کد خبر: ۳۳۸۳۵۷
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۲
میدان رسانه و دست برتر ایران در روایت-بخش پایانی

جنگ رسـانه‌ای خاکریز تعیین‌کننده در ساختار جنگ‌های مدرن

فائقه بزاز 

رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال، این امکان را فراهم کرده‌اند که روایت‌ها با سرعتی بی‌سابقه منتشر شوند و بر ادراک عمومی تأثیر بگذارند. در چنین شرایطی، کشوری که نتواند روایت خود را به‌درستی و به‌سرعت منتقل کند، عملاً بخش مهمی از میدان را واگذار کرده است. علاوه‌بر این، بسیاری از سیاستمداران و دولت‌ها، بخش قابل‌توجهی از انرژی خود را صرف ارتباط مستقیم با افکار عمومی می‌کنند.
استفاده هوشمندانه از رسانه‌ها، حضور مستمر در شبکه‌های اجتماعی و تلاش برای شکل‌دهی به تصویر عمومی، به بخش جدایی‌ناپذیری از سیاست خارجی تبدیل شده است. این روند نشان می‌دهد که دیپلماسی عمومی دیگر یک فعالیت جانبی نیست، بلکه در متن سیاست‌ورزی قرار دارد. علاوه‌بر لگو، «میم‌ها» و پیام‌های تصویری یا نوشتاری سفارتخانه‌های ایران در جهان نیز در گرفتن بازدیدهای میلیونی در سراسر جهان خودی نشان دادند. همان‌گونه که در شماره‌های قبل ذکر شد، جنگ رسانه‌ای در سطح جهان، یک خاکریز تعیین‌کننده در ساختار جنگ‌های مدرن است و در میدان ادراکی مدیریت روایت‌ها می‌تواند معادلات را تغییر دهد. در این شماره به چند نمونه دیگر از کارزار تبلیغاتی ایران در ارسال پیام‌های گزینشی و معنادار به دشمن اشاره می‌کنیم.
میم‌های جنگی! دفاع ایران با میم‌ها
در کالبدشکافی «میم» باید گفت عنصری قدیمی‌تر در عرصه اینترنت و شبکه‌های اجتماعی است. میم‌ها از بدو پیدایش ارتباطات به سبک اینترنت یا حتی پیامک به وجود آمدند تا با تقلید و طنز، موضوعی تکرارشونده را دست‌مایه شوخی با دیگران کنند.
میم‌ها در هر فرهنگی به شکلی خودنمایی می‌کنند؛ یک طرز فکر، مهارت، رفتار، عبارت یا سبکی خاص. تکثیر و انتقال یک میم هنگامی رخ می‌دهد که یک فرد، واحدی از اطلاعات فرهنگی را که متضمن یک میم است، از فرد دیگری کپی کند. میم‌هایی که بیشترین موفقیت را در کپی‌شدن و انتقال‌یافتن دارند، در یک فرهنگ غالب می‌شوند و دیگر همه افراد آن را می‌شناسند.
اگر یادتان باشد، زمانی دور و با پیدایش اینترنت، تصاویر «ترول» دست‌مایه «میم‌شدن» برای حالات مختلف یک فرد، اعم از غم یا شادی یا ترس و... بود. زمانی هم مرد موسفیدی با لبخندی بی‌تعریف و تفسیر که در حال نوشیدن محتویات یک فنجان بود، دست‌مایه شوخی «میمی» شده بود.
به همین واسطه، میم به بخش مهمی از فرهنگ دیجیتال تبدیل شده که در تعدیل افکار مخاطب نقش مهمی دارد. میم‌ها که به‌عنوان یک شوخی جمعی شناخته می‌شوند، این ظرفیت را دارند تا به شکل‌های خلاقانه تغییر کرده و هر بار اطلاعات جدیدی را منتقل کنند.
