کد خبر: ۳۳۹۱۱۳
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰

یمنی‌هایِ قهرمان (نگاه)

مترجم: سید محمد امین‌آبادی
گروهی نامنظم از جنگجویان صندل‌پوش‌، در برابر پایگاه یک امپراتوری عظیم‌، هولناک و آدمکش ایستاده‌اند و سال‌هاست که به این کار ادامه می‌دهند. ده‌ها و شاید صدها هزار نفر از فرزندان این گروه مبارز به خاطر همین مقاومت یا قتل‌عام شده‌اند یا بر اثر گرسنگی ناشی از محاصره جان باخته‌اند. این جنگجویان ابتدا پایگاه نظامی و نفتی امپراتوری را شکست می‌دهند و در نهایت خود امپراتوری را نیز به زانو درمی‌آورند. آنها نگاه خود را به نسل‌کشی هولناک و خونین در غزه معطوف کرده‌اند. آنها با ایران مقاوم و قهرمانی که این روزها توسط آمریکا محاصره شده هماهنگ هستند؛ ایرانی که پیش‌تر شیر نفت تنگه هرمز را که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کرد، بسته است. جنگجویان یمنی جزایری را در دریای سرخ تصرف کرده‌اند. دیگر نفتی از باب‌المندب عبور نمی‌کند. حالا این گروه و ایرانی‌ها بخش قابل‌توجهی از اقتصاد غرب را در دست گرفته‌اند. آنها خواستار خروج امپراتوری از منطقه خود هستند. آنها می‌خواهند اسرائیل، لبنان و غزه را ترک کند. در نهایت ممکن است آنها به هدفی دست پیدا کنند که پیش از این هیچ‌کس نتوانسته بود به آن برسد: وادار کردن اسرائیل به خروج از غزه و لبنان.
انصارالله و متحدانشان در ایران شوخی ندارند؛ آن‌ها به خاطر وحشی‌گری‌های آمریکا و اسرائیل، عزیزان بسیاری را از دست داده‌اند. ایران در ۱۷ سپتامبر(26 شهریور) اعلام کرد که تنگه هرمز تا زمان پایان دوران مسئولیت ترامپ و نتانیاهو، بسته باقی خواهد ماند. پیش از این، ۲۰ درصد نفت جهان از طریق هرمز ترانزیت می‌شد. ۴۰ درصد نفت عربستان سعودی نیز از مسیر دریای سرخ عبور می‌کرد. اکنون این میزان به‌شدت کاهش یافته است. بنابراین، اعلامیه ایران به‌روشنی برای رأی‌دهندگان اسرائیلی و آمریکایی مشخص می‌کند که چه کسانی عامل افزایش قیمت‌ها بوده‌اند؛ به‌طوری که قیمت سوخت گازوئیل در مقطعی، بنا بر گزارش‌ها، در کالیفرنیا به حدود 
۱۰ دلار در هر گالن رسید و هزینه حمل‌ونقل تقریباً همه کالاها به‌شدت افزایش یافت. این هزینه در نهایت به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. تیتر مقاله‌ای در نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» در ۱۷ سپتامبر چنین هشدار می‌داد: «با شعله‌ور شدن خاورمیانه، قیمت نفت آماده انفجار است.» این مقاله بر این موضوع تمرکز دارد که آسیب واردشده به یک خط لوله حیاتی عربستان سعودی، ارسال محموله‌های نفتی به اروپا را به تأخیر خواهد انداخت؛ اروپایی که حالا باید هزینه سنگین حماقت ترامپ و نتانیاهو را بپردازد. 
