کد خبر: ۳۳۹۵۹۴
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳
زنگ مجازی- جنگ ترکیبی

رسانه؛ لنگری روی روان و ادراک جامعه

عزیزالله محمدی(امتدادجو)

در یادداشت هفته گذشته این ستون، با بررسی اهداف شبکه‌های ماهواره‌ای از توجه بیش از حد و اندازه و غیر معمول بر جامعه زنان به عنوان عناصر مؤثر بر احساسات و عواطف اجتماعی و همین طور تلاش برای تغییر سبک رفتاری و گفتاری آنان گفتیم که در نهایت این شبکه‌ها با ارائه تصویری از زن غربی به عنوان «زن نرمال» و «ایده‌آل» به دنبال «دگوریسم فرهنگی» در شئون و سطوح مختلف جامعه ایران هستند.
همچنین اشاره داشتیم که شبکه‌های مذکور با تمرکز بر تطهیر دوره پهلوی می‌کوشند تا مخاطب جوان و نوجوانی را که به‌واسطه عدم تمایل به مطالعه گرایش به فضای مجازی و اینستاگرام دارد را از بدنه فعال جامعه جدا ساخته و در «محیط ایزوله شده» و «توهم‌زا»ی برخی شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک عنصر موثر فعال هیجانی بر فرآیندها و تحولات اجتماعی و سیاسی در آینده نگه دارد.
با این تفاسیر ذکر شد که مجموعه اقدامات این شبکه‌ها مصداق عینی اقدامات مجرمانه است که نه تنها در ابعاد حقوقی و قضائی محاکم داخلی، بلکه باید به صورت چند وجهی و ترکیبی در سطوح بین‌المللی نیز این مجرمان مورد پیگرد و مجازات قرار بگیرند که تاکنون مجموعه‌ای از اقدامات متنوع تبلیغی و فرهنگی، رسانه‌ای، امنیتی، اطلاعاتی، سایبری، نظامی و... صورت گرفته و مراحل اجرائی آنها نیز در حال طی شدن است:
اقدامات حقوقی و قضائی
1-فهرست تروریستی: وزارت خارجه ایران در سال ۱۴۰۱، رسانه‌هایی مانند رادیو فردا، ایران اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و رادیو زمانه را در فهرست «گروه‌های تروریستی» قرار داد و کارکنانشان را به پیگرد قضائی و توقیف اموال تهدید کرد.
2-پویش ملی شکایت: پویش حقوقی ملت ایران برای ثبت شکایت از این شبکه‌ها راه‌اندازی شد تا با مستندسازی، شکایت‌ها را به مجامع بین‌المللی ارائه کند. این پویش در شهرهایی مانند آبدانان نیز شکل گرفت.
3-توقیف اموال: قوه قضائیه اموال ۲۰ نفر از عناصر خارج‌نشین مرتبط با این رسانه‌ها را توقیف و ضبط کرد.
اقدامات اطلاعاتی و امنیتی
1-اتهام ارتباط با سرویس‌های جاسوسی: مقامات ایرانی این رسانه‌ها را بازوهای عملیاتی موساد، سیا و سایر سازمان‌های اطلاعاتی دشمن معرفی می‌کنند و به طور اثباتی گفته می‌شود که هماهنگی آن‌ها با آمریکا و اسرائیل فراتر از یک همکاری خبری ساده است.
2-نقشه‌خوانی برای بمباران: شواهد رسانه‌ای و حوادث میدانی و اجتماعی در طول جنگ‌های 12 روزه و چهل روزه نشان‌دهنده آن است که این رسانه‌ها با انتشار آدرس‌های دقیق اماکن و جمع‌آوری اطلاعات میدانی از مخاطبان، عملاً به نقشه‌خوانی برای حملات نظامی دشمن پرداخته‌اند لذا یکی از راهکارهای مقابله آگاهی‌ بخشی و تذکر به عوامل این رسانه‌ها از طریق خانواده‌های عناصر این شبکه‌ها هست که نهادهای امنیتی ایران جهت ایجاد بازدارندگی تذکرات لازم را ارائه می‌دهند؛ تا از فعالیت ضدامنیتی آنها جلوگیری کنند.
