مدیریت دفاع مقدس
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
بیش از دویستوبیست روز قبل، رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(ره) بعد از حدود چهل سال رهبری جمهوری اسلامی ایران و امت مسلمان در منزل خود به فیض شهادت نائل آمد و تا آخرین لحظه عمر خود همانگونه که از لسان رهبر جوان انقلاب اسلامی، آیتالله سیدمجتبی خامنهای بیان شده؛ استوار و محکم با مشتهای گرهکرده ایستاده بود و کماکان آثار مجاهدت و مدیریت و تدابیر ایشان در عرصههای مختلف تقابل با جبهه استکبار و سلطه بهخوبی نمایان است.
مجموعه اتفاقهای چالشبرانگیزی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای مردم ایران به وقوع پیوسته هرکدام بهتنهایی ظرفیت فروپاشی اجتماعی، سیاسی و حاکمیتی و... را دارا بودند که نمونههای بسیار کوچکتر از آنها در کشورهای دیگر موجبات فروپاشی را فراهم کرده و در ایران هم اگر الطاف الهی و همراهی مردم و شناختی از ماهیت انقلاب و منشأ بحرانها در نزد رهبر انقلاب نبود بهطور قطع دشمنان میتوانستند به اهداف خود برسند؛ اما مجموعه عملکردهای ایشان بهویژه با زمانشناسی و آیندهنگری، هم در زمان قبل از آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه ایران، هم در زمان جنگ که عموماً ایشان در مقام ریاست جمهوری بودند و هم بعد از جنگ و رحلت امام(ره) که عنوان رهبری انقلاب اسلامی و مسئولیت امت را بر عهده داشتند؛ شرایطی را فراهم ساخت که ایران بهرغم تمام سختیها از بحرانهای مختلف به سلامت عبور کرد.
بحرانهای بیشمار...
مقابله هوشمندانه ایشان با جریانهای ضدانقلاب در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب و سخنرانیهای تأثیرگذاری که داشتند، اثربخشی ایشان در معاونت انقلاب وزارت دفاع، ایفای نقش بهعنوان نماینده امام(ره) در ارتش، امامت جمعه پایتخت، نمایندگی مردم تهران در مجلس، عضویت در شورای عالی دفاع، حضور در ستاد جنگهای نامنظم به همراه شهید چمران، اثبات بیکفایتی بنیصدر، ترورهای دهه 1360، جنگ و فرماندهی کلان آن و تمشیت امور جنگ، ریاست جمهوری در وضعیت جنگ، ارتحال امام(ره)، حوادث جنگهای خلیج فارس اول و دوم، جنگ افغانستان، جبههگیری برخی جناحهای سیاسی داخلی در ماجراهایی مثل انتخابات 82، ماجراهای کوی دانشگاه، فتنه جنبش سبز و کودتای مخملّی، تحریمهای اقتصادی فزاینده، کشمکشهای سیاسی رجل سیاسی، ماجراهای داعش و موضوعات منطقهای، شهادت حاجقاسم سلیمانی، چالشهای احقاق حقوق هستهای و موضوعات سیاسی مرتبط با آن، غائله مهسا امینی، شهادت رئیسجمهور آیتالله سیدابراهیم رئیسی، شهادت سیدحسن نصرالله، شهادت اسماعیل هنیه در تهران، شهادت فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان در روز اول جنگ 12روزه و موارد بیشمار دیگر... تنها گوشهای از بحرانهای پایانناپذیری بودند که آنگونه که باید در زمان خود از لحاظ مدیریت و کنترل مورد توجه قرار نگرفتند و نقش رهبری بهعنوان کسی که مستقیماً مدیریت بحران انجام دادند به چشم نیامد.
آنچه در تمام این دوران و ایبسا از دوران جوانی رهبر شهید نمود عینیتری برای امروز پیدا کرده است فارغ از تمام ابعاد شخصیتی، علمی، دینی، فرهنگی، سیاسی و... تجلی راهبرد نظامی ایشان با تکیه بر افزایش قدرت بازدارندگی به واسطه تقویت نظامی بود که همواره این قدرت و توانمندی را در داخل جستوجو و آن را تربیت و به نقطه فعلی رساندند که حتی بعد از دو جنگ تمامعیار دوازدهروزه و چهلروزه بهرغم تمام خسارتهای مادی و معنوی که وارد شد امروز دنیا بر قدرت نظامی ایران اذعان دارد و رهبر شهید انقلاب اسلامی را به واسطه افق دیدی که نسبت به این موضوع داشتهاند میستاید.
