مـدیریت کامـل جریان تجارت جهانی توسط ایران
محمد محمدی
تجارت هرمز در بخش کشاورزی تنها به انتقال مستقیم مواد غذایی محدود نمیشود. آمونیاک و گوگرد از دیگر کالاهایی هستند که در شبکه تجارت منطقه اهمیت دارند. آمونیاک یکی از مواد اولیه اصلی برای تولید بسیاری از کودهای نیتروژنه است و گوگرد نیز در صنایع مختلف، از جمله تولید کود و مواد شیمیایی، کاربرد دارد.
کشورهای حاشیه خلیجفارس در تولید برخی مواد پتروشیمی و شیمیایی جایگاه مهمی دارند و بخشی از این محصولات به بازارهای خارجی صادر میشود. در نتیجه، اختلال در هرمز میتواند یک زنجیره را از انرژی به مواد اولیه کشاورزی و سپس به تولید غذا متصل کند.
پتروشیمی؛ تجارتی پشتسر نفت
خلیجفارس یکی از قطبهای مهم پتروشیمی جهان است. نفت و گاز خوراک اصلی بخش بزرگی از صنایع پتروشیمی منطقه را تشکیل میدهند و محصولات این صنایع نیز به بازارهای مختلف صادر میشوند.
پلیمرها، مواد اولیه پلاستیک، متانول، آمونیاک، اوره و دیگر مواد شیمیایی بخشی از این زنجیره هستند.
مرتضی رادمان یک کارشناس حوزه انرژی توضیح میدهد: «ایران، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی در میان بازیگران مهم این حوزه قرار دارند و بنادر آنها به شبکه تجارت دریایی منطقه متصل است. به همین دلیل، وقتی درباره اهمیت هرمز صحبت میشود، باید زنجیرهای بزرگتر از نفت خام را در نظر گرفت: نفت و گاز وارد چرخه پالایش و پتروشیمی میشوند، محصولات پتروشیمی به کالاهای صنعتی و مواد اولیه تبدیل میشوند و سپس از طریق شبکه حملونقل دریایی به بازارهای جهانی میرسند.»
وی ادامه میدهد: «کشتیهای فلهبر نیز بخش مهمی از تردد دریایی منطقه را تشکیل میدهند. این کشتیها برای جابهجایی کالاهای حجیم مورد استفاده قرار میگیرند؛ از مواد معدنی و سنگ معدن گرفته تا سیمان، کلینکر و دیگر مواد اولیه صنعتی.
کارخانههای فولاد، سیمان و صنایع ساختمانی به مواد خام و نیمهساخته نیاز دارند و بخشی از این مواد از طریق مسیرهای دریایی جابهجا میشود. در نتیجه، هرمز در زنجیره تأمین صنایع سنگین منطقه نیز جایگاه دارد.»
ماشینآلات و کالاهای صنعتی
در طرف دیگر این تجارت، کالاهای ساختهشده و تجهیزات صنعتی قرار دارند.
ماشینآلات، تجهیزات کارخانهای، قطعات صنعتی، تجهیزات الکترونیکی و کالاهای سرمایهای از جمله کالاهایی هستند که میتوانند در شبکه حملونقل دریایی منطقه جابهجا شوند.
کشورهای حاشیه خلیجفارس نیز برای اجرای پروژههای صنعتی، عمرانی و زیرساختی، به واردات بخشی از تجهیزات موردنیاز خود وابستهاند.
در چنین شبکهای، اختلال در یک مسیر دریایی میتواند پیامدی بسیار دورتر از محل وقوع خود داشته باشد.
ممکن است یک کارخانه هزاران کیلومتر دورتر از هرمز برای ادامه تولید خود به قطعهای نیاز داشته باشد که از طریق همین شبکه دریایی وارد منطقه شده است. تأخیر در حمل آن قطعه میتواند زنجیره تولید را نیز با تأخیر مواجه کند.
علی رستمی کارشناس حوزه خودرو متذکر میشود: «خودرو و قطعات آن نیز بخشی از تجارت دریایی منطقه هستند. خودروهای کامل، قطعات و تجهیزات مرتبط با صنعت خودروسازی میتوانند با کشتیهای مخصوص حمل خودرو یا کشتیهای کانتینری جابهجا شوند.
صنعت خودروسازی امروز به زنجیرههای تأمین بینالمللی متکی است. یک قطعه ممکن است در کشوری تولید شود، قطعه دیگری در کشور دوم ساخته شود و محصول نهایی در کشور دیگری مونتاژ شود.
در چنین ساختاری، حملونقل دریایی یکی از حلقههای اصلی زنجیره تأمین است و اختلال در مسیرهای اصلی میتواند باعث تأخیر در ورود قطعات و در نهایت اختلال در تولید شود.»
