آغاز موجی تازه در انقلاب
علامه محمدتقی مصباح یزدی
فصل سیزدهم
1. مقدمه
در درس پیشین، در ادامه بررسی حرکتهای مردمی معاصر، به اولین حرکتهای انقلابی امام خمینی و پیروان ایشان اشاره شد و روند تحولات در آن دوران؛ یعنی از آغاز نهضت انقلاب اسلامی تا سال 1343 که سال تبعید امام خمینی به ترکیه و سپس عراق بود، مورد بررسی قرار گرفت. از آن زمان تا سال 1355 وقایعی در تاریخ انقلاب اسلامی به وجود آمد که علیرغم نقش آنها در تحولات بعدی، از اهمیت کمتری برخوردار هستند. از این رو، بررسی تحولات این دوره را به اهل تحقیق واگذار نموده، در این درس به شرح وقایع بعدی که از اهمیت بیشتری برخوردار است اشاره خواهیم کرد. به دلیل وقایع خاصی که در سال 1356 و 1357 اتفاق افتاد، آغاز موجی تازه در روند پیروزی انقلاب اسلامی بود. از این رو جا دارد در این درس، به اجمال، رویدادهای واقع شده در این دو سال را مد نظر قرار داده، نقش آنها را در پیروزی انقلاب اسلامی یادآور گردیم.
2. شهادت فرزند امام و آغاز مرحله جدید نهضت
حاج سید مصطفی خمینی، فرزند برومند امام خمینی، از روحانیون مبارزی بود که بعد از تبعید پدر خویش بازداشت و راهی تبعیدگاه گردید. وجود چنین شخصیتی میتوانست خطری بزرگ برای رژیم پهلوی باشد، اما وی بدون داشتن هیچگونه بیماری و یا علائم بیماری، ناگهان دارفانی را وداع میگوید و با توجه به روشن شدن نقش ساواک در وقوع مرگهای مشکوکی نظیر آن، مردم، ساواک را عامل شهادت فرزند امام دانستند. و بههمین خاطر در ایران به حدی از او تجلیل نمودند که رژیم شاه را به عکسالعمل واداشت.1 شهادت آیتالله سید مصطفی خمینی، محیط رعب و وحشت حاکم بر کشور را شکست و مردم چون سیل خروشان برای سرنگونی دولت و رژیم شاهنشاهی به تکاپو افتادند. از این زمان ابتکار عمل در دست مردم و رهبری نهضت قرار میگیرد و کنترل اوضاع و جریانات از دست رژیم شاه خارج میشود.2
3. اهانت به امام و قیام 19 دی قم
در روز 17 دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات، مقالهای از احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید که در آن به امام خمینی توهین شده و نسبتهای ناروایی به ایشان داده شده بود. با انتشار این مقاله در سطح کشور، اعتراضات گستردهای آغاز گردید. مردم قم در این اعتراضات پیشتاز بودند و در پایان شب 18 دی ماه، در مسجد اعظم قم، شعارهایی در حمایت از امام خمینی و در مخالفت با رژیم پهلوی سر دادند. در فردای آن روز تظاهرات گسترده مردم قم تبدیل به قیامی خونین گردید و با دخالت نیروهای نظامی، شماری از مردم به شهادت رسیدند که رقم دقیق آن تاکنون نیز مشخص نگردیده است. به دنبال این قیام مردمی بود که موج اعتراضات، بسیاری از مناطق کشور را در بر گرفت و قیام 19 دی مردم قم، منشأ حرکتهای بعدی گردید که پیروزی انقلاب اسلامی را رقم زد.
4. قیام مردم تبریز و یزد
در چهلم شهدای قم، مردم تبریز درصدد بودند تا این نهضت را از طریق برگزاری مجالس ختم استمرار بخشند. از این رو، در 29 بهمن 1356، عزای عمومی اعلام گردید و جمعیت بسیاری برای شرکت در مجلس ختم راهی مسجد شدند. اما مأموران رژیم، که به سلاح گرم نیز مجهز بودند، مانع از ورود مردم به مسجد شدند. افزایش جمعیت سبب شد تا مأموران اقدام به شلیک تیر هوائی نمایند و همین امر مردم را تحریک نمود و آنان ضمن بیان شعارهای انقلابی، به مأموران یورش بردند و با به آتش کشیدن وسایل متعلق به پلیس و دولت، راهپیمایی بزرگی را آغاز کردند. پلیس هم وارد عمل شد و به سوی مردم تیراندازی نمود. در نتیجه، انبوهی از کشتگان و مجروحین راهی بیمارستانها شدند که در اثر تیراندازی مأموران به چنان وضعیتی دچار شده بودند.