در دفاع مقدس سوم به سبک رسانه نیز علاوه‌بر لگوها، میم‌ها توانستند بازخوردهای جهانی بگیرند و گسترده شوند. بیشترین موضوعات میمی مربوط به شوخی با ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیاء، بود. شوخی میمی با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نظیر قطر و امارات نیز در مقام بعدی قرار داشت. در بیشتر این طنزها، ناکامی گنبد آهنین و نیز واکنش اماراتی‌ها و قطری‌ها از پشت‌پا خوردن از اسرائیل و آمریکا محور اصلی است.
شلیک سفارت‌خانه‌ها به اهداف دیپلماتیک
یکی دیگر از دستاوردهای ایران در رزم رسانه، پیام‌های سفارتخانه‌های ایران در شبکه اجتماعی ایکس بوده است که با استقبال کاربران سراسر جهان مواجه شده، کارزار رسانه‌ای موفقی را برای جمهوری اسلامی رقم زد و جلوه‌ای جدید از دیپلماسی عمومی را به نمایش گذاشت. در این میان، یکی از مهم‌ترین محورهای عملیات رسانه‌ای ـ روانی ایران، نقش‌آفرینی شبکه سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های دیپلماتیک کشورمان در فضای مجازی بود. ظرفیتی که پیش‌تر در قالب فعالیت‌های رسمی دیپلماتیک شناخته می‌شد، اما در جریان جنگ ۴۰ روزه، به یک شبکه هماهنگ و پرسرعت در جنگ روایت‌ها تبدیل شد.
آغاز این روند، به‌طور مشخص با فعالیت سفارت ایران در آفریقای جنوبی برجسته شد. این سفارتخانه با انتشار دو پیام کوتاه، اما ساختارشکن در شبکه اجتماعی ایکس، به‌طور مستقیم سیاست‌های ترامپ را هدف قرار داد. همین پیام‌های به‌ظاهر ساده، به دلیل لحن متفاوت، بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی پیدا کرد و تعاملات قابل‌توجهی از کاربران بین‌المللی را به همراه داشت.
پس از این نقطه آغاز، موجی از همراهی دیپلماتیک در فضای مجازی شکل گرفت. سفارتخانه‌های ایران در کشورهایی همچون زیمبابوه، هند، افغانستان، ژاپن، چین، بلغارستان، اسپانیا، پاکستان، انگلیس، اندونزی، تونس، کویت، غنا، تایلند، نیوزیلند، آلمان، لبنان، هلند، سیرالئون، موریتانی، ارمنستان، عراق، یونان، لهستان، کنیا و چندین کشور دیگر، به‌سرعت وارد این فضا شدند. هر یک از این نمایندگی‌ها باتوجه‌به موقعیت جغرافیایی و مخاطبان خود، به نقد سیاست‌های آمریکا و بازنمایی روایت ایران پرداختند.
حساب‌های رسمی سفارتخانه‌های ایران
 منبع تولید روایت
نتیجه این هم‌افزایی، شکل‌گیری نوعی دفاع و تهاجم دیپلماتیک در فضای مجازی بود که توانست در مدت کوتاهی، موجی گسترده در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کند.
این موضوع به‌گونه‌ای پیش رفت که حتی در سطح رسانه‌های جریان اصلی جهان نیز بازتاب یافت و حساب‌های رسمی سفارتخانه‌های ایران، به‌تدریج به یکی از منابع تولید روایت درباره تحولات جنگ تبدیل شدند.
مشرق در این زمینه آمار داده است: «از ۹ اسفند تا ۲۱ فروردین، در مجموع ۹۲ حساب کاربری وابسته به سفارتخانه‌های ایران ۸۴۹۷ پیام منتشر کردند و این پیام‌ها بیش از ۱۰ میلیون «لایک» و حدود ۳۶۰ میلیون بازدید از سراسر جهان به دست آوردند.
روزهای پایانی جنگ، به‌ویژه ۱۶ و ۱۷ فروردین، نقطه اوج فعالیت این حساب‌ها بوده است؛ روزهایی که بیشترین میزان بازدید و اثرگذاری بر کاربران ایکس را رقم زدند.
