اقیانوس هند هم برای آمریکا ناامن میشود
دویستوپنجمین روز جنگ با بازتاب گفتوگوی سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی با شبکه الجزیره همراه بود. گفتوگویی که در آن آقای رضایی قاطعانه و از موضع قدرت به بیان مواضع ایران پرداخته بود. از جمله اینکه: «۷ شرط ایران برای آغاز هر مذاکرهای به دولت آمریکا اعلام شده است. پیام تهران روشن و بدون ابهام است؛ اگر واشنگتن میخواهد از مخمصهای که خودساخته خارج شود و بیش از این در آن گرفتار نشود، راهی جز پذیرش حقوق و شروط ایران ندارد.»
اقیانوس هند هم برای آمریکا ناامن میشود
دبیر شورای عالی امنیت ملی همچنین به الجزیره گفت: «اگر جنگی دوباره آغاز شود، کشتیهای آمریکا در هر نقطهای از اقیانوس هند باشند، هدف حمله قرار خواهند گرفت. ما به این توانمندیها دست یافتهایم.» ایشان همچنین خطاب به کشورهای عربی گفت: «کشورهای عربی باید بهطور کامل مانع آمریکا شوند و به آن بگویند: شما حق ندارید از خاک کشورهای ما برای بمباران ایران استفاده کنید.»
علیرغم خبرهایی که از افزایش عبور کشتیها از تنگه هرمز حکایت میکند اما این تنگه همچنان مسدود است و عبور و مرور کشتیها در آن به کمترین میزان ممکن رسیده است. روز گذشته رئیسجمهور فرانسه نیز بر مسدود بودن تنگه هرمز تأکید کرد و حالا گزارشهای منتشر شده از منابع باز اینترنتی نیز همین ادعا را تأیید میکند. بر اساس دادههای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، حجم نفت عبوری از تنگه هرمز در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ به حدود
۴.۹ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز شش ماه پیش، کاهش قابل توجهی نشان میدهد. ضمن اینکه باید توجه داشت همین مقدار نفت عبوری نیز بعضا با مجوز ایران و بنا بر مناسبتی که با برخی کشورهای همسایه مانند عراق وجود دارد، از تنگه هرمز عبور کرده است.
انسداد تنگه هرمز به خوبی توانسته فشار جنگافروزی آمریکا علیه ایران را بر ساکنان کاخ سفید، حامیان سیاستهای احمقانه آنها و مردم آمریکا وارد کند. در همین زمینه «کریس هجز»، خبرنگار و نویسنده آمریکایی طی یک مصاحبه اینترنتی گفت: «هرچه تنگه هرمز برای مدت طولانیتری عملاً مسدود بماند، اقتصاد جهان آسیبپذیرتر خواهد شد. ذخایر راهبردی نفت آمریکا اکنون به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۲ رسیده است اگر این وضعیت در مقطعی حل نشود، قطعاً به یک نقطه بحرانی خواهیم رسید.» این فعال رسانهای آمریکایی درباره اوضاع نظامی آمریکا در منطقه نیز به اظهارنظر پرداخت و گفت: «ما از منطقه بیرون رانده شدهایم؛ به این معنا که پایگاههای ما دیگر کارایی ندارند. و فکر نمیکنم این پایگاهها دوباره ساخته شوند، چون در برابر حملات آسیبپذیر هستند.»
رکورد قیمت گازوئیل در آمریکا زده شد
«قیمت گازوئیل» همچنان یکی از شاخصهای سنجش میزان فشاری است که مقامات آمریکایی در اثر مسدود شدن تنگه هرمز متحمل میشوند. «بن میسیلاس» یکی دیگر از فعالان رسانهای آمریکا با اشاره به اینکه قیمت گازوئیل از ابتدای سال تاکنون حدود ۹۰ درصد افزایش یافته و آمریکا وارد فصل اوج تقاضای گازوئیل شده است. گفت: «این بحران در حال گسترش، نتیجه مستقیم جنگ فاجعهبار دونالد ترامپ در ایران است. در حال حاضر مناطق متعددی در آمریکا وجود دارد که سوخت گازوئیل آنها در حال اتمام است. بخشهایی از شمال تگزاس گازوئیل کم آوردهاند و مناطقی در اورلاندوی فلوریدا با کمبود گازوئیل مواجهاند.» طبق گزارش بلومبرگ، قیمت گازوئیل در آمریکا به حدود ۶.۴۰ دلار در هر گالن رسیده و رکورد زده است. افزایش قیمت این سوخت هزینه حملونقل کالا، مواد غذایی و گرمایش برخی خانهها را در آمریکا بالا میبرد. بلومبرگ هشدار داده این فشار ممکن است تا زمستان و سال ۲۰۲۷ ادامه پیدا کند.
