سقوط آزاد لابی اسرائیل در افکار عمومی آمریکا پس از تحمیل جنگ به ایران
تاثیر لابی رژیم اسرائیل در کشیدن آمریکا به جنگ فاجعه بار با ایران و نیز نسلکشی فلسطینیان باعث شده است این لابی وابسته به صهیونیستها در بدترین وضعیت ممکن در میان افکار عمومی آمریکا قرار بگیرد.
در حالی که تلاش برای نفوذ سیاسی با هزینه بر روی احزاب و نامزدهای انتخاباتی در برخی کشورها اقدامی غیرقانونی محسوب میشود، لابیگری در آمریکا امری کاملا قانونی بوده و تقریبا هیچ اقدام سیاسی در این کشور بدون انجام آن میسر نیست.
از این رو، افراد، نهادها، و حتی کشورهای خارجی اقدام به سرمایهگذاری مالی برای لابیگری در این کشور میکنند. جان مرشایمر و استفن والت، 2 استراتژیست برجسته آمریکایی، در کتاب «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» به صراحت «لابی اسرائیل» را مسئول مداخلات پرهزینه در خاورمیانه و سیاستهای اشتباه واشنگتن معرفی میکنند.
مرشایمر در مصاحبههای اخیر خود بارها تاکید کرده است جنگ علیه ایران مغایر با امنیت ملی آمریکا بوده و این رژیم اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر و دیوید بارنیا، رئیس وقت موساد بودند که دولت ترامپ را به این جنگ کشاندند. جنگی که به باور مرشایمر بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا در تاریخ این کشور است. با توجه به رسیدن بهای سوخت به بالاترین نرخ خود در آمریکا و متعاقب آن افزایش تورم، اکنون فشار اقتصادی و معیشتی شدیدی بر جامعه این کشور تحمیل شده است.
مرشایمر میگوید: اگر شما سیاست خارجی اشتباهی را دنبال کنید اما در این سیاست پیروز شوید مردم احتمالا اشتباه شما را فراموش خواهند کرد. با این حال، سیاست خارجی اشتباهی که همراه با شکست باشد مانند آنچه در ویتنام در گذشته و در ایران حال حاضر رخ داد تبعات سیاسی جدی برای تصمیم گیرندگان آن به همراه خواهد شد.
از آنجا که جنگ ایران اکنون به یک شکست همهجانبه برای آمریکا تبدیل شده، افکار عمومی این کشور به دنبال یافتن مقصر اصلی این اشتباه است. گرچه رسانههای جریان اصلی آمریکا به دلیل نفوذ لابی رژیم اسرائیل از هر گونه انتقاد از این جریان مخوف اجتناب میکند، اما ظهور رسانههای جایگزین در جهان، کمک شایان توجهی در آگاهی بخشی به مردم به ویژه نسل جوانتر کرده است. در حال حاضر، انگشت اتهام به طور مستقیم به سوی لابی رژیم اسرائیل نشانه گرفته شده است.
دوری نامزدهای انتخاباتی
از لابی صهیونیست
انتخابات ماه نوامبر (آبان ماه) آمریکا از آن جهت حائز اهمیت است که، نخستین انتخابات پس از تجاوز آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران است. در حالی انتخابات پیش رو برگزار خواهد شد که هر دو مجلس نمایندگان و سنا در کنگره در اختیار جمهوریخواهان بوده و کاخ سفید به عنوان قوه مجریه نیز شاهد حضور یک رئیسجمهور جمهوریخواه است. با این حال، کارشناسان میگویند تبعات شکست در جنگ ایران و فشارهای اقتصادی بر مردم آمریکا، در نهایت تاثیر خود را در صندوقهای رای نشان خواهد داد.
این مسئله از آن جهت حائز اهمیت است که دموکراتها در دوره نخست سکانداری ترامپ در کاخ سفید، 2 بار وی را در مجلس نمایندگان استیضاح کردند. اکنون با توجه به شکست آمریکا در جنگ با ایران که بدون مجوز کنگره آغاز شد، اقدامات ترامپ در جنگ تجاری با دوستان واشنگتن، و نیز مشکلات متعدد داخلی ناشی از سیاستهای نابخردانه کاخ سفید، انگیزه کافی در دموکراتها برای شروع دوباره روند استیضاح ترامپ را به وجود آورده است.
