دفاع مقدس و نقش فرهنگ دینی در آن (مقاله وارده)
دکتر مهدی جبرائیلی تبریزی
1- جنگها معمولاً با مجموعهای از عوامل سیاسی، اقتصادی، ژئوپلیتیکی و نظامی تحلیل میشوند؛ اما استمرار مقاومت یک جامعه در برابر جنگ، نیازمند نوعی پشتوانه فرهنگی و معنایی است. در دفاع مقدس، بسیاری از رزمندگان و خانوادههای آنان، حضور در جبهه، تحمل سختی، مجروحیت و شهادت را صرفاً با محاسبات مادی توضیح نمیدادند. دفاع مقدس یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است که در فاصله سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ در پی تجاوز نظامی رژیم بعث عراق به جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. این جنگ، افزون بر ابعاد نظامی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، واجد ابعاد عمیق فرهنگی و اعتقادی بود. یکی از عوامل مهم در شکلگیری الگوی مقاومت اجتماعی و استمرار دفاع در سالهای جنگ، فرهنگ دینی و آموزههای اسلامی بود. میدان جنگ عرصهای برای بروز باورهای دینی، سجایای اخلاقی و ظرفیتهای فرهنگی ملت ایران بود. آنچه این دفاع را «مقدس» ساخت، فرهنگ قرآن و روحیه ولایتمداری رزمندگان بود که به این مقاومت هویتی دینی و معنوی بخشید.
2- مفاهیمی همچون جهاد، شهادت، ایثار، توکل، صبر، تکلیفمداری، دفاع از مظلوم، ولایتپذیری، اخوت دینی و حفظ عزت اسلامی، در رفتار و انگیزههای بخش مهمی از رزمندگان و جامعه نقش داشتند. این فرهنگ، از یکسو جنگ را از سطح یک منازعه صرفاً سرزمینی فراتر برد و آن را در چارچوب دفاع از استقلال، کرامت و ارزشهای دینی معنا کرد و از سوی دیگر، زمینه مشارکت گسترده اقشار مختلف جامعه در پشتیبانی از جبههها را فراهم ساخت. هنگامی که جنگ آغاز شد، بخشی از این مفاهیم از حوزه نظری و گفتمانی وارد عرصه عمل اجتماعی گردید. از این منظر، دفاع مقدس را میتوان عرصهای برای ظهور عینی بخشی از فرهنگ دینی جامعه ایران دانست. مسجد، هیئت، روحانیت، خانواده، مدرسه، بسیج، مراسم مذهبی، قرآن، دعا، زیارت و آیینهای دینی، هر یک در ایجاد و استمرار این فرهنگ نقش داشتند.
فرهنگ دینی در دفاع مقدس در چند سطح به ایفای نقش پرداخت: ایجاد انگیزه و معنا، تقویت روحیه مقاومت، تولید سرمایه اجتماعی، تقویت همبستگی ملی و دینی و هویت جمعی، نهادینهکردن فرهنگ ایثار و شهادت، افزایش تابآوری خانوادهها و جامعه، و ایجاد چارچوب اخلاقی برای رفتار در شرایط جنگ. مرگ، جراحت، اسارت، مهاجرت، تخریب منازل، دوری اعضای خانواده و فشار اقتصادی از جمله پیامدهای جنگ هستند. در این وضعیت، «معنا» اهمیت اساسی پیدا میکند. انسان هنگامی توان تحمل هزینههای سنگین را پیدا میکند که کنش خود را معنادار تصور کند. در تجربه دفاع مقدس، بخشی از این معنا از فرهنگ دینی سرچشمه میگرفت.
قرآن کریم میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (آلعمران: ۲۰۰).
در این آیه، سه راهبرد بیان شده است:
اصبروا: پایداری فردی؛
صابروا: پایداری در برابر دشمن؛
رابطوا: آمادگی و مراقبت جمعی.
