جنگ کمانهکرده و به زندگی مردم آمریکا کشیده شده است
اغلب تحلیلها و نظرسنجیها در آمریکا و غرب حاکی از این است که جنگ علیه ایران و تبعات آن همچنان علیه دولت ترامپ و حامیان جمهوریخواه او در انتخابات پیش رو عمل میکند. اما پیامدهای منفی این جنگ تنها محدود به سقوط مقبولیت ترامپ نیست، بلکه در حال بازمهندسی نقش آمریکا در جهان و عقب راندن آن است.
امپراتوری در حال افولی
که میخواهد انکار کند
ریچارد وولف، اقتصاددان برجسته در این باره تأکید کرد آمریکا به یک امپراتوری در حال افول تبدیل شده، اما میخواهد آن را انکار کند.
او گفت: ترامپ بارها اعلام کرد که ایالات متحده، توان هستهای ایران را نابود کرده است؛ آنها را بمباران کرده است و هرگز بهبود نخواهند یافت، و ایران کاملاً از بین رفته است. او این را بارها تکرار کرد. هیچکدام از اینها درست نبود. او فقط در لحظه این ادعاها را از خودش درآورد.
حدس من این است که ارتش به ترامپ گفته است که او نمیتواند در ایران کاری انجام دهد، چون اگر حمله دیگری یا جنگ دیگری ممکن بود تا الان انجامش میدادند. آنها یا مهمات ندارند - و رفع آن زمان زیادی میبرد- یا اینکه مشکل بسیار بزرگی است و کارهای مهمتری برای انجام دادن دارند. این یک امپراتوری در حال افول است که پیش از هر چیز متعهد است که انکار کند که یک امپراتوری در حال افول است و راه انکار اینکه شما یک امپراتوری در حال افول هستید این است که طوری رفتار کنید که گویی امپراتوری دستنخورده است.
اریک هم، دیگر تحلیلگر آمریکایی میگوید: این درگیری منجر به تحمیل فشارهای اقتصادی گسترده در سراسر جهان، از جمله در خود ایالات متحده شده است. ذخایر تسلیحاتی آمریکا با کاهش شدید مواجه شده و نگرانیهای عمدهای را در حوزه امنیت ملی این کشور ایجاد نموده است. در حال حاضر، آمریکا فاقد هرگونه اهرم قدرتی برای الزام ایران به پذیرش خواستههای خود میباشد. این آمریکاست که زودتر از ایران زانو میزند.
هزینه یک تریلیون دلار جنگ برای آمریکا
استیو هانکه، استاد دانشگاه جانز هاپکینز درباره خسارات اقتصادی جنگ برای آمریکا گفت: وعده ۵۰۰۰ دلار به هر شهروند بالغ، اگر جمهوریخواهان، مجلس نمایندگان و سنا را ببرند، از نظر قانونی محل تردید است و از نظر اخلاقی خرید رأی است. این وعده روی کسری بزرگ و نسبت بدهی به تولید ناخالص بالای ۱۰۰ درصد نشسته است. بازار اوراق آن را پایدار نمیداند. هزینه مستقیم جنگ ایران برای دولت آمریکا حدود یک تریلیون دلار است؛ بیمحاسبه هزینه غیرمستقیم گازوئیل و بنزین. حرف ترامپ در تایم، که با ایران هرگز صلح نمیشود، آمریکا را درگیر یک جنگ بیپایان دیگر کرده، خلاف شعارهایش. ادعای عبور نفت از تنگه هرمز به اندازه پیش از جنگ، یا ۸۰ درصد آن، با شمار روزانه نفتکشها جور درنمیآید.
هانکه همچنین گفت: گلدمن ساکس هشدار آخرالزمانی داده است. برای اوراق بلندمدت آمریکا دیگر خریداری وجود ندارد. گلدمن ساکس اخیراً گفته است که در بخش بلندمدت بازار اوراق خزانه آمریکا، عملاً هیچ تقاضای خریدی وجود ندارد. یعنی تقریباً هیچکس حاضر نیست اوراق بدهی ۱۰ تا ۳۰ سالهای را که دولت آمریکا میخواهد بفروشد، بخرد. خریدار نیست؛ هیچکس. صفر.