نقطه بحرانی جنگ 12 روزه
واضحترین اتفاق بعد از لحظات اولیه جنگ دوازدهروزه، ورود به «نقطه بحرانی در سطح تصمیمگیری و در سطح صحنه نبرد» بود که دقیقاً نیاز به یک شناخت از اهداف دشمن و همینطور از چگونگی مقابله با آن بهشدت احساس میشد.
رهبر انقلاب اسلامی با درایت و کنترل صحنه و جایگزینی برای فرماندهان شهید در همان ساعات اولیه جنگ، قدرت درک خود از شرایط و مدیریت بحران را مجدداً بعد از دورههای متوالی که در طول ریاست جمهوری و رهبری خود پشت سر گذاشته بودند به رخ کشیدند و دقیقاً دشمن را وادار به تسلیم و آتشبس ساختند.
ایشان نهتنها موفق شدند جنگ دوازدهروزه را با پیروزی تمامعیار و چشمگیر و با کنترل وضعیت بحران پشت سر بگذارند؛ بلکه باز هم با شناخت از ماهیت دشمن و اهدافی که آنها دنبال میکنند؛ پیشبینی جنگ قریبالوقوع دیگری را نیز کردند که براساس آن، افزایش توان انواع تولیدات نظامی و تجهیزات و گسترش آنها را در حوزه دستورات فرماندهی خود به فرماندهان جدید نیروهای مسلح صادر کردند و بدینوسیله نیروهای مسلح را برای جنگ چهلروزه نیز آماده ساختند که نتایج آن تدابیر و دستورات را امروز به وضوح میبینیم که جامعه بهرغم تمام کاستیها که تابع علل متعددی است واهمهای از جنگ ندارد و حتی خود را در بحران برساخته رسانههای جهان سلطه و رسانههای فارسیزبان معاند نمیبیند.
سؤال اساسی با شرح و تفسیر فوق، چگونگی انجام این مدیریت بحران و یا پیشبینی از وضعیت آینده برای رهبر شهید است که این توانمندی و قوّه مدیریت و درک موقعیت و شرایط براساس چه تجربهها و یا دیدگاههایی در ایشان حاصل شده است؛ تا به آنجاییکه در شرایطی که همگان فکر میکردند در جنگ دوازدهروزه و یا چهلروزه و یا حتی پیش از آن در زمان شهادت آیتالله رئیسی و یا موارد دیگر، کشور و یا حاکمیت باید به فروپاشی تصمیمگیری و مدیریت صحنهها برسد؛ اما نهتنها این خیال خام آنها تعبیر نشد؛ بلکه بر قدرت و توان جمهوری اسلامی ایران و ملّت ایران با عبور از بحران افزوده شد و به لطف خداوند از قدرت منطقهای به ابرقدرت جهانی تغییر ماهیت وجودی داده و خود را در حوزه تمدنی و در نظامات جدید جهانی بازتعریف میکند.
مراحل مبارزاتی پیش از انقلاب
مسلم است که مرور زندگی و گذشته رهبر شهید، ما را به شناخت بیشتر ایشان در خصوص مدیریت و کنترل بحران میرساند و همانگونه که پیش از این اشاره شده بود؛ ایشان در طول مبارزات انقلابی خود و در مراحل دستگیری که از نواحی، اطلاعاتی، انتظامی و امنیتی صورت میگرفت به شناخت نسبی از عناصر و ارکان و چارچوب نیروهای مسلح به صورت ابتدایی رسیدند و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن نیز به دلیل جایگاه و سمتها و مراودات صمیمانهای که با نظامیها داشتند تجربههای ارزشمند و گرانسنگی را به دست آوردند.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در 19 بهمن 1357 و در آیین بیعت همافران نیروی هوایی و بعضی از کارکنان ارتش طی رژهای که در خیابان ایران دستههای مختلف نظامی انجام دادند؛ آیتالله سیدعلی خامنهای جزء تعداد معدودی از اعضای شورای انقلاب بودند که از صفوف این نظامیان به مردم پیوسته سان دیدند و در گام بعدی نیز در ادای احترام و حضور همان کارکنان در مدرسه علوی باز هم آن مجاهد انقلابی دقیقاً پشت سر حضرت امام(ره) ایستاده و از نزدیک غلیان احساسات نظامیها را در مواجهه با ماهیت و ذات انقلاب اسلامی و در برخورد با رهبر کبیر انقلاب اسلامی دیدند.
