مدیران واقعی و سایهنشین فوتبال!(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
ناکامی تیم امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا (ژاپن)، بیش از هر چیز از تداوم سقوط و پسروی فوتبال کشورمان حکایت میکند. این واقعیتی غیرقابل انکار است که علیرغم تلاش چسبیدههای بیگانهای که از قبل فوتبال، حسابی خود را بسته و به آلاف و الوف و نام و نان رسیدهاند، هر چند وقت یک بار به شکلی خود را به رخ میکشد و با صدای بلند اعلام خطر میکند.
تاکنون رسم چنین بوده - و حتما این بار هم چنین خواهد بود - که پس از چهره بستن ناکامیهایی که معمولاً با شکستی مفتضحانه رقم میخورد، صدای اعتراض و آه و ناله اهالی فوتبال بلند شده و برای چند روز بازار انتقاد و حتی درگیری و یقهگیری و همدیگر را مقصر و متهم جلوه دادن و... در رسانهها و اینجا و آنجا گرم میشود، مسئولان و مدیران با چهرههای برافروخته و متأسف به میدان میآیند و تازگیها «مد» شده که «عذرخواهی» کنند! و از این بابت هم منتی بر سر عالم و آدم بگذارند و به نوعی خود را فداکار و قهرمان مظلوم قصه نشان دهند! و برای اینکه پس نیفتند، دست پیش را میگیرند و خود را سخت خشمگین جلوه میدهند و اعلام میکنند «اینک وقت اقدامی شجاعانه رسیده» و بعد از گذشت اندک زمانی همهچیز از یاد میرود و «اقدامات شجاعانه» به بعد موکول میشود و باز روز از نو، روزی از نو! این واقعیت در خیلی از جاهای ورزش قابل رؤیت و اثبات است اما در فوتبال اظهر من الشمس است.
آنهایی که به «راستی» فوتبال را اداره میکنند و «مدیران واقعی» آن هستند و خط و ربطها را ترسیم و پستها و مناصب را تعیین میکنند و... آری اینها - و نه کسانی که اهالی فوتبال آنان را به طور رسمی و دکوری و ظاهری، مدیر میدانند - اجازه نمیدهند این فوتبال سامان بگیرد و زخمهایش بهبود یابد و مسیر خود را به سوی پیشرفت و قوی شدن تغییر دهد.
صاحبان واقعی فوتبال، یعنی غریبههای منفعتجو و انگلصفت، در سایه وادادگی مدیریتی و فقدان نظارت، سخت بر گرده آن سوار شده و جز سود شخصی بیشتر هیچ چیز نمیخواهند. مردم از فوتبال پیروزی و نشاط و سلامتی و افتخار و اخلاق ورزشی میخواهند، یعنی همان چیزهایی که کارکرد اصلی ورزش و از جمله فوتبال است و هر جا که وضع ورزش درست و حسابیتر باشد، بیشتر مجال ظهور پیدا میکنند ولی این جریانات مفسد و عناصر انگلی که تأکید میکنیم فوتبال را در سایه و به شکل مافیایی اداره میکنند، آن را برای هیچ هدف و کارکردی، به جز استفاده از مواهب و پر کردن آخور و شکم سیریناپذیر خود نمیخواهند.
تکرار میکنیم این مدیریت پنهان اراده کرده که مانع از سلامت فوتبال شود. این حرامخواران رخنهکرده در ورزش - و علیالخصوص فوتبال - آنقدر توانایی دارند که جلوی هر حرکت اصلاحی و برخورد قانونی و قضایی با دلالی فاسد و عناصر زدوبندچی را بگیرند و پروندههای فساد را یکی پس از دیگری خنثی و روانه بایگانی کنند تا خاک بخورد!
پرونده ویلموتس چه شد؟ پرونده موسوم به «فساد در فوتبال» که از سوی مجلس شورای اسلامی تشکیل شد و داشت به نتایج خوبی هم میرسید، چه سرنوشتی پیدا کرد؟ پرونده تیم رفسنجانی که حتی در آن عدهای محاکمه و محکوم شدند و جرایم و میزان تنبیهات و مجازاتهای قضایی آنها اعلام شد به کجا رسید؟
ذهن اهالی ورزش از این نمونهها پر است. بارها نظیر سؤال ما از سوی اهالی و علاقهمندان ورزش مطرح شده اما چرا هیچ مثلا مدیر و مسئولی که یکسره دم از «مردم عزیز»! میزند، نمیآید به طور شفاف و صریح بگوید که به چه دلیل جرأت ندارند فوتبال را از دست مفسدان و انگلها نجات داده و به بساط مدیریت پنهان و ضد ورزش پایان دهند؟
علت اصلی و علتالعلل ناکامی تیم امید و شکستهای فوتبال را باید در «مدیریت پنهان» جستجو کرد، کسانی که در سایه نشسته و از مواهب فوتبال حسابی بهره میبرند و بیخیال همه چیز – و حتی شرایط خاص کنونی مملکت - فوتبال ایران و احساسات پاک و مطالبات به حق دوستداران پرشمارش را با حرکات مخرب و اقدامات موذیانه به سخره گرفته و همه را معطل و مضحکه منفعتجویی و دلالی خود کردهاند و...
به سهم خود بارها نوشتهایم – و این بار نیز به بهانه ناکامی تأسفبار تیم امید و آنچه که درباره تیم ملی فوتبال و حواشی آن میشنویم تکرار و تأکید میکنیم - که این فوتبال مسموم و دلالزده است. مدیریت واقعی و صاحب اراده فوتبال غیر از مدیریت رسمی و ظاهری است و برای نجات و سلامت آن باید این بساط جمع شود، در غیر این صورت حرف زدن از هر موضوع دیگری بحثی انحرافی و مصداق «خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند نقش رخ ایوان است» میشود و هدفی جز خودفریبی و دیگرفریبی ندارد.
این فوتبال مسموم و بیمار است. در واقع فوتبال را مسموم و بیمار کردهاند. باید شجاعانه و جهادی شر این جماعت نابکار و افراد سودپرست و دلالانی را که در خفا فوتبال را اداره میکنند کم کرد. ثابت شده که مدیریت رسمی و قانونی و ظاهری فوتبال - و بلکه ورزش - حوصله و جرأت این کار را ندارد، سهل است، خیلی وقتها جادهصافکن و همراه جماعت مزبور است. پس چارهای نمیماند، به جز آنکه مراکز و نهادهایی فراتر از ورزش برای حل و فصل این ماجرا ورود کنند. این انتظار طبیعی همه اهالی خاکخورده و علاقهمندان صمیمی ورزش است...