تخلیه ذخایر نفتی مقدمه انفجار
و شوک انرژی است
میشل هودسن، کارشناس مسائل اقتصادی درباره تخلیه نشدن شوک انفجار بازار انرژی معتقد است: اگر ذخایر خود را تخلیه کنید و ناگهان عرضه نفت را بازنگرداند، این راه را برای انفجار شوک انرژی آماده میکند. کمبود نفت چه تأثیری بر بیثبات کردن اقتصادها خواهد داشت؟ این به این معناست که انرژی کافی برای بسیاری از شرکتهای صنعتی وجود نخواهد داشت؛ شرکتهای شیشهسازی که از گاز استفاده میکنند، شرکتهایی که بسیار به انرژی و برق وابسته هستند. این آنها را از کسب سود باز میدارد مگر اینکه دولت به آنها یارانه بدهد، و دولت قبلاً خواستار یارانه بر قیمت برق شده است. برای مثال، فکر میکنم بریتانیا مالیات بر ارزش افزوده بر صورتحساب برق مصرفی خانگی مصرفکنندگان را حذف کرد.
جنگ به زندگی آمریکاییها
کشیده شده است
درویش رنجبر، تحلیلگر صدای آمریکا درباره کمانه کردن تأثیرات جنگ اظهار کرد: باید روی دیگر جنگ با ایران را دید، اثرات جنگ به زندگی مردم آمریکا هم وارد شده است؛ ۶۳ درصد مردم آمریکا با سیاست اقتصادی ترامپ مخالف هستند؛ قیمت گازوئیل و بنزین سرسامآور شده است. جنگ به زندگی روزمره مردم آمریکا کشیده شده و این همان چیزی است که ایران میخواهد و توانسته به آن برسد.
از سوی دیگر، پیت بوتجِج سیاستمدار آمریکایی گفت: کل آمریکا از وضعیت فعلی عصبانی است! افراد زیادی جلو میآیند و به من میگویند: «من جمهوریخواهم» اما بعد توضیح میدهند که به نظرشان چقدر مهم است دموکراتها چند هفته دیگر در انتخابات پیروز بشوند».
وضعیت بد ترامپ در نظرسنجیهای آمریکا
بر اساس نظرسنجی AP-NORC: «۸۳ درصد آمریکاییها عملکرد ترامپ درباره هزینه زندگی و ۷۴ درصد عملکرد اقتصادی او را تأیید نمیکنند. همچنین ۶۵ درصد، سیاستهای خود ترامپ را بیش از عوامل خارج از کنترل او مسئول گرانی میدانند. ۶۹ درصد آمریکاییها میگویند جنگ ایران ارزش جنگیدن نداشته است، در حالی که این رقم در ژوئیه ۶۴ درصد بود. ۷۲ درصد هم عملکرد ترامپ در قبال ایران را تأیید نمیکنند. نگرانی شدید یا زیاد از توان پرداخت هزینه بنزین نیز از ۳۹ درصد در ژوئیه به حدود ۵۰ درصد رسیده است».
نگرانی انتخاباتی جمهوریخواهان
حتی در پایگاههای سنتی خود
از طرف دیگر، تازهترین نظرسنجی مشترک نیویورک تایمز و سینا از وضعیت نامزدهای سنا در چند ایالت نشان میدهد دموکراتها یک ماه مانده به انتخابات میاندورهای، در پنج ایالت سنا که بهطور سنتی جمهوریخواه محسوب میشوند، رقابتی جدی دارند. دموکراتها در آلاسکا ۷ درصد، در تگزاس ۶ درصد و در اوهایو ۳ درصد از جمهوریخواهان پیش هستند. در کانزاس، دو حزب درصد برابری دارند، در حالی که جمهوریخواهان در آیووا یک درصد پیشتاز هستند. این نظرسنجیها نشان میدهد نارضایتی از ترامپ، جنگ با ایران، قیمت بالای بنزین و افزایش هزینههای زندگی از عوامل اصلی مؤثر بر دیدگاه رأیدهندگان هستند. در تگزاس نامزد دموکرات برای سنا (تالاریکو) ۵۱ درصد و نامزد جمهوریخواه (پکستون) ۴۵ درصد آرا را به خود اختصاص دادهاند؛ در آلاسکا پلتولا (۵۰ درصد) جلوتر از سالیوان (۴۳ درصد) است و در اوهایو براون با ۴۹ در برابر ۴۶ درصدِ هاستد پیشتاز است. در ایالتهای آیووا و کانزاس نیز آمارها حاکی از رقابتی فشرده در محدوده خطای آماری میان نامزدها است.
