وقتی روزنامه زنجیرهای سازندگی از چاله حقوقی برجام، مناره میسازد!
جریان مدعی اصلاحات و روزنامههای زنجیرهای بار دیگر در پروژهای ناشیانه، دست به بازطراحی یک «روایت واژگون» زدهاند.
روزنامه زنجیرهای سازندگی در تیتر یک اخیر خود با ادعای مضحک «برجام هنوز کار میکند!»، تلاش کرده تا مانعتراشی(وتوی) چین و روسیه در برابر فشارهای حقوقی غرب را به حساب زنده بودن برجام بنویسد؛ پروژهای آشکار برای تطهیر سند تسلیمی که سالهاست جسد بیجان آن روی دست کشور مانده است.
بازی جالب اینجاست که جریانی که تا دیروز وجود مکانیسم ماشه را کلاً از اساس انکار میکرد و با قاطعیت میگفت «اسنپبک وجود ندارد»، حالا که با بنبست حقوقی آن مواجه شده، تلاش میکند حق وتوی قدرتهای شرقی را هم مصادره به مطلوب کند.
اگر ادعای روزنامه زنجیرهای سازندگی را بپذیریم، این نه نشاندهنده کارآمدی برجام، بلکه اثبات «ناتوانی عمیق» آن است. ساختاری که نتواند از حقوق ابتدائی خودش دفاع کند و چشم به اراده و وتوی دیگران بدوزد، فتحالفتوح نیست؛ یک تله حقوقی است. چنانکه سرگئی لاوروف با اشاره به همین موضوع صراحتاً فاش کرد: «راستش را بخواهید، ما از این موضوع شگفتزده شدیم. اما وقتی که شرکای ایرانی ما این فرمولبندی که صادقانه بگویم، یک تله حقوقی محسوب میشد را پذیرفتند، ما هم دلیلی برای اعتراض نداشتیم. از آنجا که شما نام ظریف را بردید: این ابداع عمدتاً از سوی خود او بود.»
همچنین علیاکبر صالحی نیز با تأیید این ساختار یکطرفه اذعان میکند: «روسیه همان زمان که مکانیسم ماشه در برجام طراحی شد، متوجه شد که این بند بهطور زیرکانهای حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت را دور میزند و هیچ کشوری، حتی مسکو و پکن، توان متوقفکردن آن را ندارد.»
از سوی دیگر، جریان مدعی اصلاحات حق وتوی ۷۰ ساله چین و روسیه در شورای امنیت (مصوب ۱۹۴۵) را هم محصول برجام میدانند! طنز تلخ روزگار این است تفکری که ۱۲ سال شرقهراسی کرده و چین و روسیه را غیرقابل اعتماد میخواند، حالا برای پنهان کردن خسارت برجام، به دامن همانها چنگ زده است.
سؤال اصلی از جریان غربگرا این است که اگر اسنپبک وجود داشت و بمب ساعتی در متن توافق کار گذاشته شده بود، چرا سالها انکارش کردید؟ و مهمتر اینکه، چه کسی باید پاسخگوی پذیرش این تله حقوقی و خسارتهای ملی پای میز محاکمه باشد؟