کد خبر: ۳۳۸۴۰۶
تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱
تقابل امنیت وارداتی سعودی در برابر امنیت درون‌زای ایران

اثبات حقانیت الگوی توسعه رهبر شهید در میدان یمن

پیشروی‌های قاطع انصارالله در پاکسازی مناطق اشغالی، التماس نافرجام ریاض به واشنگتن و انفعال ائتلاف‌های نمایشی، پرده از پوشالی بودن امنیت وارداتی برداشت؛ شکستی استراتژیک که خط بطلانی بر توهم «توسعه وابسته به غرب» کشید و بار دیگر حقانیت دکترین انقلاب اسلامی مبنی بر استقلال و اقتدار درون‌زا را به رخ کشید.
آنچه این روز‌ها در جغرافیای نبرد یمن جریان دارد، صرفاً یک جابه‌جایی نظامی ساده در نقشه یا عقب‌نشینی تاکتیکی چند تیپ از مزدوران وابسته به ریاض نیست؛ آنچه شاهدیم، تَرَک برداشتن آشکار سازه‌ای است که بیش از یک دهه با دلار‌های نفتی و مشاوره‌های نظامی پنتاگون سرپا نگه داشته شده بود.
پیشروی‌های برق‌آسا و حساب‌شده رزمندگان انصارالله و ارتش مردمی یمن در مناطق راهبردی و پاکسازی گستره وسیعی از اراضی اشغالی، پرده از حقیقتی برداشت که سال‌ها در پس هیاهوی رسانه‌های سعودی پنهان می‌شد: مزدور، جنگجو نمی‌شود و ارتشی که با اسکناس سرهم‌بندی شده باشد، نخستین قربانی است.
خبر‌هایی که از راهرو‌های کاخ یمامه به بیرون درز می‌کند، تصویری تمام‌عیار از یک دستپاچگی سیستماتیک است. محمد بن‌سلمان، سرمست از وعده‌های پیشین، سراسیمه دست به تلفن شد و با دونالد ترامپ تماس گرفت؛ التماس برای مداخله فوری، فعال‌سازی توان هوائی آمریکا و مهار طوفان انصارالله.
 اما پاسخ کاخ سفید همان سیلی همیشگی و تکراری واشنگتن به متحدان منطقه‌ای‌اش بود: یک «نه» قاطع و سرد. ترامپ، کاسب‌کارتر از آن است که بخواهد برای نجات خطوط دفاعی درهم‌شکسته مزدوران سعودی، هزینه‌ای پرداخت کند؛ پیامی صریح و تحقیرآمیز با این مضمون که تاریخ مصرف فاکتور‌های شما تا پشت در‌های میدان جنگ است، نه وسط معرکه.
شکستن بت الگوی توسعه سعودی
به گزارش خبرگزاری دانشجو؛ این شکست‌های پیاپی، تنها ضربه به هیمنه نظامی بن‌سلمان نیست و اصلا هدف این سیاهه هم شمردن شکست‌های سعودی از مجاهدان و قهرمانان یمنی نیست؛ این شکست‌ها تیر خلاصی است به یک جریان فکری غرب‌زده در داخل کشورمان که سال‌هاست پروژه تحقیر ملی را پیش می‌برد.
همان جریانی که تریبون‌های خود را هماهنگ کرده بود تا الگوی توسعه سعودی را، چون پتکی بر سر تفکر انقلابی و استقلال‌طلبانه بکوبد. همان‌ها که چشم بر نقض آشکار حقوق بشر، فقدان کوچک‌ترین بنیان‌های دموکراتیک و وابستگی مطلق اقتصادی عربستان می‌بستند و با نشان دادن ماکت‌های فانتزی شهر نئوم و بلندمرتبه‌سازی‌های ریاض، برای مردم ایران نسخه می‌پیچیدند که: «ببینید! دوران شعار دادن گذشته است، بروید توسعه را از بن‌سلمان یاد بگیرید؛ در‌های کشور را به روی غرب باز کنید، سلاح بخرید و به مدار نظم آمریکایی وارد شوید تا آباد شوید»!
امروز باید همان مدعیان را پای میز پاسخگویی نشاند و پرسید: کجاست آن امنیت و توسعه‌ای که با یک پهپاد چند هزار دلاری یا یک تماس تلفنی بی‌پاسخ به واشنگتن، تمام زیرساخت‌هایش به لرزه می‌افتد؟ آیا شهری که نتواند آسمان خود را از آتش نجات دهد، جای امنی برای سرمایه‌گذاری چند صد میلیارد دلاری است؟
عبرت پاتریوت‌ها