روایت فارن افرز از شکست مفتضحانه آمریکا
نشریه فارن افرز در تحلیلی با عنوان «ایران و تشدید تنشها/ استراتژی تهران برای بیرون راندن آمریکا از خاورمیانه» نوشت: به نظر میرسد این روزها، دوران خوبی برای ایران باشد. پس از سالها انزوای دیپلماتیک و تحریم اقتصادی، ایران با بدترین سناریوی خود روبرو شد؛ یک جنگ تمامعیار با اسرائیل و واشنگتن. و از آن جان سالم به در برد. ایالات متحده، ۲۸ فوریه، حملات را آغاز کرد، با هدف نابودی برنامه هستهای، برنامه موشکی و حتی دولت این کشور، اما در دستیابی به هر یک از این اهداف، شکست مفتضحانهای را متحمل شد.
در واقع، تهران ممکن است اکنون از زمانی که جنگ آغاز شد، قویتر باشد. این کشور با موفقیت تنگه هرمز را تصرف و مسدود کرد و باعث افزایش چشمگیر قیمت انرژی شد. نیروهای مسلح این کشور نشان دادهاند که قادر به ادامه آسیب رساندن به پایگاههای نظامی آمریکایی هستند، حتی در شرایطی که تحت بمباران سنگین قرار دارند. حمایت آمریکا از جنگ، که همواره ضعیف بود، کاهش یافته و خشم بینالمللی نسبت به واشنگتن افزایش یافته است. مقامات ایرانی، بدون شک، از عملکرد کشورشان در برابر اسرائیل و ایالات متحده، مفتخر هستند. آنها بهطور علنی از موفقیتهای خود صحبت کرده و حتی پیروزی را اعلام کردهاند.
نخبگان ایران نمیترسند
و در پی شکست دشمن هستند
فارن افرز میافزاید: اگر تهران هنوز از واشنگتن بترسد، شاید دولت آمریکا بتواند رهبران ایران را تحت فشار قرار دهد تا امتیازاتی بدهند. اما این، برداشت درستی از فضای موجود در ایران نیست. نخبگان این کشور، به دلیل جنگی که دوستان و خانوادههایشان را کشت، سخت شدهاند. آنها ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ را، درست مانند اسرائیلیها که حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توسط حماس را به یاد دارند، به عنوان لحظهای میدانند که دشمنشان آمادگی کشتار آنها را نشان داد و بنابراین، اثبات کرد که باید دشمن بهطور دائم شکست بخورد. آنها هرگز اعتماد چندانی به مذاکرهکنندگان آمریکایی نداشتند و اکنون، تقریباً هیچ اعتمادی ندارند.
بنابراین، ایران در حال اتخاذ استراتژیای است که بر اساس تشدید تنشها و تهاجم مداوم است. این بدان معناست نه تنها از مسیر فعلی دست بر نخواهد داشت، بلکه با واشنگتن مصالحه نخواهد کرد. در عوض، شروع به انجام اقدامات بیشتری برای آسیب رساندن به شرکای منطقهای آمریکا و بازارهای جهانی انرژی خواهد کرد، و همچنین حملات به زیرساختهای نظامی آمریکا را گسترش خواهد داد. ممکن است تلاش کند تا مقامات آمریکایی و اسرائیلی را ترور کند. حتی ممکن است عملیات نظامی برای تصرف پایگاههای آمریکایی در کشورهای حوزه خلیج فارس انجام دهد.
جنگ با ایران، پاشنههای آشیل آمریکا را آشکار کرد
روزنامه وال استریت ژورنال با انتشار یادداشتی تحلیلی اذعان کرد: جنگ ایران، شاید آخرین جنگ آمریکا در خاورمیانه باشد. عقبنشینی آمریکا از منطقه پس از این جنگ، یعنی کشورهای عربی چارهای جز پذیرش قدرت ایران نداشته باشند.
این جنگ، درسهای فراوانی داشت. جنگ با ایران شکافی را آشکار کرده که به توان آمریکا برای اداره همزمان چند بحران جهانی مربوط میشود. ذخایر مهمات حیاتی در یک جنگ نسبتاً کوتاه با یک قدرت منطقهای بهسرعت کاهش یافته و کوچکشدن پایه صنعتی دفاعی، همراه با پیچیدگی تسلیحات پیشرفته، جایگزینی آنها را کند کرده است.
برتری کیفی، زمانی معنا دارد که مهمات پیشرفته پیش از پایان جنگ تمام نشود. همین تجربه نشان داده نیروهای آمریکا با تعهدات جهانی آن تناسب ندارند؛ برای عملیات علیه ایران، بخشی از داراییهای دریایی حیاتی از شرق آسیا منتقل شد و در صورت تشدید همزمان فشار چین بر تایوان، پاسخ مؤثر دشوار میشد. شکاف دریایی جدی است: چین ۵۳ درصد ظرفیت کشتیسازی جهان را در اختیار دارد، در حالی که ظرفیت آمریکا فرسوده شده است.
