کد خبر: ۳۳۸۹۱۱
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۵
نگاهی به فیلم «هر آنچه از تو باقی مانده»

مبارزه یا تسلیم؛ مسئله این است!

فاطمه قاسم‌آبادی

فیلم‌ها و مستندهای زیادی در چند دهه گذشته با موضوع فلسطین ساخته شده است، ولی به‌طور متمرکز طی چند سال اخیر و بعد از طوفان الاقصی، این ساخته‌ها رنگ و بوی دیگری پیدا کرده‌اند و عمیق‌تر از گذشته به واکاوی این رنج‌نامه اسارت و ظلم پرداخته‌اند.
از طرف دیگر، در همین مدت در هالیوود، یهودیان و مسیحیان اوانجلیست هم ساخته‌هایی عموماً در مورد جنگ جهانی دوم و مظلومیت کلیشه‌ای یهودیان و داستان‌های عهد عتیق ساخته‌اند تا به زعم خودشان، نظر مثبت مردم را به سمت یهودیان جلب کنند و به اصطلاح مانند گذشته روی ظلم تمام این دهه‌ها اشغال، ماله بکشند...
البته با توجه به بیداری جهانی بعد از هفتم اکتبر و نفرت مردم دنیا از ظلم آشکار صهیونیست‌ها، دیگر داستان‌های مظلومیت یهودیان خریدار چندانی ندارد و در عوض حمایت از فلسطین مخصوصاً در جشنواره‌ها مد شده است و ساخته‌های مربوط به فلسطین، معمولاً جوایز را درو می‌کنند.
فیلم «هر آنچه از تو باقی مانده» به کارگردانی، نویسندگی و بازیگری «چرین دبیس»، محصول سال ۲۰۲۵ کشورهای فلسطین، اردن، قطر، یونان و عربستان است. این فیلم داستان سه نسل از یک خانواده فلسطینی را به تصویر می‌کشد.
داستان رنج سال‌ها
در فیلم «هر آنچه از تو باقی مانده»، راوی داستان مادری فلسطینی و دردکشیده است که داستان زندگی سه نسل از خانواده‌اش را تعریف می‌کند.
او در سال ۱۹۸۸ میلادی پسر خود «نور» را که به خاطر شلیک صهیونیست‌ها به مرگ مغزی دچار شد، از دست داد و با بخشیدن اعضای بدنش، حالا در حال تعریف داستان زندگی خانواده‌اش برای تنها یهودی اسرائیلی است که قلب پسرش را گرفته است.
داستان بعد از این پیش‌زمینه، به سال ۱۹۴۸ برمی‌گردد و پدربزرگ نور، «شریف» را می‌بینیم که مردی ادیب و فهمیده است و در یافا زندگی می‌کند.
بعد از ناامیدی از ورود لشکر عربی برای پس گرفتن فلسطین و یورش صهیونیست‌ها به شمال یافا، شریف خانواده‌اش را به جای دیگری می‌فرستد و خودش مدتی در خانه‌اش می‌ماند و در نهایت او را هم دستگیر می‌کنند و به اردوگاه می‌برند.
در قسمت دوم، داستان به سی سال بعد یا سال ۱۹۷۸ می‌رود. شریف که در اردوگاه‌ها پیر شده است در کنار پسرش «سلیم» و خانواده او زندگی می‌کند و با نوه‌اش نور رابطه عاطفی قوی دارد.
او بعد از سی سال پشیمان است که چرا با صهیونیست‌ها مبارزه نکرده و سرزمین خود را بدون مقاومت واقعی به آنها باخته است. سلیم پسر شریف بر خلاف او به کنار آمدن با وضعیت موجود موافق است و به خاطر همین هم نور با پدر خودش که ذلت سر خم کردن جلوی صهیونیست‌ها را قبول کرده، رابطه خوبی ندارد. سرانجام و در پرده آخر ما در سال ۱۹۸۸ نور را می‌بینیم که در مبارزه علیه صهیونیست‌ها تیر می‌خورد و دچار مرگ مغزی می‌شود و پدر و مادرش هم اعضای بدن او را می‌بخشند و بدون هیچ امید خاصی به زندگی خود با وضعیتی که دارند، ادامه می‌دهند.
باید ایستادگی می‌کردیم!
در فیلم «هر آنچه از تو باقی مانده»، مخاطبین سه نسل از رنج و درد فلسطینی‌ها را می‌بینند.