این تحولات باعث شده ‌است «قیمت نفت بار دیگر بخش عمده‌ای از مسیر خود را به سمت بالاترین سطوحی که در آغاز جنگ، بیش از شش ماه پیش، به آن رسیده بود طی کند... صادرات دریایی فرآورده‌های پالایش‌شده از روسیه و خاورمیانه، از فوریه ۲۰۲۶ (اسفند1404) در نتیجه راهبرد نابغه‌وار سیا برای هدایت حملات کی‌یف به بخش انرژی مسکو؛ از حدود ۸ میلیون بشکه در روز به ۴ میلیون بشکه کاهش یافته است». در واقع، مسکو در پی حملات اوکراین به پالایشگاه‌هایش که تحت هدایت سیا انجام می‌شود، تمام صادرات انرژی خود را متوقف کرده است. این وضعیت اروپا را به دردسر انداخته است. بنابراین، اروپا دیگر نفتی از روسیه دریافت نمی‌کند و از عربستان سعودی نیز نفتی نخواهد داشت؛ عربستان در 
۱۸ سپتامبر اعلام کرد که قادر به تأمین نفت مورد نیاز اروپا نخواهد بود. برای تکمیل این فاجعه، آمریکا نیز که خود یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت است، نسبت به صادرات نفت محتاط شده است، زیرا ذخایر راهبردی نفت این کشور به حدود ۴۰ درصد ظرفیت خود کاهش یافته است.
ارتباط اروپا عملاً با منابع نفتی قطع شده است. این همان حالتی است که آمریکا در واقع خنجر را از پشت به مهم‌ترین متحد خود، یعنی اتحادیه اروپا، وارد می‌کند. آیا اصلاً مقامات ارشد اتحادیه اروپا متوجه این خیانت چه در دوره بایدن و چه در دوره ترامپ می‌شوند؟ در نتیجه، راست افراطی در انتخابات اروپا به پیروزی می‌رسد و افزایش قیمت‌ها و ناپدید شدن فرصت‌های شغلی، سکویی برای کسب قدرت این احزاب افراطی در اروپا می‌شود. در حالی که تنها امید برای عقلانیت و عدالت در اروپا یعنی احزاب میانه‌رو و احزاب چپگرای قدیمی همچنان از سوی رسانه‌های شرکتی و ابله آمریکایی تحقیر و تخریب می‌شوند. چرا؟ تنها می‌توان به این نتیجه رسید که دستگاه امنیتی آمریکا به این نتیجه رسیده است که احزاب اروپایی نزدیک به فاشیسم بیش از هر نیروی چپ‌گرایی در خدمت منافعش هستند. دستگاه امنیتی آمریکا، مستقر در واشنگتن دی‌سی، تا زمانی که سلطه مرگبار خود را بر نیویورک تایمز، واشنگتن‌پست و حالا هوش مصنوعی حفظ کند، اساساً هیچ اهمیتی به چرخش اروپا به سوی راست افراطی نمی‌دهد. در همین حال، «قیمت نفت به ۱۰۹ دلار در هر بشکه جهش کرده است»، زیرا خط لوله عربستان سعودی که هدف حملات پهپادی قرار گرفته، در آینده قابل پیش‌بینی همچنان از کار افتاده خواهد بود. این خط لوله که به طول 
۱۲۰۰ کیلومتر سراسر عربستان را تا بندر ینبع در دریای سرخ طی می‌کند، برای سعودی‌ها حیاتی بود. 
خلاصه اینکه هدف تهران برای بیرون راندن آمریکا از غرب آسیا با سرعت در حال پیشروی است؛ هدفی که حمله احمقانه دونالد ترامپ به ایران با ایده «اول اقدام کن، بعد فکر کن» نیز به آن کمک کرده است. اکنون ایرانی‌ها از شدت خشم به‌شدت برآشفته‌اند و پس از نابود کردن بخش اعظم پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج‌ فارس، به سراغ نسخه خود از «گزینه هسته‌ای» رفته‌اند؛ گزینه‌ای که در واقع از سلاح هسته‌ای مؤثرتر است: گروگان گرفتن اقتصادهای غربی تا زمانی که حاکمان غربی سر عقل بیایند. اما رهبران غربی سر عقل نخواهند آمد‌، آنها چنین کاری نخواهند کرد. دوران به‌خودآمدن حاکمان غربی با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به پایان رسید؛ فروپاشی‌ شوروی باعث شد تقریباً تمام مقامات ارشد غربی آن‌چنان دچار خودبزرگ‌بینی شوند که سرشان - به معنای واقعی کلمه - برای همیشه باد کند. هرقدر هم واقعیت با شدت به صورت‌های بادکرده و متورم‌شان سیلی بزند، این ذهن‌های بادکنکی همچنان در توهّمی پوچ گرفتارند که گویی در یک لحظه تک‌قطبی زندگی می‌کنیم و آمریکا بر جهان حکومت می‌کند. هیچ ‌چیزی نمی‌تواند این وسواس فکریِ روان‌پریشانه را متزلزل کند.