مردم یزد نیز به پیروی از فرمان امام خمینی، در روزهای 9 و 10 فروردین1357، حماسهای دیگر آفریدند. مردم آن دیار با تحریم عید نوروز، به برپایی مجالس بزرگداشت شهدای قم و تبریز اقدام کردند. در راهپیماییهای پرشور مردم یزد، خواستههای ایشان مبنی بر بازگشت امام از تبعید، آزادی زندانیان سیاسی و برچیده شدن رژیم پهلوی بیان گردید. با دخالت نیروهای امنیتی رژیم شاه و تیراندازی آنان به سوی مردم، جمع زیادی از آنان به شهادت رسیده و یا مجروح شدند. این سیر تحولات باعث وحشت رژیم پهلوی گردید و بههمین خاطر روحانیون زیادی را روانه تبعیدگاهها و عده زیادی از انقلابیون را روانه بازداشتگاهها نمود. البته در شهرهای دیگری همچون کرمان، شیراز، اصفهان، جهرم و اهواز نیز این اعتراضات وجود داشت و حرکتهای مردمی در آن مناطق نیز به شدت رژیم شاه را به وحشت انداخت.
5. عید فطر، نقطه عطف حضور مردم
13 شهریور 1357، یکی دیگر از نقاط عطف انقلاب اسلامی است؛ چراکه این روز مصادف با عید فطر بود و نماز عید فطر تجلیگر حرکتی بود که پیروزی انقلاب اسلامی را تسریع بخشید. در قیطریه مرکز تجمع مردم برای اقامه نماز عید فطر در تهران صدها هزار انسان مسلمان گرد هم آمدند تا آوای وحدتبخش خود را سر دهند. این تظاهرات عظیم با آرامش برگزار گردید تا فرصت قتلعام را از شاه بگیرد. همین امر زمینه تأثیر بیشتر این حرکت تاریخی را فراهم ساخت و حرکتهای انقلابی بعدی بلافاصله شکل گرفت.
پس از تظاهرات عظیم مردم در روز عید فطر، امام خمینی، طی بیانیهای، ضمن تبریک آن روز، این حرکت عظیم مردمی را تجلیل نموده، از مردم خواستند تا به بیانات عوام فریبانه رژیم پهلوی اهمیتی ندهند و به این حرکتهای بنیانکن خود ادامه دهند. در ضمن ایشان از ارتشیان نیز خواستند تا برای حفظ استقلال و بیرون آمدن از زیر یوغ اسارت و ذلت وارد عمل شوند.3
6. جمعه سیاه
17 شهریور 1357 همواره یادآور حماسهای دیگر در فرآیند انقلاب اسلامی است. پس از تظاهرات گسترده عید فطر، حرکتهای وسیع دیگری شکل گرفت که به شدت رژیم را به هراس انداخت. صبح جمعه، هرچند که رژیم در تهران و چندین شهر دیگر اعلام حکومت نظامی نموده بود، لیکن مردم تهران از صبح زود راهی میعادگاه شدند و خیابان ژاله تا بهارستان مملو از جمعیت شد. مأموران رژیم با نشانه رفتن مسلسلهای خود به سوی مردم، شمار زیادی از آنان را به شهادت رسانده، جمع زیادی را هم مجروح ساختند. این فاجعه به قدری دهشتناک بود که واکنش سریع مراجع عظام را به دنبال داشت و سیل بیانیهها و نامههای اعتراضآمیز در محکومیت این کشتار بیرحمانه، از سوی علما و مراجع صادر گردید.4 این امر زمینه مشتعل شدن آتش خشم مردم مسلمان و انقلابی ایران را فراهم ساخت و این کشتار بیرحمانه، نه تنها مردم را از حرکتهای بعدی نا امید نساخت، بلکه شمار بیشتری از مردم را به صحنه کشاند. در چهلم شهدای جمعة سیاه نیز، اعلام عزای عمومی گردید و در بسیاری از شهرهای ایران تظاهراتهایی صورت گرفت و شماری نیز به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.5
7. هجرت امام از عراق به فرانسه
در زمان تبعید امام خمینی به عراق، رژیم بعث عراق آزادی عمل را از ایشان سلب کرده بود و مانع ادامه مبارزه ایشان با رژیم پهلوی میشد. امام به ناچار، صلاح را در این دیدند که به فرانسه رفته، در پاریس اقامت گزینند. این هجرت مبارک، نقطه عطف دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی ایران بود؛ چراکه این امکان برای امام به وجود آمد که بتوانند به آسودگی، پیام خود را به گوش مردم انقلابی ایران برسانند. ناگفته نماند که با تلاش برخی از یاران نزدیک امام خمینی، بنا بود ایشان از عراق راهی کویت گردند، لیکن در مرز عراق و کویت، مأموران گمرکی کویت، مانع ایشان شدند و امام تصمیم گرفتند به فرانسه هجرت كنند. از آن پس بیانیهها و پیامهای امام خمینی آسانتر به دست طرفداران ایشان میرسید و انقلاب هر چه بیشتر به اهداف خود نزدیک میشد.6
