شهیدان «ابدام» شاگردان پیشتاز مکتب اباعبدالله الحسین(ع)
کامران پورعباس
نام حسين بن على(عليهالصّلاه والسّلام) دلها را مثل مغناطيس به خود جذب مىكند.
امام حسین خورشیدی فروزان و پرنور و ابدی و یاران و اصحابشان فداکارترین و ایثارگرترین و نمونهترین انسانها هستند و نهضت و قیامشان برترین و بزرگترین و بینظیرترین و جاودانهترین در تاریخ است.
امام حسین و شهدای کربلا بزرگترین قهرمانان عرصه امر به معروف و نهی از منکر هستند و عاشورا، یک واقعه استثنایی و یک موضوع تمامنشدنی و همیشگی است.
شهدا، شاگردان نهضت حسینی و ادامهدهندگان راه امام حسین و عاشورا و کربلا هستند.
شهید ناصر ابدام شاگرد پیشتاز مکتب اباعبدالله الحسین و نخستین شهید امر به معروف و نهی از منکر کشور است که در 30 شهریور 1369 در مسیر نماز جمعه و در راه امر به معروف و نهی از منکر با بدن
ارباً ارباً به شهادت رسید و توسط رهبر شهیدمان حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای بهعنوان نخستین شهید امر به معروف و نهی از منکر کشور یاد گردید.
پاسدار رشید و جانبرکف و سرافراز اسلام شهید ابوالفضل ابدام از جمله نخستین شهدای جنگ 12روزه است. ایشان محافظ سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند که در نخستین دقایق جنگ 12روزه و در حمله هوائی رژیم غاصب و کودککش و تروریست صهیونیستی در بامداد 23 خرداد 1404، به ستاد فرماندهی سپاه، به همراه سردار سلامی و تعدادی از محافظان و همکاران سردار در حین انجام مأموریت حساس پاسداری از امنیت ملت و کشور به شهادت رسیدند و «عند ربهم یرزقون» گردیدند. یکی از مهمترین ویژگیهای شهید ابوالفضل ابدام این بود که هر جا میرفت سعی میکرد یادواره شهدا برپا کند مخصوصاً در دورافتادهترین نقاط. برای برادر شهیدش نیز فعالیتهای گسترده فرهنگی و تبیینی و جهادی و شهدایی انجام میداد. با همکاری و پیگیریهای ایشان چندین مقاله و گزارش در مورد شهید ناصر ابدام در سالهای مختلف در روزنامه کیهان منتشر گردیده است.
خداوند متعال عنایت ویژهای به خانواده شهیدان ابدام نموده و دو پسری که دارند، عظیمترین و زیباترین و متعالیترین شهادتها روزیشان گردیده است.
به مناسبت 30 شهریور سالگرد شهادت ناصر ابدام، یادی میکنیم از شهیدان ابدام.
شهدا راه امیرمؤمنان و پیامبر اکرم را رفتند
آقای حبیب ابدام پدر شهیدان ناصر و ابوالفضل ابدام، یک شهید زنده و مجاهد نستوه و جانباز ۵۰ درصد جنگ تحمیلی هستند که بدنشان پر از ترکش است و سالهای زیادی از جنگ را در خط مقدم جبههها مجاهدت کرده است.
30 شهریور 1404 پدر شهیدان ابدام گفتوگویی با خبرگزاری آنا داشت که گزیدهای از صحبتهایش چنین است:
- ناصر مدام در مسیر مسجد و هیئت بود و کمکحال مردم بود.
- شهدا الگوی جوانان و نوجوانان هستند و با الگوگیری از شهداست که میشود مسیر مقدس آنان را ادامه داد.
- کسی که میخواهد کار واقعی انجام دهد، به امیرمؤمنان حضرت علی(علیهالسلام) بنگرد، کسی که طالب حق است، به نبی مکرم اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نگاه کند و الگو بگیرد و شهدا نیز راه امیرمؤمنان و پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را رفتند.
- شهدا الگوی جوانان و نوجوانان هستند.
- شناخت جبهه حق و باطل منوط به شناخت شهداست.