از آنجا که مردم آمریکا به دنبال یافتن مسببان گرانیهای افسار گسیخته اخیر هستند؛ لابی اسرائیل و حزب جمهوریخواه به رهبری دونالد ترامپ در اوج فشار قرار دارند. اکنون برای سیاستمداران آمریکایی روشن شده است که جنگ نامحبوب ایران پاشنه آشیل آنها در انتخابات آتی است. از آنجا که لابی رژیم اسرائیل مقصر اصلی وضع موجود قلمداد میشود، بهترین استراتژی فاصله گرفتن از این لابی برای جلب آرای رای دهندگان مستقل است.
فرار از رفتن
زیر بار حمایت لابی اسرائیل
بارزترین نشانه این تحول، ماجرای «مایک راجرز»، نامزد جمهوریخواه سنای آمریکا از ایالت میشیگان است. بر اساس گزارش آکسیوس، متحدان راجرز از آیپک به عنوان یکی از فعالترین لابیهای رژیم اسرائیل در آمریکا خواستهاند که در حمایت از او تبلیغات انتخاباتی انجام ندهند. این درخواست پس از آن مطرح شد که راجرز با «مایکل توچین»، رئیس آیپک، در لسآنجلس دیدار کرد.
گزارش آکسیوس تاکید دارد این تنش نشان میدهد جایگاه سیاسی آیپک تا چه اندازه در میان خشم رایدهندگان از جنگ غزه و جنگ نامحبوب ایران سقوط کرده است، بهگونهای که حتی راجرز که یک جمهوریخواه سرسخت طرفدار اسرائیل است میترسد حمایت عمومی این لابی تبعات سیاسی جدی برای او باشد.
در کنار ماجرای «مایک راجرز»، نمونههای متعدد دیگری نیز از فاصلهگیری نامزدهای انتخاباتی از آیپک و لابی اسرائیل قابل مشاهده است.
«نیکی کونفورتی»، نامزد جمهوریخواه ایالت ایلینوی، به صراحت اعلام کرده که پول آیپک را نمیپذیرد و تاکید دارد: «من کسی نیستم که بتوان او را خرید». در همان حوزه، نامزد دموکرات «جوزف روزویچ» نیز تاکید کرده که کمکهای آیپک را نخواهد پذیرفت. «ست مولتون»، نامزد دموکرات سنا از ایالت ماساچوست نیز میگوید کمکهای پیشین خود از آیپک را پس میدهد و هرگونه حمایت آینده از این لابی را نخواهد پذیرفت.
اکنون نه تنها نامزدهای انتخاباتی از بیم خشم رای دهندگان از پذیرش حمایت آیپکگریزان هستند، بلکه نامزدهای انتخاباتی برای خراب کردن وجه رقبای خود، آنها را متهم به دریافت حمایت از لابی رژیم اسرائیل میکنند.
«دنیل بیس»، شهردار «اوانستون» و نامزد دموکرات کنگره در «ایلینوی»، با انتشار یک آگهی تبلیغاتی، آیپک را به چالش کشیده و «لورا فاین»، رقیب خود را به دریافت حمایت از این لابی متهم کرده است. جالب آنکه خود «فاین» نیز علیرغم دریافت حمایت از آیپک، در سخنان خود از لابی رژیم اسرائیل فاصله گرفته است. این موج گسترده فاصلهگیری از لابی اسرائیل که حتی نامزدهای جمهوریخواه را نیز در بر گرفته نشاندهنده تغییر عمیق در معادلات سیاسی آمریکا و تبدیل حمایت آیپک از یک مزیت رقابتی به یک نقطه ضعف سیاسی است. نیویورک تایمز این ماجرا را نشانهای از مشکلات عمیقتر لابی رژیم اسرائیل و سازمان آیپک دانست که حتی در میان جمهوریخواهانی که به حمایت بیچونوچرا از اسرائیل شهرت دارند موجب وحشت شده است. پیش از این، دونالد ترامپ خود به تضعیف لابی اسرائیل اذعان کرده بود. ترامپ در مصاحبهای در ماه اوت (مردادماه) درباره تغییرات عمده در عرصه سیاست آمریکا گفت: بزرگترین تغییری که در یک دهه اخیر مشاهده کردهام، آن چیزی است که برای اسرائیل رخ داده است.