اگر مواجهه اول ایشان با امور و اشخاص نظامی را منوط به دوران مبارزه و در زمان دستگیریها که عمدتاً در محافل قضائی ارتش و یا در بازداشتگاههای ارتش بودند بدانیم؛ 19 بهمن 1357 مواجهه دوم ایشان بهطور رسمی است که در 12 بهمن نیز این مقدمه آشنایی به واسطه مقام تبلیغی و فرهنگی و رسانهای که ایشان داشتند فراهم شده بوده و نیروی هوایی در آن روز بهشدت در معرض قضاوت مردم انقلابی قرار گرفت که به وضوح روز درخشانی از باب استقبال از امام در فرودگاه مهرآباد و همینطور خوشآمدگویی پدافند تبریز به هواپیمای حامل امام(ره) پشت سر گذاشتند که به این موارد باید حضور تیمهای تشریفاتی و حفاظتی نیروی هوایی در کنار شورای انقلاب را نیز اضافه کرد که درنهایت نیز در مرحله پایانی سرنگونی رژیم سلطنت همراه با مردم شدند.
ارتباط مستقیم با ارتش
بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تعیین نقش امنیتی برای نیروهای مسلح که معطوف به حفاظت از اماکن حساس و امنیتی و نظامی بود؛ آیتالله خامنهای به واسطه حضور در شورای انقلاب مجدداً با موضوعات نظامی و امنیتی بیشتر مأنوس شدند و با مأموریتی که برای حضور در ستاد مشترک ارتش از سوی امام(ره) دریافت کردند به اتفاق آقای بازرگان و دکتر چمران جهت ساماندهی امور ارتش بازدید خاص و ویژهای را انجام دادند که گزارش این بازدید و آشنایی ایشان با سرلشکر فلاحی مقدمهای شد تا دیدگاه ایشان نسبت به ارتش یک دیدگاه آیندهمحور و بر پایه تأمین امنیت شود.
پس از گزارش ایشان به حضرت امام(ره) و سایرینی که مأموریت بازدید را به تناسب شرایط دریافت کرده بودند؛ طبق حکمی که ایشان از رهبر کبیر انقلاب اسلامی دریافت میکنند؛ به ضرورت شرایط و انتصاب حضرت امام(ره) به نمایندگی امام در ارتش منصوب میشوند و عملاً با ایجاد دفتر نمایندگی امام(ره) در ارتش ضمن نظارت بر موضوعات اعتقادی با مبانی نظامی و بالاخص با توانمندیها و ظرفیتهای ارتش بیشتر آشنا شدند.
در همین دوران پیوستگی عاطفی و اندیشهای ایشان با عناصر مؤثر ارتش از جمله سرلشکر قرنی و سرهنگ ولیا... فلاحی(در آن دوران) آیتالله خامنهای را به این نتیجه میرساند که بهطور حتم باید نسبت به آینده ارتش و استقلال آن اقدامی داشته باشد.
آیتالله خامنهای به عنوان نماینده امام(ره) در ارتش و به عنوان عضو فرهنگی و تبلیغی شورای انقلاب و با تکیه بر رکن اساسی انقلاب و ماهیت استقلالطلبی آن، همسو با دیدگاههای انقلابی اشخاصی مثل شهید چمران بعد از تقی ریاحی که عهدهدار وزارت دفاع در زمان دولت بازرگان بود؛ بهرغم تمام مواردی که نسبت به موضوعات مستشاری از جمله تعمیر و نگهداری تجهیزات بود بر اخراج پنجاه هزار نیروی مستشاری آمریکا اصرار ورزید و در شکلگیری ارتش جدید انقلابی بر مبنای آموزههای عزتمندانه اسلامی مؤثر واقع شد.
عزت و استقلالخواهی برای ارتش
گرچه در همان موقع صحبت از خلأ حضور مستشاران در راستای تعمیر و نگهداری و آموزش کارکنان بهطور جدی چالش قابل توجه و معتبری بود؛ اما از چند وجه از جمله اعتبار اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و بالاخص اعتقادی قابل توجیه بود که مبتنی بر همین وجوه اعتباری، بهطور حتم ارتش باید به استقلال وجودی و استقلال عملکردی بدون حضور نیروهای آمریکایی میرسید.
