقابل تو هستم. من را اینجا و الان بُکُش. عرفات از نمایش من غافلگیر شد و سعی کرد من را آرام کند. در آخر، این ملاقات با آرامش به پایان رسید. به عرفات گفتم: اکنون که شما قصد دارید یک کشور برای خودتان داشته باشید من قصد دارم از تجارب و توان خودم به شما کمک کنم. او از این پیشنهاد من استقبال کرد. چراغ سبزی برای آغاز طرح صلح گرفتم. به او چند پیشنهاد دادم. ایجاد یک شرکت ارتباطات فلسطینی و یک کارخانه تولید لوله‌های نفت و آب در غزه. او از این دو پیشنهاد هیجان‌زده شده بود. قبل از این که خارج شوم دوباره همدیگر را در آغوش گرفتیم و یک چک برای کمک در دستان او گذاشتم. اولین کمک برای ساخت زیرساخت‌های اقتصادی فلسطین.»
پانوشت‌ها:
1. م: آیه 3 از باب 4 کتاب «میکای نبی». کتاب «میکای نبی» یکی از متون مقدس یهودیان و آیه‌ای که نیمرودی در ابتدای این فصل از آن استفاده کرده یکی از آیات مشهور این کتاب است که به جایگزینی صلح با جنگ و آبادانی با ویرانی در زمان رسیدن موعود اشاره دارد.
2. م: چیزی که نیمرودی به عنوان یک صهیونیست متعصب و یکی از افسران رده‌بالای ارتش اسرائیل به‌عنوان «صلح» از آن یاد می‌کند؛ یعنی پذیرش و به رسمیت شناختن اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیست‌ها. صهیونیست‌ها با مهاجرت سازمان‌یافته به سرزمین فلسطین و همراهی و همکاری انگلستان زمین مردم فلسطین را اشغال و حکومت جعلی خود را در آن تأسیس کردند. آنها نه‌تنها مقاومت و دفاع فلسطینیان از خانه و زمین‌شان را سرکوب کردند بلکه حتی چشم به سرزمین‌های دیگر دوختند و رسماً از تصرف اراضی مابین دو رودخانه نیل تا فرات و تشکیل اسرائیل بزرگ سخن گفتند. ریشه جنگ و ناآرامی در منطقه غرب آسیا را باید در همین نقطه یعنی حضور و شکل‌گیری رژیم جعلی اسرائیل جست‌وجو کرد. در واقع «صلح» واژه‌ای بیگانه با نیمرودی و رژیم صهیونیستی است. هرجا آنان باشند اشغال و کشتار هم هست و هیچ صلحی وجود نخواهد داشت.
3. م: پیمان اسلو با نام رسمی «بیانیه اعلام اصول اولویت‌های موقت دولت خودگردان (فلسطین)»، نخستین موافقت‌نامه رودرروی دولت رژیم صهیونیستی و سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) بود که در سال ۱۹۹۳ به امضای دوطرف رسید. پیمان اسلو تلاشی برای تعیین یک چارچوب مشخص بود که به سازش کامل فلسطین با رژیم صهیونیستی بینجامد و از این حیث خیانت به آرمان فلسطین و به رسمیت شناختن حق اسرائیل در غصب اراضی فلسطینیان به حساب می‌آمد. مذاکراتی که منجر به امضای این پیمان شد، به‌طور مخفیانه در اسلو پایتخت نروژ با نقش‌آفرینی مؤثر محمود عباس (ابومازن، رئیس فعلی تشکیلات خودگردان) صورت گرفت و در ۲۰ اوت ۱۹۹۳ به پایان رسید. این پیمان به‌طور رسمی در ۱۳ سپتامبر ۹۳ در واشنگتن دی‌سی با حضور یاسر عرفات (رئیس پیشین تشکیلات خودگردان)، اسحاق رابین (نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی) و بیل کلینتون (رئیس‌جمهور وقت آمریکا) به امضا رسید. حدود 26 سال پس از آن بسام ابوشریف مشاور یاسر عرفات (رئیس پیشین تشکیلات خودگردان) از نقش محمود عباس در امضای توافق ننگین اسلو و ترور عرفات پرده برداشت. ابوشریف به پایگاه خبری عرب‌زبان «شهاب» گفت: «کمیته خیانت عالی به ریاست محمود عباس و عضویت نبیل شعث و برخی دیگر در تونس تشکیل شد و به همراه برخی از اعضای کمیته مرکزی فتح فشار زیادی به یاسر عرفات برای امضای پیمان اسلو وارد کردند... اینها از موضوعی که عرفات بسیار بر روی آن حساس بود یعنی رؤیای ایجاد دولت مستقل با حاکمیت کامل برای ملت فلسطین، بهره بردند و به‌دنبال بازی با آن بودند. عرفات در این دام افتاد و آنها وی را به سمت آن سوق دادند، زمانی که عرفات حقیقت را فهمید و تصمیم به مقاومت علیه اسرائیل گرفت تصمیم به ترورش گرفتند... ترور عرفات با همکاری افرادی صورت گرفته که در توطئه و نقشه‌ریزی‌های خود غوطه‌ور بودند و عرفات را به اسلو کشاندند. همان کسانی که به آمریکا تکیه دارند.»

captcha