نبرد امروز در سنگر سینما
بررسی تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی نشان میدهد که سینمای دفاع مقدس پرمخاطبترین و هویتسازترین ژانر سینمایی بوده است؛ بهطوریکه بر اساس آمارهای موجود، ۴ فیلم از فهرست ۱۰ فیلم پربیننده تاریخ سینمای پس از انقلاب را آثار دفاع مقدس تشکیل میدهند و در صدر این فهرست، فیلم سینمایی «عقابها» قرار دارد. با این حال، از اواسط دهه ۷۰، جریان تولید در این عرصه به بهانههای واهی نظیر هزینهبر بودن یا پایان یافتن دوران جنگ رو به افول نهاد و میدان برای نفوذ تئوریهای نرم دشمن باز شد.
این در حالی است که طی سالهای بعد از دفاع مقدس اول، جبهههای نبرد تازهای پیش روی انقلاب اسلامی و ملت ایران قرار گرفت؛ از تهاجم فرهنگی و جنگهای رسانهای و شناختی و اقتصادی گرفته تا تقابل با مدافعان حرم و جنگهای تحمیلی دوم و سوم. بنابراین امروز آنچه پیش روی «سینمای دفاع مقدس» بهعنوان ملیترین ژانر سینمایی ایران قرار گرفته، مسائل و موضوعاتی فراتر از نبرد هشتساله است. درباره مسائل و ابتلائات امروز سینمای دفاع مقدس، به مرور نظرات گروهی از سینماگران پرداختهایم.
***
وظایف هنرمندان و حاکمیت
«جمال شورجه» از پیشکسوتان سینمای کشور و سازنده آثاری چون «۳۳ روز» و «حماسه مجنون» درباره نیازها و بایستههای سینمای دفاع مقدس معتقد است: در وهله اول ضروریترین امر این است که باید شاخکهای حسی خود سینماگران و هنرمندان را نسبت به این مفاهیم و مضامین دفاع مقدس حساس کرد تا بتوانند در این زمینه فکر کنند، فیلمنامه بنویسند و در نهایت تولید اثر داشته باشند. اگر این دغدغهمندی و حساسیت وجود نداشته باشد قاعدتاً هنرمند به این سمت و سو نخواهد رفت. در کنار این قضیه خود حکومت و سیاستگذاران هم میتوانند با یک سیاستگذاری منطقی، دقیق و آگاهانه هنرمندانِ دغدغهمند و علاقهمند را به چنین ژانرهایی سوق دهند تا فعالان این عرصه به نوعی از سرگردانی و بلاتکلیفی یا از این شاخه به آن شاخه پریدن و به نوعی از این وضعیت انفعالی خارج شوند و بتوانند ذهن متمرکزتری داشته باشند.
کارگردان «باشگاه سری» افزود: این نکته را هم باید در نظر داشت هنرمندانی که ریشهها و باورهای اعتقادی و دینی قویتری دارند قطعاً نیاز است مورد حمایت قرار گیرند و به آنها بها داده شود و به آثار آنها در بخش توزیع و پخش توجه بیشتری از سوی مسئولان صورت گیرد چه در حوزه کتاب، نشر و چه در حوزه سینما. به طور مثال اگر کتاب دفاع مقدس خوبی چاپ میشود باید بهترین روش توزیع را برای آن در نظر داشت تا هنرمندان در این زمینه تشویق شوند و حتی آنهایی که علاقهمند هم نیستند وسیله و زمینه ساخت آثار برایشان فراهم شود.
کارگردان «عملیات کرکوک» درباره اهمیت پژوهش در آثاری با مضمون دفاع مقدس اذعان داشت: پژوهش در همه زمینههای هنری در بخش تجسمی، کتاب، شعر و البته سینما از اهمیت بالایی برخوردار است، علیالخصوص در سینما که یک هنر ـ صنعت است که نیازمند مباحث جانبی است از تأمین سختافزار و نرمافزار تا در اختیار داشتن مبانی تحقیق و پژوهش.
تهدیدی به نام ضدجنگ!