اقدامات رسانه‌ای و تبلیغاتی
1-پوشش گسترده رسانه ملی: صداوسیمای ایران با تولید محتوا و پوشش خبری گسترده، روایت رسمی را در مقابل روایت‌های این شبکه‌ها تقویت می‌کند. نمایندگان مجلس و عناصر حاکمیتی و نظامی نیز از «پیروزی رسانه ملی در جنگ رسانه‌ای دشمن» سخن گفته‌اند.
2-روایت‌سازی معکوس: رسانه‌های داخلی با انتشار گزارش‌هایی درباره «اعتراف به شکست دشمن از منابع بیگانه و وابسته به غرب» و با ایجاد «چالش در روایت‌سازی» برای این شبکه‌ها، افکار عمومی را نسبت به ناکارآمدی آن‌ها آگاه می‌کنند.
3-تأکید بر بیداری عمومی: کارشناسان ایرانی معتقدند «بیداری عمومی» و «واکسیناسیون جمعی» ملت ایران در برابر دروغ‌پراکنی، باعث شکست تکنیک‌های فریب دشمن شده است.
اقدامات سایبری و هکری
1-هک ایران اینترنشنال: گروه هکری حنظله در عملیاتی بی‌سابقه، شبکه ایران اینترنشنال را به‌طور کامل هک کرد و اطلاعات حساسی از فعالیت‌های جاسوسی آن افشا کرد.
2-هک ایران‌وایر: همین گروه سایبری (حنظله) رسانه ضدایرانی ایران‌وایر را نیز هک کرد و کنترل آن را به دست گرفت.
3-افشای دیتابیس: افشای دیتابیس ۷۱ هزار نفری ایران اینترنشنال توسط حنظله، این شبکه را به یک «مهره سوخته» تبدیل کرده است.
4-مقابله با استارلینک: نیروهای امنیتی ایران در جریان اغتشاشات، در عملکرد شبکه ماهواره‌ای استارلینک که آشوب‌گران از آن برای تماس با عناصر خارجی استفاده می‌کردند، اختلال ایجاد کردند.
تهدید نظامی و «بانک اهداف»
1-قرار گرفتن در بانک اهداف نظامی: سردار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح، اعلام کرد که رسانه‌هایی نظیر بی‌بی‌سی فارسی، ایران اینترنشنال و رادیو فردا نه یک بنگاه خبری، بلکه بازوهای عملیاتی دشمن هستند و کارکنانشان «در بانک اهداف نظامی» جمهوری اسلامی قرار دارند.
2-هشدار به همکاران: این مقام نظامی تأکید کرد: «همه کسانی را که در این رسانه‌ها کار می‌کنند، به‌عنوان سربازان اسرائیل و آمریکا می‌بینیم و آن‌ها را در بانک اهداف نظامی خود پیش‌بینی کرده‌ایم»
 طی چند سال گذشته و حداقل از دی‌ماه 1404 به بعد و از آغاز جنگ 12 روزه به بعد و با آگاهی جمعی از خیانت و جنایت این شبکه‌ها در حق ایران و مردم ایران و با کاهش مخاطبین و تغییر مرجعیت خبری به وضوح شاهد «نشانه‌های شکست و افول» این شبکه‌های معاند هستیم که این اتفاق نه تنها با آگاهی مردم بلکه با نخ‌نما شدن سناریوهای جریان‌سازی و با تغییر رویکرد جریان صهیونیسم و سلطه به شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی جهت تاثیرگذاری بر جامعه هدف بیش از پیش به سمت افول و شکست گام بر می‌دارند که می‌توانیم به وضعیت هرکدام از این شبکه‌ها نگاه مجزایی داشته باشیم:
تعطیلی من‌و‌تو: شبکه سلطنت‌طلب من‌و‌تو به دلیل قطع شدن بودجه از طرف دولت‌های غربی و بی‌اعتباری، در آستانه تعطیلی کامل قرار گرفت و پخش آن متوقف شد.
