آثار ذکر خدا به هنگام مصیبت و گناه
ذِکْر یاد کردن چیزی یا کسی با قلب و زبان است و در محاورات مردم و اهل شرع همان یاد کردن خدا است. یاد خدا دارای درجات و مراتبی است که به اعتبار آن از فضیلت و ارزش متفاوتی برخوردار خواهد بود.
براساس منابع روایی، مفهوم «ذکر خدا» در دو موقعیت حساس «هنگام مصیبت» و «هنگام مواجهه با گناه» دارای اثر عمیقتری فراتر از تلفظ زبانی است. در ادامه به بررسی این دو نوع ذکر بر طبق متون روایی پرداخته میشود.
۱. ذکر خدا هنگام مصیبت
براساس روایات، یکی از اقسام ذکر، یاد خدا در زمان بروز حوادث ناگوار و مصیبتها است. این نوع ذکر به معنای حفظ شکیبایی، استقامت ورزیدن و تسلیم بودن در برابر تقدیر الهی است. وقتی انسان در سختیها خدا را یاد میکند، در واقع به حقیقت مالکیت خدا و بازگشت همهچیز بهسوی او اقرار میکند.
امام علی(ع) میفرمایند: «الذِّکْرُ ذِکْرَانِ ذِکْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ...؛ (1) ذکر بر دو گونه است: ذکر خداى عزّ و جلّ هنگام مصیبت....»
مصداق بارز این ذکر، گفتن جمله «إِنَّا لِلَهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» است. قرآن کریم در مواقع آزمایش و مصیبت میفرماید:«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ * الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ (2)
قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوهها، آزمایش میکنیم و بشارت ده به استقامتکنندگان! * آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان میرسد،
میگویند: «ما از آنِ خدائیم؛ و بهسوی او بازمیگردیم!» * اینها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایتیافتگان!»
امسلمه همسر پیغمبر(صلیاللهعلیهوآله) میگوید: از رسولالله شنیدم که فرمودند:
«مَا مِنْ عَبْدٍ تُصِیبُهُ مُصِیبَهٌ فَیَقُولُ «إِنَّا لِلَهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» اللَّهُمَّ أْجُرْنِی عَلَى مُصِیبَتِی وَ اخْلُفْ لِی خَیْراً مِنْهَا إِلَّا آجَرَهُ اللهُ تَعَالَى فِی مُصِیبَتِهِ وَ أَخْلَفَ لَهُ خَیْراً مِنْهَا قَالَتْ فَلَمَّا تُوُفِّیَ أَبُو سَلَمَهَ قُلْتُ کَمَا أَمَرَنِی رَسُولُ اللَهِ فَأَخْلَفَ لِی خَیْراً مِنْهُ رَسُولَ اللَه؛ (3) هر بندهای مصیبتى به او برسد و بگوید: «إِنّا لِلهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ،» خدایا مرا در این مصیبت اجر ده و بهتر از آن را به من عنایت کن، خداوند در آن مصیبت به او اجر میدهد و بهتر از آن را به او عنایت میکند.
بعد امسلمه میگوید: وقتى شوهرم ابوسلمه از دنیا رفت، این جمله را گفتم. خداوند، پیغمبر را بهعوض ابوسلمه به من عنایت کرد.
مقصود از این ذکر، تنها تکرار زبانی این الفاظ نیست، بلکه توجه قلبی به حقیقت توحید (مبدأ و معاد) است. این توجه باعث میشود انسان از زوال نعمتها ناراحت نشود و بداند که همهچیز متعلق به خداست.
این نوع ذکر موجب آرامش دلها، هدایت شدن فرد و شستن چرک غفلت از صفحه دل میشود. صبر در برابر مصیبت نتیجه ایمان به مالکیت مطلق خداوند است.
کسی که معتقد است مالک هیچچیز نیست، دیگر نه از ورود مصیبت متأثر میشود و نه از فقدان مایملک اندوهناک (و نه از رسیدن سودی مسرور) میگردد و چگونه از رسیدن مصیبت متأثر میشود، کسی که ایمان دارد به اینکه مالک تنها و تنها خداست؟ و او حق دارد و میتواند در ملک خودش هر جور تصرفی بکند. (4)
۲. ذکر خدا هنگام مواجهه با گناه
قسم دوم، یاد خدا در لحظهای است که انسان با حرام یا گناه روبهرو میشود. امام علی(ع) میفرمایند: «الذِّکْرُ ذِکْرَانِ ذِکْرُ الله عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ ذِکْرُ اللَه عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَیْکَ فَیَکُونُ حَاجِزاً؛(5) ذکر بر دو گونه است: ذکر خداى عزّ و جلّ هنگام مصیبت و بهتر از آن، ذکر و یاد خداست در آنچه بر تو حرام کرده تا مانع تو شود.»