«سعید مستغاثی» رئیس پیشین انجمن منتقدان نیز درباره فیلمهای ضدجنگی که طی دو دهه اخیر در سینمای ما ظهور کردند میگوید: آنچه به عنوان سینمای ضد جنگ در واقع در میدان دفاع و به شکل سینمای ضد دفاع ما نمایان گردید، در هیچ یک از کشورهای صاحب سینمای دنیا، سابقه نداشت. به طور مثال، در سینمای فرانسه یا شوروی سابق که سرزمینشان اشغال شده بود و آنها برای مقابله با اشغالگر میجنگیدند، هیچ فیلمی علیه دفاع مشروعشان در برابر دشمن اشغالگر ساخته نشد. آثار مهمی همچون «نبرد راه آهن» (ساخته رنه کلمان و برنده نخل طلای اولین دوره جشنواره کن) در سینمای فرانسه یا «آنها برای میهنشان جنگیدند» (سرگئی باندارچوک) در سینمای شوروی سابق و یا «جنگ رودخانه نرتوا» (ولکو بوولاجیک) در سینمای یوگسلاوی، نمونههایی از این آثار هستند. حتی در سینمای آمریکا وهالیوود که اگرچه سرزمینشان اشغال نشد و به عنوان کمک به مناطق اشغالی اروپا در جنگ حضور پیدا کردند، این حضور را نوعی دفاع خواندند و از همین روی در آثارشان، نشانهای از سینمای ضددفاع رویت نشد، مانند «گروهبان یورک» (هاواردهاکس) یا «کازابلانکا» (مایکل کورتیس) و یا مجموعه «چرا میجنگیم» (فرانک کاپرا). اما متأسفانه از میانه دهه ۸۰ فیلمهایی ظاهراً در حیطه سینمای دفاع مقدس ساخته شدند و برخی از آنها در خدشهدار نمودن ارزشها و آرمانهای دفاع مقدس تا آنجا پیش رفتند که حتی اصل دفاع مقدس را نیز زیر علامت سؤال بردند. این بارزترین حضور جنگ نرم نظام سلطه و پیاده شدن تئوریهای فرانسیس فوکویاما در دل سینمای دفاع مقدس بود که به منصه ظهور رسید.
مستغاثی بیان کرد: به بهانه اینکه قهرمانان و اسطورههای دفاع مقدس را بایستی برای نسل امروز ملموستر و عینیتر به تصویر کشید، همه آن ویژگیها و خصوصیاتی را که در برخی فیلمهای ضد جنگ هالیوودی و اروپایی از سربازان و مزدوران آمریکایی و اروپایی دیده بودند عیناً کپی کرده و به قد و قامت سردارانی دوختند که یک دنیا را مات و مبهوت خود کرده بودند. این به اصطلاح جنگیسازها، بعضاً دو طرف جنگ تحمیلی یعنی هم متجاوزین صدامی و هم ملتی را که فقط از آب و خاک و دین و کشورش دفاع میکرد، در یک ترازو قرار دادند و با یک میزان سنجیدند، یا سرداران و فرماندهان جنگ را به استهزاء و سخره گرفتند و خلوتهای عرفانی و الهیشان را با معیارهای مادی سنجیدند و یا در فیلمهایشان ساحت مقدّس جبههها و سنگرهای پاک رزمندگان اسلام را به هر آنچه که سلائق بیگانه با دفاع مقدس میپسندید و شیفتگان و خودباختگان فرهنگ غرب میخواستند، آلوده کردند تا به خیال خام خود، غربزدهها و از خود بیگانهها را خوش بیایند و در خوشبینانهترین نگاه به سینمای به اصطلاح دفاع مقدس جلب کرده و یا با سوءاستفاده از نام و عنوان دفاع مقدس، پولهای هنگفت به جیب بزنند و در مقابل به قیمت خشنودی بیگانگان و دشمنان این ملت، ارزشها و مقدسات او را لگدمال کنند.