- شهدا مسیر حق را شناختند و در پی آن رفتند و در نیمه راه نماندند و در نهایت به اوج رسیدند، بنابراین میتوانیم با این ستارهها در این دنیای وانفسا جبهه حق و باطل را تشخیص دهیم و هرکس راه شهدا را رفته، میتوان آن را مورد استقبال قرار داد.
شهدای دفاع از ارزشها و امنیت کشور
خانم خدایی، مادر شهیدان ابدام، یک بانوی اهلبیتی بود که از همان ابتدا فرزندانش را به مسجد میبرد و آنها را پای روضه امام حسین(ع) بزرگ میکرد. به این ترتیب همگی حسینی سرشته شده و رشد و تربیت یافتند. مدتی پیش و در نخستین روزهای سال 1405، بانو خدایی عروج نمود و به فرزندان شهیدش پیوست. 3 فروردین 1405، عباسعلی رضایی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ در پیامی درگذشت مادر شهیدان ابدام را تسلیت گفت.
در این پیام آمده است: «این بانوی فداکار و بزرگوار، با تأسی به مکتب اهلبیت(علیهمالسلام) و الهام از سیره نورانی حضرت فاطمه زهرا(س)، عمر پربرکت خویش را در مسیر ایمان، صبر و تربیت فرزندانی مؤمن، انقلابی و ایثارگر سپری نمود و با تقدیم عزیزترین سرمایههای زندگی خویش در راه اسلام و انقلاب، نامی ماندگار در زمره مادران صبور و پرافتخار این سرزمین از خود به یادگار گذاشت.
بیتردید سالها بردباری و استقامت این مادر مکرم در فراق فرزندان شهیدش و همراهی با همسر جانباز خویش، جلوهای درخشان از ایمان، ایثار، وفاداری به آرمانهای والای انقلاب اسلامی و الگویی ارزشمند برای نسلهای آینده است.»
3 فروردین 1405، مراسم تشییع پیکر مادر شهیدان ابدام با حضور پرشور مردم در شهرستان بهارستان در استان تهران برگزار گردید.
فرماندار بهارستان در مراسم تشییع گفت: این بانوی بزرگوار نمونهای بارز از مادران از خود گذشتهای بود که برای حفظ کیان، عزت و اقتدار کشور، فرزندان عزیزتر از جان خود را در راه دفاع از آرمانها و ارزشهای اسلامی تقدیم کردند و با صبری زینبگونه، الگویی ماندگار از پایداری و استقامت را به نمایش گذاشتند. مرحومه بانو خدایی مادر شهیدان ناصر ابدام نخستین شهید امر به معروف و نهی از منکر و ابوالفضل ابدام از شهدای جنگ دوازده روزه است که هر دو در مسیر دفاع از ارزشها و امنیت کشور جان خود را فدا کردند.
رابطه عاشقانه و قلبی و عمیق شهدایی
23 خرداد 1405، سرکار خانم زهرا همتی، همسر مکرمه شهید ابوالفضل ابدام، در مصاحبهای مفصل با خبرگزاری تسنیم از فضائل و ویژگیهای ممتاز همسر شهیدش و همچنین شهید سردار حسین سلامی صحبت کرد.
منتخبی از این صحبتها را از نظرتان میگذرانیم:
- درباره ارتباط آقا ابوالفضل با سردار سلامی باید بگویم که این رابطه اصلاً یک رابطه خشک فرمانده و نیروی تحت امر نبود، بلکه یک عشق و ارادت قلبی و عمیق بود. همسرم به قدری حاج آقا را دوست داشت که همیشه با اشتیاق خاصی از ایشان صحبت میکرد. یکی از بارزترین ویژگیهایی که آقا ابوالفضل همیشه از سردار تعریف میکرد، تواضع و فروتنی بینظیر ایشان بود.
- حضور در کنار خانواده شهدا یکی از برنامههای ثابت و البته دغدغههای قلبی سردار سلامی بود. جالب است بدانید که همسر من، آقا ابوالفضل، عاشق شرکت در کنگرهها و یادوارههای شهدا بود. همیشه به همکارانش در تیم حفاظت میگفت که هر مأموریتی که مربوط به دیدار با خانواده شهدا یا برگزاری یادواره است را به من محول کنید تا بتوانم در کنار حاجی در این مراسمات شرکت کنم. در این دیدارها، آقا ابوالفضل شاهد صحنههای بسیار تکاندهنده و عاطفی از برخورد سردار با یادگاران شهدا بود که همیشه با بغض آنها را برای من تعریف میکرد.
