کد خبر: ۳۳۹۶۰۵
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳
تنگه هرمز؛ شریان حیاتی انرژی جهان-بخش پایانی

مهـم‌ترین گلوگـاه اقتصـادی و ژئوپلیتیکی جهان

محمد محمدی

هرمز در عین حال به شبکه‌ای از بنادر و زیرساخت‌ها متصل است؛ از بندرعباس و شهید رجایی در ایران تا جبل‌علی و فجیره در امارات و بنادر عمان؛ بنابراین هرمز فقط یک تنگه نیست. یک شبکه اقتصادی بزرگ در اطراف آن شکل‌گرفته است؛ شبکه‌ای که انرژی، تجارت، حمل‌ونقل و تولید را به یکدیگر وصل می‌کند. اهمیت واقعی هرمز زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم برای بخش بزرگی از این تجارت، هنوز جایگزین سریع، ارزان و هم‌ظرفیتی وجود ندارد. همین ویژگی است که باعث شده هر تحول جدی در این آبراه از مرزهای خلیج‌فارس فراتر رود.
یک اختلال در هرمز می‌تواند قیمت نفت را تحت‌تأثیر قرار دهد، بازار LNG را متشنج کند، هزینه بیمه و حمل‌ونقل را بالا ببرد، قیمت فرآورده‌های نفتی را افزایش دهد و سپس از طریق هزینه انرژی و حمل‌ونقل به صنایع، کشاورزی و کالاهای مصرفی برسد.
به بیان ساده‌تر، آنچه در هرمز اتفاق می‌افتد می‌تواند در هزاران کیلومتر دورتر از آن نیز اثر اقتصادی داشته باشد. تنگه هرمز یک باریکه آبی میان ایران و عمان است؛ اما در اقتصاد جهان، به اندازه یک شریان بزرگ اهمیت دارد.
هرمز محل اتصال نفت خلیج‌فارس به پالایشگاه‌های آسیاست، محل عبور گاز قطر به بازارهای جهانی، مسیر انتقال کالا میان بنادر منطقه و بخشی از شبکه‌ای که مواد اولیه، انرژی و کالاهای مصرفی را در اقتصاد جهانی جابه‌جا می‌کند.
به همین دلیل، هرمز را باید یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان دانست؛ نقطه‌ای که در آن جغرافیا، انرژی، تجارت و قدرت سیاسی در یک مسیر باریک به هم می‌رسند.
اختلال هرمز چگونه به بازار سوخت می‌رسد؟
بازار نفت فقط به میزان نفتی که در یک لحظه تولید می‌شود واکنش نشان نمی‌دهد. انتظار درباره آینده عرضه نیز بر قیمت‌ها اثر می‌گذارد.
اگر بازار احساس کند بخش بزرگی از عرضه نفت جهان ممکن است در معرض خطر قرار گیرد، قیمت می‌تواند حتی پیش از کاهش واقعی عرضه افزایش پیدا کند.
هرمز در این زمینه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بازار می‌داند جایگزین‌کردن سریع میلیون‌ها بشکه نفت عبوری از این آبراه آسان نیست. در نتیجه، افزایش ریسک در هرمز می‌تواند قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل و حق بیمه کشتی‌ها را افزایش دهد.
اگر اختلال کوتاه باشد، بخشی از بازار می‌تواند با استفاده از ذخایر و مسیرهای جایگزین فشار را تحمل کند. اما هرچه بحران طولانی‌تر شود، آثار آن گسترده‌تر خواهد شد.
قیمت بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما تنها به قیمت نفت خام وابسته نیست. ظرفیت پالایشگاه‌ها، هزینه حمل‌ونقل، وضعیت عرضه و تقاضا و عوامل دیگر نیز در قیمت نهایی فرآورده‌ها نقش دارند.
اما نفت خام یکی از پایه‌های اصلی این زنجیره است.