جهاد امروز در سینما
دکتر جلال غفاری قدیر، دبیر جشنواره فیلم مقاومت نیز معتقد است: سینمای مقاومت امروز وظیفه دارد مبلغ و مروج نگاه تابآوری و پایداری در برابر ظلم و جور باشد. سینمای مقاومت امروز وظیفه دارد حساسیت جوامع و مجامع دنیا را نسبت به جنایات صهیونیسمهای سفاک برانگیزد و با زبان گویای هنر احساسات و عواطف جوامع بشری را برانگیزاند. سینمای مقاومت امروز وظیفه دارد نسل جدیدی از فیلمسازان و هنرمندان جهان را بر اساس حریت فطری و نگاه آرمانی انسانی، شناسایی و تربیت کند تا در این نبرد چندوجهی جبهه «حق» و «باطل» لشکری از انسانهای متخصص و متعهد بر جبهه باطل هجوم آورند و سرود فتح و پیروزی سر دهند. «سینمای مقاومت» امروز در جایگاهی ایستاده است که مرجع و مأمن فیلمسازانی است که با سختی و مرارت در این وانفسا، بر اساس وجدان بشری و منطق فطری خود به خلق اثر میپردازند. تنوع و تکثر بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در بخشهای سینمایی، فیلم کوتاه، انیمیشن، مستند، هوش مصنوعی، فیلمنامه، نقد و پژوهش حوزه علوم انسانی و اقلام مواد تبلیغاتی موجب شده تا خیل عظیم و گستردهای از طیفهای متنوع در حوزههای گوناگون و عرصههای مختلف هنری، پژوهشی، سینمایی و حتی سیاسی و استراتژیک با این جشنواره همکاری داشته باشند و بر غنای کیفی و کمی این جشنواره بیفزایند.
غفاری متذکر شد: جریان سینمای مقاومت به گواه اکثر کارشناسان قطعاً «ملیترین» ژانر سینمایی در کشور و «امتیترین» ژانر سینمایی در جهان اسلام و حتی فراتر از آن است. این جریان سینمایی که ریشه در حماسه هشت سال دفاع مقدس دارد مرهون تلاشها و مجاهدتهای بزرگانی نظیر «ملاقلیپورها»، «شورجهها»، «حاتمیکیاها» و «درویشها»ست که بازتاب حماسه فرزندان خمینی(ره) را بر پرده نقرهای سینما، منعکس نمودند تا امروز و در اوج اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران که به فرموده رهبری معظم و حکیم انقلاب اسلامی نزدیک قله قرار داریم، سینمای مقاومت به محلی برای رشد و نمو فیلمسازان نسل جدید و جوان بدل شود. سینمای مقاومت امروز زنده است چون جریان مقاومت زنده است و سینمای مقاومت تا آبشخورش جهاد و ایثار و پیروزی و شهادت است زنده و پایدار میماند تا ظهور دولت کریمه حق و حاکمیت و وارث شدن مستضعفین بر کره ارض که نازل شد؛ وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ استُضعِفُواْ فِي الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّة وَنَجعَلَهُمُ الوَارِثِينَ.
دبیر جشنواره فیلم مقاومت تأکید کرد: جهاد تبیین امروز در حوزه سینما ساخت فیلم است. ساخت فیلمی بر اساس فطرت الهی و وجدان بیدار. چه در داخل و بیان پیشرفتهای عظیم ایران اسلامی در حوزههای علمی و فنآوری اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و... و چه در خارج از کشور و بیان ایستادگی در برابر ظلم و جور نیاز به جهاد تبیین داریم و هیچ عنصر و رسانهای مهمتر از رسانه سینما نیست.
سینمای دفاع مقدس و جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
«کیانوش عیاری» کارگردان سینما با تأکید بر اینکه ساخت آثار سینمایی درباره جنگ مشخصاً جنگ رمضان و ۱۲ روزه باید روایت زندگی باشد، گفت: در تولیدات خود پیرامون جنگ تحمیلی سوم پیامی داشته باشیم و آثار تولیدی مفهوم مشخصی را در خودش داشته باشد. وی در گفتوگو با ایرنا اظهار داشت: در تولیدات آثار مرتبط با جنگ تحمیلی سوم باید بیشتر زندگی در فیلمنامه موج بزند و راستگویی در اولویت باشد.