این ذکر به معنای آن نیست که انسان صرفاً تسبیحات اربعه (سبحانالله، الحمدلله، لا اله الا الله، اللهاکبر) را بر زبان جاری کند، بلکه حقیقت این ذکر آن است که انسان هنگامیکه در برابر یک عمل حرام قرار میگیرد، از خدا بترسد (تقوا پیشه کند) و آن گناه را
ترک کند.پیامبر خدا(ص) در سفارش به امام علی(ع) فرمودند:
«یَا عَلِیُّ ثَلَاثٌ لَا تُطِیقُهَا هَذِهِ الْأُمَّهُ: الْمُوَاسَاهُ لِلْأَخِ فِی مَالِهِ وَ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِکْرُ اللَهِ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ لَیْسَ هُوَ «سُبْحَانَ اللَهِ وَ الْحَمْدُ لِلَهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللَهُ أَکْبَرُ» وَ لَکِنْ إِذَا وَرَدَ عَلَى مَا یَحْرُمُ عَلَیْهِ خَافَ الله عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَهُ وَ تَرَکَه؛ (6)
اى على! سه چیز است که این امّت، طاقت آنها را ندارند: کمک مالى کردن به برادر خویش، انصاف داشتن با مردم و به یاد خدا بودن در همه حال و آن (فقط) گفتنِ «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلّا الله و الله أکبر» نیست؛ بلکه این است که هرگاه با آنچه بر او حرام گشته روبهرو شود، از خداوند عز و جل بترسد و آن را مرتکب
نشود.»براساس این روایت، ذکر الهی صرفاً به تکرار الفاظ و اذکار زبانی محدود نمیشود، بلکه حقیقت آن در حضور و مراقبت قلبی انسان در موقعیتهای گناهآلود ظهور مییابد؛ بهگونهای که هنگام مواجهه با امر حرام، خوف الهی مانع ارتکاب گناه شود؛ بنابراین، ذکر حقیقی، حقیقتی فراتر از ذکر لفظی و دارای آثار عملی و رفتاری است. هرچند ذکر لفظی هم در جای خود لازم و مهم و دارای
اجر است.همچنین ذکر حقیقی با ایجاد مراقبت الهی در انسان، زمینه ترک گناه و در نهایت مصونیت از عذاب الهی را فراهم میکند.
نتیجه
ذکر خدا دارای درجات و مراتبی است که به اعتبار آن از فضیلت و ارزش متفاوتی برخوردار خواهد بود. براساس منابع روایی، مفهوم «ذکر خدا» در دو موقعیت حساس «هنگام مصیبت» و «هنگام مواجهه با گناه» دارای اثر عمیقتری فراتر از تلفظ زبانی است.
ذکر در حالت مصیبت، یاد خدا در شرایط دشوار و ناخوشایند است که انسان را به صبر و تسلیم در برابر قضای الهی فرا میخواند؛ اما یادکرد خدا هنگام گناه، جایگاهی والاتر دارد و به معنای یادآوری خداوند در لحظهای است که انسان با وسوسه یا فرصت ارتکاب معصیت مواجه میشود و این یادآوری، او را از گناه بازمیدارد.
در واقع، این نوع ذکر بهمثابه سپری محافظ عمل میکند که انسان را از لغزیدن در ورطه نافرمانی بازمیدارد. این دو نوع ذکر نشان میدهند که حقیقت «یاد خدا،» حضور او در قلب و تصمیمگیریهای انسان در لحظات حساس زندگی (چه در سختیها و چه در وسوسهها) است.
پینوشتها:
1- کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج2، ص 90، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
2- بقره، آیات 155-157.
3- شهید ثانى، زینالدین بن على، مُسکّنالفؤاد عند فقد الأحبّه و الأولاد، ص 48، بصیرتى، قم، چاپ اول، بیتا.
4- طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱، صص ۵۳۱-533، مترجم موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ یازدهم، 1378 ش.
5- کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج2، ص 90، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
6- ابنبابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 358، دفتر انتشارات اسلامى،قم، چاپ دوم، 1413 ق.
محمدرضا حاجیانی