کد خبر: ۳۳۹۶۰۳
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳
«امید و شکست» خاطرات سال‌ها فعالیت اطلاعاتی- امنیتی یعقوب نیمرودی برای اسرائیل- 99

تبادل قدرت

عامل دیگری که به‌درستی ارزیابی نکرده بودیم منافع فرانسوی‌ها در مستعمره سابقش ماداگاسکار بود. ماداگاسکار در ظاهر یک دولت جمهوری مستقل بود، اما عملاً شگفت‌زده شدیم وقتی که متوجه شدیم فرانسوی‌ها تا چه حد از آنچه که جزو املاک شخصی‌شان می‌پندارند، محافظت می‌کنند. تلاش‌های مختلف برای خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی به فرمان بانک جهانی و با تشویق رئیس‌جمهور، به علت فشارهای عوامل مختلف فرانسوی با هدف نگه داشتن حاکمیت در دست‌شان تحت پوشش ادعای کمک به مستعمره سابق شکست سختی خورد. نمونه شاخص آن تلاش ما برای خرید امتیاز شرکت دولتی پنبه، در چارچوب خصوصی‌سازی بود. همان‌طور که همه می‌دانند، اسرائیل روش‌هایی برای افزایش محصول پنبه و بهبود کیفیت آن‌ها را گسترش داد و متخصصان آن در این زمینه در جهان از پیشتازان هستند. آنچه که جالب‌تر است، انتقال این بخش به دست کسانی است که می‌دانند چگونه حداکثر تولید از آن را انجام دهند. وقتی که به رئیس‌جمهور قول دادیم که محصولات کشاورزی را پنج برابر کنیم برق هیجان در چشمان او درخشید و پیشنهاد ما را با کمال میل پذیرفت. اما آنجا که فرانسوی‌ها وارد عمل شده و در بین سیاستمداران محلی نفوذ کردند، این پروژه پیش از آن که پیشرفتی داشته باشد سقوط کرد.
و یک مثال دیگر، یکی از سخت‌ترین ضرباتی که ماداگاسکار از آن رنج می‌برد سرقت محصولات کشاورزی و همچنین ماهی‌های صید شده در ماهیگیری‌های مجاز در سواحل کشور است. در سواحل ماداگاسکار این کار درست مقابل چشم صیاد انجام می‌شود در حالی که هیچ‌کس حریف سارقان نیست. این موضوع خیلی رئیس‌جمهور را اذیت می‌کند. همچنین انواع خاصی از میگوها، که «طلای صورتی» نامیده می‌شوند، محصولی است که در دنیا بسیار مورد درخواست است و این منبع خوبی برای تأمین ارز خارجی برای یک کشور فقیر و گرسنه است. اما این محصولات دائماً دزدیده می‌شوند و کشور و مردم آن خیری از این محصولات نمی‌بینند و اکنون اسرائیلی‌ها آمده‌اند و راه‌حلی برای این مشکل پیشنهاد می‌دهند. به وزارت دفاع مراجعه کرده و پیشنهاد کردیم کشتی‌های گشت‌زنی «دبور» ساخت اسرائیل به منظور ایجاد گارد ساحلی برای کشور ماداگاسکار خریداری شود. پیش‌نویس‌های قرارداد با وزارت دفاع و دولت ماداگاسکار مورد توافق دو طرف قرار گرفته و امضا شدند و دوباره فرانسوی‌ها شروع به فعالیت کردند. آن‌ها نیز سیستم‌های دفاعی مشابه ما از تولیدات خود را داشتند و با پیشنهادات وسوسه‌انگیز به وزرا و معاونان آن‌ها فرش را از زیر پای ما کشیدند، فقط برای اینکه کنترل این قضیه و منطقه در دست آن‌ها باقی بماند. این بار نیز فرانسوی‌ها موفق شدند مانع این کار شوند.
درخواست رئیس‌جمهور برای خصوصی‌سازی یکی از بزرگ‌ترین بانک‌ها در ماداگاسکار را نیز اجابت کردیم. درباره این موضوع به دوستم عدنان خاشقجی مراجعه کرده و به او پیشنهاد دادم در خصوصی‌سازی مشارکت داشته باشد. هدفم در اختیار گرفتن کنترل بانک بود و با کمک او می‌توانستیم بودجه بقیه پروژه‌ها را تأمین کرده و این‌گونه برای این روند منابع مالی جمع‌آوری کنیم. خاشقجی به این چالش پاسخ داده و یک کارشناس مالی انگلیسی به ماداگاسکار فرستاد. آهارون شرف و یاریو آلدر، همکار جوانی که در ادامه راه به ما پیوست، جلسه کارشناسی با وزیر دارایی و مقامات این بانک ترتیب دادند. متأسفانه معلوم شد که این معامله به علت وام‌های از دست رفته با مبالغ هنگفتی که بانک دارد و به علت درخواست دولت برای ادامه استخدام صدها کارمند بانک در شعبه‌های دورافتاده در این کشور به‌صرفه نیست. بدون درگیری با مشکلات عینی که آشکار شدند، این بار هم نفس فرانسوی‌ها را کنار گردن‌مان احساس کردیم. آن‌ها آنجا بودند تا مطمئن شوند که هیچ قراردادی در ماداگاسکار به امضا نمی‌رسد.