بی‌اعتباری ایران اینترنشنال: این شبکه به «بلندگوی موساد» شهرت یافته و با کاهش شدید مخاطب و افشای ارتباطاتش، در بحرانی‌ترین دوران خود قرار دارد.
کاهش بودجه از سوی موساد: گزارش‌ها حاکی است که موساد تهدید کرده بودجه ایران اینترنشنال را به‌طور معناداری کاهش خواهد داد و این شبکه تلاش می‌کند مسئولیت شکست در جنگ اخیر را از خود ساقط کند.
اعتراف به شکست: برخی از این شبکه‌ها ناچار شده‌اند در دقایق پایانی به شکست خود اعتراف کنند و بپذیرند که واقعیت‌های میدانی بر روایت‌سازی آن‌ها غلبه کرده است.
تغییر آرایش جنگی: با تعطیلی من‌و‌تو و بی‌اعتبار شدن ایران اینترنشنال، به‌طور خزنده‌ای شبکه‌هایی مانند صدای آمریکا و ایران‌وایر در حال جایگزینی هستند که نشان‌دهنده تغییر تاکتیک در اردوگاه دشمن است.
با توضیحات حاضر و همان‌گونه که در مدخل یادداشت اشاره شد؛ جمهوری اسلامی ایران با ترکیبی از اقدامات حقوقی (تروریستی خواندن، توقیف اموال)، اقدامات اطلاعاتی-امنیتی (اتهام جاسوسی، تذکر بر خانواده‌ها)، اقدامات رسانه‌ای (تقویت روایت رسمی، تأکید بر بیداری عمومی)، اقدامات سایبری (هک و افشای اطلاعات) و تهدید نظامی (قرار دادن در بانک اهداف)، شبکه‌های فارسی‌زبان معاند را در موضع ضعف قرار داده است. نشانه‌های عینی این شکست را می‌توان در تعطیلی من‌و‌تو، بی‌اعتباری و کاهش بودجه ایران اینترنشنال و اعتراف برخی شبکه‌ها به ناکارآمدی روایت‌هایشان مشاهده کرد؛ اما با این وجود کماکان این شبکه‌ها بر اقدامات خصامانه خود بر علیه منافع ملت ایران به‌طور شبانه‌روزی می‌کوشند.
رسانه‌های فارسی‌زبان معاند در سطح جامعه ایران، از طریق راهبردهای عملیات روانی و جنگ شناختی، به دنبال القای ناامیدی، ایجاد شکاف اجتماعی و بی‌اعتمادی هستند که این تلاش‌ها با واکنش‌های متفاوتی از سوی جامعه ایران مواجه شده است:
واکنش جامعه ایران به این رسانه‌ها ترکیبی از بیداری عمومی، خشم مردمی و مقابله مدنی بوده است که اینچنین می‌توان این واکنشها را دسته‌بندی کرد:
بیداری و هوشیاری عمومی: مردم نسبت به اهداف واقعی این رسانه‌ها هوشیار شده‌اند.
خشم و نفرت عمومی: خشم و نفرت عمومی نسبت به پروپاگاندای این رسانه‌ها به اوج رسیده است.
پویش‌های مردمی و مقابله مدنی: پویش‌هایی مانند «نه به ایران اینترنشنال» در شهرهایی مانند اصفهان، آبدانان و لاهیجان برگزار شد. در این پویش‌ها، بعضاً شهروندان حتی گیرنده‌های ماهواره‌ای خود را تحویل داده و امحا کردند.
پاسخ به ادعاها: مردم با حضور پرشور در مراسم، ادعاهای رسانه‌های معاند درباره مادی بودن حضورشان را رد کردند.