- همسرم نقل میکرد که وقتی برای سرکشی به منزل شهدایی میرفتیم که فرزندان خردسال و کوچکی داشتند، حالت روحی سردار کاملاً دگرگون میشد. ایشان در طول مدت حضور در منزل شهید و در مقابل چشم خانواده و همسر شهید، با صلابت و مهربانی رفتار میکردند و با تمام توان سعی میکردند بغض خود را کنترل کرده و به زور خودشان را نگه میداشتند تا خانواده شهید احساس ضعف یا ناراحتی نکنند و به آنها روحیه میدادند. اما به محض اینکه دیدار تمام میشد و از درب خانه شهید خارج میشدیم، اوضاع کاملاً تغییر میکرد. آقا ابوالفضل میگفت: همین که پایمان را از خانه بیرون میگذاشتیم و وارد آسانسور، کوچه یا ماشین میشدیم، سردار سلامی دیگر نمیتوانستند خود را کنترل کنند و به شدت شروع به گریه میکردند. ایشان با چشمانی اشکبار و لحنی پر از درد به محافظان میگفتند: «من جگرم برای این بچههای معصوم کباب است که در این سن کم، سایه پدر از سرشان کم شده است.» این رأفت و قلب مهربان در سینه مردی میتپید که در میدان نبرد، خواب را از چشمان دشمنان صهیونیستی گرفته بود.
شهدا زندهاند و فرهنگآفرین
کامران پورعباس نویسنده و پژوهشگر حوزه ولایت فقیه و شهدا و رفیق شهید ابوالفضل ابدام:
شهید ناصر ابدام روح ایثار و شهادت را در حد اعلا در خانواده و جامعه دمید و خانوادهاش و به ویژه برادرش آقا ابوالفضل همواره و پیوسته در کارها و امور فرهنگی و جهادی و شهدایی بامحوریت یاد شهید ناصر ابدام فعالیت و نقشآفرینی ممتازی داشتهاند و بعد از شهادت ابوالفضل ابدام این نقشآفرینی مقدس و نورانی شتابانتر گردیده است و خون برادران شهید ابدام جریانساز و فرهنگ ساز گردیده است و تأثیرات شگرفی بر جامعه و دوستداران راه شهدا و ره پویان مسیر ایثار و شهادت بر جای گذاشته است.
چند نمونه متن و دلنوشته که در جریان فعالیتهای شهدایی با موضوع شهیدان ابدام به تازگی به ثبت رسیده است را نقل میکنم:
- خوشا به حال این خانواده که این چنین با اخلاص در مسیر خداوند جهاد نمودند.
- امروز ما باید ادامه دهنده راه این شهیدان باشیم.
- (ما باید) پایبند اعتقاد به شهدا و حجاب و امر به معروف و نهی منکر باشیم.
***
خوشا به سعادت شما که راه طولانی را یکشبه پیمودید و خوشا به حال خانوادهتان که در این راه مانند زینب صبر پیشه کردند و مانند حضرت زهرا تبیین کردند تا راه عزیزانشان گم نشود.
ما هم میتوانیم با زنده نگه داشتن راه امام حسین و شهدای کربلا و با احیای امر به معروف و نهی از منکر در جامعهای که فحشا و منکرات بیداد میکند، ادامهدهنده راه آنها باشیم.
***
بیشتر از همه، گریه ناصر فقط برای امام حسین(ع) را پسندیدم. اینکه یک نوجوان برای هیچ سختی شخصی اشک نریزد اما در عزای سیدالشهدا بگرید، نشانه عشق ناب و باور عمیق اوست که برایم الهامبخش بود.
***
ما مدیون رشادتهای شهدا هستیم و راهتان را تا ظهور حضرت مهدی(عج) با ولایتمداری ادامه خواهیم داد.
***
من یک پسر ۱۴ ساله هستم. خیلی از این شهیدان خوشم آمد انشاءالله در زندگی من نیز مثل آنها باشم. خوش به حال خانوادهشان که چنین فرزندانی را تربیت کردند که در راه دین و اسلام جانشان را فدا کردند.
انشاءالله در قیامت مرا شفاعت کنند.
