کد خبر: ۳۳۹۳۵۳
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۸
زنگ مجازی- جنگ ترکیبی

دگوریسم فرهنگی و جامعه زنان

عزیزالله محمدی(امتدادجو)

بر اساس بسیاری از اسناد تاریخی یا حداقل بر اساس روایت سریال مختارنامه و سریال‌های هم‌عرض، بعد از ورود ابن زیاد به کوفه دو روش برای مقابله و خنثی‌سازی جامعه در طرفداری و پیوستن به مسلم بن عقیل در پیش گرفته شد.
اولین اقدام پول‌پاشی و تطمیع بزرگان و سران قبایل بود و دومین اقدام، حربه ایجاد رعب و وحشت با ایجاد شایعه ورود ارتش شام بود که این شایعه و خبر و ایجاد ترس و ارعاب در مرحله اول، زنان جامعه را تحت تأثیر قرار داد و در مرحله بعد، به دلیل ورود زنان به این کارزار، مردان متحد و هم‌پیمان و بیعت کرده مسلم بن عقیل هم از او فاصله گرفتند.
در واقع ابن زیاد با تشخیص دقیق و درست قدرت عاطفی و کلامی زن و احاطه آنها بر مردان، دقیقاً مقدمات ماجرا و حادثه کربلا را با «ابزار زنانه» مهیا کرد و موجبات شکل‌گیری یکی از بزرگ‌ترین و مؤثرترین وقایع تاریخی را فراهم ساخت؛ همان‌طور که در شهادت امیرالمومنین(ع) قطام نقش ایفا کرده بود و در ماجرای شهادت امام حسن(ع) نیز همسر خیانتکار ایشان.
شاید قریب به دو دهه و حتی بیشتر است که تمرکز رسانه‌ای جهان سلطه بر تأثیرگذاری بر زنان جامعه ایران است و تلاش دارد تا به هر نحو ممکن بنیان خانواده‌ها را با در اختیار گرفتن رفتار و تفکر زنان فرو بپاشد و از تأثیر رفتار زنان بر جامعه و مردان سوءاستفاده مطلوب خود را بکند.
با یک برآورد ساده و اجمالی می‌توان گفت که حدود 220 شبکه از جمله «فارسی وان»، «من و تو»، «اینترنشنال»، «جم»، «BBC»، «VOA» و... بیش از دو دهه است با تاکتیک‌های مختلف رسانه‌ای، سعی داشته‌اند تأثیر ویرانگری بر جامعه ایران به‌ویژه جامعه زنان داشته باشند.
غائله مهسا امینی و وقایع بعدی آن و ماجراهای 18 و 19 دی 1404 به‌خوبی نشان داد که تا چه حد این رسانه‌ها متمرکز روی زنان هستند تا به‌وسیله آنها اهداف کلان و راهبردی خویش را در مقابل ایران به پیش ببرند.
نظر برخی کارشناسان اجتماعی و رسانه‌ای در جمع‌بندی مجموعه اقدامات این رسانه‌ها این است که «دگوریسم فرهنگی» که با محوریت این شبکه‌ها رشد کرد، بیشترین آسیب را به هویت زن و جامعه ایرانی وارد کرده است و الگوی «زن ایده‌آل» در جهان و حتی در بخش قابل توجهی از جامعه امروز ما را نه مادران و زنان فداکار که با سختی فراوان، نان‌شان را از کارخانه‌ها و کارگاه‌های تنگ و تاریک بیرون می‌کشند، و نه زنان و دخترانی که جان‌فدا هستند و شبانه برای حفظ میهن و وطن میدان‌داری می‌کنند؛ بلکه چهره‌های پلاستیکی که در زندگی‌شان هیچ هنری جز لوندی و اغواگری مردان زن‌باره نداشته‌اند، معرفی می‌کنند.