اگر به 2 دهه قبل برگردیم، آنها قویترین لابی را در واشنگتن در اختیار داشتند. اما اکنون، اگر به مجلس نمایندگان و دموکراتهای مجلس نگاه کنید، واقعا از آنچه رخ میدهد شگفت زده خواهید شد. من هرگز چیزی شبیه به این را ندیدهام. این اظهارات در حالی مطرح میشود که نظرسنجیها حاکی از افول چشمگیر حمایت از رژیم صهیونیستی در میان رایدهندگان آمریکایی است.
تبعات سیاستهای نابخردانه
نسل کشی فلسطینیان در غزه و تحمیل جنگی نامحبوب ایران، نقطه عطفی را در تاریخ سیاسی آمریکا رقم زدهاند. لابی رژیم اسرائیل که روزگاری به عنوان قویترین لابی واشنگتن، کنگره را در اختیار داشت و هر نامزدی را که جرات مخالفت با رژیم اسرائیل داشت، با انبوهی از پول و تبلیغات منفی از میدان به در میکرد، امروز به پاشنه آشیل هر نامزد انتخاباتی تبدیل شده است.
نظرسنجی گالوپ در سال ۲۰۲۶ برای نخستین بار نشان داد تعداد آمریکاییهای همدل با فلسطینیان (۴۱ درصد) از همدلان با رژیم صهیونیستی (۳۶ درصد) پیشی گرفته است. در میان دموکراتها، ۵۸ درصد معتقدند آمریکا بیش از حد از رژیم اسرائیل حمایت میکند و
۷۷ درصد از رایدهندگان دموکرات معتقدند اسرائیل در غزه در حال ارتکاب نسلکشی است.
با این حال، آیا این امر به معنای پایان کار لابی رژیم اسرائیل است؟ پاسخ این پرسش را باید از دو جنبه مورد بررسی قرار داد. در سطح افکار عمومی و سیاست داخلی، مسیر نزولی لابی رژیم اسرائیل دیگر قابل بازگشت نیست. نسل جدید رایدهندگان آمریکایی به ویژه رای دهندگان زیر ۳۵ سال، خود شاهد نسلکشی در غزه بوده و پیوند میان سیاستهای اشتباه واشنگتن در خاورمیانه و نفوذ لابی صهیونیستی را از نزدیک شاهد بودهاند. مرشایمر بر این باور است که رژیم اسرائیل که تا چند دهه پیش در کنترل روایتها و گفتمان عمومی تسلط کامل داشت، اکنون با دسترسی همگانی به اینترنت و ظهور رسانههای جمعی، در تحمیل روایت خود عملا شکست خورده است.
با این وجود، لابی رژیم اسرائیل هنوز یکی از بزرگترین سرمایهگذاران در انتخابات آمریکاست. برای مثال، آیپک با نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار بودجه وارد انتخابات ۲۰۲۶ شده است. این پول هنوز هم میتواند در بسیاری از حوزههای انتخاباتی نتیجهساز باشد. آنچه اکنون تغییر کرده، کارایی این سرمایه است. پولی که روزگاری با کمترین هزینه بیشترین نتیجه را داشت، امروز با هزینههای گزاف، بازدهی نزولی پیدا کرده است.
به عبارت دیگر، لابی اسرائیل هنوز ثروتمند است، اما دیگر مانند گذشته ترسناک نیست. و این مسئله دقیقا همان تحولی است که جان مرشایمر و استفن والت دو دهه پیش در کتاب خود پیشبینی کرده بودند: روزی که هزینههای گزاف لابی اسرائیل برای آمریکا از منافع آن بیشتر شود، افکار عمومی به مقابله با آن برخواهند خاست.