اهتزاز اَبَرپرچم ایران بر سَردَر دانشگاه شریف با حضور خانوادههای شهدای دانشآموز میناب
مراسم اهتزاز اَبَرپرچم جمهوری اسلامی ایران بر سَردَر دانشگاه شریف با حضور خانوادههای شهدای دانشآموز میناب و جمعی از مسئولان، استادان و دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.
مراسم اهتزاز اَبَرپرچم جمهوری اسلامی ایران بر سَردَر دانشگاه شریف با حضور خانوادههای شهدای دانشآموز میناب و جمعی از مسئولان، استادان و دانشجویان این دانشگاه برگزار شد. همزمان با این مراسم سردر دانشگاه شریف گلباران شد.
پدر دو دانشآموز شهید مدرسه میناب در این مراسم گفت: لباسهای پاره و کولههای خونی دانشآموزان شهید مدرسه میناب توسط خانوادههای آنها در دانشگاه شریف به نمایش در آمد و دوباره داغ میناب را تازه کرد.
وی افزود: رضا حبشیان از شهدای دانشآموز مدرسه میناب؛ پسری است که بعد از ۱۳ سال امام رضا به یک خانواده داد و با موشکهای آمریکا قطعه قطعه شد.
اگر تهدید و تحریممان کنند لب تشنه جان میدهیم
اما سازش نمیکنیم
به گزارش خبرگزاری دانشجو، پدر دو دانشآموز شهید مدرسه میناب خاطرنشان کرد: دشمن به دنبال همین است که بچههای این سرزمین درس نخوانند. ۴۷ سال است که ما را تهدید میکنند و این روزها میگویند تحریمهایمان را بیشتر میکنیم، ولی ما پای این پرچم بزرگ شدیم و پای منبر امام حسین(ع). میخواهم بگویم که اگر تهدیدمان کنید، تحریممان کنید، لب تشنه جان میدهیم ولی سازش نمیکنیم. این منطق حسین(ع)، سردار کربلاست.
وی تاکید کرد: این کفن را هم به عشق امام شهیدمان دور گردنمان انداختیم تا به آمریکا و اسرائیل بگوییم تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خونمان، زیر پرچم ماندیم و میمانیم.
یکی از اساتید حاضر در مراسم اهتزاز پرچم ایران گفت: جوانان پای این مملکت هستند و دانشجویان در این قصه علمدارند.
وی تأکید کرد: تلاشهای مذبوحانه دشمنان بیفایده است.
در این مراسم، دانشجویان و اساتید در فضای دانشگاه شریف پرچم جمهوری اسلامی ایران را حمل کردند.
اگر ۱۰ امیرعلی دیگر هم داشتم در راه وطن و انقلاب فدا میکردم
مادر امیرعلی حسن زاده، شهید دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب در این مراسم ابراز داشت: اگر ۱۰ امیرعلی دیگر هم داشتم در راه وطن و انقلاب فدا میکردم.
مادرِ یکی دیگر از دانشآموزان شهید مدرسه میناب میگوید: خواست خداوند بود که محمد من در سن هشت سالگی
سرباز امام زمان(عج) شود.
پدر یکی از دانشآموزان شهید مدرسه میناب نیز با بیان اینکه دختر من بابایی بود، ابراز داشت: ستایش آرزو داشت معلم شود.
وی بیان داشت: با لباسهای پاره دخترم زندگی میکنم.
مادر ستایش نیز میگوید: اول مهر مدام دخترم را با لباس فرم تجسم میکردم که برای رفتن به مدرسه بیقراری میکرد.
دانشجویان دانشگاه شریف تأکید کردند: برای پرچم ایران جانمان را میدهیم.
دانشجوی دیگر دانشگاه شریف نیز خاطرنشان کرد: دانشجو بعد از ۹ اسفند باید با دانشجوی قبل از آن، متفاوت باشد.