رژیم اسرائیل و معمای امنیت پس از طوفانالاقصی (یادداشت روز)
سه سال از طوفانالاقصی و نیز سه سال از سلسله جنگهای رژیم غاصب در منطقه میگذرد. طوفانالاقصی ضربه بسیار بزرگی به امنیت رژیم وارد کرد، بهگونهای که امام شهید آن را غیرقابل التیام خواند. رژیم دقیقاً سلسله جنگهایی که در این سه سال علیه فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران به راه انداخت، با هدف بازگرداندن امنیت نسبی پیش از طوفانالاقصی صورت داد.
نتانیاهو در آغاز حملات به غزه تصریح کرد اسرائیل در وضعیت مرگ و حیات قرار دارد و این جنگ برای آن جنگ وجودی است. او با این عبارات وضعیت بحرانی موجودیت رژیم اسرائیل را به تصویر کشید. نسخهای که رژیم برای احیای خود برگزید، توسل به جنگهای شدید علیه جبهه مقاومت بود. نخستوزیر اسرائیل تلاش زیادی کرد تا غرب را در این موضوع با خود همراه کند و در این بین دولت بایدن و سپس دولت ترامپ در آمریکا و دولتهای آلمان، انگلیس و فرانسه با او همراه شدند و لذا دیدیم که بین دو تا سه روز پس از عملیات طوفانالاقصی رؤسای این دولتها راهی تلآویو شدند و خطوط هوایی خود را برای انتقال پیدرپی محمولههای تسلیحات حساس به مقصد تلآویو فعال نمودند تا به یهودیهای غاصب فلسطین بگویند با تمام قدرت برای بقای رژیم در کنار آنان هستند و حال آنکه فلسطینیهای محصور در غزه و کرانه باختری از آنچنان توان تسلیحاتی و نظامی برخوردار نبودند تا برای غلبه بر آنها به گسیل این همه بمب و بمبافکن نیاز باشد. اسرائیل خود حدود ۴۷۰ هزار نیروی نظامی فعال و حدود یک میلیون نیروی نظامی ذخیره داشت و قدرت هوایی آن بهگونهای بود که سران رژیم غاصب آن را چهارمین قدرت هوایی جهان میخواندند. همه این امکانات به میدان آمدند تا بقای اسرائیل که نتانیاهو آن را در وضع بحران ارزیابی میکرد احیا نمایند.
الان سه سال از این ماجرا گذشته است، جبهه مقاومت از سوی رژیم اسرائیل، ارتش آمریکا، ارتشهای انگلیس، فرانسه و آلمان و با مشارکت دستکم ده کشور وابسته به آمریکا در منطقه زیر ضرب شدید قرار گرفت. جمع زیادی از رهبران مقاومت به شهادت رسیدند. بسیاری از فرماندهان مقاومت در فلسطین، لبنان و ایران شهید شدند. غزه تقریباً با خاک یکسان شد. جنوب لبنان به دلیل تخریب زیاد غیرقابل سکونت گردید. کرانه باختری به زندان ساکنان آن تبدیل شد. بخشهای بزرگی از غزه، لبنان و سوریه به اشغال نظامیان غاصب اسرائیل درآمد. بیش از ۸۰ هزار نفر در غزه، بیش از ۵ هزار نفر در لبنان، نزدیک به ۴ هزار نفر در ایران و حدود دو هزار نفر در سوریه، عراق و یمن به شهادت رسیده و چند برابر این آمار در این کشورها مجروح شدند. با این وجود هنوز رژیم اسرائیل و حامیان خارجی و منطقهای آن که برشمردیم، احساس نمیکنند امنیت اسرائیل که با عملیات طوفان اقصی در وضعیت بحرانی قرار گرفت، احیا شده است. جبهه اسرائیلی، غربی و عربی هنوز خود را در میانه جنگی میبینند که درباره پیروز شدن در آن تردید جدی دارند، بلکه علائمی از یأس نسبت به پیروزی در آن بروز دادهاند! چرا؟
اینک پس از سه سال، زمان ارزیابی موفقیت یا ناکامی این جبهه در بازگرداندن امنیت به رژیم اسرائیل است. پس حق داریم که با ترسیم وضع فعلی به داوری در این خصوص بپردازیم.
جبهه مرکب اسرائیلی، غربی و عربی، جنگ سنگین علیه جبهه مقاومت با مرکزیت ایران را راهکاری قطعاً موفق ارزیابی میکرد و نتانیاهو دو سال پیش در کنگره آمریکا گفت سه ماه زمان لازم است تا ورق قدرت در خاورمیانه به نفع ما برگردد.
حدود یک سال و نیم پیش، نتانیاهو دولت آمریکا را قانع کرد اگر مستقیماً وارد جنگ با ایران شود طی هفت تا ده روز جمهوری اسلامی ساقط میشود و همه چیز به نفع ما تغییر میکند. حدود نه ماه پیش به کشورهایی در منطقه قبولاند که یکی دو ماه همکاری کنید تا برای همیشه بدون هراس و تهدید در منطقه بمانید. حدود یک سال پیش، سرویس امنیتی آمریکا و رژیم اسرائیل، گروههای تجزیهطلب بهظاهر ایرانی را جمع کرده و به آنان گفتند طی دو ماه ایران را به چند قطعه تجزیه میکنیم و به شما میسپاریم. خب الان وضع اینها یعنی رژیم اسرائیل، آمریکا، دولتهای خائن منطقه و گروهکهای مسلح تجزیهطلب چگونه است؟
الان وضع رژیم اسرائیل در مصاف با مقاومت فلسطین در غزه بدین صورت است که پذیرش دولت تکنوکرات فلسطینی در غزه و آزادسازی ارسال کمکهای انسانی را منوط به خلع سلاح مقاومت غزه کرده است. پس اولاً خلع سلاح مقاومت علیرغم تخریب حدود ۸۰ درصد غزه
رخ نداده و مقاومت مسلح در دل حدود دو و نیم میلیون جمعیت آواره در غزه زنده است و تسلط آن بر بخش بزرگی از غزه باقی است، ثانیاً تشکیل دولت تکنوکرات در هالهای از ابهام است و در صورت تشکیل آن نیز هیچ ضمانتی بر اینکه با مقاومت مسلح همکاری نکند وجود ندارد.