مردمی مهربان و زحمتکش که حقشان پایمال شد و مورد ظلم قرار گرفتند. شخصیت شریف که پدربزرگ خانواده است، نقطه عطف داستان است. این شخصیت از همان اول امیدی به ارتش عربی ندارد و در جواب همسرش که امیدوار است انگلستان به کمک آنها بیاید می‌گوید که تمام این مشکلات از همان اول زیر سر انگلستان بوده و امید داشتن به منشأ شر، احمقانه است. شریف در داستان فردی ادیب، متواضع، بااخلاق و خانواده‌محور است، کسی که به نوعی نماینده افراد تحصیل‌کرده و فهیم جامعه عربی است.
جالب است که همین فرد سی سال بعد و در اپیزود دوم، عنوان می‌کند که باید در ابتدای راه، مقاومت بیشتری می‌کردند و می‌گوید که صهیونیست‌ها از دست ما خلاص شدند، چون ترسو بودیم، کشور ترسوها!
پسرش سلیم با او مخالفت می‌کند و می‌گوید کسانی که در یافا باقی ماندند هم اوضاع بهتری پیدا نکردند و شریف جواب می‌دهد:
«حداقل در سرزمین خود ماندند یا مردند...»
این نگاه و رسیدن به بلوغ اینکه تنها راه برخورد با افراد پلید و غاصب، مبارزه و مرگ یا پیروزی است، کاملاً در کلام و رفتار شریف بعد از سی سال نمود دارد و مخاطب را با خود همراه می‌کند.
از طرف دیگر سلیم پسر او فردی است که کاملاً از مبارزه دست کشیده است و مثل عده‌ای از فلسطینی‌ها که معتقدند با کسی جنگ ندارند، حاضر است بمیرد ولی سمت مبارزه نرود و حتی در این راه توسط عده‌ای جوان مزلف صهیونیست، جلو پسرش تحقیر می‌شود ولی حقارت را تحمل می‌کند.
در این میان نور معتقد است که نباید مانند پدرش زندگی کند و به باورهای پدربزرگش شریف معتقد است و در نهایت هم در این راه کشته می‌شود و با مرگش به بقیه زندگی می‌بخشد.
صهیونیست‌های روتوش‌شده
در فیلم «هر آنچه از تو باقی مانده»، تصویری که مخاطبین از صهیونیست‌ها می‌بینند، بسیار ناقص و پرابهام است.
بینندگان بیشتر از خود صهیونیست‌ها، صدای بمب‌هایشان را می‌شنوند و خرابی‌هایی که به وجود می‌آورند را می‌بینند و در نهایت هم بیشترین رویارویی مستقیم زمانی است که چند جوان اسلحه به دست، سلیم و پسرش را گیر می‌اندازند و سلیم را مجبور می‌کنند به مادر خودش فحش بدهد!
در انتها هم مخاطبین می‌بینند جوان صهیونیستی که قلب نور را با عمل پیوند گرفته، با پررویی مقابل مادر نور می‌نشیند و از رنج‌های قومش و اینکه فلسطینی‌ها باید آنها را درک کنند، می‌گوید! 
گویی سازنده سعی کرده در این قسمت فرم «نه سیخ بسوزد و نه کباب» را اجرا کند و به مخاطب از زاویه نگاه یک صهیونیست مظلوم رنج‌کشیده هم حق بدهد!
انگار نه انگار این قوم همان‌هایی بودند که با پرچم «ما بی‌خانمان هستیم و به ما کمک کنید»، وارد فلسطین شدند ولی در واقع قرار بود این مهمانان ناخوانده و حرامی، به وقتش جای صاحبخانه را بگیرند!
محمد حدید برج‌ساز معروف و پدر مدل‌های معروف فلسطینی، در حال حاضر ۷۷ ساله است و بسیار ثروتمند، منتها هنوز هم هر جایی در مورد فلسطین از او بپرسند، بعد از صحبت از ظلم‌های بی‌شمار صهیونیست‌ها، داستان خانواده یهودی لهستانی که آواره جنگ جهانی دوم بودند و پدرش دلش برایشان سوخت و به خانه‌شان راه داد را می‌گوید، خانواده‌ای که در نهایت از مهمان به صاحبخانه تبدیل شدند و خانه آنها را تصاحب کردند!
به خاطر تمام این اتفاقات، در حال حاضر مردم دنیا و به خصوص مردم کشورهای اروپای شرقی، که کشورهایشان اولین گزینه صهیونیست‌ها برای فرار از اسرائیل هستند، به شدت با یهودیان بد برخورد می‌کنند و با توهین و ناسزا با آنها روبه‌رو می‌شوند و آشکارا از اینکه هدف بعدی این نابکاران باشند برای غصب زمین، نفرت دارند!
