کد خبر: ۳۳۹۶۰۰
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳
مقاومت در فضای مجازی-روایتی از شهید محمدباقر طاهرپور

طراح پهپاد شاهد ۱۳۶

شهید محمدباقر طاهرپور (معروف به «طاهر»)، فرمانده یگان پهپادی سپاه و از طراحان و توسعه‌دهندگان پهپاد «شاهد ۱۳۶»، شخصیتی جامع‌الاطراف داشت؛ نظامیِ سخت‌گیر، متخصص و در عین حال، انسانی با ظرائف شاعرانه، عاطفی و اخلاقی. او که در سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ همراه با سردار امیرعلی حاجی‌زاده در حمله هوایی صهیونیست‌ها به شهادت رسید، به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت به دست شقی‌ترین دشمنان دست یافت.
خبرگزاری تسنیم در گزارشی درباره این شهید با نگاهی به کتاب «مردی که می‌توانست پرواز کند؛ روایت‌هایی از زندگی شهید محمدباقر طاهرپور» نوشت:
محمدباقر طاهرپور، متولد اول شهریور ۱۳۵۸ در خرم‌آباد، از کودکی شیفته خلبانی بود. دوران رشد او هم‌زمان با جنگ تحمیلی و مشاهدات مستقیم بمباران‌ها گذشت. هوش بالای او در دوران دبیرستان و کسب تنها نمره ۲۰ در درس کامپیوتر، نشان از استعداد بالای او داشت.
او با تلاش فراوان به‌عنوان متقاضی خلبانی در نیروی هوافضای سپاه پذیرفته شد؛ اما طبق نیاز سازمان، در فهرست ۱۱ نفره‌ای قرار گرفت که باید به بخش هواپیمای بدون سرنشین (پهپاد) منتقل می‌شدند. طاهرپور این مسیر جدید را پذیرفت و با اشتیاق وارد دنیای فناوری پهپادی شد.
حوالی سال ۱۳۸۱، طاهرپور با شرکت در دوره‌های پهپادی سپاه، به جزوه‌نویسی و مستندسازی دقیق پرداخت؛ دست‌نویس‌های او بعدها به منابع آموزشی یگان تبدیل شدند. تبحر علمی و تجربی او در ساخت و تعمیر پهپاد به جایی رسید که پیش از عملیات‌های بزرگ (مانند وعده صادق)، پیشنهادات تخصصی و کلیدی برای رفع اشکالات فنی و ارتقای عملکرد پهپادهای شاهد ارائه کرد. شرکت‌های پهپادی خارج از سپاه نیز چنان به دانش او اعتماد داشتند که جدیدترین و گران‌ترین تجهیزات را برای اولین‌بار جهت تست و رفع عیب به او می‌سپردند.
با گسترش فعالیت‌ها، پایگاه جدیدی در خارج از شهر تهران برای تست و آموزش نیروهای پهپادی تشکیل شد که موجب شد طاهرپور و همرزمانش هفته‌ها از خانواده دور باشند. او مسیر مسئولیت را پله‌پله طی کرد: سال ۱۳۹۶ فرمانده یگان پهپادی اهواز، سال ۱۴۰۱ فرمانده یگان تهران و در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ فرماندهی یگان پهپادی در عملیات‌های وعده صادق ۱ و ۲ را بر عهده داشت.
«طاهر» به آراستگی ظاهر، لباس‌های آنکادرشده و نظم فوق‌العاده شناخته می‌شد. سخت‌گیری او در پادگان زبانزد بود؛ یک‌بار که برخی نیروها برای فرار از ورزش صبحگاهی از مینی‌بوس استفاده کردند، مینی‌بوس پادگان را یک ماه توقیف کرد تا همگی مسیر را پیاده طی کنند. 
با این حال، در فرماندهی همیشه پیش‌قدم بود و سخت‌ترین مأموریت‌ها را ابتدا خودش بر عهده می‌گرفت.
نگاه او به محیط کار جامع بود؛ حتی به درختان و فضای سبز پادگان نیز رسیدگی می‌کرد. در ارتباطات انسانی به‌سختی اعتماد می‌کرد، اما اگر بر اساس دانش و مطالعه با او سخن گفته می‌شد، اعتماد کامل می‌کرد و مسئولیت‌های بزرگ به افراد می‌سپرد. احترام به آداب معاشرت از ویژگی‌های پررنگ او بود؛ اگر فردی غیربومی در جمع حضور داشت، هرگز لری صحبت نمی‌کرد تا احترام همه حفظ شود.
تصویر یک فرمانده سخت‌گیر نظامی، با رفتار خانوادگی طاهرپور تناقضی عجیب داشت. او برای همسرش شعر می‌خواند و پیامک می‌کرد. هنگام باران، مرخصی ساعتی می‌گرفت تا خود را به خانه برساند و با همسرش زیر باران قدم بزند. احترام او به هنر تا جایی بود که در اسباب‌کشی‌ها، تابلوها و صنایع دستی همسرش را شخصاً حمل می‌کرد.
در خانه، پخت‌وپز، ظرف‌شویی، نظافت و بازی با دو پسرش از برنامه‌های ثابت او بود. او در مناسبت‌هایی چون روز زن یا روز معلم، حتی با وجود مشغله فراوان، خرید هدیه برای خواهران و عروس‌های خانواده را فراموش نمی‌کرد.
او از همان روز خواستگاری، خود را «سرباز امام زمان» معرفی کرده بود. سبک زندگی او به تعبیر نزدیکانش شباهت زیادی به شهید همت داشت؛ ساده و بی‌تکلف. بسیار کم‌غذا بود و هیچ‌گاه از وام یا تسهیلات ویژه استفاده نمی‌کرد. منطق او روشن بود: «اگر به همه دادند، من هم می‌گیرم.» در سخت‌ترین شرایط مالی، ماشین شخصی‌اش را می‌فروخت اما زیر بار بدهی و وام نمی‌رفت.
طاهرپور نگاهی دقیق به آینده تحولات منطقه‌ای داشت. او در سال ۱۴۰۲ خطاب به نیروهایش گفته بود: «بجنبید خیلی کار داریم. تا دو سال دیگر وارد جنگ با آمریکا می‌شویم.» همین بصیرت سبب می‌شد پس از ترور شهید اسماعیل هنیه و در شرایط آماده‌باش کامل، مرخصی‌های اربعین نیروها را لغو کند و بگوید: «خبری از مرخصی نیست؛ من خودم هم نمی‌روم.»
در دوران حضورش در سوریه، شهادت دوستش «سیدرضوان» در بمباران پایگاه T4 توسط اسرائیل، حسرت جاماندن را در دل او ماندگار کرد.
در آخرین شب قدر زندگی‌اش (شب ۲۳ رمضان ۱۴۰۳)، در پیامکی به نزدیکانش نوشت: «سال بعد این ایام، یک عده را با نام شهید می‌شناسند؛ همان‌هایی که می‌دانستند چگونه بخواهند و بگیرند. امشب شهادت‌نامه عشاق امضا می‌شود.» سرانجام در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، این فرمانده پهپادی در کنار سردار حاجی‌زاده به آرزوی دیرینه خود رسید و پیکرش روزها بعد از حادثه پیدا شد.

captcha