راههای ایجاد قناعت
قناعت یکی از ارزشهای مهم اخلاقی است و میتواند باعث آرامش و سعادت انسان شود. قناعت در زندگی یعنی انسان در مورد خودش و خانوادهاش در مصرف پول و امکانات، حد تعادل را رعایت کند؛ نه اسراف و زیادهروی کند و نه آنقدر سخت بگیرد که زندگی برای خودش و خانوادهاش سخت شود. برای اینکه انسان بتواند به قناعت برسد و از حرص و طمع دور بماند لازم است در زندگی خود بعضی نکات و راهکارها را رعایت کند. در ادامه مهمترین راهکارهایی که میتواند به انسان برای رسیدن به قناعت و داشتن یک زندگی آرامتر کمک کند بیان میشود.
راههای رسیدن به قناعت
۱. شناخت مفهوم صحیح قناعت
اولین راه برای رسیدن به قناعت این است که معنای صحیح آن را بشناسیم. قناعت یعنی در مصرف کردن تعادل داشته باشیم و به اندازه کفایت و نیاز اکتفا کنیم، نه اینکه خودمان را محروم کنیم یا بیش از حد سخت بگیریم. کلینی از عبدالملک بن عمرو نقل میکند: امام صادق (ع) آیه (وَ الَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا) را تلاوت کرد، آنگاه معنی آیه را با عمل خاصی در نظر ما مجسم کرد. دست برد و مشتی ریگ را برداشت و دست خود را محکم فشرد، به گونهای که چیزی از آن نریخت، فرمود این همان «تقتیر» است که خدا در کتاب خود گفته است. سپس آن را ریخت و مشت دیگری از سنگریزهها را برداشت، سپس همه را رها کرد و چیزی در دستش باقی نماند و فرمود این همان «اسراف» است. آنگاه مشت دیگری را گرفت، کمی دستش را باز کرد، قسمتی از آن ریخت و بخشی در دستش باقی ماند، فرمود: این همان قوام و میانهروی و اعتدال است.»(۱) پس انسان قانع باید بداند که هم اسراف و زیادهروی و هم بخل و محروم کردن خود و خانواده کار درستی نیست. روش درست این است که انسان حد تعادل را رعایت کند.
۲. شناخت حد کفایت و نیاز واقعی خود
یکی از مهمترین راههای قانع بودن این است که انسان بداند چه مقدار برای زندگیاش کافی است. امیرمؤمنان (ع)
فرمود: « منْ رَضِیَ مِنَ اَلدُّنْیَا بِمَا یُجْزِیهِ کَانَ أَیْسَرُ مَا فِیهَا یَکْفِیهِ وَ مَنْ لَمْ یَرْضَ مِنَ اَلدُّنْیَا بِمَا یُجْزِیهِ لَمْ یَکُنْ فِیهَا شَیْءٌ یَکْفِیهِ؛ هر که از دنیا به مقداری که او را کفایت کند راضی شود؛ کمترین چیز دنیا او را کفایت میکند و هر که به اندازهای که او را بس باشد راضی نشود؛ چیزی از دنیا کفایتش نخواهد کرد.» (۲) پس باید بین نیاز واقعی و خواستههای اضافی فرق بگذاریم و از خودمان بپرسیم که آیا هر چیزی که میخواهم واقعاً لازم است؟!
۳. کنترل خواستهها
قناعت بدون اینکه خواستههای خودمان را کنترل کنیم امکانپذیر نیست. اگر انسان دنبال هر چیزی که میخواهد برود، هیچ وقت به آرامش نمیرسد. قناعت یعنی انسان آرزوهای طولانی و خواستههای مادی بیش از حد را کنترل کند و اجازه ندهد خواستههای تمامنشدنی زندگی، او را کنترل کنند. البته این حرف به این معنی نیست که انسان هدف نداشته باشد یا برای پیشرفت تلاش نکند؛ بلکه باید بین هدف و حرص فرق بگذاریم. هدف باعث میشود انسان برای رسیدن به چیز بهتر تلاش کند ولی حرص باعث میشود همیشه ناراضی باشد.
۴. مبارزه با حرص، طمع و بیشترخواهی
یکی از بزرگترین موضوعاتی که جلوی قناعت را میگیرد، حرص و بیشترخواهی است. امام باقر(ع) میفرمایند: « انزِلْ ساحَهَ القَناعَهِ باتِّقاءِ الحِرصِ، و ادفَعْ عَظیمَ الحِرصِ بِإیثارِ القَناعَهِ ؛ با پرهیز از حرص، در آستانِ قناعت بار افکن و با برگزیدن قناعت، کوه حرص را پس بزن.»(۳)
۵. مقایسه نکردن خودمان با دیگران
مقایسه کردن خودمان با دیگران یکی از چیزهایی است که باعث میشود قناعت را از دست بدهیم. امام صادق(ع) میفرمایند: « اُنظُرْ إلی مَن هُو دُونَکَ فی المَقدُرَهِ و لا تَنظُرْ إلی مَن هو فَوقَکَ فی المَقدُرَهِ، فإنّ ذلکَ أقنَعُ لکَ بما قُسِمَ لکَ ؛ به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر؛ زیرا که این کار تو را به آنچه قسمت تو شده است قانعتر میسازد.» (۴)
۶. بیشتر شکرگزاری کردن
انسان حریص بیشتر به چیزهایی که ندارد توجه میکند، اما انسان قانع نعمتهایی را که دارد میبیند و بابت آنها شکر میکند. پس باید نعمتهایی مثل سلامت، خانواده، امنیت، توانایی کار و درآمد را ببینیم و آنها را کوچک ندانیم. وقتی به داشتههای خودمان توجه کنیم، احساس کمبود هم کمتر میشود. پس باید همیشه به داشتههای خود فکر کنیم نه نداشتههای خود.