برای فهم ماهیت پوشالی این مدل، نیازی به بازخوانی قرون گذشته نیست؛ گزارش‌های رسمی مؤسسات نظامی در سالیان متوالی نشان می‌دهد عربستان سعودی همواره در زمره بزرگ‌ترین واردکنندگان سلاح در جهان بوده و صد‌ها میلیارد دلار سرمایه حاصل از نفت را مستقیماً به حساب غول‌های اسلحه‌سازی آمریکا نظیر لاکهید مارتین و ریتیون سرازیر کرده است. اما نتیجه چه بود؟
آیا سامانه‌های چند میلیارد دلاری پاتریوت و تاد توانستند در جریان حمله تاریخی به تأسیسات نفتی آرامکو، شاهرگ اقتصادی این رژیم را حفظ کنند؟ در آن حادثه، رادار‌های آمریکایی حتی متوجه جهت ورود پرنده‌ها نشدند و ترامپ در مقابل دوربین رسانه‌ها، بی‌شرمانه‌ترین تعبیر تاریخ دیپلماسی را به کار برد و ریاض را «گاو شیرده» خواند و گفت: «سعودی‌ها بدون چتر حمایتی ما حتی دو هفته هم دوام نمی‌آورند؛ پس اگر دفاع می‌خواهند، باید سر کیسه را شل کنند»!
حقیقت این است که تسلیحات غربی به حکام منطقه نه برای تولید اقتدار، بلکه به عنوان ابزاری برای باج‌گیری، دوشیدن ذخایر ارزی و تضمین وابستگی بی‌پایان فروخته می‌شود.
خریدار این سلاح‌ها حتی کد‌های نرم‌افزاری و مجوز پرواز جنگنده‌هایش را در اختیار ندارد؛ خلبان برای فشردن کلید شلیک، باید از مستشار نظامی آمریکایی اجازه بگیرد. چنین کشوری ممکن است «انبار باروت» باشد، اما هرگز قدرت نظامی نخواهد بود.
دکترین انقلاب اسلامی؛ استقلال، شرط حیات 
و ستون فقرات توسعه
در نقطه مقابل این تفکر ذلیلانه و کرایه‌ای، منظومه فکری امامین انقلاب اسلامی قد علم کرده است؛ بینشی حکیمانه که امام شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی امام شهید خامنه‌ای دهه‌ها بر آن تاکید داشت. استقلال کشور، شرط اول و بنیادین هر توسعه‌ای است. امنیت خریدنی نیست؛ امنیتی پایدار است که درون‌زا باشد.
توسعه‌ای که ریشه در خاک خود نداشته باشد و میوه‌اش به اراده بیگانگان وابسته باشد، توسعه نیست، یک ویترین شکننده است. منطق انقلاب اسلامی تصریح می‌کند که پیشرفت واقعی، زمانی حاصل می‌شود که صنعت، فناوری، اقتصاد و به ویژه قدرت بازدارندگی یک ملت بر دوش مغز‌های بومی، اراده جوانان و ارکان داخلی استوار گردد.
اگر ایران امروز در میان اقیانوسی از آتش و آشوب در منطقه، جزیره‌ای تعیین‌کننده است، نه به خاطر قرارداد با فلان کشور غربی و شرقی، بلکه به برکت موشک‌ها، پهپاد‌ها و دانشی است که در کارگاه‌های زیرزمینی جوانان مؤمن این سرزمین و با تکیه بر خودباوری ملی متولد شده است.
بزرگ‌ترین پارادوکس دوران ما در یمن رقم خورده است: ملتی که نزدیک به یک دهه در سخت‌ترین محاصره دارویی، غذایی و اقتصادی زیسته، نه تنها تسلیم نشد، بلکه با الهام از منطق اصیل مقاومت و اتکا به نبوغ درونی، چنان مجاهدانه جنگید که امروز نه تنها مزدوران سعودی را به عقب می‌راند، بلکه آبراه استراتژیک دریای سرخ و باب‌المندب را برای حامیان صهیونیسم ناامن کرده و بزرگ‌ترین ناوگان‌های دریایی جهان غرب را به موضع انفعال کشانده است.
مقایسه یمنِ تحت محاصره و عربستانِ غرق در تسلیحات مدرن، بهترین ترازوی سنجش است: یکی با مشکلات مادی، اما با تکیه بر ایمان و سلاح بومی، نقشه ژئوپلیتیک جهان را دستخوش تغییر می‌کند، و دیگری با خزانه‌های پر از دلار، دست به دامن ترامپ می‌شود و در نهایت دست‌خالی می‌ماند.

captcha