اخراج مستشاران آمریکایی براساس شرایط حساس زمان بعد از پیروزی انقلاب و ساختار کاملا وابسته ارتش به مستشاران، یک شوک اساسی بر پیکره ارتش بود که واهمه زیادی را، هم در دل بعضی از کارکنان ارتش در ردههای بالا و تخصصی و هم، در نزد رجال سیاسی به وجود آورده بود؛ اما آیتالله خامنهای با درک منطق استقلال ارتش در آینده و با نگاه به موضوع خودکفایی، درنهایت تا اخراج آخرین نفر از مستشاران آمریکایی ایستاد و بهطور عملی ارتش و نیروهای مسلح را با خودبسندگی و رشد وجودی و خودباوری و قدرت درونزا بیشتر آشنا کرد.ایجاد خودباوری در ارتش با وجود تفکرات ماقبل پیروزی انقلاب اسلامی و یا وابستگیهایی که به مستشاران آمریکایی بود؛ امکانپذیر نبود؛ مگر آنکه حتما و باید پایههای اعتقادی برای آن، مبتنی بر آموزههای دینی و فرهنگ ایرانی در ارتش تقویت میشد.
تقویت بنیه اعتقادی ارتش
آیتالله خامنهای به عنوان نماینده امام(ره) در ارتش و معاونت انقلاب وزارت دفاع که همواره از دوران جوانی نگاه تعلیمی و تربیتی و آموزشی و دقیقاً تشکیلاتی به موضوعات جمعی و اجتماعی داشت با درک نیاز ارتش به تقویت مبانی اعتقادی، رأساً موضوعات مختلف آموزش اعتقادی در ارتش را طراحی و در سطوح مختلف آن را اجرا و پیگیری کرد تا ارتش را در تراز انقلاب اسلامی به نقطه بالندگی و پویایی برساند.
شاید طراحی دورههای آموزش اعتقادی در ارتش و تقویت بنیه اعتقادی کارکنان از مؤثرترین اقدامات آیتالله خامنهای در کوران وقایع متعدد و نگرانکننده اوایل انقلاب بود. این اقدام عامل جلوگیری از خیلی اتفاقات دیگر شد و قطعاً این شناخت ایشان از ماهیت دفع خطر برای آینده به واسطه تقویت بنیه اعتقادی، نگاهی استوار بر مدیریت و کنترل بحران را از همان زمان دارا بوده که نمودهای مصداقی دیگری را نیز در همان مقطع زمانی از خود نشان داد.
تامکتها باقی ماندند
جلوگیری از فروش هواپیماهای F-14 معروف به تامکت یکی دیگر از درخشانترین اقدامات نماینده امام(ره) در ارتش و معاون انقلاب وزارت دفاع بود که روایت بسیار جذابی را خود ایشان از این اقدام مؤثر دارند.حضرت آیتالله خامنهای با مرور آن دوران در مستند «در لباس سربازی» اینگونه روایت میکنند: «من در مشهد بودم که خبر فروش تامکتها را شنیدم، من تا میخواستم به تهران بازگردم فرصت نبود؛ بنابراین همانجا رادیو را گفتم بیاید و همانجا بیانیهای را خواندم که خرید، فروش یا انعقاد هرگونه قرارداد نظامی بدون اخذ مجوز از معاونت امور انقلاب وزارت دفاع ممنوع است»
استدلال برخی از اعضای دولت موقت و حتی در ارتش، نسبت به فروش تامکتها، اول عدم حضور مستشاران آمریکایی برای نگهداری و تعمیر تجهیزات و در ثانی، عدم نیاز کشور به این نوع تجهیزات به دلیل تغییر حکومت بود که حالا که انقلاب اسلامی شده است و ایران بنا ندارد ژاندارم منطقه باشد و با کسی هم جنگ ندارد؛ پس چرا همانند رژیم شاهنشاهی هزینه خرید و یا نگهداری تجهیزات جنگی را بپردازد.
با همین دو استدلال بود که قرارداد 9میلیارد دلاری ایران با آمریکا از سوی دولت موقت لغو شد؛ و با کارشکنی آمریکا در واگذاری تجهیزات و یا استرداد پول پرداخت شده عملاً خسارت سنگینی به ایران وارد شد؛ اما آیتالله خامنهای با درک نیاز ایران به تامکتها در آینده و اهمیت جلوگیری از وارد شدن خسارات بیشتر، با اقدامی بهنگام و با رویکرد جلوگیری از بحران عدم وجود تسلیحات نظامی در آینده، از فروش هواپیماهای F-14جلوگیری کرد که آثار این اقدام ایشان را در طول جنگ هشتساله و دفاع مقدس کاملاً مشاهده کردیم و اگر نبودند این هواپیماها، چه مشکلات بزرگی میتوانست در مسیر و فرآیند جنگ بهوجود بیاید.