۷. توجه به نتیجه قناعت و پیامدهای حرص
وقتی انسان نتیجه هر رفتاری را بداند، انگیزه بیشتری برای انجام دادن یا ندادن آن پیدا میکند. قناعت باعث آرامش و آسایش میشود، نگرانیهای مالی را کمتر میکند، جلوی بدهکار شدن را میگیرد، عزت و استقلال انسان را حفظ میکند، باعث میشود انسان کمتر گرفتار چشموهمچشمی شود و وابستگی او به دنیا هم کمتر شود. در مقابل، حرص و طمع ممکن است انسان را گرفتار غم، نگرانی، حسرت، بدهکاری، وابستگی و ذلت کند؛ بنابراین، توجه کردن به این نتیجهها میتواند انگیزه خوبی برای تمرین قناعت باشد.
۸. هماهنگ کردن دخل و خرج با درآمدش
قناعت باید در رفتار اقتصادی ما هم دیده شود. بعضی افراد به خاطر خوشگذرانی و ولخرجی، بیشتر از درآمدشان خرج میکنند و در نتیجه بدهکار میشوند. برای اینکه این اتفاق نیفتد، باید درآمد و هزینههای خود را مشخص کنیم، نیازهای ضروری را در اولویت قرار دهیم، هزینههای غیرضروری و تجملگرایی را کم کنیم و سطح زندگی خودمان را با توان مالیمان هماهنگ کنیم.
۹. الگو قرار دادن افراد قانع
انسان خیلی از رفتارهایش را از آدمهایی که اطرافش هستند یاد میگیرد. بهترین الگوها در این زمینه پیامبران و ائمه معصومین (ع) هستند. برای نمونه، درباره امام علی (ع)
نقل شده است که با اینکه توانایی و فعالیت اقتصادی داشتند، شبها کیسههای آرد و خرما را به خانه فقرا و یتیمان میبردند، ولی زندگی شخصی خودشان ساده بود. این الگوها نشان میدهند اینکه انسان توانایی خرید بیشتری دارد، لزوماً به این معنی نیست که باید بیشتر مصرف کند.
۱۰. استفاده از عقل و دوراندیشی
امام علی (ع) فرمود: « مَن عَقَلَ قَنَعَ ؛ عاقل قانع است.»(۵) انسان عاقل میداند که اگر خواستههایش را بدون اینکه درآمدش را در نظر بگیرد زیاد کند، ممکن است نتیجه آن بدهکاری و نگرانی باشد. پس قبل از هر هزینهای باید نیاز، توان مالی و نتیجهای را که ممکن است در آینده داشته باشد در نظر بگیریم.
۱۱. باور داشتن به رزاق بودن خداوند
یکی از مهمترین چیزهایی که به قناعت کمک میکند، باورداشتن به رازق بودن خداوند است. قرآن کریم میفرماید: « وَمَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا ؛ هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست!». (۶) اگر انسان باور داشته باشد که خداوند روزیرسان است، تلاش اقتصادی خودش را انجام میدهد، ولی دچار حرص و اضطراب همیشگی نمیشود. این باور به معنی کنارگذاشتن تلاش نیست؛ بلکه یعنی انسان در کنار تلاش خودش، به خدا هم توکل داشته باشد.
نتیجه
کسی که میخواهد در زندگی قانع باشد، باید قناعت را به عنوان یک نگرش و سبک زندگی قبول کند. او باید بداند چه مقدار برایش کافی است و نیاز واقعیاش چیست، خواستههایش را کنترل کند، با حرص و بیشترخواهی مبارزه کند، خودش را با افراد برخوردارتر مقایسه نکند و به مال دیگران چشم نداشته باشد. همچنین باید نعمتهایی را که دارد ببیند و شکرگزاری کند، دخل و خرجش را مدیریت کند و از اسراف و تجملگرایی دور باشد. از طرف دیگر، قناعت نباید با بخل و سختگیری اشتباه گرفته شود. اگر انسان توانایی مالی دارد، باید نیازهای مشروع خانوادهاش را تأمین کند و از نعمتهای خدا به شکل درست استفاده کند؛ بنابراین، قناعت نه محرومیت است و نه اسراف؛ بلکه انتخاب آگاهانه اعتدال و کفاف است. همچنین شناختن نتیجههای حرص، مثل نگرانی، حسرت، بدهکاری و ذلت و توجه کردن به نتیجههای قناعت، مثل آرامش، عزت و استقلال باعث میشود انگیزه انسان برای قانع بودن بیشتر شود. الگو گرفتن از افراد قانع، استفاده از عقل و دوراندیشی، باورداشتن به رزاقیت خداوند و توجه به آخرت هم در قویتر شدن این صفت تأثیر دارد.
پینوشتها:
۱. سبحانی، جعفر، مثلهای آموزنده قرآن، قم، مؤسسه امام صادق، ۱۴۳۲ ق، ص ۲۵۶. ۲. الطبرسی، أبی الفضل علی، مشکاه الأنوار، تحقیق هوشمند، دارالحدیث، الطبعه: الأولی، ص ۲۳۲. ۳. بحار الأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ هـ. ق، ج ۷۸، ص ۱۶۴. ۴. الشیخ الکلینی، الکافی محقق / المصحح: غفاری علی اکبر و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج ۸، ص ۲۴۴. ۵. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، قم، دارالکتاب الإسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق، ص ۵۷۷. ۶. هود، آیه ۶.
* زهرا ابراهیمی