بر اساس نظرسنجی‌ها و پیمایش‌های صورت گرفته، با وجود همه این واکنش‌ها، بخشی از جامعه همچنان به این رسانه‌ها مراجعه می‌کنند. علت این امر نه اطمینان به صحت اخبار آنها، گاهاً بلکه واکنشی به رویکرد رسانه ملی عنوان شده است؛ چراکه پنهان‌کاری و تحلیل‌های یکسویه، اعتماد عمومی را فرسوده و مخاطب را به سمت رسانه‌های رقیب سوق می‌دهد.
 در نقطه مقابل تمرکز شبکه‌ای مثل اینترنشنال و Voa و... با یک استراتژی تحت عنوان «لنگر» بر روی اذهان و عواطف و روان جامعه است که از تاکتیک‌های عملیاتی متفاوتی که محصول تجربه رسانه‌های سلطه(اصلی) است تبعیت می‌کنند:
ابعاد رفتاری و روانی در جامعه
القای ناامیدی سیستماتیک: این رسانه‌ها با بزرگنمایی بحران‌ها، هرگز اصلاحیه صادر نمی‌کنند و نوسانات اقتصادی را به‌عنوان آخرالزمان چارچوب‌بندی می‌کنند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد استفاده مکرر از این زبان، به‌مرور زمان احساس ناامیدی، بدبینی و بی‌اعتمادی در مخاطب ایجاد می‌کند.
مهندسی تدریجی احساسات: فرآیند عملیات روانی شامل برجسته‌سازی مشکل، تشدید خشم و اضطراب، و تبدیل آن به برداشتی عمومی از وجود یک بحران فراگیر است.
تضعیف وحدت ملی: هدف نهائی، ایجاد بی‌اعتمادی و شکاف میان اقشار مختلف جامعه و در نهایت فروپاشی و تجزیه کشور عنوان می‌شود.
راهبردها و تاکتیک‌های عملیاتی
راهبردهای کلان: دو راهبرد اصلی «ستیزه‌جو نشان دادن نظام» و «اصلاح‌ناپذیر جلوه دادن نظام» به‌طور پایدار دنبال می‌شود.
مرجعیت خبری در بحران‌ها: در مواقعی که رسانه‌های رسمی دچار سکون یا تأخیر می‌شوند، این شبکه‌ها با پوشش زنده اعتراضات جایگاه مرجعیت خبری را کسب می‌کنند.
تغییر رنگ مطالبات: با صداگذاری روی تجمع‌های اعتراضی، تلاش می‌کنند به مطالبات اقتصادی رنگ و بوی امنیتی-سیاسی بدهند.
اخبار جعلی و کشته‌سازی: با پخش اخبار و تصاویر جعلی و دامن زدن به شایعات، فضای کشور را ناامن می‌سازند.
 در مجموع، رسانه‌های فارسی‌زبان معاند با تمرکز بر جنگ شناختی، به دنبال اثرگذاری بر ادراکات و رفتار جامعه ایران هستند. هرچند این تلاش‌ها منجر به بیداری عمومی و واکنش‌های مدنی شده، اما بخش قابل‌توجهی از جامعه (حدود ۳۰ میلیون نفر دسترسی به ماهواره دارند) همچنان در معرض این عملیات روانی قرار دارد و مؤلفه تعیین‌کننده در این میان، عملکرد رسانه‌های داخلی و میزان اعتماد عمومی به آنهاست که مدیریت دقیق و هوشمند رسانه‌ای و استفاده از فن‌آوری‌های نوین رسانه‌ای را می‌توان به عنوان ابزار مؤثری برای کمک به این مؤلفه معرفی کرد. تا چه قبول افتد بر آنانی که می‌دانند و نمی‌توانند یا می‌دانند و نمی‌خواهند. ما هر چه آنچه شرط بلاغ است؛ می‌گوییم!

captcha