شبکهسازی و گروههای 22 نفره
همانطور که از قبل اشاره شد؛ نگاه تشکیلاتی و شبکهسازی از ویژگیهای مبارزاتی آیتالله خامنهای بود که پیشینه در اوان جوانی و حتی پیش از آغاز نهضت امام(ره) داشت و همواره این شبکهسازیها را میشد در جریانات وقایعی که ایشان در آن نقش مؤثری داشتند را احساس کرد.
وقایع سیاسی و اجتماعی و همینطور اقدامات تجاوزگرانه مرزی رژیم بعث در ابتدای پیروزی انقلاب درحالیکه ایشان در مقطعی سرپرستی سپاه را نیز برعهده داشتند؛ عامل بر این شد تا با ارائه طرح گروههای 22 نفره بسیج و اتصال شبکهای این گروهها به سلسلهمراتب فرماندهی سپاه، امنیت شهری و اجتماعی تا حدود زیادی به شهرها بازگردد و مقدمهای باشد برای ایفای نقش این نهاد مردمی در طول دوران دفاع مقدس. این اقدام ایشان با درک صحیح و دقیق از وقایع آینده و تحولات آن زمان بود و موجبات عبور از بحرانهای اجتماعی و سیاسی در آن زمان و در دورههای بعد را فراهم ساخت.درواقع بعدها خود ایشان در یکی از سخنرانیهای خود بهطور مثال در سال 1403 و در دیدار با بسیجیان، خودباوری بسیج را نقطه مقابل تحقیر ملّی عنوان میکنند و آن را یک مدل جدید مردممحور و اثرگذار در حوزههای مختلف از جمله فرهنگی، اجتماعی و نظامی به صورت شبکهسازی شده بر میشمارند که ذیل تفکر مقاومت خود را حفظ کرده و در سایه ماهیت و خاصیت ذاتی انقلاب اسلامی در جهان و منطقه تحت عنوان «جریان مقاومت» منتشر شده است.
آغاز خودکفایی
در آن مقطع زمانی و با ملاحظات موجود، از زاویه دید کسانی که بعد از اخراج مستشاران آمریکایی نگران تعمیر و نگهداری تجهیزات بودند؛ و از منظر کسانی که هنوز به خودباوری و خودبسندگی براساس آرمانهای انقلاب نرسیده بودند؛ دغدغه چگونگی حفظ توان نظامی و افزایش ارتقاء مهارت بهکارگیری تسلیحات و تجهیزات و انتقال دانش درست بود و به قاعده اگر شناختی از عناصر انقلابی و یا تفضلات الهی نبود باید براساس همان تصمیمهای برخی از اعضای دولت موقت که اعتقاد به فروش تجهیزات داشتند اقدام میشد؛ اما تفکر انقلابی و ایمان و اعتقاد رهبر کبیر انقلاب اسلامی و آیتالله خامنهای مانع آن شد.
در چنین شرایطی که نگرانیها با برخی از اقدامات رژیم بعث نسبت به وقوع جنگ افزایش پیدا میکرد و همزمان تحولات اجتماعی و سیاسی درقالب تغییرات و جریانسازیهای مختلف از جمله حتی جداییطلبی و تجزیهطلبی نیز در بعضی از استانها مطرح میشد؛ بارقه امیدی در دل نیروی هوایی توسط عطاءا... بازرگان با معرفی به آیتا... خامنهای روشن شد و این همافر همدانی با ایجاد نهضت قطعهسازی و با حمایتهای نماینده امام در ارتش، مقدمات تشکیل جهاد خودکفایی را فراهم ساخت.این مجموعه در سال 1364 تبدیل به معاونت جهاد خودکفایی نیروی هوایی شد و همین چندسال قبل در اواخر دهه نود بود که تحتعنوان «سازمان جهاد خودکفایی» گام به عرصههای حضور در لبه فنآوری ساخت تجهیزات نظامی در سطح تمام نیروهای مسلح گذاشت و آثار تولیدات این سازمان را که سالهای سال با راهنماییهای داهیانه رهبر شهید انقلاب به پیش آمده بود در جنگ 12روزه و جنگ موسوم به رمضان(چهلروزه) به وضوح دیدیم.