مهرداد حجتی یک کارشناس مسائل خاورمیانه توضیح می‌دهد: «از آنجا که بخشی از فرآورده‌های نفتی نیز مستقیماً از هرمز عبور می‌کنند، اختلال در این آبراه می‌تواند به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر بازار سوخت اثر بگذارد. افزایش هزینه سوخت نیز می‌تواند به حمل‌ونقل منتقل شود و هزینه جابه‌جایی کالا را بالا ببرد. به این ترتیب، مسیر اثرگذاری هرمز از نفتکش‌ها آغاز می‌شود و می‌تواند تا کامیون، کشتی، هواپیما، کارخانه و در نهایت مصرف‌کننده ادامه پیدا کند.»
هرمز چگونه می‌تواند تورم جهانی ایجاد کند؟
انرژی تقریباً در همه بخش‌های اقتصاد حضور دارد. کارخانه برای تولید به انرژی نیاز دارد. کامیون برای حمل کالا سوخت مصرف می‌کند. کشتی برای انتقال محموله سوخت می‌سوزاند و هواپیما برای پرواز به سوخت جت نیاز دارد. کشاورزی نیز به سوخت، کود، ماشین‌آلات و حمل‌ونقل وابسته است؛ بنابراین اگر اختلال در هرمز باعث افزایش هزینه انرژی و حمل‌ونقل شود، این افزایش هزینه می‌تواند در زنجیره تولید کالاها حرکت کند. در مرحله اول، هزینه حمل و انرژی افزایش می‌یابد. در مرحله بعد، هزینه تولید و واردات بالا می‌رود و در نهایت بخشی از این هزینه می‌تواند به قیمت کالاهای مصرفی منتقل شود. به همین دلیل، یک بحران در یک آبراه منطقه‌ای می‌تواند در صورت طولانی‌شدن به فشار تورمی در اقتصادهای دور از خلیج‌فارس نیز تبدیل شود.
هرمز و امنیت غذایی
ارتباط میان یک تنگه دریایی و امنیت غذایی شاید در نگاه اول دور از ذهن باشد، اما زنجیره آن روشن است.
تولید کود به انرژی و مواد شیمیایی نیاز دارد. ماشین‌آلات کشاورزی به سوخت نیاز دارند. محصولات کشاورزی برای رسیدن به بازار به حمل‌ونقل نیاز دارند و بخش قابل‌توجهی از تجارت جهانی نیز از طریق دریا انجام می‌شود. از سوی دیگر، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به‌دلیل شرایط اقلیمی برای تأمین بخشی از مواد غذایی خود به واردات 
وابسته‌اند.
در چنین شرایطی، هر افزایش پایدار در هزینه حمل دریایی می‌تواند هزینه واردات مواد غذایی را بالا ببرد. هرمز بنابراین در یک زنجیره بزرگ‌تر قرار گرفته است؛ زنجیره‌ای که انرژی را به کشاورزی، کشاورزی را به غذا و حمل‌ونقل را به قیمت نهایی کالا متصل می‌کند.
چین و شرق آسیا؛ سوی دیگر معادله
بخش بزرگی از انرژی عبوری از هرمز به شرق آسیا می‌رود. چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی در میان مهم‌ترین مقصدهای نفت خام و میعانات عبوری از این تنگه قرار دارند. در این میان، چین به‌دلیل حجم اقتصاد صنعتی خود جایگاه ویژه‌ای دارد. اقتصاد چین بر شبکه بزرگی از کارخانه‌ها، حمل‌ونقل، تولید صنعتی و صادرات استوار است. انرژی پایدار یکی از پایه‌های فعالیت این شبکه است. بنابراین، اختلال در هرمز برای چین فقط به معنای گران‌تر شدن نفت نیست. افزایش هزینه انرژی می‌تواند به افزایش هزینه تولید و حمل‌ونقل منجر شود و از این مسیر بر قیمت کالاها اثر بگذارد. چون چین در مرکز زنجیره تولید جهانی قرار دارد، آثار افزایش هزینه در این کشور می‌تواند به بازارهای دیگر نیز منتقل شود.
هرمز در معادلات ایران و آمریکا
تنگه هرمز طی دهه‌های گذشته یکی از نقاط مهم برخورد منافع ایران و آمریکا در خلیج‌فارس بوده است.
ایران در ساحل شمالی تنگه قرار دارد و آمریکا و متحدانش نیز حضور نظامی و دریایی گسترده‌ای در منطقه
 داشته‌اند.