جنگ همچنین محدودیت قدرت هوایی را آشکار کرد. بمباران، بخش مهمی از ظرفیت نظامی ایران و زیرساخت غیرنظامی را تخریب کرد، اما عدم آمادگی برای اعزام نیرو، به تهران امکان داد توان ساخت موشک را حفظ کند.
خاورمیانه به نظم پیش از جنگ برنخواهد گشت
وال استریت ژورنال خاطرنشان میکند: پایگاههای آمریکا در خاورمیانه آسیبپذیری خود را نشان دادند. حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاه آمریکا در بحرین و سپس در عراق، اردن، کویت، عمان، قطر و عربستان خسارت گستردهای وارد کرد.
تهران فشار را از مسیر نیروهای همسو گسترش داد: حملات حوثیها بابالمندب را تحت کنترل آنان قرار داد و حملهای پهپادی از عراق، خط لوله شرقـغرب عربستان را موقتاً از کار انداخت. با کاهش ذخایر جهانی نفت، افزایش دوباره قیمت انرژی میتواند بنبست کنونی را پرهزینهتر کند.
این جنگ، سومین ماجراجویی خاورمیانهای آمریکا در ربع قرن گذشته، میتواند پایان تلاش برای سلطه بر منطقه و آغاز کاهش تدریجی نیروهای آمریکایی باشد. در آن صورت، کشورهای خلیج فارس ناچار خواهند شد ترتیبات امنیتی تازهای بسازند؛ از سازگاری با نفوذ ایران تا ایجاد یک ائتلاف رسمی ضدایرانی که شاید اسرائیل را دربرگیرد. جنگ با ایران میتواند نقطهای باشد که خاورمیانه پس از آن دیگر به نظم پیشین بازنگردد.
مدرن دیپلماسی: ایران به این دلایل
قطعاً پیروز جنگ است
در همین حال نشریه مدرن دیپلماسی در گفتوگو با دکتر راب گایست پینفولد، کارشناس امنیت خاورمیانه و روابط بینالملل، به بررسی استراتژی و پیروزی ایران پرداخت و پرسید: شما استدلال کردهاید که ایران، ارزش استراتژیک را در طولانی کردن این جنگ میبیند تا اینکه عجله کند تا پایان دادن به آن. در این مرحله، پیروزی برای تهران چگونه به نظر میرسد؟
گایست پینفولد در پاسخ گفت: اسرائیل و آمریکا اهداف خود را در آخرین جنگ به وضوح اعلام کردند: آنها به دنبال تغییر رژیم در تهران بودند. اینکه آنها نتوانستند آن را محقق کنند، به رژیم اجازه داد پیروزی را ادعا کند، چون وقتی حریف چنین اهداف بلندپروازانهای تعیین میکند، تنها کاری که باید بکنید زنده ماندن است. اما ایران فراتر از اینها عمل کرده است. این کشور توانسته وضع موجودی ایجاد کند که در حال حاضر هیچ سناریویی -سیاسی، نظامی یا غیره- وجود ندارد که کنترل خود بر تنگه هرمز را واگذار کند. با وجود محاصره آمریکا، ممکن است بخشی از آن کنترل را از دست داده باشد، اما تنها کاری که باید انجام دهد این است که نشان دهد میتواند به اندازه کافی هرج و مرج ایجاد کند تا شرکتها را از فرستادن کشتیهای تجاری به پایین آبراه و بیمهگران را از بیمه کردن آنها منصرف کند و همچنان قادر به انجام این کار
است.
اکنون حوثیها -که احتمالاً مهمترین متحد ایران در منطقه باقی ماندهاند- تهدید به بستن تنگه بابالمندب کرده و حملات خود علیه عربستان را شدت بخشیدهاند، در حالی که آمریکا قادر یا مایل به پاسخ دادن نیست. به طور خلاصه، ایران نه تنها به معنای محدود «پیروز» شده، بلکه با وجود تحمل ضربات سنگین، توانسته است تأثیری بر منطقه و اقتصاد جهانی به گونهای اعمال کند که پیش از درگیری نمیتوانست. در همین حال، آمریکا موفق شده بحران اعتماد منطقهای نسبت به رهبری خود را ایجاد کند.