کد خبر: ۳۳۸۴۴۱
تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۲

روز صلح و بازار جنگ (نگاه)

امین‌الاسلام تهرانی
بیست‌ویک سپتامبر هر سال، که در تقویم شمسی معمولاً مصادف با ۳۰ شهریور است، روز بین‌المللی صلح نام گرفته است. این روز در سال ۱۹۸۱ با قطعنامه ۳۶/۶۷ مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد و ابتدا قرار بود هم‌زمان با افتتاح اجلاس سالانه مجمع در سومین سه‌شنبه سپتامبر برگزار شود. بعدها در سال ۲۰۰۱ با قطعنامه ۵۵/۲۸۲، تاریخ آن به‌صورت ثابت ۲۱ سپتامبر تعیین گردید تا به‌عنوان روز جهانی آتش‌بس و پرهیز از خشونت گرامی داشته شود. اما هر بار که این روز فرامی‌رسد، پرسش تلخی خود را تحمیل می‌کند: صلح کدام طرف و برای کدام مردم؟
سازمان ملل متحد با اعلام این روز، از ملت‌ها و دولت‌ها می‌خواهد یک روز آتش‌بس کامل را رعایت کنند و به ترویج فرهنگ صلح بپردازند. زنگ صلح در مقر سازمان در نیویورک به صدا درمی‌آید و پیام‌هایی درباره همزیستی مسالمت‌آمیز منتشر می‌شود. بااین‌حال، در همان روزهایی که این شعارها تکرار می‌شود، جنگنده‌های غربی بر فراز مناطق مختلف جهان به پرواز درمی‌آیند و محموله‌های تسلیحاتی از بنادر کشورهای مدعی صلح به سوی مناطق درگیر سرازیر می‌شوند. تناقض میان شعار و عمل، بیش از هر چیز ماهیت دوگانه نظم غربی را آشکار می‌کند.
آمریکا به‌عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت و بزرگ‌ترین صادرکننده تسلیحات جهان، در رأس این دوگانگی قرار دارد. در حالی که مقامات آمریکایی هر ساله پیام‌هایی در حمایت از روز بین‌المللی صلح صادر می‌کنند، بودجه نظامی این کشور و فروش میلیاردها دلار سلاح به متحدان منطقه‌ای‌اش ادامه می‌یابد. جنگ‌های عراق و افغانستان، مداخلات در لیبی، سوریه و حملات اخیر به ایران و هدف قرار دادن مدرسه و مراسم عروسی و نیز حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم‌هایی که خود درگیر سرکوب و خشونت‌اند، نمونه‌هایی روشن از این استاندارد دوگانه‌اند که گاهی بسیار هم آزاردهنده می‌شوند. صلح برای غرب اغلب به معنای حفظ منافع ژئوپلیتیک است، نه پایان دادن به رنج مردم.
فروش تسلیحات یکی از آشکارترین مظاهر این ریاکاری است. شرکت‌های بزرگ تسلیحاتی غربی در سایه قوانین و حمایت‌های دولتی، بازارهای پُررونقی در مناطق بحرانی یافته‌اند. سلاح‌هایی که در کارخانه‌های اروپا و آمریکا تولید می‌شوند، در میدان‌های نبرد غرب آسیا، آفریقا و سایر نقاط جهان به کار گرفته می‌شوند و قربانیان اصلی‌شان غیرنظامیان‌اند. روز صلح سازمان ملل در چنین شرایطی به مراسمی تشریفاتی تبدیل می‌شود که بیش از آن‌که بازدارنده جنگ باشد، پرده‌ای بر روی تجارت مرگ می‌کشد.
مداخلات نظامی غرب نیز زیر پوشش‌هایی چون «مسئولیت حمایت» یا «ترویج دموکراسی» صورت گرفته است. نتیجه این مداخلات اغلب فروپاشی ساختارهای اجتماعی، گسترش تروریسم و آوارگی میلیون‌ها انسان بوده است. در روزی که سازمان ملل خواستار آتش‌بس جهانی می‌شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که هواپیماهای بدون سرنشین یا نیروهای ویژه غربی دست از عملیات بکشند. صلح در گفتار غربی، مشروط و گزینشی است؛ برای برخی مناطق فوری و برای برخی دیگر قابل تعویق!