از این رو صبر در فرهنگ قرآنی صرفاً تحمل منفعلانه نیست؛ بلکه به معنای استقامت آگاهانه و راهبردی نیز هست. این معنا در شرایط جنگ اهمیت ویژهای دارد، زیرا جامعه با فرسایش روانی و اجتماعی مواجه میشود.
و یا فرهنگ شهادت از منظر جامعهشناختی حداقل سه کارکرد داشت:
نخست: کاهش غلبه ترس از مرگ؛ باور به حیات اخروی، مرگ در راه ارزشهای دینی را در یک چارچوب متفاوت معنا میکرد.
دوم: افزایش آمادگی برای فداکاری؛ فرد حاضر میشد منفعت شخصی را در برابر منفعت جمعی کنار بگذارد.
سوم: تولید حافظه جمعی؛ شهید پس از مرگ نیز به یک نماد فرهنگی تبدیل میشد.
در کنار این عوامل، دفاع از تمامیت ارضی، هویت ملی، ساختار نظامی، رهبری سیاسی و شرایط منطقهای نیز در مقاومت جامعه ایران مؤثر بودند.
3- ماهیت دینی دفاع مقدس؛ رهبران انقلاب اسلامی از همان ابتدا این جنگ را نه یک درگیری صرفاً، بلکه نبردی میان حق و باطل، ایمان و کفر تفسیر کردند. امام خمینی(ره) این جنگ را «جنگ اسلام علیه کفر» نامید و آن را به لحاظ نمادین با دین پیوند زد. این تفسیر دینی، دفاع را از یک اقدام نظامی صرف به یک تکلیف شرعی و الهی تبدیل کرد که مشارکت در آن، ادای وظیفه دینی تلقی میشد.
اگرچه انگیزههای دینی در تصمیم صدام برای آغاز جنگ نقشی نداشت، اما در طرف ایرانی، دین به طور معناداری مردم را به مشارکت در جنگ برانگیخت. رهبران ایرانی با بهرهگیری از نمادها و باورهای دینی، جنگ را به مثابه نبردی میان مؤمنان و کافران ترسیم کردند و این راهبرد، به ابزاری مؤثر برای بسیج عمومی تبدیل شد.
4- تجلیات فرهنگ دینی در دفاع مقدس؛ فضای جبهههای جنگ سرشار از دعا، نماز شب و اشتیاق لقاءالله بود. رزمندگان با وجود کمبود شدید امکانات مادی، به پشتوانه ایمان و توکل به خدا در برابر دشمنان مجهز ایستادند. این بُعد معنوی، نقطه تمایز دفاع مقدس از بسیاری از جنگهای دیگر در سایر کشورها بود. ورود بسیج به صحنه نیز جلوهای از همین معنویت بود که توانست توازن نبرد را تغییر دهد و ایمان، ایثار و روحیه جهادی رزمندگان سبب شد تهدید مرگ کارایی خود را از دست بدهد.
شهادتطلبی به عنوان یک ارزش دینی والا، نقش محوری در دفاع مقدس داشت. داوطلبان بسیجی با الگوگیری از قیام عاشورا، مرگ در راه خدا را سعادت میدانستند و عملیات شهادتطلبانه به راهبردی مؤثر در جنگ تبدیل شد. این فرهنگ، برگرفته از اندیشه عاشورایی و در پیوندی استوار با حماسه حسینی(ع) بود. خانوادهها نیز با الهام از این فرهنگ، فرزندان خود را با رغبت و آگاهی به جبههها فرستادند و همه کشور به عمق دفاعی جبههها تبدیل شد. روحیه ولایتمداری و اطاعت از رهبری دینی، عامل مهمی در انسجام و هدایت دفاع مقدس بود. آنچه دفاع را مقدس ساخت، فرهنگ قرآن و ولایتمداری بود. این ویژگی سبب شد تصمیمات کلان جنگ، از جمله ادامه مقاومت یا پذیرش آتشبس، با محوریت رهبری دینی اتخاذ شود. حتی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در تیر ۱۳۶۷ که امام خمینی(ره) آن را «نوشیدن جام زهر» توصیف کرد، از موضع یک تصمیم دینی و مسئولانه در قبال مصلحت نظام اسلامی صورت گرفت.
