سلاح اقتصادی را از دست دشمن بگیریم(یادداشت روز)
آمریکا و رژیم صهیونی و عوامل منطقهای آنان در جنگ با مردم ایران و رزمندگان اسلام شکست خورده و در عین سختی پذیرش، به آن اعتراف کردهاند و از اوایل شهریور به تکرار آنچه آزمودهاند و به جایی نرسیدهاند، روی آوردهاند.
«اسکات بسِّنت»، وزیر تروریست خزانهداری آمریکا، اوایل شهریورماه جاری طی بیانیه رسمی اعلام کرد با هدف قطع تمامی منابع و مجاری اقتصادی تأمینکننده ایران، عملیات طرد اقتصادی علیه ایران آغاز شده است. اندکی بعد کاخ سفید نیز طی بیانیهای این تصمیم را «بزرگترین تهاجم مالی علیه یک دشمن» توصیف کرد. بسنت گفت هدف، قطع هر شریان اقتصادی است که نظام سیاسی ایران را حفظ میکند. وی اضافه کرد تیمهای وزارت خزانهداری، وزارت خارجه و ارتش آمریکا با همتایان جهانی خود ملاقات میکنند و به آنان میگویند که آمریکا انتظار اقدام دارد. وی تهدید کرد اگر اقدام نکنند، آمریکا یکجانبه از طریق اختیارات خزانهداری اقدام خواهد کرد.
عملیات موسوم به «طرد اقتصادی»، یکپارچهسازی ابزارهای فشار حداکثری پیشین آمریکاست که تنها عنصر تازه آن، تعیین مهلت برای دولتهای ثالث است. جالب این است که حدود هشت سال پیش رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار اردیبهشت سال ۹۷ با کارگران فرمودند اتاق جنگ با ایران به وزارت خزانهداری آمریکا منتقل شده است.
در اینجا چند نکته اساسی وجود دارد؛ نکته اول این است که با توجه به زمان بیان سخن امام شهید، آنچه مقامات آمریکایی در اوایل شهریورماه جاری به آن تصریح کردهاند، در طول دستکم هشت سال گذشته در دستور کار آنان قرار داشته است. نکته دوم این است که مهمترین سوخت جنگهایی که در سال گذشته علیه ایران راه افتاد، برنامه فشرده کردن تحریمهای آمریکا علیه مردم ایران بوده و گمان آمریکا در ۲۳ خرداد و ۹ اسفند این بوده که تحریمها به اندازه کافی تأثیر گذاشتهاند و یک ضربه نظامی تا فروپاشی ایران کفایت میکند.
نکته سوم این است که الان آمریکاییها دقیقاً سرنا را از سر گشاد آن فوت میکنند و توقع معجزه هم دارند. تحریمهایی که بسنت از آن با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» (operation economic dutcast)
یاد کرده است، بعد از وقوع جنگ سنگین علیه ایران، موضوعیت خود را از دست داده و این دقیقاً به معنای سردرگمی در مواجهه با ایران است. عقل سلیم میگوید هر عملیات تحریمی که در دو سوی تحریم و جنگ قرار داشته باشد، گرفتار شدن در چرخه اقدامی میباشد که شکست آن در عمل تجربه شده است.
نکته چهارم این است که آمریکا به چرخهای بازگشته که موفقیت آن به پاسخ دیگران وابسته است. بله، اگر دولتهای اروپایی و بلوک غربگرای آسیا طرف اقتصادی ایران بودند، عملیاتی که موفقیتش در گرو همکاری طرفهای تجاری ایران است، به نتیجه میرسید؛ اما وقتی طرفهای تجاری جمهوری اسلامی پس از اعلام آغاز عملیات طرد اقتصادی ایران تصریح کردهاند از قوانین و دستورات تحریمی آمریکا علیه ایران پیروی نمیکنند، جایی برای موفقیت این طرح وجود ندارد.
نکته پنجم این است که کارزار اقتصادی علیه ایران تا حد زیادی جایگزین جنگی میشود که برای آمریکا هزینههای سنگین دارد، بدون آنکه افقی برای آن در دسترس باشد. در جنگ نظامی ابزارها و تاکتیکها در زمانی کوتاه در مقابل هم قرار میگیرند و در اکثر مواقع، افق آن در زمانی کوتاه بهطور نسبی مشخص میشود؛ اما در جنگ اقتصادی ابزارها کارکرد کوتاهمدت ندارند و برخلاف ابزار جنگ از آنچنان قطعیتی هم برخوردار نیستند. در عین حال، در جنگ اقتصادی، بهخصوص برای کشوری با مختصات جغرافیایی ایران، بیش از جنگ نظامی، امکان اقدامات موازی با هدف خنثیسازی ابزار جنگ اقتصادی وجود دارد. ایران با داشتن همسایگان متنوعی در اطراف مرزهای شمالی، شرقی و غربی خود، از پس مدیریت و خنثیسازی اقداماتی از نوع آنچه بسنت از آن حرف میزند، برمیآید.