عیاری گفت: فیلم درباره جنگ خصوصاً جنگهای تحمیلی دوم و سوم علیه کشورمان، باید مانا باشد و نسلهای حال و آینده نیز با تماشای این آثار اتفاقات جنگ را به خوبی لمس کنند.
این کارگردان تصریح کرد: روایت زندگی و وطن در این تولیدات خودش پیام دارد و باید این پیام را به مخاطب در تولیدات مرتبط منتقل کند.
رامتین شهبازی، منتقد و مدرس سینما هم در نشستی گفت: تجربه جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان را پشت سر گذاشتیم و در مدرسه میناب شاهد شهادت بسیاری از کودکان بودیم. این وقایع واقعیتهایی هستند که نمیتوان ساده از آنها گذشت.
وی تأکید کرد: روایت جنگ رمضان در سینما به طور دقیقتر در قالب تراژدی قابل ارائه است. برچسب تراژدی برای فیلمهای مرتبط با جنگ رمضان درستتر است، زیرا آنچه در این مدت واقع شده، تراژدی است و فراتر از ملودرام و گونههای معمول سینمایی قرار دارد. تراژدی، ژانری است که درد و رنج انسانی را با عمق و گستردگی زیاد به تصویر میکشد و بهترین قالب برای بیان رویدادهای دردناک و تلخ همانند جنگ رمضان است. شهبازی ادامه داد: تراژدی نمیتواند صرفاً به نمایش یک رخداد غمانگیز و ناراحتکننده محدود شود بلکه باید به عمق شخصیتها، انگیزهها و سرنوشتهایی بپردازد که مخاطب را به تأمل، همدردی و شناخت بهتر از واقعیتهای جنگ سوق دهد. از این نظر فیلمهای تراژیکی که با رویکردی انسانی و چندبعدی ساخته شدهاند، ظرفیت بسیار بالایی برای انتقال پیامهای فرهنگی و تاریخی به نسلهای آینده دارند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه سوره در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: مسئله جنگ رمضان را نمیتوان تنها با روایت صحنههای درگیری فهمید؛ ما با یک تجربه انسانی پیچیده روبهرو هستیم که نیازمند زبان خاص خود است. سینمایی که قرار است چنین رویدادی را بازتاب دهد، باید فراتر از تصویرسازی ظاهری عمل کند و امکان فهم ریشههای احساسی و وجودی انسانهایی را فراهم کند که در دل این بحرانها زندگی کردهاند. این نقطه آغاز تفاوت میان یک روایت صرفاً جنگی و یک اثر تراژیک است.
شهبازی با اشاره به اهمیت شخصیتپردازی در روایت جنگ اظهار کرد: در بسیاری از فیلمها، قهرمان جنگ صرفاً فردی شجاع و ایثارگر معرفی میشود، اما در واقعیت، قهرمان انسانی است با تردیدها، امیدها و انتخابهایی دشوار. اگر قرار است جنگ رمضان در سینما موضوعیت پیدا کند، باید شخصیتهایی خلق شود که «نه نمادهای دستساز، بلکه انسانهایی چندلایه باشند». این پیچیدگی، از نگاه او، یکی از ارکان اصلی تراژدی است.
این کارشناس رسانه در پایان بر ضرورت اتکای سینما به تجربههای فرهنگی بومی تأکید کرد و گفت: آنچه ما در منطقه خودمان تجربه میکنیم، زبان، حافظه و تاریخ ویژهای دارد. اینها عناصر خامی هستند که سینما باید از آنها استفاده کند. در صورت تعریف ژانر براساس معیارهای داخلی، به جای تقلید از الگوهای آماده، میتوانیم به ساخت نوعی سینمای تراژیک دست پیدا کنیم که ریشه در واقعیتهای زیسته مردم دارد و نه در قراردادهای از پیش تعیینشده.