تریبون نماز جمعه
پدیدههایی مثل دگرگونی اجتماعی، تحولات و سهمخواهیهای سیاسی، ساختارهای تحولخواه حاکمیتی، امنیت انتظامی و نظامی، الزامات تغییراتی در فرهنگ و... در سال 58 و 59 بهشدت بر پیکره اتحاد و پایداری کشور سایه افکندند درست است که رهبری امام(ره) که نقطه فصلالخطاب بود؛ اما درعین حال احساس نیاز شدید به کسی بود که در دل بحرانهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بتواند با درک صحیح و دقیق شرایط و با روشنگری و تبیین، مردم را با واقعیتها، اقتضائات و الزامات بیشتر آشنا کند.در این لحظات ارتباط مؤثر آیتالله خامنهای با رزمندگانی چون شهید بروجردی و شهید چمران و شهید ولیا... فلاحی و... در غرب کشور و انجام هماهنگیها و تصمیمسازیها و تصمیمگیریها بهشدت بر فرآیند خنثیسازی تفکرات و اقدامات تجزیهطلبانه و جداییخواهانه کمک کرد.
همچنین، صدور حکم امامت جمعه تهران برای آیتالله خامنهای در آن مقطع حساس از سوی امام خمینی(ره) آبی سرد بود بر پیکر توطئههایی که قصد داشتند ایران را دچار بحرانهای متوالی کنند. امام جمعه انقلابی و عضو شورای انقلاب و نماینده امام در ارتش و عضو شورای انقلاب در وزارت دفاع حالا با تمام وجود و با تمام اعتقاد به موازین شرعی و اصول انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی هر هفته با سخنرانیهای آتشین و روشنگر و تبیینی میکوشید تا قطار انقلاب را از دل آن بحرانها که هرکدام میتوانست حاکمیتی را سرنگون و جامعهای را به فروپاشی برساند عبور دهد.
او آگاه به وقایع و سوگیریهای سیاسی بود و میدانست که تودهای بودن، چپگرا بودن، تفکر کمونیستی و یا غربگرایی چه ویژگیهایی دارد که اساساً با اصول انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در تضاد و تعارض هستند.
روشنگریهای او در قامت امام جمعه تهران توانست مردم را به صفوف نماز جمعه بکشاند و بهطور عملی مواضع او تبدیل شد به مواضع جمهوری اسلامی و بازتاب دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) برای اقشار مختلف مردم و طیفهای مختلف سیاسی که هرکدام داعیهدار درک و فهم و سهمی از انقلاب اسلامی بودند.
تریبون نماز جمعه حالا صدای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بود که حتی نمایندگان و مهمانان خارجی را نیز به سمت خود جلب میکرد و بزرگان عالم سیاست نیز هرکدام تلاش داشتند تا با حضور خود در صفوف نزدیک به تریبون نماز جمعه اعلام حضور و همراهی با جریان انقلاب اسلامی داشته باشند.
کشمکشهای سیاسی بنیصدر
بیانات و رفتارهای رئیسجمهور وقت (بنیصدر) که هر روز که به پیش میرفت به خلق بحران اجتماعی و سیاسی منجر میشد و او خود را در قله محبوبیت اجتماعی تصور و توهم میکرد.
اصول رفتاری بنیصدر و تصمیمات اختلافبرانگیز او و تقابل آشکارش با دیگر نهادهای اساسی کشور هر روز پررنگتر از روز قبل میشد. او دائماً با اظهارنظرات غیرمسئولانه و با اقدامات خصمانه بر التهابات اجتماعی و سیاسی میافزود و بهطور آشکار در دستهبندی گروهک مجاهدین خلق و در تقابل با انقلابیون و حزبالله قرار گرفته بود.
بنیصدر همواره برای توجیه بیکفایتی خود و یا برای ایجاد فاصله بین اقدامات خود و الزامات حاکمیت انقلاب اسلامی بهانهتراشی و بهانهگیری میکرد و عناصر مؤثر انقلابی از جمله آیتالله خامنهای و یا شهید بهشتی را مقصر و مورد خطاب قرار میداد.
ریاست کمیسیون امور دفاعی مجلس
با آغاز به کار مجلس در ۷ خرداد ۵۹، آیتالله خامنهای به عضویت و ریاست کمیسیون امور دفاعی برگزیده شدند. در این کمیسیون، طرحها، لوایح و موضوعات متعددی مرتبط با سپاه، ارتش، مسائل مرزی و تهدیدهای مرتبط با تمامیت ارضی کشور در مناطق کردستان و بلوچستان، مطرح شد که نشان از توجه ایشان به موضوعات نظامی و امنیتی بود.
دهم مهرماه ۵۹، آیتالله خامنهای به عضویت کمیسیون ویژه رسیدگی به مسئله گروگانها درآمدند که خطمشیهای کلی مذاکره بر سر چگونگی تحویل گروگانها و شروط ایران را برای دولت تعیین کردند.