دفاع مقدس توانست تقابل کاذب میان ملیت و دیانت را از میان بردارد. در میدان جنگ، وطندوستی نه در حد شعار بلکه در عمل متجلی شد و شهادت به عنوان نماد پاسداری از خاک و ایمان تثبیت گشت. این تجربه موجب شد هویت ایرانی پس از انقلاب، با ترکیب ایرانیت، اسلامیت و روحیه انقلابی معنا یابد. بدین ترتیب، دفاع مقدس الگویی ارائه داد که نشان میدهد ملیت و دیانت میتوانند در کنار هم، ریشه انسجام اجتماعی و سیاسی باشند.
5- فرهنگ دینی در دفاع مقدس نه تنها در جبههها، بلکه در کل جامعه نقش بسیجکننده داشت. مساجد و هیئتهای مذهبی به کانونهای پشتیبانی از جبههها تبدیل شدند و شهر و روستا، حوزه و دانشگاه، همه در خدمت دفاع قرار گرفتند. پشتیبانیهای مردمی و هدایای جمعآوریشده از سراسر کشور، نشاندهنده عمق نفوذ فرهنگ دینی در بدنه جامعه بود.
6- دفاع مقدس با تکیه بر فرهنگ دینی، دستاوردهای متعددی به همراه داشت. یکی از مهمترین آنها، اتحاد ملی بود. در شرایطی که اختلافات سیاسی در سطوح بالا وجود داشت، دفاع مقدس مردم را یکپارچه کرد و همه پشت سر دفاع قرار گرفتند. تقویت اقتدار نظامی نیز از دیگر دستاوردها بود؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در ابتدای جنگ نهادی نوپا بود، در جریان دفاع مقدس به یک نیروی منسجم و کارآمد تبدیل شد.
محبوبیت نیروهای مسلح و ایجاد احساس امنیت در جامعه از دیگر پیامدهای مثبت بود. دفاع مقدس به عنوان یک مدرسه بزرگ تربیتی عمل کرد که ارزشهایی مانند شهادتطلبی، ایثار و مقاومت در برابر ظلم را نهادینه ساخت و گفتمان مقاومت را در سیاست خارجی ایران ایجاد کرد که تا امروز ادامه دارد.
7- به دلالت مبانی فقهی و فرهنگ دینی و شیعی مبتنی بر قرآن و سیره، فقها و علمای شیعی مکلف هستند در برابر هرگونه تعرض و تصرف عدوانی بیگانگان قیام کنند و از استقلال و تمامیت ارضی و مال و جان و حیثیت آحاد جامعه اسلامی صیانت کنند. در دوره مشروطه مراجع برجسته شیعه پیشقراول و پیشران مبارزات ضد استعماری و ضد استبدادی بودند تا جغرافیای ایران به مستعمره کفار تبدیل نشود. در دفاع مقدس هشت ساله و نیز جنگهای یک سال اخیر همین عامل اساسی و تعیینکننده توانست دشمن را در رسیدن به اهداف تمدنی شیطانی ناکام بگذارد.
8-از این رو میتوان و باید اولاً در حکمرانی آموزشی و فرهنگی به تعمیق باورهای توحیدی و نهادینه سازی فرهنگ دینی و تبیین گزارههای فقهی که روحیه جهادی را در مردم و نسل آینده پرورش میدهد، اهتمام داشت و ثانیاً همین الگو را در حکمرانی اقتصادی و سیاسی در سطح سیاستگذاری و راهبردی، مبنای عمل قرار داد.
چاره در دین است.