این استاندارد دوگانه تنها به میدان جنگ محدود نمی‌شود. در عرصه دیپلماسی نیز قطعنامه‌های سازمان ملل علیه برخی کشورها با شدت پیگیری می‌شود، در حالی که نقض آشکار حقوق بشر یا تجاوزات نظامی متحدان غرب با سکوت یا وتو مواجه می‌گردد. روز بین‌المللی صلح در چنین فضایی به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به نظم موجود تبدیل شده است؛ نظمی که در آن قدرت‌های بزرگ خود را داور صلح می‌دانند و در عین حال اصلی‌ترین بازیگران ناامن‌سازی جهان هستند.
در تقویم، این روز فرصتی است تا بار دیگر به این تناقض بنگریم. در حالی که در بسیاری از کشورها برنامه‌های نمادین برگزار می‌شود، واقعیت روی زمین نشان می‌دهد که صلح واقعی بدون توقف فروش سلاح، پایان مداخلات نظامی و پذیرش برابری واقعی میان ملت‌ها ممکن نیست. شعارهای زیبای سازمان ملل تا زمانی که به سیاست‌های عملی قدرت‌های غربی گره نخورند، چیزی جز تسکین وجدان جمعی نخواهند بود که البته شاید دیگر همین اندازه هم کارگر 
نمی‌افتد.
تاریخ تصویب این روز در ۱۹۸۱ و تثبیت آن در ۲۰۰۱، هم‌زمان با دوره‌هایی از مداخلات گسترده غربی بود. این هم‌زمانی تصادفی نیست. روز صلح در واقع آینه‌ای است که ریاکاری ساختاری نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب را بازمی‌تاباند. هر سال که ۲۱ سپتامبر فرامی‌رسد، این آینه روشن‌تر می‌شود و فاصله میان ادعا و عمل آشکارتر. بزرگداشت واقعی صلح نه در زنگ‌زدن نمادین و نه در پیام‌های رسمی، بلکه در به چالش کشیدن آن قدرت‌هایی است که صلح را به ابزاری برای حفظ برتری خود بدل کرده‌اند. تا زمانی که فروش تسلیحات، مداخلات نظامی و استانداردهای دوگانه ادامه داشته باشد، روز بین‌المللی صلح تنها یادآوری تلخی از جهانی خواهد بود که هنوز فاصله زیادی با آرمان‌های اعلام‌شده خود دارد.
رسانه‌های جریان اصلی غرب نیز سهم بسزایی در تثبیت این تصویر دوگانه ایفا می‌کنند. در روز بین‌المللی صلح، گزارش‌ها و تحلیل‌هایی منتشر می‌شود که بر ضرورت آتش‌بس و گفت‌وگو تأکید دارند، اما همان رسانه‌ها در روزهای عادی، عملیات نظامی متحدان خود را با واژگانی چون «دفاع مشروع» یا «حمله پیشگیرانه» توجیه می‌کنند. این بازی زبانی، جنگ را به عملی ضروری و صلح را به آرمانی دوردست تبدیل می‌کند و افکار عمومی را از پرسش درباره ریشه‌های واقعی خشونت دور نگه می‌دارد.
ابعاد اقتصادی این تناقض نیز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. بودجه عظیم نظامی کشورهای غربی، که گاه از مجموع هزینه‌های توسعه بسیاری از کشورهای فقیر فراتر می‌رود، نه‌تنها منابع را از حوزه‌هایی چون بهداشت و آموزش منحرف می‌کند، بلکه چرخه‌ای از وابستگی و ناامنی ایجاد می‌نماید. شرکت‌های تسلیحاتی و پیمانکاران امنیتی در سایه این روز نمادین، همچنان قراردادهای جدید امضا می‌کنند و سود خود را از تداوم تنش‌ها تضمین می‌سازند. صلح در این معادله تهدیدی برای منافع اقتصادی است، نه هدفی مطلوب.
سرانجام، تأثیر این استاندارد دوگانه بر نسل‌های آینده در مناطق درگیر جنگ، موضوعی است که کمتر در مراسم رسمی روز صلح به آن پرداخته می‌شود. کودکانی که در سایه بمباران‌ها بزرگ می‌شوند، یا جوامعی که زیر فشار تحریم‌ها و مداخلات خارجی فرسوده شده‌اند، کمتر از شعارهای جهانی بهره‌مند می‌گردند. تا زمانی که قدرت‌های غربی حاضر نباشند هزینه واقعی صلح را بپردازند و از برتری نظامی و اقتصادی خود بکاهند، ۲۱ سپتامبر همچنان روزی خواهد بود که بیش از آن‌که امید بیافریند، فاصله عمیق میان ادعا و واقعیت را به رخ می‌کشد.

captcha