کد خبر: ۳۳۹۱۳۱
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۵
# روان‌شناسی

حرص‌خوردن؛ زنگ خطری برای سلامت

یک روان‌شناس با تأکید بر این که «حرص ‌خوردن» ترکیبی از خشم، ناکامی و نشخوار فکری است، گفت: این حالت تنها یک تجربه ذهنی نیست، بلکه با بالا بردن ضربان قلب و تنش عضلانی، سلامت جسم را تهدید می‌کند.
فاطمه ویسمه‌ای در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار داشت: حرص‌خوردن به‌تنهایی یک اصطلاح تشخیصی روان‌شناسی نیست. معمولاً وقتی که این عبارت را به‌کار می‌بریم، منظورمان ترکیبی از هیجان‌هایی مثل خشم، ناکامی، نگرانی و فکر کردن مداوم به یک اتفاق است. وقتی اتفاقی تهدیدکننده تلقی شده یا ناعادلانه یا خارج از کنترل‌مان می‌شود، سیستم سمپاتیک بدن فعال می‌شود، ضربان قلب بالا می‌رود، تنش عضلات بیشتر می‌شود و بعد در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد. اگر ذهن هم همان اتفاق را مرور کند، این برانگیختگی دوباره و تکرار می‌شود؛ به‌خاطر همین می‌گوییم که حرص‌خوردن فقط فکر کردن نیست، می‌تواند همزمان یک تجربه ذهنی و بدنی باشد.
ویسمه‌ای درباره تفاوت حرص‌خوردن با خشم، گفت: خشم یک هیجان است و حرص‌خوردن می‌تواند یکی از شکل‌هایی باشد که فرد هیجانش را تجربه کند یا با آن درگیر شود. مثلاً ممکن است کسی که خیلی عصبانی است، به‌جای اینکه بیاید درباره ناراحتی خود صحبت کند، ساعت‌ها، روزها و حتی ماه‌ها ذهنش درگیر آن اتفاق باشد و مرورش کند و با خودش کلنجار برود و تبدیل به نشخوار فکری یا نگرانی شود، اینجا ممکن است با سرکوب این بروز خشم مواجه شویم، اما نمی‌توانیم بگوییم که حالا هرکسی که حرص می‌خورد لزوماً خشم‌اش را سرکوب می‌کند. آن چیزی که اهمیت دارد این است که خشم، انفجاری تخلیه نشود و از طرفی هم کاملاً به درون برنگردد، باید یک تعادلی باشد؛ اول آن را بشناسیم و بعد به شکل مؤثری بروزش دهیم و بیانش کنیم.
وی با اشاره به نقشِ ساختار شخصیت و عزت‌نفس در تمایز «حل‌مسئله» و «حرص‌خوردن» هنگام بروز مشکلات ادامه داد: یکی از تفاوت‌های مهم نوع نگاه افراد به قابل‌کنترل بودن موقعیت است. کسی که احساس می‌کند می‌تواند کاری انجام دهد معمولاً راحت‌تر به سمت برنامه‌ریزی و حل مسئله می‌رود، اما وقتی که فرد احساس می‌کند هیچ‌کاری از دستش برنمی‌آید، احتمال اینکه درگیر نگرانی و نشخوار فکری شود بیشتر است. البته ممکن است عواملی مثل تحمل ناکامی‌ها، اضطراب‌ها، تجربه‌های قبلی، سبک تربیتی، احساس کارآمدی هم اثر داشته باشد، بنابراین نمی‌توانیم بگوییم که این تفاوت فقط به شخصیت یا عزت‌نفس مربوط است؛ بیشتر با یک مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و مهارت‌های تنظیم هیجان و حل مسئله سروکار داریم.
این روان‌شناس در این‌باره که وسواس بی‌نقص بودن و میل به بهترین بودن چقدر در حرص‌خوردن‌های روزمره نقش دارد، گفت: به‌نظرم یکی از جاهایی که این تمایل افراطی به عالی بودن و بدون‌نقص رفتار کردن خودش را نشان می‌دهد همین جاست؛ جایی که ذهنمان مدام می‌گوید که باید این‌طوری می‌شد، نباید این حرف را می‌زدم، باید بهتر رفتار می‌کردم و هرچه فاصله بین چیزی که انتظار داریم و چیزی که واقعاً اتفاق افتاده بیشتر باشد، ناکامی هم بیشتر است. البته که هر ناکامی از کمال‌گرایی نمی‌آید و مسئله زمانی پررنگ‌تر می‌شود که آرامش ما بیش از حد به این وابسته باشد که شرایط آدم‌ها یا حتی خودمان دقیقاً مطابق انتظارمان رفتار کنیم.
حرص‌خوردن 
عامل پنهان استرس مزمن
وی درخصوص اینکه حرص‌خوردن تا چه حد سلامت جسمانی (فشارخون، خواب، گوارش) را تهدید می‌کند، گفت: اگر حرص‌خوردن تبدیل به یک الگوی همیشگی شود، می‌تواند بخشی از تجربه استرس مزمن باشد. بعد هم برای استرس‌های مکرر آن، مدام مجبور است که سیستم استرسش را تنظیم کند و این موضوع می‌تواند روی خواب، فشارخون، تنش عضلات، حتی عملکرد دستگاه گوارش تأثیر بگذارد. نمی‌توانیم بگوییم که با هربار ناراحت‌شدن یا حرص‌خوردن، مستقیم بدن دچار آسیب می‌شود، اما تداوم و شدت آن قطعاً تأثیرگذار خواهد بود، یعنی وقتی ذهنمان تقریباً همیشه درگیر یک مسئله است و بدن فرصت نمی‌کند که به حالت آرامشش برگردد، علائم استرس هم بروز پیدا می‌کند. همچنین اگر ذهن دائماً وقایع روزمره را از زاویه «بی‌عدالتی» یا «غیرقابل اعتماد بودن دنیا» بررسی کند، این نگاه رفته‌رفته به یک الگوی فکری ثابت تبدیل می‌شود که فرد را در خود حبس می‌کند. فرد ممکن است به یک سری نتایج کلی برسد که آدم‌ها قابل اعتماد نیستند، همیشه حق من ضایع می‌شود یا هیچ چیز درست نمی‌شود و... اینجا زمینه برای بدبینی می‌تواند بیشتر شود. البته نمی‌توانیم بگوییم هر فردی که زیاد حرص می‌خورد حتماً بدبین می‌شود.

captcha