در میان این حساب‌ها، صفحه سفارت ایران در آفریقای جنوبی با اختلاف قابل‌توجهی بیش‌ترین میزان فعالیت و بازدید را به خود اختصاص داد. پس از آن، حساب‌های وابسته به سفارتخانه‌های ایران در زیمبابوه، ژاپن و هند بیش‌ترین توجه را به خود جلب کردند.»
«عصر حجر» و «کلیدها را گم کرده‌ایم» 
در صدر بازدیدها!
پرلایک‌ترین و پربازدیدترین پیام این بازه، متعلق به اکانت سفارت ایران در آفریقای جنوبی بود که با حدود ۹ میلیون بازدید و ۲۱۶ هزار لایک، بازتاب گسترده‌ای داشت.
این اکانت در واکنش به پیام وزیر دفاع آمریکا که از تعبیر «عصر حجر» استفاده کرده بود، نوشت: «عصر حجر؟ زمانی که شما هنوز در غار دنبال آتش می‌گشتید، ما داشتیم [منشور] حقوق بشر را روی استوانه کوروش حک می‌کردیم. ما توفان هجوم‌های اسکندر و مغول‌ها را گذراندیم و پابرجا ماندیم، چون ایران فقط یک کشور نیست، یک تمدن است.»
دومین پیام پربازدید نیز از همین حساب کاربری بود که با انتشار تصاویری از فرماندهان برکنارشده ارتش آمریکا، در پیامی با ۷ میلیون بازدید و ۱۲۰ هزار لایک نوشت: «تغییر رژیم با موفقیت اتفاق افتاد. ماگا (اشاره به شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» و نام جنبش حامیان دونالد ترامپ).
حساب کاربری سفارت ایران در زیمبابوه نیز توجه کاربران غیرایرانی و رسانه‌ها را جلب کرد و دو پیامش با ۷ میلیون و ۶/۶ میلیون بازدید خبرساز شدند.
این حساب در یک پیام جنجالی در اشاره به بسته‌شدن تنگه هرمز نوشت: «کلیدها را گم کرده‌ایم!» در پیام دیگری نیز در پاسخ به پیام دونالد ترامپ که ساعت اجرای تهدیداتش را سه‌شنبه ۸ شب به‌وقت شرقی آمریکا اعلام کرده بود، به تمسخر نوشت: «۸ شب خیلی خوب نیست. می‌توانید آن را به بین ۱ تا ۲ عصر تغییر بدهید، یا اگر ممکن است، ۱ تا ۲ صبح؟ از توجه شما به این مسئله مهم متشکرم. آی. ای. زد. (مخفف «سفارت ایران در زیمبابوه»، اشاره به شیوه دونالد ترامپ در پایان‌دادن به پیام‌هایش در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال).
مجموع این داده‌ها نشان می‌دهد که حساب‌های کاربری سفارتخانه‌های ایران در دوران جنگ، شکلی تازه از دیپلماسی عمومی دیجیتال را فعال کرده‌اند که مخاطبان جهانی را درگیر کرده است. این امر در شرایط جنگ اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا پس از وضعیت میدانی، افکار عمومی یکی از عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری دولت‌ها به شمار می‌رود.
«باجُغلی» از دانشگاه هاپکینز چه می‌گوید؟
کل دستگاه نظامی ایران، بخش ارتباطات را به این نسل جوان سپرده است. برای من عجیب نیست که آن‌ها آن‌قدر به گفتمان‌های آنلاین دقت کرده‌اند که می‌دانند دست روی چه موضوعاتی بگذارند تا پیام‌شان در تمام طیف‌های سیاسی فراگیر شود.
