تفاوت جهاد و جنگافروزی
شبهه: آیا جهاد، همان جنگ افروزی نیست؟ چگونه است که قرآن کریم بر جهاد تأکید فراوانی دارد و حال آنکه جنگ افروزی و جنگطلبی و خونریزی، بسیار ناپسند و ناهنجار است؟
پاسخ: شباهت ظاهری دو عمل، هرگز به معنای یکسان بودن ارزش اخلاقی یا حکم حقوقی آنها نیست. برای نمونه، هنگامی که پزشکی برای درمان و نجات جان بیمار اقدام به جراحی و شکافتن شکم او میکند، این عمل نه تنها مذموم نیست، بلکه اقدامی مشروع، ارزشمند و شایسته قدردانی است و باید پول فراوانی هم به او داد. اما اگر فردی با انگیزه سرقت یا آسیب رساندن، همان عمل را نسبت به شخصی انجام دهد، رفتاری مجرمانه و غیراخلاقی خواهد بود و باید پول فراوانی(دیه) هم از او گرفت. هرچند در هر دو مورد شکم یک انسان شکافته شده است، اما تفاوت در قصد و انگیزه، رضایت فرد و آثار و نتایج آن، موجب تفاوت اساسی در داوری اخلاقی و حقوقی میشود. ازاینرو، ارزیابی درستی یا نادرستی یک رفتار تنها بر اساس ظاهر آن ممکن نیست، بلکه باید همه عوامل مؤثر در شکلگیری و پیامدهای آن را نیز در نظر گرفت.
جنگافروزی
جنگافروزی به معنای آغاز، تحریک، تشویق یا گسترش عمدی جنگ و درگیری مسلحانه بدون وجود توجیه مشروع و اخلاقی است. در این حالت، فرد، گروه یا دولت با اهدافی مانند کشورگشایی، توسعهطلبی، کسب قدرت، منافع اقتصادی یا تحقق اهداف سیاسی، زمینه وقوع جنگ را فراهم میکند یا از ادامه آن حمایت مینماید. جنگافروزی معمولاً با نادیده گرفتن راهحلهای مسالمتآمیز، مانند گفتوگو، مذاکره، میانجیگری و سازوکارهای حقوقی، همراه است و به جای حل اختلافات از طریق صلحآمیز، خشونت را به عنوان ابزار اصلی پیشبرد اهدافش برمیگزیند.
جهاد در قرآن
در قرآن، جهاد به معنای بهکارگیری نهایت توان و کوشش در راه خدا برای تحقق حق، گسترش عدالت، دفاع از دین، مقابله با ظلم و هدایت انسانها است. جهاد در منطق قرآن تنها به جنگ محدود نیست، بلکه هرگونه تلاش فکری، فرهنگی، تبلیغی، اقتصادی و عملی در مسیر اطاعت از خدا و اصلاح جامعه را نیز دربرمیگیرد.(1) بهخاطر همین، در اسلام بزرگترین جهاد مبارزه با نفس است و جهاد با نفس از جهاد با دشمن برتر است.(2) همچنین قرآن مؤمنان را به جهاد با مال در راه خدا فرامیخواند و این گونه از جهاد را مقدم بر جهاد نظامی ذکر میکند.(3) جهاد با مال هرگونه انفاق و هزینه کردن در مسیر رضای الهی و مصالح جامعه و افراد آن را دربرمیگیرد. قرآن در دوره مکه، پیش از تشریع جنگ در مدینه، به پیامبر فرمان میدهد که با قرآن جهاد کند: «جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبِیراً»؛(4) این آیه نشان میدهد که جهاد، پیش از آنکه به نبرد نظامی مربوط باشد، به معنای مبارزه فکری و فرهنگی با باطل است؛ ازاینرو، مطابق قرآن، مسلمانان برای دعوت دیگران به دین اسلام باید از طریق حکمت، موعظه و جدال حسن اقدام کنند.(5)
در مواردی که جهاد به معنای نبرد نظامی به کار رفته، قرآن آن را به شرایط خاصی مقید و محدود کرده است. مهمترین این شرایط، دفاع در برابر تجاوز و رفع ظلم(6) و دفاع از ستمدیدگان است.(7)
از باب نمونه به این آیه نگاه کنید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ...؛(8) به کسانی که مورد جنگ و هجوم قرار میگیرند، چون به آنان ستم شده، اذن جنگ داده شده...»