8. شور انقلابی در محرم حسینی
ماه محرم و یادآوری حماسه عاشورا همواره محرکی قوی در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی بوده است. محرم سال 1399 ق. نیز نقشی بسزا در روند تحولات انقلاب اسلامی داشت. مردم مسلمان، در تداوم حرکتهای مستمر انقلابی خود، از آموزههای قیام امام حسین بهره برده، در ابتدای ماه محرم، بر فراز بامهای منازل خود فریاد الله اکبر و لا اله الا الله سر دادند و در واقع تظاهراتی عظیم را در تهران و شهرهای دیگر شکل دادند، بدون آنکه مأموران بتوانند آنان را مورد تعرض قرار دهند. این فریادها علاوه بر بام منازل به خیابانها و مساجد نیز کشیده شد و هر لحظه بر جمعیت مردم در کوچه و خیابانها افزوده گردید. کشتار جمعی از تظاهرات کنندگان توسط مأموران نیز نتوانست این حرکت حماسی را خاموش کند. امام خمینی به مناسبت کشتار مردم در اول محرم 1399 ق، بیانیهای صادر کرد و مبارزات مردمی را در ماه محرم آن سال جهت بخشید. به طوری که دامنه اعتراضات به اعتصابهای کشوری کشیده شد و این امر رژیم را واداشت تا دست به کشتارهای دیگری بزند و حتی عدهای را در حرم مطهر امام رضا علیهالسلام به رگبار ببندد.
تاسوعا و عاشورای آن سال نیز حاکی از روح حماسی و حسینی در میان انقلابیون بود. آیتالله طالقانی اعلام کرد که در روز تاسوعا با وجود تمام خطرات، در راهپیمایی شرکت خواهد کرد و به دنبال این اعلام، مردم نیز از سوی گروهها و جمعیتهای مختلف، به این راهپیمایی دعوت شدند. در نتیجه، رژیم ناچار شد اجازه راهپیمایی را به آنان بدهد، در این روز و نیز در روز عاشورا تظاهراتهای میلیونی برگزار گردید و این امر حاکی از آن بود که در ایران زمینه یک انقلاب، کاملاً فراهم است.7
9. فرار شاه به خارج
گسترش اعتراضات خیابانی و خارج شدن کنترل کشور از اختیار مأموران رژیم، شاه را وادار ساخت تا در 26 دی ماه امور کشور را به شاپور بختیار واگذار کند و خود به نام معالجه و رفع خستگی راهی مصر گردد، غافل از اینکه این سفر بازگشتی به دنبال ندارد و پیروزی انقلاب اسلامی را تسریع میبخشد. فرار شاه از ایران موجی از شادی در میان مردم ایجاد کرد و امید انقلابیون به پیروزی انقلاب اسلامی را افزایش داد. از همین رو بود که در راهپیمایی عظیم روز اربعین حسینی، 29 دی ماه 1357، در تهران و سایر شهرها میلیونها تن شرکت کردند و خلع شاه از مقام سلطنت و استقرار حکومت اسلامی را خواستار گردیدند. در بیانیه پایانی این راهپیمایی حتی تشکیل شورای انقلاب اسلامی ایران، که از سوی امام خمینی مطرح شده بود، مورد تأیید قرار گرفت و حکومت بختیار غیر قانونی معرفی شد.8
10. ورود امام خمینی به ایران و پیروزی انقلاب اسلامی
با فرار محمدرضا شاه از کشور، زمینه برای تحقق آرمانهای امام خمینی بیش از پیش فراهم گردید. امام خمینی که در آن زمان در پاریس در تبعید به سر میبرد، سکاندار اصلی نهضت بود؛ به طوری که با نظر او، تعطیلات عمومی شکل میگرفت، تحصنهای سراسری به وجود میآمد، سربازان پادگانها را ترک میگفتند و تحولات بزرگ دیگر رخ میداد. این امر حاکی از آن بود که انقلاب اسلامی به مرحله پویایی خود رسیده است و از این روست که باید رهبر نهضت خود را به یاران خویش در ایران برساند و مقدمات برچیده شدن طاغوت و زمینهسازی تشکیل حکومت اسلامی را فراهم کند.