در کشاکش بحث اقتصادی ایران، هیچ نباید تردید کرد که استقامت اقتصاد ایران در برابر تندبادهای داخلی و خارجی که در گذشته برای آن تدارک دیده شده بود، از توانایی اقتصاد ایران خبر میدهد. و حرف البته از این بالاتر است؛ حدود یک ماه پیش یکی از مقامات ارشد بانک مرکزی ایران گفت، واردات ایران در سال گذشته حدود ۵۸ میلیارد دلار و صادرات غیرنفتی و نفتی ایران ۷۶ میلیارد دلار بوده و این به معنای تراز مثبت تجاری ایران در سال ۱۴۰۴ است. این در حالی است که حوادث سهمگین سال گذشته، شرایط ویژهای را بر ایران تحمیل کرده بود. البته این آمارها به معنای این نیست که دولت در جذب و فعالسازی ارز و ریال مشکلی نداشته است. این آمار بیانگر آن است که دولت در مفهوم اقتصادی آن کارکرد خود را دارد و برخلاف آنچه دشمنان ایران ادعا میکنند و بعضی هم در داخل کشور، همانها را نشخوار مینمایند و البته بعضی مسئولین هم با اهداف خاص که در این سالها سکهای رایج شده است، به بیان درمیآورند، کشور از حیث اقتصادی وضعیت بحرانی ندارد و به آن نزدیک هم نیست.
بله، وضعیت اقتصادی ایران از حیث چرخش داخلی، بهخصوص در بخش معیشت نیازمند تحول و بازتعریف است. اینکه رهبر معظم انقلاب دامت برکاته در پیامی که بهمناسبت هفته دولت صادر فرمودند، در اولین سرفصل مطالبات از دولت، بر تقویت معیشت مردم تأکید کردهاند، هم اذعان به وجود مشکل و هم مطالبهای اساسی تا سرحد رفع آن میباشد. یک نکته مهم این است که دشمن خبیث برخلاف بخش نظامی، در بخش اقتصادی، هنوز سودای از بین بردن ایران را در سر دارد و از آنجا که این سودای خبیثانه میتواند منشأ حوادثی شود، باید به راهبرد محوریت بخشیدن به فشارهای اقتصادی در کارزار با ایران توجه نمود و در صدد مقابله هم برآمد.
ایران از حیث اقتصادی واقعاً قوی است و باید برای خنثی کردن مدعای دشمن، مسئولان کشور آن را بر زبان آورند. به دشمنی که اکثر شاخصهای اقتصادی کشورش از نیمه دهه گذشته منفی بوده نگاهی بیندازند که چگونه در ناداری، دارایینمایی میکنند. ما هرگز از مسئولان ارشد کشور توقع پوشیده داشتن حقایق نداریم، اما توقع ناتواننمایی ایران که حتماً دروغی شاخدار است را هم از آنان نداریم. بله، در انواعی از کالاهای مرتبط با معیشت عمومی مشکلاتی وجود دارد، اما این مشکلات عمدتاً، بله عمدتاً، به مدیریت منابع و تخصیص بهجای آن بازمیگردد. این اشکال اگر درست شود، هم بخش بزرگی از مشکلات معیشت مردم رفع میگردد و هم دندان طمع دشمن در امید بستن به فشارهای اقتصادی و تجاوز نظامی به این کشور کشیده میشود و در نهایت کاهش هزینههای اقتصادی و کاهش تنشهای نظامی - امنیتی با هم اتفاق میافتد و بازدارندگی شکل میگیرد.
تئوری وزارت خزانهداری آمریکا در برابر ایران، قبل از آنکه متکی به تشدید واقعی فشار بر اقتصاد ایران و معیشت ایرانیان باشد، متکی بر باور داخلی بخش مؤثری از افراد مسئول و دستگاههای اقتصادی به ضعیف پنداشتن اقتصاد کشور است. و این خیلی عجیب است که مقام مسئولی که سالهاست یا خود در رأس تصمیمگیریهای اقتصادی کشور قرار داشته و یا یکی از این مقامات دستاندرکار این حوزه بوده است و در زمانهایی که انتخابات اقتضای متفاوت دیده شدن داشته، اقتصاد کشور را متهم به ضعف نکردهاند، اما حالا و در زمانی که دشمن در قالب ادعاها و پزهایی که هیچگاه قادر به عملی کردن آنها نبوده است، با دشمن دم میدهند! آیا نمیدانند همین دم دادنها سبب میشود دشمن به طرح ادعاهای جدید و تکرار امیدهای واهی روی بیاورد؟!
کجای کار اشکال دارد؟ آیا دشمن از دم و دستگاههای عریض و طویل ما برای رسیدن به هدفهای پلید خود، به مثابه پوستینهای وارونه استفاده نمیکند؟ آیا حلقههای بهظاهر مشورتی در سایه و در واقع پختوپزکنندگان اصلی داعیههای دشمنان، در اینجا صحنهگردانی نمیکنند و بعضی را در روی صحنه به بازی نگرفتهاند؟ اعضای سایهنشین و آشپزخانههای پختوپز گمنام و پوشیده نیستند، کمااینکه تأثیر مخربشان هم پوشیده نیست.
سعدالله زارعی