یکی از کارویژه‌های این شبکه‌ها قبح‌زدایی از ادبیات و گفتاری بود که به صورت تاریخی در جامعه ایران قبیح و مذموم به شمار می‌رود. استفاده از شوخی‌ها و متلک‌های جنسی و عادی نشان دادن این گونه گفتار و رفتارها به‌عنوان معیار و الگو معرفی کردن «زن قرتی» که راحت از فحش‌های رکیک و ادبیات جنسی استفاده می‌کند، به‌عنوان زن امروزی!
متأسفانه و صد تاسف غمبار که در موارد بسیاری تقلید این نوع رفتار قبح‌زدایی از ادبیات و گفتار و همچنین استفاده از شوخی و متلک‌های جنسی را در برنامه‌های گفت‌وگومحور سکوهای داخلی و فیلم‌های شبکه نمایش خانگی نیز تحت عنوان شاد بودن و یا برای جذب مخاطب به ‌تکرار می‌بینیم.
مخاطبان این شبکه‌ها عموماً برداشتی کاریکاتوری از جوامع غربی دارند، برداشتی که در آن زنان و مردان غربی هیچ دغدغه و هدفی جز «در کوچه بوسیدن» و «در کوچه رقصیدن» و «در کوچه...» ندارند و برای رسیدن به چنین هدفی باید شورش کرد و شده به قیمت نابودی کشور به «در کوچه بوسیدن» رسید! در واقع آنها می‌خواهند به این وسیله به تثبیت برداشت شبه‌هالیوودی از جامعه غرب در میان مخاطبان برسند. این شبکه‌ها کاری کردند که رفتن به پاتایا و هم‌خوابگی با تن‌فروشان به‌عنوان ارزش و افتخار در میان بخشی از مخاطبانشان (از کارمند تا استاد دانشگاه و...) تثبیت شود. آنها به دنبال این هستند که سهل‌الوصول شدن زنان و دختران و نرمالیزه شدن خیانت و ولنگاری و سبک‌سری را به‌عنوان ارزش زنانه معرفی کنند.
امروز شاهد این پدیده خاص هستیم که به‌وضوح در بین جوانان خیلی از موضوعات تاریخی و به‌ویژه تاریخ معاصر و مشخصاً تاریخ پهلوی با سفیدشویی و یا تطهیر و یا تاکتیک‌های دیگر رسانه‌ای تحریف و حتی معکوس روایت می‌شود. شبکه‌های فارسی‌زبان هم‌عرض با رسانه‌های سلطه(اصلی) نقش بسیار پررنگی در این تحریف تاریخ معاصر ایران در نزد مردم داشته و دارند. با قاطعیت تمام می‌توان گفت اگر اقدامات این رسانه‌های اجاره‌ای و مزدور نبود تغییر این نگرش برای مخاطبان تلویزیون‌ها که عموماً ارتباط چندانی با مطالعه جدی تاریخ ندارند امری بسیار دشوار و چه بسا محال بود. این شبکه‌ها نقش پررنگی در ارائه تصویری کاریکاتوری و بهشت‌گون از غرب و تصویری شبیه جهنم از ایران داشته و دارند و بیشترین جذابیت جهان غرب را هم با رفتارهای برهنه‌گونه زنان نمایش می‌دهند. همچنین آنها در ایجاد نفرت مردم از کشور و جامعه خود نقش پررنگی داشته و بخشی از مخاطبان دائمی خود را به دشمن وطن و شیفته چشم و گوش‌بسته جوامع غربی تبدیل می‌کنند.
نزول سلیقه هنری و فرهنگی جامعه اقدام اساسی و برجسته این شبکه‌ها برای تغییر ادراک جامعه است که در این مسیر نقش بسیار پررنگی داشتند. این شبکه‌ها، فرهنگی مبتذل و شبه‌ِکاباره‌ای را به‌عنوان فرهنگ غالب و معیارِ جهانی به مخاطبان خود معرفی می‌کنند و به این ترتیب باعث سقوط آزاد فرهنگی بخشی از مخاطبان خود شده و می‌شوند.