تفاوت جهاد با جنگافروزی
با توجه به تعریفی که از جنگافروزی و جهاد ارائه شد، کاملاً مشخص است که جهاد با جنگافروزی تفاوت ماهوی دارد؛ زیرا بسیاری از ویژگیهایی که در تعریف جنگافروزی آمده، در قرآن نفی شده و برای جهاد، قیود و شرایط کاملاً متفاوتی بیان شده است. مهمترین تفاوتها عبارتند از:
1-جهاد برای جلوگیری از ویرانی(9) و فساد در روی زمین(10) است؛ اما جنگافروزی باعث ویرانی و نابودی و فساد در روی زمین است؛
2- قرآن آغاز جنگ را تجویز نمیکند، بلکه جنگ را به دفاع در برابر تجاوز محدود میسازد؛(11) اما جنگافروزی به معنای آغاز، تحریک، تشویق یا گسترش عمدی جنگ است.
3- هدف جهاد، دفاع از مظلومان و رفع ستم و گسترش عدالت است؛(12) اما جنگافروزی با هدف توسعهطلبی، کسب قدرت، منافع اقتصادی یا تحقق اهداف سیاسی، زمینه وقوع جنگ را فراهم میکند.(13)
4- قرآن تجاوز و افراط در جنگ را ممنوع میکند و حتی در جنگ نیز رعایت عدالت و حدود اخلاقی را واجب میداند؛(14) اما جنگافروزان فقط به دنبال پیروزی در جنگ به هر قیمتی هستند.
نتیجه
از نگاه قرآن، جهاد مفهومی گسترده دارد که هرگونه تلاش در راه خدا را دربرمیگیرد و شامل جهاد اخلاقی، جهاد فرهنگی، جهاد مالی و جهاد نظامی میشود. جهاد نظامی در قرآن مصداق جنگافروزی نیست؛ زیرا
1. جنگافروزی با هدف کشورگشایی، قدرتطلبی، تغییر دین اجباری یا استعمار آغاز میشود، اما جهاد با هدف دفع ظلم، مقابله با تجاوز، حمایت از مظلومان و جلوگیری از ویرانی انجام میشود؛
2. برخلاف جنگافروزان که برای رسیدن به پیروزی از هیچ جنایتی دریغ نمیکنند، قرآن جنگ را بدون قید و شرط تجویز نمیکند و به دنبال پیروزی به هر قیمتی، حتی از طریق زیرپاگذاشتن رعایت اصول اخلاقی و انسانی نیست؛ لذا آشکارا به مسلمانان دستور داده که حتی در هنگام جنگ از حدود الهی تجاوز نکنید.
پینوشتها:
1- شاکرین، حمیدرضا، «دین و جنگ افروزی؟! بررسی انتقادی تصویر جنگ افروزانه داوکینز از دین بر اساس نگرش اسلامی»، پژوهشهای اعتقادی کلامی، پاییز 1404ش، ش59، صص75-92، ص84.
2- کلینی، یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق، ج5، ص: 12.
3- توبه، آیه 41؛ حجرات، آیه 15.
4- فرقان، آیه 52.
5- نحل، آیه 125.
6- بقره، آیه 190:«وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ اَلَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اَللّهَ لا یُحِبُّ اَلْمُعْتَدِینَ؛ و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد. »
7- نساء، آیه 75: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اَللّهِ وَ اَلْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ اَلرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ اَلْوِلْدانِ اَلَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ اَلْقَرْیَهِ اَلظّالِمِ أَهْلُها ... ؛ شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید؟ آن مستضعفانی که همواره میگویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر...»
8- حج، آیه 39.
9- حج، آیه 40.
10- بقره، آیه 251.
11- بقره، آیه 190.
12- نساء، آیه 75.
13- مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج2، ص25.
14- بقره، آیه 190
*هادی غلامرضایی