از طرف دیگر یکی از موضوعات داستان مسئله اهدای عضو این جوان فلسطینی است. این در حالی است که در حال حاضر صهیونیست‌ها رسماً بزرگ‌ترین قاچاقچی اعضای بدن هستند و حتی از جنازه‌های تازه فوت کرده فلسطینی‌ها هم نمی‌گذرند و بسیاری از اسرا را با بدن پاره‌پاره و خالی در گورهای دسته‌جمعی دفن کرده‌اند!
این یعنی سازنده با وجود دیدن تمام این جنایت‌ها، باز هم سعی کرده چهره‌ای انسانی و قابل هضم از اسرائیلی‌های در انتظار پیوند نشان بدهد!
با توجه به تمام این قضایا و بزرگی و عظمت ظلم صهیونیست‌ها و یهودیان به مردم فلسطین، نشان دادن تصویری تقریباً خنثی از صهیونیست‌ها که جنایت‌هایشان بیش از حد تصور است، به نوعی کنار آمدن با ظلم آنهاست که نوعی خیانت است.
این قضیه را حتی مردم کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین هم فهمیده‌اند، به خاطر همین در یک ساخته فلسطینی باید پلیدی رفتار صهیونیست‌ها بروز باشد و به بهترین وجه به تصویر کشیده شود.
مبارزه یا تسلیم؟
در فیلم «هر آنچه از تو باقی مانده»، سازنده سعی کرده نسلی که توانست زنده بماند را نسل دوم یا سلیم نشان بدهد. کسی که تحقیرها را تحمل می‌کند و به نوعی با ظلم کنار می‌آید و به مبارزه اعتقادی ندارد.
این شخص در نهایت زنده می‌ماند 
اما به چه قیمتی؟
در ماجرای طوفان الاقصی و حتی بعد از آن هم عده‌ای از مردم غزه بودند که به مبارزه اعتقادی نداشتند ولی این تفکر باعث نجات‌شان نشد.
حدود یک سال قبل مردی فلسطینی در یک روز، برای چهار فرزندش که توسط صهیونیست‌ها کشته شده بودند، نماز میت خواند و با افتخار از اینکه فرزندانش سرباز و جزو حماس نبودند اما قربانی شدند صحبت می‌کرد... .
در حقیقت صهیونیست‌ها با اشاعه این تفکر که فلسطینی‌ها به قربانی بودن راضی باشند توانستند، این مبارزه را تا این حد طولانی کنند و با ترساندن مردم از مبارزه، صاحب اموال آنها شدند. این همان روشی است که نماینده بزرگ‌تر اسرائیل یا همان آمریکا هم با اجرایش، تا به حال توانسته مردم دنیا را به اسارت بگیرد و حق‌شان را پایمال کند.
مثال وضعیت ایران و ونزوئلا دقیقاً مثال درستی از وضعیت مبارزه و عدم مبارزه با باطل است. در ونزوئلا بدون مبارزه تسلیم شدند و هر روز قسمت جدیدی از اموالشان به یغما می‌رود و نماینده‌شان هم مجبور است مانند مترسک جلوی دوربین لبخند بزند و علامت پیروزی بی‌سر و ته نشان بدهد ولی در مقابل ایران ایستادگی کرد و اجازه نداد دشمن با ایجاد ترس و تهدید، به مقصود شوم خود برسد.
نتیجه این مبارزه هر چه که باشد، به قول شخصیت شریف ماندن و مبارزه در سرزمین خود بهتر از آوارگی و تن به ذلت دادن است.
استقبال بین‌المللی
فیلم «هر آنچه از تو باقی مانده»، با داستانی قوی و بیانی ملموس و احساس‌برانگیز توانست، نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کند و موفقیت‌های زیادی در جشنواره‌ها به دست بیاورد.
این فیلم توانست برنده جایزه تماشاگران در جشنواره بین‌المللی فیلم «لایدن» در هلند، برنده عنوان بهترین فیلم، در هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مالزی، برنده جوایز دروازه طلایی و جایزه تماشاگران از جشنواره بین‌المللی فیلم «سان ‌فرانسیسکو»، برنده جایزه تماشاگران، از جشنواره بین‌المللی فیلم «تسالونیکی» و برنده جایزه بهترین کارگردان، در جشنواره فیلم اروپایی «سویا» بشود.
«هر آنچه از تو باقی مانده» در بخش نظرات مردمی هم نمرات قابل قبولی به دست آورد و مردم روایت رنج‌های نسل اندر نسل این خانواده فلسطینی را قابل لمس دیدند و از آن استقبال کردند.

captcha