وقتی نیویورکتایمز مچ ترامپ را میگیرد
در حالی که مقامات آمریکایی از جمله دونالد ترامپ سعی میکنند بحران قیمت گازوئیل در این کشور را به جنگ روسیه و اوکراین مرتبط کنند تا به این وسیله از عواقب تصمیم خسارتبارشان برای حمله به ایران نزد افکار عمومی آمریکا فرار کنند؛ روز گذشته نشریه آمریکایی نیویورکتایمز گزارشی از «شوک جهانی سوخت» منتشر کرد که نشان میداد اگرچه جنگ روسیه و اوکراین هم در افزایش قیمت گازوئیل بیتأثیر نیست اما این بحران بیش از هر چیز به دلیل جنگ با ایران و انسداد تنگه هرمز رخ داده است.
این نشریه در گزارش خود نوشت: «بازار انرژی جهان با همزمانی دو بحران بزرگ درگیر شده است؛ جنگ در ایران و درگیری روسیه و اوکراین هر دو عرضه سوخت را تحت فشار قرار دادهاند، اما تحلیلگران انرژی معتقدند جنگ ایران عامل مهمتری در جهش قیمتها بوده است.»
نیویورکتایمز در گزارش خود هشدار داد که: «کارشناسان انرژی معتقدند مشخص نیست چه زمانی شرایط به حالت عادی بازمیگردد، زیرا حتی در صورت توقف حملات، زمان بازگشت پالایشگاههای آسیبدیده به مدار تولید روشن نیست. افزایش قیمت دیزل پیامدهای گسترده اقتصادی دارد، زیرا این سوخت در حملونقل کامیونها، اتوبوسها و تجهیزات کشاورزی نقش اساسی دارد و کشاورزان در فصل برداشت، فرآوری و انتقال محصولات بیشترین فشار را احساس خواهند کرد.»
جنگ علیه ایران نتیجه معکوس داد
هرچه بیشتر از حماقت آمریکا و رژیم صهیونیستی از حمله به ایران میگذرد؛ ناظران بینالمللی بیش از پیش متوجه ابعاد شکست دشمن آمریکایی- صهیونی میشوند. جنگی که قرار بود ظرف چند هفته با سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران به پایان برسد نه تنها با گذشت دویست و پنج روز بدون دستیابی به این نتیجه به پایان نرسیده بلکه در موقعیتی قرار گرفته که ایران دست برتر را پیدا کرده و اکنون متجاوزان را تحت فشار گذاشته است. سخنان «اماتزیا بارام»، استاد بازنشسته تاریخ خاورمیانه و مدیر مرکز مطالعات عراق در دانشگاه حیفا یکی از موارد اظهارنظر کارشناسان و ناظران بینالمللی است که به همین دلیل آمریکا و رژیم صهیونیستی را مورد شماتت و سرزنش قرار داده است. آقای بارام معتقد است: «هشدارهای پیش از جنگ نادیده گرفته شد؛ هرمز به محور تقابل ایران و آمریکا تبدیل شد. ترور (آیتالله) خامنهای نتیجهای معکوس به همراه داشت. این ترور مرکز ثقل جنگ را از پرونده هستهای، برنامه موشکی و دیگر اختلافات، به مسئله کنترل مهمترین گذرگاه انرژی جهان منتقل کرد.»
او میگوید این پیشبینی از قبل وجود داشت اما مقامات آمریکایی و اسرائیلی این تحلیلها و پیشبینیها را نادیده گرفتند: «بسیاری از پیامدهای جنگ، از بستهشدن تنگه هرمز و افزایش نقش سپاه در تصمیمگیریها تا ناکامی گزینههای مورد تصور برای تغییر حکومت، از پیش در اطلاعات و نشانههای علنی قابل مشاهده بود؛ با این حال، آمریکا و اسرائیل این هشدارها را به اندازه کافی جدی نگرفتند و در نهایت تنگه هرمز به کانون اصلی رویارویی تهران و واشنگتن تبدیل شد.»
آمریکا و اسرائیل جنگ را با هدف نابودی برنامه هستهای و موشکی ایران آغاز کردند؛ آنها در دستیابی به این هدف ناکام ماندند و پس از واکنش ایران مجبور شدند برای هدف دیگری یعنی باز شدن تنگه هرمز بجنگند، آنها در حالی که از دستیابی به این هدف هم ناکام مانده و مشغول دست و پا زدن با عواقبش هستند با این واقعیت مواجه شدهاند که یک تنگه دیگر به نام بابالمندب هم در اختیار مجاهدان یمنی قرار گرفته که هر لحظه به انسداد نزدیکتر میشود. اوضاع در دویست و پنجمین روز جنگ اصلا برای آمریکا و رژیم صهیونیستی خوب نیست هر چند که آنها با تبلیغات رسانهای سعی میکنند خلاف آن را اثبات کنند.