همچنین شبکه‌های مذکور در سقوط آزاد فهم سیاسی بخشی از مخاطبان خود نقش پررنگی ایفا کردند. این شبکه‌ها با تقلیل «دیالوگ سیاسی» به «وراجی بی‌سروته» باعث ایجاد چنان توهمی در بخشی از جامعه شدند که برخی ارسال قیمت ماست و چیپس و تخم‌مرغ به شومن‌های این تلویزیون‌ها را یک کنش سیاسی رادیکال فهم و ارزیابی می‌کنند!
متأسفانه باید اذعان کرد که شبکه‌های معاند فارسی‌زبان و اجاره‌ای جریان سلطه در به ابتذال کشیده شدن جنبش زنان ایران -که با تاریخی بیش از یک قرن فعالیت در حوزه‌های مختلف اجتماعی مانند آموزش، بهداشت و... هم دستاوردهای قابل دفاعی دارد و زنان محترم و تحصیل‌کرده و روشنفکر بسیاری باعث رقم خوردن آن شده‌اند- نقش پررنگی داشتند. این شبکه‌ها در جا انداختن دریدگی و وقاحت و بددهانی به جای حقوق زنان ایران نقش غیرقابل‌انکاری داشته‌اند. مرور شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به‌ویژه اینستاگرام شاهد این واقعیت است که نقطه تفاخر زنان در «زنجیره ارزش انسانی» از ارزش‌های انسانی و علمی به نازل‌ترین حالات ممکن نمایشی و جنسی تغییر رویکرد داده است.
شبکه‌های مورد بحث، با تقطیع تصاویر دوران پهلوی به صورت کاملاً خفیف و خزنده سعی در جذب جوانان و نوجوانانی دارند که حالا نه حوصله مطالعه را دارند و نه درکی از تاریخ. آنها به‌وضوح با ایجاد مقایسه‌های هدفمند و با تغییر نیازهای واقعی به نیازهای کاذب از جمله پیشرو بودن زنان برای موارد اجتماعی و کنشگری‌های سیاسی سعی دارند شیوه جدیدی از جذب ظرفیت و پتانسیل اجتماعی را به نمایش بگذارند.
شاید مهم‌ترین آسیب این تلویزیون‌ها برای جامعه ایران و به‌ویژه زنان، تربیت و پرورش مخاطبان به‌اصطلاح سلطنت‌طلبی است که رذالت را به نهایت رسانده و در هر کنشی به دشمن قسم‌خورده ایران و مدافع تمام‌قد منافع اسرائیل و آمریکا و ناتو و دشمنان منطقه‌ای ایران بدل شده‌اند.
به این ترتیب به‌وضوح و آشکار همان‌طور که بارها نیز اشاره شده این شبکه‌ها اقدامات مجرمانه ضدبشری انجام می‌دهند و مروج خشونت عریان و هرج‌ومرج هستند که مصادیق بی‌شماری از این جرم‌ها را به‌طور عینی و عملی بارها دیده‌ایم که آشکارا می‌توان به آنها حکم مجرم بودن و مفسد فی‌الارض را داد و بر همین اساس ضمن مقابله چندوجهی با آنان باید در پی اقدامات قضائی و حقوقی نیز بود که در شماره بعد به راه‌های مقابله با این شبکه‌ها بیشتر خواهیم پرداخت؛ اما مقدمتاً می‌توانیم بگوییم که بر اساس گزارش‌های موجود، جمهوری اسلامی ‌ایران مجموعه‌ای از اقدامات حقوقی، اطلاعاتی، رسانه‌ای و سایبری را برای مقابله با شبکه‌های فارسی‌زبان معاند به کار گرفته و آن‌ها را در موضع ضعف و انفعال قرار داده است؛ که به مرور به این اقدامات و نتایج آن خواهیم پرداخت.

captcha