کد خبر: ۳۳۹۳۸۳
تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۸
روایتی از مجاهدت‌های شهید سعید فتح‌اللهی تاج‌امیر

ناخدایِ باخدای جماران (حدیث دشت عشق)

عزت و بلندطبعی، حاصل دست‌های پینه‌بسته‌ای است که از همان آغاز نوجوانی به نان حلال و تلاش بی‌منّت خو گرفته‌اند. زندگی
۲۵ ساله‌ دریابان شهید «سعید فتح‌اللهی تاج‌امیر»، قصه‌ جوانی از تبار خاوه جنوبی شهرستان نورآباد لرستان است که از ۱۳ سالگی در کنار پدر، گچ و سیمان و ماله بنایی به دست گرفت و هرگز از لباس کارگری شرم نداشت، بلکه به آن افتخار می‌کرد. سعید که از صمیم قلب عاشق دریا و پاسداری از مرزهای آبی میهن بود، با همتی والا لباس پرافتخار نیروی دریایی را بر تن کرد و ناو جماران پناهگاهِ عاشقانه‌ای شد تا مادرش هر بار با دیدن قامت برافراشته‌اش، با غروری مادرانه بگوید: «پسرم ناخداست».اما تقدیر سرشار از حماسه و مظلومیت این خانواده، با داغی دوچندان گره خورد. در ششم اسفندماه ۱۴۰۴، عموی مجاهدش شهید «دارا فتح‌اللهی» از کارکنان نیروی انتظامی در راه امنیت کشور و در درگیری با اشرار به شهادت رسید؛ در حالی که سعید به دلیل مأموریت روی ناو جماران در سواحل کنارک امکان حضور در خاکسپاری را نیافت و تنها با تماس تصویری با خانواده وداع کرد. تنها ۳ روز بعد، در نهم اسفندماه ۱۴۰۴، در جریان حمله جنایتکارانه متجاوزان آمریکایی- صهیونیستی به ناو جماران، این دریابان جوان و دل‌پاک بر اثر اصابت موشک به معراج شهادت پرکشید تا روستای تاج‌امیر لرستان در فاصله‌ای کوتاه، رخت عزای دو شهید از یک تبار را به تن کند.

captcha