پرسنل هوائی تصمیم میگیرند با هواپیمای اختصاصی امام را از پاریس به تهران منتقل کنند، ولی دولت مانع میشود. مخالفت دولت با ورود امام به ایران، بازتاب گستردهای داشت و در اطراف فرودگاه اجتماعات بزرگ اعتراضآمیز شکل گرفت. در واقع، بعد از تصمیم امام به بازگشت به ایران و مخالفت رژیم پهلوی این مسئله در رأس همه مسایل قرار گرفت و اولین خواست اجتماعات بزرگ گردید و در این رابطه، مسجد دانشگاه تهران، به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. دامنه گسترده اعتراضات در نهایت، دولت بختیار را وادار ساخت تا فرودگاههای کشور را مجدداً بازگشایی کند. سرانجام با تدبیرهای ویژهای، امام خمینی در میان اوج استقبال مردم در ساعت 30/9 روز 12 بهمن ماه وارد فرودگاه تهران شدند و در میان جمع حاضر، در بهشتزهرا، سخنرانی كردند و ماهیت غیر قانونی رژیم پهلوی را بیش از پیش روشن ساخته، خطوط آینده حرکت خود را ترسیم نمودند. امام خمینی در بخشی از سخنان انقلابی و افشاگرانه خود در بهشت زهرا فرمودند: «و اما دولتی که ناشی میشود از یک شاهی که خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوهبر او غیر قانونی است، وکلایی که تعیین کرده است غیر قانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیر قانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان میگفتند که این سلطنت را ما نمیخواهیم و سرنوشت ما با خود ماست، حالا هم میگویند که ما این وکلا را غیر قانونی میدانیم، این مجلس سنا را غیر قانونی میدانیم، این دولت را غیر قانونی میدانیم. آیا کسی که خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، میشود که قانونی باشد؟ ما میگوییم که شما غیر قانونی هستید باید بروید... من باید عرض کنم که محمدرضای پهلوی، این خائن خبیث رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستانهای ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد... من دولت تعیین میکنم! من تو دهن این دولت میزنم! من دولت تعیین میکنم! من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین میکنم»! 9 با ورود امام، طبقاتی از ارتش به انقلاب پیوستند و پس از چهار روز، ایشان دولت موقت را تعیین نمودند و مهندس بازرگان را به عنوان نخستوزیر دولت موقّت برگزید. در این مدت درگیریهایی میان وفاداران به رژیم پهلوی و انقلابیون مسلمان به وجود آمد، اما در نهایت، در 22 بهمن، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و رژیم پهلوی پس از 2500 سال حکومت شاهنشاهی در ایران جای خود را به حکومت اسلامیای داد که با حمایت و پشتیبانی مردم تحقق یافت.
پانوشتها:
1- سید جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، ص319.
2- جواد منصوری، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، ص 309.
3- علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج 7 و 8، ص 281.
4- همان، ج 1 و2، ص 318.
5- همان، ج 7 و 8، ص 376.
6- همان، ج 7 و 8، ص 349.
7- سید جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص 401.
8- علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج 9 و 10، ص 141.
9- امام خمینی، صحیفه امام (بیانات، پیامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعی و نامهها)، ج6، ص 13 ـ 16.