بهترین کارشناسان جهان را به ماداگاسکار دعوت کردیم: اعضای شرکت اسرائیلی «بزک» برای بررسی امکان بهبود سیستم مخابرات کشور، اعضای شرکت انگلیسی «بریتیش گاز» برای بررسی منابع گاز ماداگاسکار و توسعه آن، اعضای شرکت آمریکایی «پارسونز» برای بررسی انجام پروژه‌هایی در زمینه معدن و تولید برق، اعضای شرکت آمریکایی «کرافت» برای بررسی صادرات چوب جهت تولید کاغذ، اعضای «باشگاه دریای مدیترانه» فرانسوی برای بررسی ایجاد استراحتگاه، همگی به ماداگاسکار آمدند. مرتباً کارشناسانی می‌آوردیم ولی وضعیت ماداگاسکاری‌ها به سرعت حضور کارشناسان را کاهش داد، هم به علت کمبود منابع مالی برای سرمایه‌گذاری دولتی (حتی به‌صورت نمادین)، هم به علت عدم تمایل سیاستمداران محلی برای از دست دادن بخشی از اختیارات‌شان به نفع سرمایه‌گذاران و کارآفرینان خارجی و هم به علت دخالت‌های فرانسوی‌ها که حاضر نبودند از تسلط بر اموال سابقشان دست بکشند.
در این میان، ثبات در ماداگاسکار از بین رفت. در این کشور هرج‌ومرج‌های زیادی ایجاد شد و در پایان هزینه آن را بهترین و شجاع‌ترین مرد یعنی رئیس‌جمهور کشور، پروفسور آلبرت زافی، پرداخت؛ کسی که خیلی دوست داشت در وضعیت ملت خود بهبودی ایجاد کند، اما پلیدی‌های سیاست، همسو با شخصیت او نبودند. او عوض شد و یک رئیس‌جمهور دیگر به جای او منصوب شد که یعقوب را نمی‌شناخت ... با این همه ناامید نشدیم. یک دفتر دائمی در ماداگاسکار گشودیم و یک مدیر محلی بااستعداد برای آن منصوب کردیم. آهارون شرف و یاریو آلدر به سفرهایشان به این کشور ادامه دادند و تماس‌هایی با هدف پیشبرد پروژه‌های قبلی و جدید با وزارتخانه‌های این دولت برقرار کردند.
اخیراً شرکای خود از پروژه‌های دیگر را نیز به ماداگاسکار آوردیم. شرکت ژاپنی نیشو ایوی (Nishu Eway)، را که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها در جهان است، با هدف انجام پروژه‌های مشترک به ماداگاسکار آوردیم. به آینده امیدوار بودیم. من هنوز اعتقاد دارم که می‌شود در ماداگاسکار کارهایی انجام داد و این کشور زیبا و فقیر را شکوفا کرد، به خاطر این که در گذشته روابط دوستانه‌ای با اسرائیل داشت و به خاطر وجود اسرائیلی‌های خوبی مثل شولا آلپسی معپولا و کارشناسانی از وزارت دفاع که برای راهنمایی ماداگاسکاری‌ها مانند سال‌های خوب پیشین بازگشتند و شاید در کمال فروتنی ما نیز در این جهت مثبت، کمکی کرده باشیم. انتشار گزارش‌های مختلفی در روزنامه‌ها درباره فعالیت‌های ما در ماداگاسکار و پخش چند فیلم درباره این کشور با زیبایی خیره‌کننده‌اش اخیراً در تلویزیون اسرائیل، موجب احیای علاقه اسرائیلی‌ها به این جزیره بزرگ شده است. ما آن‌ها را در جریان رفت‌وآمد به دفاتر کنسولگری‌مان می‌بینیم، وقتی که می‌آیند و درخواست مجوز ورود به ماداگاسکار را می‌کنند. با ندای همیشه مثبت درونم، باور کرده‌ام روزی خواهد آمد که مسیر انجام فعالیت‌های مشترک و مبارک بین اسرائیل و جزیره بزرگ و زیبای ماداگاسکار هموار خواهد شد.

captcha