خدا را شکر میکنم که خدا این لطف را شامل حال من کرد که با آنها آشنا بشوم و بیشتر در موردشان بدانم. انشاءالله من و خانوادهام را نیز پیش اباعبدالله شفاعت کنند و سلام مرا به آقا امام حسین(ع) و آقا امام رضا(ع) برسانند. اللّهم عجّل لولیک الفرج.
***
سلام بر شما دو ستاره درخشان!
به ما آموختید که جوانی، غیرت و شهادت در یک مسیر جمع میشود. به خانواده صبورتان درود میفرستم و امیدوارم ما هم شاگردان راستین مکتب شما باشیم.
***
غیرت شهیدان ابدام بر روی حجاب را بیشتر از همه پسندیدیدم زیرا حجاب نهتنها در الان بلکه در زمانهای گذشته هم که حجاب بیشتر از الان حفظ میشد یک مسئله مهمی حساب میشد و همه شهدا جانشان را فدای سرزمین و یادگار مادرشان حضرت زهرا(س) کردند و حتی یک کلمه از اینکه جانشان را فدا میکنند به روی کسی نیاوردند.
حرف دلم با خانواده شهیدان ابدام این است که من به شما تسلیت نمیگویم بلکه شمارا تحسین میکنم زیرا عزیزهای جان شما نظرکرده خود خدا بودند و به فرزندان شهید شما میگویم شهادتتان مبارک.
من در پشت جبهه باید با نگه داشتن یادگار مادرم حضرت زهرا از شهیدان سپاس گذار باشم و با چادرم پشتیبان جبهه جنگی باشم که کشور ما در آن بیتقصیر است.
***
نقش من به عنوان یک دختر ایرانی این است که با الگویی همچون این شهید بزرگوار و تمام شهیدان و حضرت فاطمه زهرا(س) دختری شجاع و درس خوان باشم و با سعی و کوشش و تلاشم قول میدهم در پیشرفت ایران آینده مفید باشم و تا پای جانم برای ایرانم باشم و با خانوادهام همیشه در تجمعات هستیم و همچنین با حضورم در خیابان به وطنفروشان میگویم که تا پای جان برای آرمانهای ایران ایستادگی میکنم و هرگز نمیگذارم که ذرهای از خاک وطنم دست دشمن آمریکایی و صهیونیستی و آدمهای وطنفروش بیفتد.
***
واقعاً زندگینامه دو شهید بزرگوار خواندنی و جالب بود برام.
به نظرم باید همیشه زندگینامه شهدا را بخوانیم و از آن درس بگیریم.
خوش به سعادت تکتکشون که اینقدر پیش خدا ارزش و اعتبار داشتن که به چنین مقامهایی رسیدند.
***
این خانواده عزیز، با پرورش دو شهید بزرگوار، علاوهبر اینکه درخت انقلاب اسلامی را آبیاری کردند و به اسلام خدمت کردند، دو الگوی کامل ایثار و ازجانگذشتگی که هر قدمی که برمیداشتند، برای رضای خدا بود، به جامعه ارائه کردند، که از این جهت من و امثال من مدیون این خانواده هستیم.
***
عجیب دلم گرفته. دلم دنیایی میخواهد درست شبیه دنیای شهیدان که همه چیزش بوی خدا بدهد.
شهدای ابدام از نظر اخلاق و رفتار نمونهای کامل بودند.
***
زندگینامه شهدا به من آموخت که کارهای بزرگ، به جمعیت زیاد نیاز ندارد؛ بلکه به ایمان و اراده قوی نیاز دارد. همچنین فهمیدم که مسئولیت امر به معروف همگانی است و نباید از تذکر لسانی هراسی به دل راه داد. درس بزرگ دیگر این بود که حجاب، خط قرمز انقلاب اسلامی است و شهدا با خون خود بر این حقیقت مهر تأیید زدند. ایمان، توکل و عشق به اهلبیت(ع) رمز پیروزی در تمام عرصههاست.
***
و همه اینها یعنی شهدا زندهاند و پیشرو و پیشتاز و فرهنگآفرین و افتخارآفرین.
به فرموده امام خمینی: «ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستوجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا میداند که راه و رسم شهادت کورشدنی نیست و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند!
خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.»