کالاهای مصرفی؛ از کانتینر تا فروشگاه
کالاهای روزمره نیز در شبکه حملونقل دریایی منطقه جابهجا میشوند. لوازمخانگی، پوشاک، وسایل الکترونیکی، تجهیزات پزشکی، مواد اولیه تولید، قطعات، مواد بستهبندی و هزاران نوع کالای دیگر در کانتینرها حمل میشوند.
کانتینری شدن تجارت جهانی باعث شده کالاهای بسیار متنوعی بتوانند در یک شبکه منظم دریایی از یک قاره به قاره دیگر منتقل شوند.
به همین دلیل، اهمیت یک مسیر دریایی را نمیتوان فقط با ارزش محمولههای نفتی سنجید. حجم بالای کالاهای مختلف در شبکه کانتینری نیز بخشی از اهمیت اقتصادی هرمز را تشکیل میدهد.
بنادر؛ شهرهایی که پشت تنگه ایستادهاند
جبلعلی در امارات متحده عربی یکی از مهمترین مراکز بندری خاورمیانه است. این بندر در نزدیکی دبی قرار گرفته و به مرکز مهم تجارت، ترانشیپ و توزیع کالا تبدیل شده است. کالاهایی که وارد منطقه میشوند، میتوانند در شبکه لجستیکی این بندر قرار بگیرند و سپس به مقصدهای دیگر منتقل شوند.
بنابراین، امنیت هرمز برای اقتصاد امارات فقط به صادرات نفت مربوط نیست. تجارت کانتینری، واردات کالا، ترانشیپ و فعالیتهای لجستیکی نیز با امنیت این مسیر ارتباط دارند.
حسام کریمی یک کارشناس ژئوپلیتیک خاورمیانه تأکید دارد: «افزایش ریسک در هرمز میتواند هزینه بیمه و حملونقل را برای بنادر اطراف افزایش دهد.»
وی در ادامه میگوید: «در سمت ایران، بندرعباس یکی از مهمترین نقاط اتصال کشور به شبکه تجارت دریایی خلیجفارس است.
بندر شهید رجایی در این منطقه قرار دارد و بخش قابلتوجهی از تجارت کانتینری ایران از طریق آن انجام میشود.
موقعیت جغرافیایی ایران در شمال هرمز یک ویژگی مهم برای کشور ایجاد کرده است. ایران از یکسو بر بخش شمالی این آبراه قرار دارد و از سوی دیگر خود یکی از بازیگران تجارت دریایی منطقه است.
برای ایران، هرمز هم یک مسیر تجاری و هم یک موقعیت ژئوپلیتیکی است.
بخش قابلتوجهی از تجارت خارجی کشور از مسیرهای دریایی خلیجفارس انجام میشود و به همین دلیل استمرار فعالیت این شبکه برای اقتصاد ایران اهمیت مستقیم دارد.»
فجیره؛ یکی از گزینههای دور زدن هرمز
در بحث مسیرهای جایگزین، بندر فجیره در ساحل دریای عمان اهمیت ویژهای دارد.
امارات بخشی از زیرساختهای نفتی خود را خارج از خلیجفارس توسعه داده است تا بتواند بخشی از صادرات نفت را بدون عبور از هرمز انجام دهد.
خط لوله حبشان- فجیره نیز امکان انتقال بخشی از نفت امارات از میادین داخلی به ساحل دریای عمان را فراهم میکند، اما این مسیر نیز ظرفیت محدودی دارد.
وقتی روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده از هرمز عبور میکند، روشن است که یک مسیر جایگزین با ظرفیت محدود نمیتواند تمام این جریان را بهسرعت جذب کند.
بنابراین، فجیره و دیگر مسیرهای جایگزین را باید بخشی از راهحل کاهش آسیبپذیری دانست، نه جایگزین کامل هرمز.
عمان در بخش جنوبی تنگه هرمز قرار دارد و موقعیت جغرافیایی آن باعث شده یکی از کشورهای مهم شبکه دریایی اطراف این آبراه باشد.
بندر صحار در شمال عمان طی سالهای گذشته توسعه قابلتوجهی پیدا کرده است. بندر صلاله نیز در دریای عرب قرار دارد و خارج از محدوده مستقیم هرمز، عمان را به شبکه دریایی اقیانوس هند متصل میکند.
اما داشتن بندری خارج از هرمز به معنای داشتن ظرفیت کافی برای جایگزینی این تنگه نیست.
حجم تجارت انرژی عبوری از هرمز آنقدر بزرگ است که انتقال کامل آن به مسیرهای دیگر در کوتاهمدت بسیار دشوار خواهد بود.
چرا اختلال در هرمز چنین اثر بزرگی دارد؟
میثم خدائیان یک کارشناس اقتصادی سه عامل اهمیت هرمز را توضیح میدهد: «حجم بالای تجارت، محدودبودن مسیرهای جایگزین و تمرکز تولید انرژی در منطقه. کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت و گاز در اطراف خلیجفارس قرار دارند و بسیاری از مصرفکنندگان اصلی انرژی در آسیا هستند. تنگه هرمز یکی از مهمترین حلقههای اتصال این دوطرف است.»
