تفاوتهای دنیای باارزش با دنیای مذموم
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی، دنیای باارزش و مطلوب انسانها، چه تفاوتهایی با دنیای بیارزش و مذموم آنها دارد؟
پاسخ:
ویژگیهای دنیای باارزش و ممدوح
دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم، از دو منظر میتوان به آن نگاه کرد: ۱- از منظر خلقت و ذات این دنیا که عمدتاً صِبغه مادی دارد؛ ۲- از منظر تعلق و وابستگی به دنیا که یک نوع رابطه خاص غیرمادی است که به نوع پندار و جهانبینی انسان مربوط میشود. در اینجا به دو ویژگی دنیای باارزش و ممدوح اشاره میکنیم.
۱- مخلوق الهی
دنیای مادی که ما در آن زندگی میکنیم، شکی نیست که مخلوق ذات باریتعالی میباشد و بارها در قرآن کریم از آن به آیات الهی و آیات آفاقی یاد شده است، «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ»؛ ما آیهها و نشانههایمان را در گوشه و کنار جهان به آنها نشان خواهیم داد (فصلت- ۵۳) و در آیه دیگر میفرماید: «وَفِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ»؛ و بهراستی در آفرینش آسمانها و زمین و در رفتوآمد شب و روز، نشانههایی از خدا برای مردم عاقل است. (آلعمران- ۱۹۰).
بنابراین مجموعه مخلوقات و جلوههای مادی این عالم بهعنوان آیات و نشانههای الهی، و عظمت و قدرت الهی مطرح شده که برای صاحبان عقل و خرد، محل تأمل و تفکر و تعقل میباشد.
۲- بستر رشد و تعالی انسان
انسانها بهعنوان مخلوق الهی که یک بُعد وجودیشان جنبه مادی میباشد، از این حیث با عالم مادی که در آن زندگی میکنند همخوانی داشته و نمیتوانند خود را از عالم ماده جدا کنند و به کنج عزلت و انزوای غیرمادی کشیده شوند، چرا که در این صورت از رشد و تعالی و تکامل در این جهان که فلسفه وجودی آنها نیز میباشد، محروم خواهند شد.
بنابراین انسان زمانی میتواند به رشد و تعالی و تکامل نایل شود که در بستر مادی آن برنامهریزی کند و هدف غایی مسیر فلسفه وجودی خود را که ساختن فرد و جامعه در مسیر عبودیت و بندگی الهی باشد؛ محقق سازد.
پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرماید: «الدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ»، دنیا کشتزار و مزرعه آخرت است. (مجموعه ورام، ج ۱، ص ۱۸) یعنی انسان بذر رشد و تعالی و تکامل خود را باید در این دنیای مادی بکارد تا به مقصود و مراد خود برسد.
ویژگیهای دنیای بیارزش و مذموم
۱- نگاه استقلالی و هدف قرار دادن دنیا
شکی نیست که انسانها در این دنیا بهصورت موقت و محدود زندگی میکنند و عمر آنها در این دنیا ابدی نیست و در یک محدوده زمانی کوتاه زندگی، از این عالم رخت برمیبندند و به سرای آخرت انتقال مییابند.
«إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ وَالْآخِرَةُ دَارُ مُقَرٍّ»؛ همانا این دنیا سرای گذرا و موقت است و آخرت سرای ابدی و همیشگی است.
در حدیث دیگری پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «مَا خُلِقْتُمْ لِلْفَنَاءِ وَلَکِنْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ وَإِنَّمَا تُنْقَلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ»؛ شما انسانها برای بقا خلق شدهاید، نه برای نیستی و نابودی؛ (بنابراین) شما فقط از یک سرا به سرای دیگر منتقل میشوید. (بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۴۹). بنابراین نگاه مستقل به این دنیا بهعنوان هدف غایی بیارزش و مذموم است؛ و انسان باید نگاه گذرا و موقت به این عالم داشته باشد.
۲- تعلق و وابسته شدن به دنیا
چیزی که از نظر اسلام در رابطه با انسان و دنیا بیارزش و مذمت شده و نبایستنی است، و آفت و بیماری انسان تلقی میشود و اسلام در تعلیمات خویش مبارزهای بیامان با آن دارد، تعلق و وابستگی انسان به دنیاست. نه علاقه و ارتباط او به دنیا. وابستگی به دنیا در واقع اسیر زیستی انسان است. نه آزادزیستی او، هدف و مقصد قرار گرفتن دنیا است؛ نه وسیله و راه و مسیر واقع شدن آن. ارزش انسان به کمال مطلوبهایی است که جستوجو میکند. بدیهی است اگر مطلوبی بالاتر از سیر کردن شکم خودش نداشته باشد و تمام تلاشها و آرزوهایش در همین حد باشد، ارزشی بیشتر از شکم نخواهد داشت. و این است که امام علی(ع) میفرماید: «مَنْ کَانَ هَمُّهُ بَطْنَهُ قَدْرُهُ بِقَدْرِ مَا یَخْرُجُ مِنْهُ»؛ آنکس که همه همت و هدفش پر کردن شکمش باشد، ارزشش به اندازه همان چیزی است که از او خارج میشود.