علی یزدانی یک کارشناس روابط بین‌الملل می‌گوید: «برای آمریکا و متحدانش، امنیت کشتیرانی و استمرار جریان انرژی اهمیت راهبردی دارد. از سوی دیگر، حضور نظامی آمریکا در منطقه از نگاه ایران یکی از مسائل مهم امنیتی است. به همین دلیل، هرمز در بسیاری از بحران‌های میان ایران و آمریکا به نقطه‌ای حساس تبدیل شده است. اهمیت این تقابل فقط نظامی نیست. هرگونه تشدید تنش در این منطقه می‌تواند بلافاصله در بازار نفت، گاز، کشتیرانی و بیمه بازتاب پیدا کند.»
وضعیت عادی و وضعیت فعلی؛ دو تصویر متفاوت از هرمز
یک نکته در بررسی تنگه هرمز اهمیت ویژه دارد: اعداد مربوط به تجارت عادی این آبراه را نباید با وضعیت دوره‌های بحران مخلوط کرد.
در شرایط عادی، آمارها از عبور روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و مایعات نفتی، میلیاردها فوت مکعب LNG و حدود ۱۴۴ عبور کشتی در روز حکایت دارند.
اما وضعیت فعلی هرمز در مرداد ۱۴۰۵ با شرایط عادی سال‌های گذشته متفاوت گزارش شده است. گزارش‌های روزهای اخیر از کاهش شدید عبور کشتی‌ها در پی حملات و تنش‌های جاری خبر داده‌اند.
این تفاوت برای تحلیل اقتصادی اهمیت زیادی دارد.
رقم ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز، تصویر یک هرمز فعال در شرایط عادی است؛ در حالی که کاهش شدید تردد در شرایط بحران به معنای آن است که بخشی از این جریان دیگر با همان سرعت و حجم گذشته حرکت نمی‌کند.
بنابراین، برای تحلیل پیامدهای بحران باید دو سؤال جداگانه مطرح کرد: هرمز در شرایط عادی چه نقشی در اقتصاد جهان دارد و در شرایط فعلی چه مقدار از این ظرفیت تحت‌تأثیر قرار گرفته است؟
پاسخ به سؤال نخست ابعاد واقعی وابستگی جهان به این آبراه را نشان می‌دهد و پاسخ به سؤال دوم میزان خسارت و فشار اقتصادی بحران را مشخص می‌کند.
اگر اختلال طولانی شود چه اتفاقی می‌افتد؟
اگر اختلال در هرمز کوتاه‌مدت باشد، بازارها می‌توانند بخشی از فشار را با استفاده از ذخایر، تغییر مسیر بخشی از محموله‌ها و افزایش تولید برخی کشورهای دیگر جذب کنند
اما در صورت طولانی‌شدن بحران، شرایط متفاوت می‌شود. نفتکش‌ها باید مسیرهای طولانی‌تری را طی کنند. خطوط لوله جایگزین با محدودیت ظرفیت مواجه می‌شوند. هزینه بیمه افزایش می‌یابد و شرکت‌های کشتیرانی ممکن است برای عبور از منطقه هزینه بیشتری مطالبه کنند
در طرف دیگر، محموله‌های LNG و LPG نیز با محدودیت‌های خاص خود روبه‌رو می‌شوند.
پس از بازار انرژی، صنایع پتروشیمی، حمل‌ونقل، تولید صنعتی، کشاورزی و تجارت کالا تحت‌فشار قرار می‌گیرند.
در چنین سناریویی، بحران هرمز دیگر صرفاً یک بحران منطقه‌ای نیست. یک اختلال در مسیر انرژی می‌تواند در طول زنجیره تأمین جهانی حرکت کند.
چرا هرمز هنوز جایگزین کامل ندارد؟
کشورهای منطقه سال‌هاست که تلاش کرده‌اند وابستگی خود به هرمز را کاهش دهند.
خطوط لوله عربستان و امارات، بنادر خارج از خلیج‌فارس و توسعه زیرساخت‌های عمان و امارات بخشی از همین تلاش است؛ اما حجم تجارت عبوری از هرمز همچنان بسیار بزرگ‌تر از ظرفیت مسیرهای جایگزین است.