نرگس باجُغلی، استادیار مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز که خود را انسان‌شناس فرهنگی معرفی می‌کند و از همین رو از تحلیلگران علاقه‌مند به مطالعه روش‌های ارتباطاتی ایران است، در نشست مؤسسه کوئینسی می‌گوید که کل دستگاه رسانه‌ای ایران در تولید محتوا و انتقال پیام بسیار سریع‌تر از «سرزمینِ بچه‌خفن‌های تکنولوژی» یعنی آمریکا عمل کرده است.
باجُغلی توضیح داده است: «جنگ‌ها در دو فضا جریان دارند: میدان نبرد و میدانِ به همان اندازه مهمِ ارتباطات. ایران توانسته است جنگ ارتباطاتی را، به‌ویژه در رسانه‌های اجتماعی جهانی، کاملاً تحت انحصار خود درآورد.»
این کارشناس ساکن آمریکا می‌گوید: «نسلی از تولیدکنندگان محتوای بسیار جوان، نسل هزاره (اواخر دهه ۱۳۵۰ تا اواسط دهه ۱۳۷۰ شمسی) و نسل زد، در ایران حضور دارند که به آن‌ها فضا و چراغ‌سبز داده شده تا پیام این جنگ را به جامعه جهانی برسانند؛ به‌ویژه خطاب به کسانی که آنلاین هستند و اکنون جنگ و جهان را از دریچه دوران پسا‌غزه می‌بینند و این چیزی است که به شکلی بنیادین در حال تغییر است.»
باجُغلی می‌افزاید: «من بیش از ده حساب کاربری دارم که بیش از یک دهه است گفتمان‌های سیاسی مختلف را در شبکه‌های اجتماعی در موضوعات مختلف، نه‌فقط ایران، رصد می‌کنند. هرگز ندیده‌ام که در موضوعی، این‌گونه تمام الگوریتم‌های مختلفم از راست افراطی و طرفداران ماگا گرفته تا جمهوری‌خواهان میانه، و از لیبرال‌ها تا چپ‌های افراطی در آمریکا بر هم منطبق شوند.»
وی با تأکید بر این‌که تا پیش‌ازاین چنین همگرایی‌ای را میان گروه‌های مختلف ندیده است، می‌گوید: «من طی ۱۵ سالی که این کار را به‌صورت حرفه‌ای انجام داده‌ام، هرگز چنین چیزی ندیده‌ام. کل دستگاه نظامی ایران، بخش ارتباطات را به این نسل جوان سپرده است. برای من عجیب نیست که آن‌ها آن‌قدر به گفتمان‌های آنلاین دقت کرده‌اند که می‌دانند دست روی چه موضوعاتی بگذارند تا پیام‌شان در تمام طیف‌های سیاسی فراگیر شود.» این کارشناس آمریکایی می‌گوید: بنابراین سؤال مهم اکنون این است که «اگر اسرائیل با حمایت کامل آمریکا همچنان به‌عنوان یک هژمونِ نظامی عمل کند، حق حاکمیت در منطق اصلاً چه معنایی دارد؟»
وی می‌افزاید: «این چیزی است که هیچ‌یک از نظام‌های سیاسی حاکم بر این کشورها نمی‌توانند تا دو دهه دیگر تحمل کنند؛ وضعیتی که در آن حاکمیت آن‌ها به‌طور مداوم زیر سؤال می‌رود و با دو قدرت سروکار خواهند داشت که به نظر می‌رسد به حاکمیت هیچ‌کس در منطقه، به‌جز اسرائیل، اهمیت نمی‌دهند.»
و فصل‌الخطاب این گزارش را بیانی از امام شهیدمان امام خامنه‌ای زینت می‌بخشیم که فرمود: «امروز در دنیا چالش‌ها و درگیری‌ها، رسانه‌ای است. بیش از آنچه که موشک و پهپاد و هواپیما و ابزارهای جنگی و اینها تأثیر بگذارند در عقب‌راندن دشمن، رسانه‌ها هستند که تأثیر می‌گذارند و دل‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، ذهن‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. جنگ، جنگ رسانه‌ای است.»

captcha