اعتراف پدرخوانده کارگزاران به استفاده ابزاری از سیاست خارجی
اعتراف مهمترین حامی مالی جریان غربگرا به استفاده ابزاری جریان متبوع از سیاست خارجی به نفع خود، موضوعی است که بسیاری از کارشناسان سالها پیش بدان اذعان داشتند و مهمترین ادله اینان اظهارات محمد جواد ظریف در دیدار البرادعی رئیس وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که میگوید که اگر مذاکرات هستهای ما منتج به نتیجه نشود، ما دیگر در ایران رأی نمیآوریم!
پدرخوانده حزب کارگزاران سازندگی که پیشتر افاضات خارقالعادهای درخصوص ارتباط با آمریکا و مذاکره داشته است در سرمقالهای در روزنامه سازندگی مینویسد: «ما هم برجام را آنگونه که باید بهعنوان یک سند ملی ندیدیم. ما از برجام در رقابتهای انتخاباتی استفاده کردیم. واقعاً آیا ایجاد یک فراکسیون ۱۲۰ نفره آنقدر ارزش داشت که ما هم به تخریب برجام کمک کنیم؟ حتماً نمیارزید.»
این یک اعتراف تاریخی توسط حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی است و نباید صرفا در قالب برجام تحلیل شود؛ بلکه مرامنامه اصلی جریان اصلاحات استفاده ابزاری از همه مقولات فرهنگی، اجتماعی و سیاست خارجی برای مطامع سیاسی خود است. کافی است در یک پدیده و مقوله فرهنگی، اقتصادی و یا اجتماعی بحران یا تنش اجتماعی رخ دهد؛ بلافاصله موجسواری این جریان و مصادره به مطلوب را شاهد خواهید بود. حتی در بسیاری از موضوعات دولتهای منبعث از این جریان خود عامل اصلی معضلات هستند، اما با وقاحت شاهد ژست اپوزیسیونی این جریان نسبت به آن موضوع هستیم.
درخصوص پرونده هستهای که اتفاقاً نمایندگان وابسته به این جریان فکری اسناد و اطلاعات محرمانه کشور را لو دادند و نظام را با بحران هیولاسازی از ایران توسط دشمن آمریکایی-صهیونی مواجه کردند، اشخاصی مدعی دیپلماسی و بلد بودن زبان دنیا شروع به مذاکره کردند و در نهایت آن فرد که بعداً موسوم به ژنرال دیپلماسی شد خطاب به البرادعی عنوان کرد: اگر مذاکرات هستهای ما منتج به نتیجه نشود، ما دیگر در ایران رأی نمیآوریم! چطور این جریان همواره دم از منافع ملی میزند و نرد عشق باختن با آمریکا را مسیر سعادت ملت ایران میداند؟
مرعشی در ادامه اعترافات و دروغپراکنیهای خود میافزاید؛ «ما باید میایستادیم و میگفتیم، برجام یک سند ملی است؛ رهبری با آن موافقند، مجلس آن را پذیرفته، رئیسجمهور آن را محقق کرده، مذاکرات انجام شده و حداکثر امتیازاتی که میشد برای ایران گرفت، گرفته شده است، چرا باید این سند از طرف ما مورد استفاده انتخاباتی قرار گیرد؟ اما در فضای رقابت داخلی، گفته شد کسانی که رقیب ما هستند، مخالف برجاماند و برجامی و غیربرجامی شکل گرفت. طبیعی بود که طرف مقابل هم از همین فضا برای رقابت سیاسی استفاده کند. در همان زمان، بارها به آقای جهانگیری گفتم که آقای روحانی هرجا درباره برجام صحبت میکند، تأکید کند که این توافق ساخته و پرداخته سیاستهای رهبری و تدبیر رهبری است؛ آن را به دولت منتسب نکند و برجام را متعلق به کل نظام بداند. اما همه ما با هم به بهرهبرداری مخالفان برجام کمک کردیم.»
دروغ بستن به رهبری تکنیک بسیار پرتکرار و قدیمی جریان غربگرا است، دروغ بستن به رهبر شهید نسبت به طرحها، لوایح و استیضاحهای در مجلس تا مقولات مختلف اقتصادی و فرهنگی همگی در کارنامه سیاسی اصلاحطلبان پررنگ دیده میشود. با وجود اینکه بخش عمدهای از شروط رهبر انقلاب در موضوع برجام رعایت نشد و ژنرال دیپلماسی اصلاحطلبان نیز بر آن صحه گذاشت، باز هم از شأن رهبری برای خود خرج میکنند.
همچنین همگان به خوبی موضع رهبر شهید انقلاب مبنی بر اینکه برجام خسارت محض است را دیدند و شنیدند، اما معلوم نیست که مدعیان اصلاحات چرا درصدد هستند که برجام را به پای امام شهید بنویسند.