این توهّم بزرگ در مقامات غربی قادر به درک واقعیات موجود نیست؛ واقعیتی که نشان می‌دهد تولیدات دفاعی آمریکا گروگان چین است، زیرا چین انحصار بخش مهمی از بازار عناصر کمیاب حیاتی را در اختیار دارد؛ موشک‌های رهگیر آمریکا تقریباً تمام شده‌اند و برای دفاع از اسرائیل، این سگ‌ هارِ تهاجمی آمریکا، سال‌ها طول می‌کشد تا بتوان آنها را جایگزین کرد؛ پایگاه‌های نظامی خارجی آمریکا عمدتاً غیرقابل دفاع‌اند؛ ناوهای هواپیمابر دیگر کارایی گذشته را ندارند؛ و ائتلاف چندقطبی روسیه، چین و ایران از بهترین پدافند هوائی جهان برخوردار است و بیشترین تعداد سلاح‌های هسته‌ای را در اختیار دارد و از یک بخش تولید تسلیحات با حمایت دولتی برخوردار است که هر سه کشور در آن به‌صورت شبانه‌روزی و هفت روز هفته تولید می‌کنند و سلاح‌های ‌هایپرسونیکی می‌سازند که پنتاگون تنها می‌تواند رؤیای داشتنشان را در سر بپروراند. در برابر این غرور غربی‌، غروری چنان هیولایی و کورکننده که با حماقت محض درهم می‌آمیزد، پیش‌بینی من این است که در مدت بسیار کوتاهی، انصارالله، ایران، نیروهای همسو با ایران در عراق و چه کسی می‌داند، شاید ترکیه نیز، سکان امور را در غرب آسیا به دست بگیرند؛ در حالی که ابلهان واشنگتن و اورشلیم به خودشان برای پیروزی در جنگ‌های تبلیغات تبریک می‌گویند.
این میراث جنگ سرد است؛ دورانی که بهترین و بااستعدادترین نیروهای غرب در نهادهای حکومتی مانند سیا، هنر، مطبوعات و دانشگاه‌ها را برای مقابله با کمونیست‌ها به خدمت گرفتند. خب، کمونیست‌ها دیگر وجود ندارند، اما هنر، رسانه و دانشگاه‌ها اکنون چیزی جز پوسته‌هایی توخالی نیستند که انگل‌های دستگاه امنیتی دولت آمریکا آنها را برای اهدافی که مدت‌هاست به فراموشی سپرده شده‌اند، از درون تهی کرده‌اند؛ اهدافی که در نهایت صرفاً به عطش پول و قدرت تغییر شکل داده‌اند. نتیجه چه شده است؟ حماقت و بی‌خبری گسترده‌ای در رأس ساختار قدرت غرب شکل گرفته که تنها افراد بسیار سرسخت، باهوش و استثنایی می‌توانند خود را از آن رها کنند. هیچ‌کدام از این افراد قدرت را در دست ندارند. بنابراین، در یک کلام، کارمان تمام است.
نویسنده: «ایو اوتنبرگ» روزنامه‌نگار و رمان‌نویس آمریکایی
منبع: کانترپانچ

captcha