وی در ادامه میگوید: «اگر این مسیر برای مدت طولانی مختل شود، کشتیها باید مسیرهای طولانیتری را انتخاب کنند یا بخشی از محمولهها از مسیرهای جایگزین محدود عبور کند.
مسافت بیشتر به معنای مصرف سوخت بیشتر، زمان طولانیتر حمل، افزایش هزینه اجاره کشتی، افزایش هزینه بیمه و در نهایت افزایش قیمت کالاهاست.
نکته مهم این است که بازارها حتی پیش از وقوع انسداد کامل نیز میتوانند واکنش نشان دهند. افزایش احتمال اختلال کافی است تا ریسک حملونقل و بیمه بالا برود و بازار نفت نسبت به احتمال کاهش عرضه واکنش نشان دهد.»
از این کارشناس اقتصادی سؤال میکنم: «آیا بستن کامل هرمز ممکن است؟» وی پاسخ میدهد: «بستن کامل یک آبراه بینالمللی بسیار دشوار است. تنگه هرمز دارای مسیرهای مشخص کشتیرانی است و کشتیهای تجاری در مسیرهای تعیینشده حرکت میکنند؛ اما اختلال در هرمز الزاماً به معنای بستهشدن کامل آن نیست. افزایش تهدید علیه کشتیها، حمله به شناورها، مینگذاری، افزایش شدید هزینه بیمه، محدودیتهای امنیتی یا کاهش تمایل شرکتهای کشتیرانی برای عبور میتواند جریان تجارت را کاهش دهد.
در چنین شرایطی ممکن است تنگه از نظر فیزیکی باز باشد، اما از نظر اقتصادی دیگر نتواند با ظرفیت معمول خود فعالیت کند. برای بازارها همین کاهش جریان نیز اهمیت زیادی دارد.»
یک آبراه با مناقشههای حقوقی
تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی مهم است و وضعیت حقوقی آن با قواعد حقوق دریاها ارتباط دارد.
آزادی کشتیرانی، عبور ترانزیتی، آبهای سرزمینی ایران و عمان و حقوق کشورهای ساحلی از جمله موضوعاتی هستند که در بحث حقوقی هرمز اهمیت پیدا میکنند.
در نتیجه، وضعیت حقوقی این تنگه را نمیتوان با یک جمله ساده توضیح داد.
بحث درباره حقوق کشورهای ساحلی و حق عبور کشتیها به شرایط و نوع عبور و وضعیت امنیتی ارتباط دارد و در زمان بحران میتواند به یک موضوع بینالمللی تبدیل شود.
به این ترتیب، هر بحران در هرمز میتواند همزمان ابعاد نظامی، اقتصادی و حقوقی پیدا کند.
امنیت انرژی جهان در گرو امنیت هرمز
ایران در امتداد ساحل جنوبی خود به خلیجفارس و تنگه هرمز دسترسی دارد و جزایری مانند قشم، هرمز و لارک در محدوده این آبراه قرار گرفتهاند. این موقعیت جغرافیایی به ایران جایگاه مهمی در معادلات امنیتی منطقه میدهد. هرمز را نمیتوان بدون توجه به نقشه ایران، عمان و جزایر واقع در محدوده آبراه تحلیل
کرد.
در این منطقه، جغرافیا مستقیماً باقدرت سیاسی و امنیتی پیوند خورده است. ایران از یکسو کشوری ساحلی در شمال هرمز است و از سوی دیگر بهدلیل موقعیت جغرافیایی خود در یکی از مهمترین نقاط ارتباطی خلیجفارس و دریای عمان قرار دارد.
امنیت انرژی به معنای اطمینان از دسترسی اقتصادها به انرژی موردنیاز با ریسک و هزینه قابلقبول است.
تنگه هرمز در مرکز این مفهوم قرار گرفته است. روزانه میلیونها بشکه نفت و حجم عظیمی از LNG از این مسیر عبور میکند. بخش بزرگی از این انرژی نیز راهی آسیا میشود.
در نتیجه، امنیت هرمز فقط مسئله کشورهای خلیجفارس نیست. اقتصادهای چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی نیز به امنیت این آبراه وابستهاند. همین اهمیت اقتصادی یکی از دلایلی است که طی دهههای گذشته قدرتهای بزرگ جهان حضور نظامی و دریایی قابلتوجهی در منطقه داشتهاند.
برای این قدرتها، هرمز یک نقطه جغرافیایی معمولی نیست؛ گلوگاهی است که اختلال در آن میتواند جریان انرژی جهانی را تحتتأثیر قرار دهد.