زیبایی خدمت با سلاح ایمان(حدیث دشت عشق)
سرباز شهید محمد حسنی، چهاردهم بهمن سال ۱۳۳۷ در قم دیده به جهان گشود و در سیزدهم شهریور سال ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی شمال غرب بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه سر به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش ۲۴ شهریور سال ۱۳۶۴ در گلزار علیبنجعفر(ع) آرام گرفت. شهید محمد حسنی در وصیتنامهاش نوشت: «این زمان که اسلام با کفار و مشرکین و منافقین و غاصبین، در حال جنگ مستقیم است، وظیفه شرعی و قانونی دانستم تا وارد ارتش اسلام شوم تا شاید بتوانم قدمی در راه خدا برداشته باشم. من داوطلب خدمت در این ارتش و در این لشکر شدم؛ لشکری که در تمام نقاط محروم ایران خیمه زده است، لشکر کردستان نامیده شده است، خدمت در هر کجا و در هر لباسی که در خدمت خدا باشد مورد قبول خدا است اما چقدر زیباست که این خدمت به عنوان سرباز مسلح به اسلحه ایمان و اسلحه دیگری به نام تفنگ توأم با هم باشد خدمتی به مقدسی سربازی امام زمان(عج). امام زمانی که گفتیم تو را تنها نخواهیم گذاشت. سال ۱۳۴۲ بود و حالا تو و خدای تو شاهد هست که تنهایت نخواهم گذاشت چون بهترین شیوه صداقت وفای به عهد است. خداوندا از تو میخواهم که در رختخواب نمیرم و تنها مرگم شهادت در راه تو باشد. آن هم شهادتی حقیقی نه حقوقی، شهادتی که مورد قبول درگاهت باشد. خداوندا از تو میخواهم قبل از شهادت توفیق بندگیات و خدمت در راهت را به مندهی و مرا قبل از هر چیز به راه راست هدایت و در راه راست تا آخرین نفس ثابت قدم نگهداری. خداوندا من برای آن نیامدم جنگ که اسمم شناخته شود و نه از ترس عبادت میکنم، بلکه تمام اینها برای آن است که تو خالق من هستی و برای مهربانیات است.»