در لبنان علیرغم سه سال جنگ و وارد شدن انواع فشارها به مقاومت آن از جانب آمریکا، رژیم اسرائیل، عربستان سعودی و دولت لبنان و عوامل لبنانی دیگر آن، اینک حزبالله در شرایطی از اقتدار قرار دارد که آمریکا، عربستان و دولت لبنان قبول کردهاند که نه تنها حذف، حتی خلع سلاح حزبالله هم ممکن نیست و لذا بحث را از حذف مقاومت و خلع سلاح آن، به بحث انضباط سلاح حزبالله تغییر دادهاند یعنی قبول کردهاند سلاح حزبالله در اختیارش بماند، ولی در بهکارگیری پاسخگوی دولت لبنان هم باشد که همین مقدار هم به دلیل آنکه اعتمادی به این دولت نیست، مورد قبول مقاومت لبنان قرار ندارد. در ضمن رژیم اسرائیل بهخوبی میداند حزبالله علیرغم زخمهایی که برداشته است، ساختار، نیروها، سلاحهای تهاجمی آن، اراده شلیک آن، تعهد آن نسبت به آزادسازی مناطق اشغالشده در لبنان و تعهد آن به آرمان آزادی کامل سرزمین فلسطین و محو رژیم غاصب حفظ شده است.
در مورد ایران علیرغم چند جنگی که در این دو سال و نیم علیه آن رخ داده است، حملات سنگین آن به موقعیتهای راهبردی رژیم غاصب و همزمان با آن حملات ویرانگر به پایگاههای آمریکا و به موقعیتهای حساس ده کشور منطقهای همراه با آنها قدرت برتر نظامی آن در مقابل این رژیم به اثبات رسیده و آماده وارد کردن ضربات شدیدتر است.
همانطور که مقامات اسرائیلی و آمریکایی بارها اعلام کردهاند، حمایت نظامی و سیاسی آمریکا اصلیترین عامل بقای اسرائیل در طول سالهای ۱۳۲۷ ش / ۱۹۴۸ م تاکنون بوده است. همین چند روز پیش ترامپ برای بار چندم گفت بدون کمک آمریکا، ایران اسرائیل را از بین برده بود. آمریکا روزی که وارد جنگ با ایران شد ۲۸ پایگاه نظامی بزرگ و فعال در اطراف ایران داشت که عمدتاً محل استقرار تفنگداران دریایی و عناصر نیروی هوایی آن بودند. علاوهبر آن حدود ۷۰ فروند ناو جنگی هم در آبهای خلیجفارس داشت. اینک هیچ ناوی در خلیجفارس ندارد و ۱۶ پایگاه عظیم نظامی آن در کشورهای اطراف ایران بین ۱۰۰ درصد تا ۵۰ درصد تخلیه شده و به دوردستهای ایران منتقل گردیدهاند. ضمن آنکه به امکانات نظامی آن در این پایگاهها بین ۵۰ تا ۸۰ درصد آسیب وارد شده است. در واقع در این صحنه، رژیم جعلی اسرائیل مهمترین تکیهگاه خارجی خود را با خود به نابودی کشانده است.
وضع دولتهای منطقهای حامی اسرائیل شامل عربستان سعودی، امارات، کویت و بحرین و در مراتب بعدی دولت قطر و دولت اقلیم کردستان عراق از این هم وخیمتر است . عربستان سعودی با یمن درگیر جنگی است که برای خلاص شدن از آن ترکیه و پاکستان را به کمک طلبیده و در جلوی چشم همه اینها، یمنیها با حملهای برقآسا بر آبراه دریای سرخ و تنگه بابالمندب و سواحل العدیده و تعز مسلط گردیدهاند و از ائتلاف نظامی عربستان کاری بر نیامده است. امارات بهشدت زیر ضرب نیروی دریایی سپاه قرار گرفته و دهها سال زمان لازم دارد تا به موقعیت پیش از جنگ برگردد. برای بحرین و کویت هیچ امنیتی باقی نمانده و دهها بار مورد تهاجم سنگین هوافضای سپاه و ارتش قرار گرفتهاند و هر آن در معرض تهاجماتی سنگینتر هستند. کشورهای جنوب خلیجفارس از زمان تأسیس خود یعنی طی کمتر از ۱۰۰ سال هیچگاه در معرض درگیری نبوده و حالا به کانون جنگ تبدیل شدهاند.
جمعبندی این است که سه سال پس از طوفانالاقصی و مقاومت سرسختانه جبهه مقاومت در برابر تهاجمات جبهه مشترک اسرائیلی، آمریکایی و عربی، امنیت اسرائیل بحرانیتر از همیشه است. اقتدار مهمترین عامل بقای رژیم جعلی یعنی آمریکا در منطقه شکنندهتر از هر زمان و وضع امنیتی عوامل عرب حافظ اسرائیل خرابتر از همیشه است. پس جنگ نه تنها به بازگرداندن بقای رژیم اسرائیل منجر نشده بلکه به پاشنه آشیلشان تبدیل گردیده است. بسیاری از ناظران نظامی دنیا عقیده دارند این جنگ، اسرائیل را به نقطه پایان میرساند.
سعدالله زارعی