همچنین با تصمیم مجلس قرار بود آیتالله خامنهای به عضویت هیئت پنجنفره «بررسی صلاحیت نخستوزیر» درآید که رئیسجمهور وقت، بنیصدر با این حضور مخالفت کرد. با این حال ایشان در جریان انتخاب نخستوزیر فعال بود و از حامیان جدی در پیگیری نخستوزیری شهید رجایی به شمار میآمد.
آیتالله خامنهای چند نطق مهم نیز در دوران کوتاه نمایندگی خود ایراد کردند. مشهورترین آنها، نطق مستدل در موافقت با طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر برای ریاست جمهوری بود. نطق مهم دیگر، گزارش ایشان از عملیات پروازی موفق نیروی هوایی در همان روزهای اول جنگ در صحن علنی بود که موجی از روحیه مثبت را به جامعه تزریق کرد.
ایشان با آغاز جنگ ایران و رژیم صدام در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، به سبب حضور در جبهههای جنگ، در جلسات مجلس شورای اسلامی کمتر حضور مییافتند. ترور ششم تیر ۶۰، نقطه پایانی بر حضور فیزیکی ایشان در جایگاه نمایندگی و انتخاب به ریاست جمهوری در مهرماه همان سال، پایان رسمی نمایندگی مجلس در کارنامه آیتالله خامنهای بود.
درگیریهای مرزی و شورای عالی دفاع
بعد از «کودتای نقاب» تحرکات تجاوزگرانه رژیم بعث از طریق مرزهای زمینی و هوایی و دریایی و ایجاد چالش برای مرزنشینان و پاسگاههای مرزی با تحریک آمریکا روزبهروز افزایش پیدا کرد و درحالی که فرماندهان نظامی مرتب خبر از حمله همهجانبه عراق در کوتاهترین زمان پیشرو میدادند؛ اما بنیصدر به عنوان رئیس شورای عالی دفاع به دلیل مشغلههای سیاسی که برای خود و کشور ایجاد کرده بود و به دلیل عدم ارزشگذاری به گزارشهای واصله از خطوط مرزی، از برگزاری جلسات شورای عالی دفاع امتناع میکرد که تذکر مستقیم از آیتالله خامنهای بهعنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع دریافت میکند.
درگیریهای مرزی روزبهروز افزایش پیدا میکرد و درنهایت صدام در 26 شهریور قرارداد 1975 الجزایر را در یک مجمع عمومی حزب بعث پاره کرد و در 31 شهریور 1359 بهطور عملی و رسمی جنگ تحمیلی را علیه ایران با اهدافی چون تسلط بر اروندرود، تسلط بر خوزستان و جزایر سهگانه آغاز کرد. صدام با جاهطلبی حماقتآمیز عنوان کرد که در طی سه روز بعد از فتح خوزستان در طی یک هفته به تهران خواهد رسید و در تهران رژه خواهد رفت.
آغاز دفاع مقدس و حضور در اتاق جنگ
رژیم بعث با بمباران فرودگاه و اماکن حیاتی و حساس در شهرهای گیلانغرب، دهلران، ایلام، کرمانشاه، همدان، بوشهر، خوزستان، تهران و... جنگ را با وجهی از توحش آغاز کرد جنگی که هدف اصلی و کلان آن فروپاشی حاکمیت و ساختار اجتماعی و شکست انقلاب اسلامی بود.
در چنین شرایطی بحران تمام سطوح مدیریتی و اجرایی کشور را فرا گرفته بود. روایت شخص آیتالله خامنهای از آن روز بسیار جذاب و دارای نکات مدیریتی و کنترل بحران است:
«من برای کارگران کارخانه جنرال در غرب تهران سخنرانی داشتم که هواپیماهای میگ زیتونی رنگ در آسمان تهران ظاهر شدند. دود و صدای انفجارهایی از سمت فرودگاه بلند شد که من آن دود را از آن کارخانه در ضلع شمالی میدیدم. سعی کردم به کارگران قوت قلب بدهم و نخواستم که این وضعیت اثر بدی ایجاد کند. برنامه را ادامه دادم. سخنرانی کوتاهی انجام دادم و وقتی که به اتمام رسید خودم را به اتاق جنگ ستاد مشترک ارتش رساندم. همه مسئولان (آقایان بهشتی، هاشمی، رجایی، بنی صدر، فرماندهان نظامی و...) در آنجا بودند. من در ابتدا به فرمانده وقت نیروی هوایی گفتم که«آقای فکوری پس کو پدافندهاتون؟» چون برای من سؤال بود که چگونه این هواپیماها بدون اقدام پدافندی توانستند تا تهران بیایند و...».