اگر روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و دیگر مایعات نفتی از یک آبراه عبور کند، انتقال کامل این حجم به مسیرهای دیگر نیازمند زیرساخت‌هایی بسیار گسترده است.
برای LNG نیز مشکل پیچیده‌تر است؛ زیرا به کشتی‌های تخصصی و پایانه‌های مشخص نیاز دارد.
از این‌رو، مسئله اصلی فقط پیداکردن یک مسیر روی نقشه نیست. باید دید مسیر جایگزین چه ظرفیتی دارد، چه زیرساختی برای آن وجود دارد، چه مقدار زمان بیشتری نیاز دارد و هزینه استفاده از آن چقدر است.
در این مقایسه، هرمز همچنان موقعیتی کم‌رقیب دارد.
هرمز؛ جایی که نفت، غذا و کالا به هم می‌رسند
اگر تنگه هرمز را فقط با نفت بشناسیم، بخش بزرگی از اهمیت آن دیده نمی‌شود. این آبراه محل عبور نفت خام و فرآورده‌های نفتی است؛ اما LNG ،LPG، محصولات پتروشیمی، آمونیاک، گوگرد، کودهای شیمیایی، محصولات کشاورزی، مواد غذایی، مواد معدنی، ماشین‌آلات، قطعات صنعتی، خودرو و کالاهای مصرفی نیز در شبکه تجاری مرتبط با آن قرار دارند. همین تنوع باعث می‌شود آثار اختلال احتمالی تنها در بازار انرژی باقی نماند.
نفت به حمل‌ونقل وصل است. گاز به صنعت وصل است. کود به کشاورزی وصل است. مواد اولیه به کارخانه وصل است و کالاهای نهایی از طریق شبکه حمل‌ونقل دریایی به بازارهای مصرف می‌رسند. هرمز یکی از حلقه‌های اتصال این زنجیره‌هاست.
یک آبراه کوچک با اثری بزرگ
تنگه هرمز از نظر جغرافیایی باریک است، اما حجم اقتصادی که از آن عبور می‌کند بسیار بزرگ‌تر از ابعاد فیزیکی آن است. روزانه میلیون‌ها بشکه نفت، حجم قابل‌توجهی گاز طبیعی و LPG و صدها محموله مختلف در شبکه دریایی پیرامون این آبراه جابه‌جا می‌شود.
حدود ۸۹ درصد نفت خام و میعانات عبوری از هرمز در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ راهی بازارهای آسیایی شده است. چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی نیز در میان مهم‌ترین مقصدهای این جریان قرار داشته‌اند.
رضا بیانی یک کارشناس اقتصاد می‌گوید: «این ارقام یک واقعیت اقتصادی را روشن می‌کند: امنیت هرمز با امنیت انرژی آسیا گره خورده است؛ اما زنجیره به همین‌جا ختم نمی‌شود. اقتصاد آسیا با کارخانه‌ها، حمل‌ونقل، تجارت کالا و صادرات جهانی پیوند خورده است؛ بنابراین هر اختلال شدید در مسیر انرژی می‌تواند از بازار نفت به بازار کالا منتقل شود.»
از وی سؤال می‌کنم: «چرا تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان است؟» وی پاسخ می‌دهد: «اهمیت تنگه هرمز را نمی‌توان با یک عدد یا یک کالا توضیح داد. این آبراه در محل تلاقی چند جریان بزرگ قرار گرفته است: انرژی خلیج‌فارس، اقتصاد شرق آسیا، تجارت دریایی جهانی، رقابت قدرت‌های بزرگ و امنیت کشورهای منطقه از یک‌سو، کشورهای تولیدکننده نفت و گاز به هرمز برای دسترسی به بازارهای جهانی نیاز دارند و از سوی‌ دیگر، اقتصادهای بزرگ آسیا برای تأمین انرژی خود به صادرات همین کشورها وابسته‌اند. در میان این دوطرف، ایران و عمان قرار گرفته‌اند؛ دو کشوری که موقعیت جغرافیایی آنها در امنیت این آبراه اهمیت تعیین‌کننده دارد.»

captcha