بیانیه آغاز جنگ برای مردم
در این لحظات نگاه مدیریت بحران آیتالله خامنهای دقیقاً متوجه مردم است که حالا که در این اتاق مسئولان خودشان همه نگران و مستأصل هستند؛ پس وضعیت مردم چگونه میتواند باشد؛ لذا پیشنهاد میدهد که بیانیهای برای آرام ساختن جو روانی و کنترل اجتماعی و رفع نگرانی مردم صادر شود.
در همان اتاق با توجه به شرایط و تسلط آیتالله خامنهای به اوضاع، بالاجماع پیشنهاد داده میشود که خود ایشان پیام و بیانیه را بنویسد و آن را برای مردم قرائت کند. ایشان بیفوت وقت بیانیهای با ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و حماسی و شورانگیز در همان لحظه و در اتاق کناری نوشت و از طریق رادیو آن را برای مردم قرائت کرد که تأثیرات شگرفی در موضوع کنترل بحران و کنترل روان اجتماعی و... داشت:
«ملّت مسلمان و انقلابى ایران! برادران و خواهران! دولت دست نشانده و مزدور عراق تجاوز هوایى را به حریم جمهورى اسلامى ایران آغاز کرده و به چند پایگاه هوایى حمله کرده است. ما تاکنون نخواسته بودیم حمله را آغاز کنیم، اما ارتش جمهورى اسلامى تجاوز این بعثىهاى دست نشانده را تحمل نمىکند و درس تلخى به صدام خواهد داد. مردم عزیز ما باید خونسردى و متانت خود را حفظ کنند. هرگونه شایعه را که احیاناً ضدانقلاب منتشر مىکند نفى کنند؛ به پادگانهاى نظامى نزدیک نشوند و در انتظار لحظه انجام مسئولیت همگانى که از سوى رهبر عظیمالشأن محول خواهد شد باشند. هماکنون نیروهاى رزمنده ارتش جمهورى اسلامى ایران، در زمین و هوا و دریا به نبرد سرگرمند. نتایج متعاقباً به اطلاع ملّت ایران خواهد رسید».
نگارش این متن رادیویی و قرائت آن از سوی خود آیتالله خامنهای که با صدایی رسا و با صلابت و با اطمینان خاطر آن را قرائت کرد؛ توانست آرامش را بر جامعه حاکم و تصمیمگیری برای ادامه روند رسیدگی به امور آغاز جنگ را نزد مسئولین آسان سازد و به این ترتیب این لحظههای بحرانی را که حتی مسئولین نیز خودشان نگران و پریشان و مستأصل بودند، آیتالله خامنهای با ذکاوت و هوشمندی و با اطمینان خاطر از نصرت الهی کنترل و شرایط خاص جنگی را با در پیش گرفتن تدابیر جدید حاکم بر جامعه و مسئولان، در ردههای مختلف نظامی و سیاسی بکند.
گزارش عملیات 140 فروندی
بعد از ظهر و عصر همان اولین روز جنگ، پاسخ نیروی هوایی به رژیم بعث داده میشود اما یکم مهر روزی است که آیتالله خامنهای حدود ساعت 16 در مجلس شورای اسلامی به عنوان رئیس کمیسیون امنیت ملّی گزارش عملکرد و نتایج عملیات کمان 99 را به اعضای حاضر ارائه میدهد. در این گزارش آمده است که نیروی هوایی در یکم مهر با 140 فروند هواپیما و با حدود دویست سورتی پرواز به بیش از 52 نقطه از پایگاههای ارتش بعث هجوم برده و توانسته است با انهدام اهداف، محاسبات و معادلات اولیه شکل گرفته در نزد صدام و حامیان غربی او را که تصورشان مستهلک شدن نیروی هوایی بوده بر هم بزند و ارتش با این عملیات قدرت عملیاتی خود را بر همگان اثبات کرد.
نقطه قابل تأمل در این عملیات و سایر عملیاتهایی که تا پایان جنگ از منظر شناختی میتوان در آن خصوص صحبت کرد که در لحظه به لحظه جنگ، هواپیماهایی که قرار بود به فروش بروند ایفای نقش جدی در مقابله با رژیم بعث دارند و اگر ورود مستقیم آیتالله خامنهای برای جلوگیری از فروش آنها نبود این پیروزیها شاید به دست نمیآمد.